آناهیتا زرین(شهروند خبرنگار)
«ایرانوایر» سال گذشته اولین جلد از کتاب «زنان تاثیرگذار ایران» را بهصورت دیجیتال منتشر کرد. نسخه چاپی این کتاب چند ماه پیش توسط انتشارات «ناکجا» منتشر شد. این کتاب، روایت ۱۰۰ زنی است که بر پیرامون خود، جامعه، علم، هنر، سیاست، فرهنگ، ورزش، اقتصاد و تکنولوژی تاثیر گذاشته، از موانع نظام نابرابر جنسیتی نهراسیده و مسیری را برای رشد و دستیابی زنان ایران به حق برابر انسانی خویش هموار کردهاند. انتخابکنندگان این فهرست، مخاطبانی هستند که باور دارند از این زنان تاثیر گرفتهاند.
پس از انتشار نسخه دیجیتال کتاب زنان تاثیرگذار، از شما مخاطبان ایرانوایر خواستیم اگر نام زنی که به نظرتان تاثیرگذار بوده است را در این فهرست نمیبینید، نام و دلیل آنکه او را تاثیرگذار میدانید، برای ما به ایمیل [email protected] بفرستید.
در مدت چند ماه، ایمیلهای زیادی از شما دریافت کردیم و نامهای زیادی بر پایه انتخابهای شما برای جلدهای بعدی کتاب جمعآوری شدند. منتخبان میتوانند در هر عرصهای، از فرهنگ، علم، آموزش، پژوهش و کنشگری گرفته تا هنر، ورزش، فعالیتهای خیریه، سیاست، تکنولوژی، کارآفرینی، نوآوری، اقتصاد و ادبیات گامهای موثری برداشته باشند.
اگر شما هم زنی تاثیرگذار میشناسید، در انتخابهای ما سهیم شوید. زندگینامه زنان تاثیرگذار پیشنهادی شما (پس از تایید توسط تیم ایرانوایر) ابتدا در سایت منتشر میشود و در گام بعدی، به جلدهای بعدی کتاب زنان تاثیرگذار راه مییابد.
جلد اول کتاب زنان تاثیرگذار را میتوانید از این لینک دانلود کنید.
***
شب بو بیابان بو زمستان بو
بوران بو دَرَنده فراوان بو
من بوم و می دیلبر جانان بو
از سردی می دوش رو بی جاَن بو
کول داشتیم آتشگای خاموشه
خاموش روشن سرد و پور جوشه
خیلی از ما این ترانه را با شعر دیگری با صدای خوانندههایی دیگر شنیدهایم، اما شاید کمتر کسی بداند نخستین نسخه این ترانه با همین ادبیات گیلکی روی شعری از «جهانگیر سرهنگپور» را، یکی از خوشصداترین خوانندگان گیلانی خوانده است: «فهیمه اکبر.»
نام فهیمه اکبر، با نام اصلی «فهیمه یمیناسفندیاری»، نامی آشنا در گیلان است و از مدتی پیش که سریال «خاتون» ساخته شد، همه این نام را با بازی «غزل شاکری» همراه کردند؛ اما او یکی از نخستین خوانندگان و پژوهشگران زن گیلانی است که اصالتی مازندرانی داشت و زاده تهران بود.
بسیاری از ترانههایی که در گیلان بر زبان مردم است را، برای نخستین بار فهیمه اکبر خوانده است.
فهیمه متولد ۱۷آذر۱۲۹۶ در شهر تهران بود. پدرش «اسدالله یمینالسلطنه»، سیاستمدار دوره قاجار و پهلوی بود. او نوه «میرزا جعفرخان یمینالممالک» و دکتر «علی نقی خان حکیمالممالک»، طبیب ناصرالدینشاه بود. اصالت خانوادگی آنها از خانواده بزرگ اسفندیاریهای مازندران و «محتشمالسطنه اسفندیاری»، عموی بزرگش بود. یمین اسفندیاری در سال ۱۳۰۷ بهعنوان سرپرست دانشجویان به فرنگ اعزام شد. او مدتی نیز در وزارت مالی استخدام شد، در مجلس سیزدهم یکی از نمایندگان بابل بود و یکی از کسانی بود که در لایحه اصلاح قانون انتخابات از حق رای زنان در مجلس پانزدهم دفاع کرد و مورد حمله بسیاری قرار گرفت، اما دست از حمایت این حق برنداشت.
فهیمه در چنین خانوادهای بزرگ شد. او بهخاطر شغلهای پدرش در شهرهایی مثل باکو و پاریس زندگی کرده بود و از کودکی علاقه زیادی به موسیقی داشت و مدتی شاگرد «مرتضی خان محجوبی» بود. در زمانی که پدرش سرکنسول باکو بود، در باکو موسیقی آموخت.
در تهران، فهیمه به مدرسه «ژاندارک» رفت و تحصیلات خود را ادامه داد. او صدای خاصی داشت که کمتر خواننده زنی در آن زمان میتوانست آنگونه بخواند. فهیمه برخلاف زنان خواننده زمانه خود، به سبک شانسونهای فرانسوی، مانند «ادیت پیاف» میخواند و صدای سوپرانوی قویای داشت.
فهیمه یمین اسفندیاری در سال ۱۳۱۷ با «محسن اکبر»، که بعدها نماینده رشت شد ازدواج کرد و نام خانوادگی اکبر را برای خود انتخاب کرد و از آن به بعد، به فهیمه اکبر معروف شد. او پس از ازدواج به رشت رفت و برای ۲۰ سال ساکن این شهر شد. همسرش که نماینده ادوار هجدهم و نوزدهم مجلس شورای ملی شد، پسر «فتحالله خان اکبر» سپهدار رشتی و نخستوزیر ایران در دوره قاجار بود. محسن اکبر مدتی نایبرییسی انجمن شهرداری رشت را نیز به عهده داشت.
محسن اکبر بعد از ازدواج فهیمه را تشویق کرد تا خوانندگی را ادامه دهد. فهیمه که حالا در گیلان بود، زبان گیلکی را آموخت و بیشتر آثارش را به این زبان خواند. آنها سه فرزند داشتند به نامهای «گیلان»، «گلی» و «فتحالله.»
آشنایی خانواده اکبر با «جهانگیر سرتیپپور» باعث شد تا ترانههایی را که او سروده بود بخواند. ترانه «گیلان جان» که یکی از مشهورترین ترانههای فهیمه اکبر و گیلانی است، سروده او بود و گفته میشود آن را برای گیلان اکبر، دختر بزرگ فهیمه سروده است که بعد از سفر به فرنگ به گیلان برگشته بود. همان ترانه که «محمد نوری» نیز آن را خوانده است:
گیلان جان گیلان اوی گیلان - تاج سره خوشگلان
چی خوش و خرم رو داری - بری دل جه خوبان
جور سبزه پیرهن داری جیر آبی دامن داری
با اه سبز و آبی ایسی آفتابی به دوران
آه چه جانانه هم خانه داره می دیل
گیلان جان تی گیل گل واکود
فهیمه با «فریدون فرزانه» نیز همکاری کرد و آهنگ مشهور «گل پامچال» از سرودههای او بود. قطعههای «والس نوروزی»، «ماه نو»، «آی بوخوفت دیل»، «آن شب بهار»، «جومه بازار» و «نوشو نوشو» حاصل همکاریهای فهیمه اکبر و فریدون فرزانه است. فهیمه همچنین باتوجه اینکه به زبانهای روسی، آلمانی، انگلیسی و فرانسوی مسلط بود، آوازهایی به این زبانها نیز خواند.
«جومه بازار»، یکی دیگر از ترانههای معروف فهیمه اکبر است که «احمد عاشورپور» و محمدنوری نیز آن را خواندهاند:
ساز و نقارهیه جوما بازار
جونبانه دیلا، جونبانه دیلا، جان جان
سیمبر و دیلبر و ذوق دیدار
جونبانه دیلا، جونبانه دیلا، های جان جان
تا اَیم خون فوتورکه تی جولا
پس چِره نواسی بتانما گب زِن؟
فهیمه اکبر در کنار خوانندگی، در بسیاری از انجمنها و سازمانهای خیریه و مجامع بینالمللی زنان عضویت داشت و برای حقوق زنان تلاش زیادی میکرد.
او مسوول کمیسیون هنری «راه نو» بود. این جمعیت که توسط «مهرانگیز دولتشاهی» در فروردین ۱۳۳۴ خورشیدی تاسیس شده بود، محرکی برای تشکیل جمعیتهای دیگر در راستای آموزش، نظارت و بهبود وضعیت زنان و همچنین امور خیریه شد. جمعیت راه نو، متشکل از بانوان روشنفکر و تحصیلکردهای بود که وظیفهشان را آموزش زنان در جهت دفاع از حقوقشان میدانستند.
فهیمه در سال ۱۳۲۰ بهعنوان بازرس منصوب از سوی اولین هیاتمدیره بنگاه حمایت مادران و نوزادان رشت (زایشگاه) به عضویت این بنگاه درآمد. او همچنین غرفه گیلان را در جشنواره فرهنگی هنری افتتاح کرد.
فهیمه اکبر در پایان دهه سی، مجموعهای از ترانههای خود را در «مجموعه اوخان» گرد آورد. در مقدمه کتاب نوشت: «سه سال پیش بر حسب پیشنهاد اینجانب به جمعی، تصمیم گرفته شد از طرز زندگی و هنرها و صنایع مردم هر استان به تدریج نمایشگاهی در تهران تشکیل شود تا بدین وسیله، آنهایی که استطاعت یا فرصتشان اجازه مسافرتهای طولانی را نمیدهد، در مرکز تاحدی از این آشنایی برخوردار گردند. اهل علم، فرصت مطالعه بیشتری داشته باشند، هنرمندان دسترنجها و ذوقهای خود را به چشمها و گوشهای مشتاق برسانند و خود تشویق گردند. این پیشنهاد با استقبال شایان مورد تصویب قرار گرفت.»
او در کنار این فعالیتها، بر برخی هنرهای گیلانی ازجمله فرهنگ خوراکی پژوهش کرد. او که علاقه زیادی به گیلان داشت، کتابی با عنوان «طباخی گیلان» را با همکاری «محمد فروغ نیا» به چاپ رساند که مورد توجه فراوانی قرار گرفت. این اثر، نخستین کتاب دستور طبخ غذاهای محلی گیلان است که در سال ۱۳۳۸ خورشیدی منتشر شد.
فهیمه اکبر و محسن اکبر بههمراه خانواده بعد از سال ۱۳۵۷ به آمریکا رفته و در واشنگتن مستقر شدند. او در یک مرکز اجتماعی بهطور داوطلبانه مشغول به فعالیت شد. نام او در فهرست آسایشگاه خیریه «مونتگومری» نیز ثبت شده است. او همچنین در آمریکا مجموعهای از کارهایش را منتشر کرد.
محسن اکبر در ۱۳۷۷، بعد از شصت سال زندگی مشترک درگذشت و فهیمه اکبر نیز در شهریور ۱۳۸۸ در آمریکا، دراثر بیماری قلبی چشم از جهان فروبست.
گلی اکبر، دختر فهیمه، گفته بود که او خواسته است که سنگی برایش نگذارند. هرچند که او درگذشت، اما آثارش در ایران همچنان منتشر میشود و آثاری از او در فیلمهایی مانند «ناگهان درخت»، ساخته «صفی یزدانیان» پخش شد.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر