از ابتدای سال ۱۴۰۲، دستکم ۱۷ شهروند بلوچ در استان سیستان و بلوچستان و مناطق بلوچنشین استانهای مجاور که سوختبری میکردند، کشته و شش نفر نیز مجروح شدهاند. در میان کشتهشدگان، سه کودک زیر ۱۸ سال هم بوده است.
«ایرانوایر» برای جزییات بیشتر درباره رنج روزانه سوختبری، با یک شهروند بلوچ در شهر زاهدان که خود مدتی را سوختبر بوده و «مسعود رئیسی»، فعال حقوقبشر و از مدیران وبسایت خبری تحلیلی «رسانک» گفتوگو کرده است.
سوختبری استراتژی بقا است
شنبه شب، ۱۹ فروردین ۱۴۰۲، فعالان و شهروندان بلوچ در طوفان توییتری با عنوان «جان برای نان»، از رنج سوختبران بلوچ نوشتند؛ توییتهایی که فضای توییتر فارسی را تحت تاثیر قرار دادند.
فعالان بلوچ میگویند قربانیان سوختبری یا در اثر تعقیب و گریز نیروهای نظامی جمهوری اسلامی تصادف کرده و در آتش زنده زنده سوخته و یا با شلیک مستقیم ماموران، جان باختهاند.
کاربرانی که از اسامی آنها مشخص است اغلب خود از مردم بلوچ هستند، از این نوشتهاند که شهروندان در استان سیستان و بلوچستان و مناطق بلوچنشین استانهای مجاور واقعا راه چاره دیگری جز سوختبری برای ادامه زندگی ندارند.
اکانت توییتر «حسام بلوچ» که خود را فعال مدنی معرفی کرده، نوشته است: «سرگذشت کوتاه یه سوختبر… لیسانس گرفت، خدمت سربازی رفت، به امید اشتغال، نه سرمایهای داشت برای شروع کار، از سگ دو زدن خسته شده بود! منصرف شد. رفت سوختبری. خبر دادند، جنازه به همراه ماشین خاکستر شده است.»
سرگذشت کوتاه یه سوختبر...
— حسام بلوچ (@balochestan12) April 8, 2023
لیسانس گرفت، خدمت سربازی رفت، به امید اشتغال، نه سرمایه ای داشت برای شروع کار، از سگ دو زدن خسته شده بود!
منصرف شد.
رفت سوختبری.
خبر دادند، جنازه به همراه ماشین خاکستر شده است.
هشتگ را همراهی کنید.#BleedingBread#سوختبر pic.twitter.com/84bh45ya1y
او با انتشار تصویر کارت ملی سوخته شهروندی به نام «عثمان ملازهی» که در پاییز سال قبل در «دلگان» در آتش سوختبری کشته شد، به رنجی اشاره کرده است که مردم بلوچ به رغم تلاشهای مکرر برای برونرفت از وضعیت موجود تحمل میکنند.
موضوع تحصیل کرده بودن سوختبران را کاربران دیگری نیز مورد تاکید قرار دادهاند. آنها از نرخ بیکاری بالا، نبودن امنیت شغلی و ناامنی ساخته خود حکومت به عنوان دلایلی که شهروندان بلوچ، حتی شهروندانی که از طبقه متوسط جامعه بلوچستان میآیند یا تحصیل کرده هستند، برشمردهاند.
کاربر دیگری به نام «نومد» نیز در توییتی که در همراهی با طوفان توییتری شنبه شب منتشر کرده، نوشته است: «هموطنان بلوچمون در شرایطی مجبور به سوختبری میشند که اکثرا تحصیلکرده هستند اما به خاطر مذهب سنی و استخدام غیربومی وفاداران و عمال جمهوری اسلامی تمام فرصتهای شغلی ازشون گرفته میشه و هیچ گزینهی دیگهای برای امرار معاش ندارند.»
هموطنان بلوچمون در شرایطی مجبور به سوختبری میشند که اکثرا تحصیلکرده هستند، اما به خاطر مذهب سنی و استخدام غیربومی وفاداران و عمال جمهوری اسلامی تمام فرصتهای شغلی ازشون گرفته میشه و هیچ گزینهی دیگهای برای امرار معاش ندارند.#BleedingBread
— ɴᴏᴍᴀᴅ (@Nomaadie) April 8, 2023
یک شهروند بلوچ که به دلایل امنیتی نام او نزد «ایرانوایر» محفوظ است، میگوید سوختبری تنها یک راهکار برای بقا در شرایط اقتصادی بسیار دشوار بلوچستان است.
او که خود نیز مدتی را سوختبری کرده است، میگوید سوختبرها هر بار که میخواهند راهی شوند، از خانواده خود طوری خداحافظی میکنند که انگار بار آخر است: «مثل یک اعدامی که آخرین بار با خانوادهاش ملاقات میکند، سوختبرها دقیقا این شرایط را دارند. این خیلی دردناک است. خیلی از دوستان خودم زنده زنده در آتش سوختند. من از نزدیک لمس کردم. ماموران نظامی اصلا ایست و هشدار قبلی نمیدهند، مستقیم شلیک میکنند.»
او در ادامه تاکید میکند: «اکثر سوختبرها تحصیلکرده و درس خواندهاند و میتوانستند برای جامعه خودشان کارهایی بکنند ولی چون سنی هستند و بلوچ، در ادارهها به آنها کار نمیدهند.»
این شهروند بلوچ همچنین با اشاره به شمار افراد کشته شده از ابتدای سال جدید نیز میگوید: « دو برادر به نام محمودزهی، زنده زنده در آتش سوختند. سرگذشت فرزندانشان چه میشود؟ چهطور بزرگ میشوند؟ من فردی را میشناسم که سوختبری میکرد و یک هفته به عروسی خود گفت میروم این سرویس آخر را و میآیم. همه امکانات و تدارکات عروسی او آماده بود ولی رفت و دیگر برنگشت.»
او با تاکید بر این که مردم در تامین نیازهای اولیه زندگی خود ماندهاند، میگوید: «اینها که میروند و کشته میشوند هم انسانند و جانشان شیرین است. خودشان هم میدانند که چه کار خطرناکی میکنند ولی اینها واقعیتهای بلوچستان است. شغل نیست. واقعا نیست. بلوچستان بالاترین سطح تورم و کمترین نرخ اشتغال را دارد. این آمار رسمی خود دولت است.»
اشاره این فعال بلوچ به آمارهایی است که مقامات جمهوری اسلامی و مرکز آمار ایران هر از گاهی منتشر میکنند. در دیماه ۱۴۰۰، استاندار وقت سیستان و بلوچستان در یک سخنرانی گفته بود نرخ بیکاری در استان سیستان و بلوچستان از همه مناطق ایران بالاتر است.
پیش از آن نیز «علیم یارمحمدی»، نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی در خرداد ۱۳۹۹ به خبرگزاری «ایلنا» گفته بود نرخ بیکاری در این استان بین ۴۰ تا ۶۰ درصد است. این در حالی است که فعالان حقوق کار همیشه بر این تاکید دارند که نرخ بیکاری واقعی با توجه به دستکاری شدن تعریف کار در قوانین ایران، همیشه بیشتر از نرخ اعلام شده دستگاههای دولتی و حکومتی است.
کشتار سوختبران یکی از روشهای سرکوب حکومت است
مسعود رئیسی، فعال حقوق بشر و مدیر وبسایت «رسانک» بر این که بسیاری از مردم بلوچی که به سوختبری روی میآورند، به دلیل سیاستهای حکومت چاره دیگری پیش روی خود ندارند، میگوید: «سوختبری از معدود کارهایی است که امروز در بلوچستان بسیاری از شهروندان با آن میتوانند نان سر سفره خانوادههایشان ببرند. در واقع میشود گفت در تمام مناطق بلوچنشین، تنها کاری که میشود گفت الان از آن امرار معاش میکنند، سوختبری است.»
او با اشاره به خطرات این راه کسب نان و آگاهی افرادی که به سوختبری مشغولند از این خطرات میگوید: «در سوختبری ممکن است تصادف رخ دهد، ماشین یا موتورشان واژگون شود یا مامورانی که به قصد کشت شلیک میکنند به سمت رانندهها، تیراندازی کنند. بسیاری از سوختبران بودهاند که از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفتهاند. این مشخص میکند که به قصد کشت شلیک میکنند. مردم این را میدانند ولی برای این که بتوانند زنده بمانند، دست به سوختبری میزنند.»
رئیسی با تاکید بر این که تلقی حکومت از سوختبری به عنوان «قاچاق»، ریشه در تبعیض سیستماتیک آن علیه مردم بلوچ دارد، میگوید: «جمهوری اسلامی هر چیزی را که در بلوچستان جابهجا میشود، قاچاق تلقی میکند. حتی شده همان پیاز و سیبزمینی که در شهرستان دشتیاری کشت میشود هم وقتی مردم خرید و فروش میکنند، از نظر حکومت قاچاق است. بارها شده است که ماشینها را گرفته و بارشان را مصادره کردهاند.»
رئیسی با گفتن این که ریشه سوختبری، همچنین کشتار و مجروح کردن سوختبران و فقر مردم بلوچ، رژیم جمهوری اسلامی است، میگوید: «سوختبرها یا از اقشار بسیار فقیر جامعه بلوچستان هستند یا از افراد بدون شناسنامه که هیچ خدماتی به آنها ارایه نمیشود و مجبورند برای گذران زندگی، دست به سوختبری بزنند یا اینکه از طبقه متوسط هستند.»
به گفته رئیسی، حتی کسانی که از طبقه متوسط هستند هم به دلیل ناامنی اقتصادی شدید، تورم مهار نشدنی و وضعیت بغرنج بیکاری، حاضرند تن به سوختبری بدهند، چون از فردای خود و خانوادههایشان نگرانند.
این فعال حقوقبشر با تاکید بر این که سوختبران از خطرات جانی سوختبری آگاه هستند نیز میگوید: «میدانند که اگر امروز بروند، شاید فردا نباشند. میدانند و جانشان را گذاشتهاند کف دستشان ولی میگویند که حداقل میتوانند پولی در بیاورند و زندگی خود را بچرخانند، وگرنه همه میدانند این کار خیلی خطرناک است اما چارهای ندارند.»
شهروند بلوچی که از زاهدان با «ایرانوایر» گفتوگو کرده است نیز میگوید با وجود تمام این سختیها، مردم بلوچ در جمعههای اعتراضی زاهدان ایستادهاند و حکومت هم برای این که فشار را بر مردم بیشتر کند، فشارها را بر سوختبران اضافه کرده است: «میخواهند به مردم این پیام را بدهند که رزق و روزی شما دست ما است و ما اگر بخواهیم، شما میتوانید یک لقمه نان سر سفره خانوادههایتان ببرید و اگر نخواهیم، شما را میکشیم. با بیشتر کشتن از سوختبرها، میخواهند اعتراضات را خفه کنند.»
پیشتر، سازمان حقوقبشری «حالوش» نیز در گزارشی درباره کشتهشدگان بلوچ به دست نیروهای جمهوری اسلامی، کشتار سوختبران را یکی از روشهای سرکوب شهروندان بلوچ و مطالبات آنها دانسته بود.
کارزاری برای اتحاد و بزرگداشت جان شهروندان بلوچ
مسعود رئیسی، فعال حقوقبشر بلوچ، از جمله افرادی که کارزار و طوفان توییتری «جان برای نان» را راهندازی کرده است، به «ایرانوایر» میگوید این کمپین برای جلب توجه رسانههای فارسیزبان و افکار عمومی جامعه ایران و یادآوری این امر بوده که جان شهروندان بلوچ هم مهم است: «در دو هفته اخیر، ۲۳ سوختبر در جادهها کشته و زخمی شدهاند. متاسفانه شمار کشتهها ۱۷ نفر است که بین آنها، سه نفر زیر ۱۸ سال بودهاند. این باعث شد که فعالان بلوچ، از جمله خود من یک طوفان توییتری راه بیندازیم و حواس رسانهها را به آن چه که بر این مردم میرود، متمرکز کنیم.»
رئیسی تاکید میکند: «خوشبختانه موفق شدیم و با استقبال خوبی از سوی فعالان و کاربران توییتر مواجه شدیم. بیش از ۵۱ هزار توییت زده شد و در اسپیسی که قبل از طوفان توییتری هم برگزار شد، بیشتر از هزار نفر حضور داشتند.»
به گفته این فعال حقوقبشر بلوچ، فضای شبکههای اجتماعی و رسانههای فارسی به گونهای است که به سرعت ستمی که بر مردم بلوچ به صورت روزمره میرود، به دست فراموشی سپرده میشود.
او در پایان نیز با تاکید بر این که اعتراضات ضدحکومتی هنوز در بلوچستان در غالب جمعههای اعتراضی ادامه دارند، میگوید: «خوشبختانه با این طوفان توییتری و بحثهایی که در اسپیس مطرح شد، اتحاد خوبی بین فعالان بلوچ و دیگر افرادی که فعال هستند، شکل گرفت که امیدواریم در آینده هم ادامه پیدا کند.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر
اگر سوخت قاچاق است و سوختبران را با شلیک کشته و دار و ندار آنها همراه جانشان در آتش خشم حاکمیت به اهل تسنن و اهالی سیستان و بلوچستان خاکستر میشود پس چرا محموله های بزرگ و استخراجی دولت را به فرزند دبیر شورای امنیت ملی آقای شمخانی میدهند که صاحب کشتیرانی بزرگ بین المللی با الطاف پدرشان و رانت بدست آورده آند که در وسط ا قیانوسها به قیمت خیلی پایین تحویل کشتیهای دیگر بدهد. چرا حتی یک بازخواست از آقازاده شمخانی نمیکنند و چرا سیاستمداران ما سیاستی اتخاذ میکنند که از همه چیز در تحریم باشیم و امثال آقا زاده شمخانی کاسب تحریم باشند هم روزانه حدود یک ملیون دلار از قبل معاملات و حمل نفت ایران و تحویل در وسط اقیانوس به نرخ خیلی پایین سود خالص ببرند و حتی چرا در جلسه و سفری که جناب سردار شمخانی برای حل مسایل اقتصادی و امنیتی به عنوان نماینده و رایزن از طرف جمهوری اسلامی با امیر دوبی جلسه دارد چرا نباید هیچکدام از مشاوران و مقامات رسمی ایران بدلیل محدودیت در حضور نفرات و ...چرا باید فرزند آقای شمخانی که هیچ سمت رسمی ندارد در آن جلسه آن هم با آن تیپ لباس غیر رسمی حضور داشته با ... بیشتر
به عنوان کسی که رفته و از کنارک تا سی کیلومتری مرز پاکستان در منطقه دشتیاری در سیستان و بلوچستان را با افراد آگاه و پاک در آن ناحیه بدقت دیده و از سوختبران بگیر تا خیران از دارندگان کامیونهای که سوخت گازوییل خود را میفروشند بگیر تا کسانیکه سهمیه ماهانه بنزین خود را میفروشند از واسطه های سوخت بگیر تا کسانیکه کنار جاده بنزین لیتری میفروشند از معلمان بلوچ بگیر تا تاجران بلوچ و خیران و از زنهای بی سرپرست بگیر تا کودکانی که نان آور خانواده خود را در شلیک ماموران از دست داده و تا کسانیکه هست و نیستشان با شلیک ماموران سوخته بود و خودشان شانس زنده ماندن پیدا کرده بودند از کودکان بدون شناسنامه بگیر تا رتبه زیر پانصد و رتبه هزار و هفتصد کنکور سراسری که بدلیل نداشتن شناسنامه اجازه ورود به دانشگاه را ندارند و با تمام آینها مستقیم صحبت کرده و فقط اینکه آیا حاکمیت راهی جز این برای امرار معاش آنها باقی گذاشته است؟دولتی که در طول دویست و پنجاه کیلومتر راهی که از کنارک به سمت مرز رفتم حتی یک مدرسه ساخت دولت پیدا نکردم و وجود نداشت .باید به سیاستمداران گفت چرا اگر سوخت قاچاق است محموله های سوخت خود را ... بیشتر
من با خیلی از افراد در آنجا صحبت کردم و آنها را دیدم از کسانیکه در کنار جاده گالنهای بنزین را گذاشته و میفروختند تا کسانیکه با ماشین سوخت را به قیمت جانشان تا مرز حمل میکردند و واقعا فقط میخواهم بپرسم آیا راه دیگری برای آنها وجود دارد؟اگر وجود داشت دست به اینکار نمیزدند و آنهایی که سوخت را به سوختبران میفروشند چه ک سانی هستند؟هر ماه جمعا به هر دارنده خودرو پلاک سیستان و بلوچستان بنزین آزاد و یارانه ای ۲۰۰ لیتر سهمیه میدهند و کسانیکه زیاد تردد نمیکنند اضافه بنزین خود را به واسطه فروخته و واسطه ها آنرا به سوختبران داده و مبلغی به عنوان کرایه پرداخت تا آنها به مرز ببرند البته گروه دیگری هم وجود دارند که زندگی مرفه ای داشتند و آنها کسانی بودند که به هر صورت سرمایه ای فراهم کرده و کامیونهای دیزلی را خریده و در پارکینگها خوابانده و سهمیه گازوییل خود را به واسطه ها میفروختند چون با پول کرایه حمل بار توسط کامیون در آن مناطق و هزینه بالای استهلاک و مخارج ماشین خواباندن و فروختن سهمیه گازوییل خودشان را به صرفه میدیدند البته دانش آموزان دبیرستانی رتبه های زیر پانصد و زیر دو هزار را دیدم که ... بیشتر
واقعیتی انکار ناپذیر چون من در چند روز گذشته به عنوان دیدار از یک شخصی که کارهای خیریه که از طرف خیران به آن مناطق ارسال میشود وارد کنارک شده و سه شب را در چابهار و اطراف مهمان اهالی محترم بلوچستان بودم و سه روز هم از چا بهار تا آخرین روستاهای منطقه دشتیاری با همراهی یک معلم از بلوچستان و کسانیکه تا چندی پیش به عنوان بخشدار در همان ناحیه دشتیاری بودند را رفتم از نزدیک زندگی افراد روستایی آنجا و تمام مشکلات آنها و فقر مطلق آنها را دیدم و با چندین معلم و حتی تاجر بلوچ هم صحبت کردم و جاهایی که با کمک افراد خیر برای روستاییان به عنوان حمام ساخته بودند و روستاهایی که هزینه لوله کشی آب شرب آنها را خیران تهرانی تامین کرده بودن و گله و شکایت آنها از تبعیض در ادارات دولتی و مهمتر از همه اینکه بیشتر از دویست کیلومتر را تو اون منطقه با ماشین رفتیم ولی حتی یک مورد نبود که به عنوان مدرسه و یا جایی برای تحصیل پیدا کنیم که توسط حاکمیت و یا دولت ساخته شده باشد و تمام مدارس با کمک خیرین در تمام آن مناطق بنا شده بودند و با سوخت برانی که اینکار را انجام میدادند و میدانستند که با جان خود بازی میکنند ولی ... بیشتر