close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

مهاجرت و خودکشی پزشکان: انزوا و مرگ پشت در اورژانس

۳ اسفند ۱۴۰۲
لیدا ایاز
خواندن در ۱۰ دقیقه
به گفته یک متخصص طب اورژانس در تهران، نرخ خودکشی در جامعه پزشکی پنج برابر افزایش یافته است و سالانه ۱۳ خودکشی در جمعیت رزیدنتی ثبت می‌شود
به گفته یک متخصص طب اورژانس در تهران، نرخ خودکشی در جامعه پزشکی پنج برابر افزایش یافته است و سالانه ۱۳ خودکشی در جمعیت رزیدنتی ثبت می‌شود
بزرگ‌ترین دانشگاه‌های پزشکی سراسر کشور هر روز شاهد غیبت بی‌بازگشت دانشجویانی است که از سر اجبار عطای  ادامه تحصیل و کارورزی را به لقای آن می‌بخشند و به امید یافتن فردایی بهتر جلای وطن می‌کنند
بزرگ‌ترین دانشگاه‌های پزشکی سراسر کشور هر روز شاهد غیبت بی‌بازگشت دانشجویانی است که از سر اجبار عطای  ادامه تحصیل و کارورزی را به لقای آن می‌بخشند و به امید یافتن فردایی بهتر جلای وطن می‌کنند

جامعه پزشکی که روزگاری نقطه امید جامعه برای بازگشت از بیماری به سلامتی محسوب می‌شد، امروز خود رنجور و نیازمند التیام‌ است. بزرگ‌ترین دانشگاه‌های پزشکی سراسر کشور هر روز شاهد غیبت بی‌بازگشت دانشجویانی است که از سر اجبار عطای  ادامه تحصیل و کارورزی را به لقای آن می‌بخشند و به امید یافتن فردایی بهتر جلای وطن می‌کنند. ظرفیت‌های خالی دانشگاهی در رشته‌های حساس نشان از بی رمقی متخصصان و دانشجویان پزشکی برای ادامه زندگی در جامعه‌ای دارند که افق روشنی برایش متصور نیست.

مشاور رییس کل سازمان نظام پزشکی کشور اخیرا اعلام کرده است آزمون رزیدنتی با تعداد شرکت کننده‌های کافی برگزار نمی‌شود و در رشته‌های بیهوشی، اطفال و طب اورژانس، بالای ۵۰ درصد ظرفیت رزیدنتی خالی می‌ماند. 

به گفته «رضا لاری‌پور»، پزشکان عمومی در سنوات گذشته بیشترین تعداد درخواست‌کنندگان گواهی حسن‌سابقه کار برای مهاجرت بودند اما امروز متخصص و فوق تخصص‌ها درخواست‌های زیادی برای دریافت این گواهی و مهاجرت دارند و میانگین سنی جامعه پزشکی در دریافت این گواهی قبلا ۲۵ سال و در حال حاضر ۳۵ سال است.

افزایش شمار خودکشی رزیدنت‌ها

از این سو، باری که بر روی دوش دستیاران حوزه پزشکی است، چنان سنگین شده است که بسیاری از آن‌ها تصمیم می‌گیرند نه مهاجرت بلکه خودکشی کنند. 

به گفته یک متخصص طب اورژانس در تهران، نرخ خودکشی در جامعه پزشکی پنج برابر افزایش یافته است و سالانه ۱۳ خودکشی در جمعیت رزیدنتی ثبت می‌شود.

این آمار اگرچه تلخ است و زنگ خطر وضعیت بحرانی در جامعه امروز پزشکی ایران را به صدا در می‌آورد اما نمی‌تواند ابعاد فاجعه را به تمامی توصیف کند.

«دانشجویان پزشکی از روزی که وارد دانشگاه می‌شوند، با قضاوت اساتید، رده‌بندی نمره‌ای، کشیک‌های پرفشار، عدم استراحت مناسب، آزار سال بالایی‌ها و اساتیدی مواجه می‌شوند که به هر علتی می‌خواهند زمان تحصیل ما را طولانی‌تر کنند. در واقع، فشار کشیک‌هایی که بچه‌های دستیاری تحمل می‌کنند، در ماه‌های اولیه‌ قبولی آن‌قدر زیاد است که برخی دستیاران تا دو ماه در بیمارستان هستند، در پاویون می‌خوابند و حق خروج از آن‌جا را ندارند؛ آن هم در شرایطی که ۹ ماه به صورت مداوم برای آزمون دستیاری درس خواندند و به یکباره با چنین وضعیتی مواجه می‌شوند.» 

این گفته‌های یک دانشجوی رزیدنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران است که بیستم اردیبهشت ۱۴۰۰ به «ایسنا» گفته است.

او از تحقیرها و تبعیض‌هایی که از سوی دانشجویان سال‌های بالاتر و استادان به رزیدنت‌ها اعمال می‌شوند هم حرف می‌زند: «شما در دوران رزیدنتی ممکن است به علت این که زودتر از سال بالایی خود غذا خوردید، تحقیر شوید. در برخی موارد، محدودیت‌هایی مانند این که دستیاران حق بارداری ندارند و یا این که در سال اول نمی‌توانند ازدواج کنند، از سوی اساتید اعمال می‌شود. با این شرایط، اغلب دانشجویان روزی نیست که به خودکشی فکر نکرده باشند. چراکه با توجه به شرایط موجود اَنترن‌ها و رزیدنت‌ها، حس ناامیدی در برخی موارد قوی‌تر است و فرد به زندگی خود پایان می‌دهد.»

بخش‌نامه‌ای به مثابه تیر خلاص

علاوه بر دلایلی هم‌چون فشار کاری مضاعف، پایین بودن حقوق و دستمزد و ساعت‌های کاری بالا و قوانین منسوخ شده که می‌توانند سبب‌ساز اقدام به خودکشی در بین رزیدنت‌ها شودن، شهریور ۱۴۰۱ بخش‌نامه‌ای از سوی وزارت بهداشت برای جلوگیری از مهاجرت و خروج از کشور نیروهای رزیدنتی ابلاغ شد که بر اساس آن، دانشجویان برای گذراندن دوره رزیدنتی باید وثیقه سنگین ارایه دهند. دو نوع وثیقه در نظر گرفته شده که در یکی تعهد محضری همراه با دو ضامن کارمند رسمی غیر بازنشسته با سابقه کمتر از ۲۰ سال نیاز است و در دومی افراد باید تعهد محضری به همراه تودیع وثیقه ملکی تهیه کنند.

«علی امرایی»، عضو «کمیسیون آموزش» سازمان «دیده‌بان شفافیت و عدالت» خبر داده که با شکایت برخی از رزیدنت‌ها، این بخش‌نامه از سوی دیوان عدالت اداری لغو شده اما نگرانی‌ها بر جای خود باقی هستند، چرا که این رای هنوز اجرایی نشده است.

در رأی نهایی هیات عمومی دیوان عدالت اداری آمده است که قانون در هیچ مقطع و دوره‌ای (نه در آموزش و پرورش، نه در آموزش عالی و نه در آموزش پزشکی) ادامه تحصیل دانش‌آموزان و دانشجویان را منوط به ارایه سند یا ضامن نکرده و اصول متعدد قانون‌ اساسی، این محدودیت را تبعیض دانسته‌ است.»

عضو کمیسیون آموزش دیده‌بان شفافیت و عدالت تاکید می‌کند: «سخت‌گیری‌ و تبعیض صرفا به زمان ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان و ابتدای دوره دستیاری محدود نمی‌شود و اکنون شرایط بسیاری از رزیدنت‌ها در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی نیز مطلوب نیست و در جلسات مشترک با نهادهای تصمیم‌گیر در حال بررسی موضوع هستیم.»

اشاره او به جلساتی برای بررسی بحرانی است که در بدنه جامعه پزشکی حال حاضر ایران سایه افکنده است و مسوولان تصمیم گیرنده هم از آن آگاه هستند؛ بحرانی که امروز به شکل خودکشی در بین رزیدنت‌ها و دستیاران پزشکی رخ نشان داده و موجب شده است در بین جمعیت ۱۴ هزار نفری دستیاری (رزیدنتی) کشور سالانه به طور متوسط ۱۳خودکشی رخ دهد و دستیاران را به کام مرگ بکشاند. 

توان محدود، انتظارات نا محدود

دختران و پسرانی که روزهای پرتنش و شب بیداری‌های طاقت‌فرسا را تاب آوردند تا مجوز ورود به دانشکده‌های پزشکی را به چنگ بیاورند، تحت چه عواملی به خودکشی روی می‌آورند؟

«سعید پیوندی»، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «ایران‌وایر»، به سویه‌های مرتبط با خودکشی در بین جمعیت دستیاران پزشکی کشور اشاره می‌کند. به اعتقاد او، نمی‌تواند این تحلیل آن‌چندان آسان باشد، به این علت که خودکشی سویه‌های روان‌شناسانه‌ای دارد که به سابقه فرد و پیشینه خانوادگی او می‌تواند ارتباط داشته باشد. 

پیوندی اما از جنبه جامعه‌شناسی به این موضوع می‌پردازد و می‌گوید: «فشارهایی که در دانشگاه‌ها یا در محیط بیمارستان و یا حتی در محیط کلی جامعه وجود دارند، به روی تصمیم بر خودکشی می‌تواند تاثیرگذار باشند؛ به‌ویژه این که در رشته پزشکی عموما فشار ناشی از حجم سنگین مطالب درسی بر روی دانشجویان زیاد است و رقابت در آن بالا و توقعات و انتظارات خانواده، جامعه و اطرافیان نیز از اشخاص بسیار زیاد است و این مساله باعث می‌شود که فرد دچار شکنندگی احساسی شود و دست به تصمیم مهمی مانند خودکشی بزند.»

به گفته او، این تصمیم نشان از آن دارد که آسیب‌های اجتماعی و شرایط کاری و آموزشی در این بخش مطلوب نیستند و نسلی که باید فردای ایران را بسازد و در حوزه حرفه‌ای خود تبدیل به فرد موفقی شود، دچار بحران اجتماعی، اخلاقی و زیستی شده است.

پیوندی چراغ سبز دیگر کشورها در استقبال از پذیرش متخصصان و فراهم کردن امکانات و استانداردهای یک زندگی بی دغدغه را بی تاثیر در فراگیر شدن موج مهاجرت در بین پزشکان و کادر درمان نمی‌داند و می گوید: «دلیل اولی که می‌تواند این اتفاق را توجیه کند، این است که این تخصص‌ها در کشورهای دیگر به شدت خریدار دارند و زمانی که در کشور هیچ افق تغییری وجود نداشته باشد و نا امیدی و سرخوردگی فراگیر شود و یا افراد در محل‌های کاری تحقیر و متحمل تبعیض‌های کاری شوند، فرد به مهاجرت ترغیب می‌شود؛ به‌ویژه این که در بخش پزشکی، تخصص‌ها  جهانی هستند و افراد با همین توانمندی می‌توانند در کشوری با شرایط بهتر و منزلت بیشتر تخصص خود را ادامه دهند.»

شکاف عمیق مابین جوانان و حاکمیت

به گفته او، در حال حاضر در ایران حدود یک سوم افراد به فکر مهاجرت هستند: «اگر این آمار را به نسل جوان و دانشجو تعمیم دهیم، می‌بنیم که رقم از ۵۴ درصد هم فراتر می‌رود. این وضعیت نشان‌گر آن است که سرخوردگی و ناامیدی در جامعه بدون شادی که احترام و منزلت شهروندی وجود ندارد و یا اشکال مختلف تبعیض حاکم است، برای نسل جوان دشوار شده است و آن‌ها راهی جز مهاجرت در برابر خود نمی‌بیند.»

به اعتقاد پیوندی، مهاجرت در بین دانشجویان پزشکی از این نظر قابل فهم است، چرا که مقابله بین نسل جوان و حاکمیت به شدیدترین شکل آن در حال وقوع است و شکاف فرهنگی بین حکومت و جوانان هیچ وقت به این اندازه زیاد نبوده است.

سعید پیوندی معتقد است: «امروز ما با پدیده‌ای مواجه هستیم که می‌توانیم نامش را فقیرتر شدن نیروی انسانی بگذاریم که به خاطر مهاجرت بخش‌های متخصص جامعه به خارج از کشور ایجاد شده است. بهترین نیروهای تخصصی ما بعد از کسب مهارت‌های حرفه‌ای و گاه  حتی در زمان تحصیل کشور را به سوی مقاصد مهاجرتی خود ترک می‌کنند و این مساله به موج ناامیدی و سرخوردگی در جامعه دامن می‌زند. مردم ایران در حال تجربه یک سقوط اجتماعی جمعی است که خود را در سراشیبی سقوط می‌بیند و مهاجرت یکی از شاخص‌های اصلی است که نشان می‌دهد دیگر به آینده این کشور نمی‌توان امید داشت.»

شیفت‌های طولانی با بی پولی و تحقیر

پزشکان جوان ما با ۱۲ میلیون تومان، از پس هزینه های زندگی بر نمی‌آیند. آن‌ها از نظر اقتصادی و معیشتی، مشکلات جدی دارند. اولین عامل مهاجرت نیروهای انسانی در حوزه پزشکی و درمان، اقتصادی و معیشتی، دومین عامل، کم‌توجهی به جایگاه حرفه‌ای آن‌ها است. این بخشی از انتقادات مدیرکل روابط عمومی سازمان نظام پرشکی است که نقبی بر عوامل سرخوردگی جامعه پزشکی می‌زند.

«سحر مطلبی»، پزشک و پژوهش‌گر بهداشت و جمعیت بین‌الملل نیز بر مساله مالی به عنوان یکی از مهم‌ترین رنج‌های کادر درمان در ایران اشاره می‌کند. او در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» می‌گوید: «میزان درآمدی که پزشکان دارند، تناسبی با سرمایه‌گذاری که به لحاظ وقت و انرژی می‌کنند، ندارد؛ مثلا هفت سال طول می‌کشد یک فرد متخصص شود و بعد از آن سال‌هایی که برای طرح کارورزی می‌گذارند و کشیک‌های طولانی‌مدت و حقوق و دستمزدی که به عنوان حقوق دانشجویی به آن‌ها پرداخت می‌شود، حتی کفاف کرایه‌خانه‌ای که اجاره کرده است، نمی‌دهد.»

به اعتقاد او، همین پزشک وقتی هم برای کار وارد جامعه می‌شود، باید با تعرفه‌های موجود و مصوب کار کند. تعرفه‌های پزشکی در ایران در مقایسه با استانداردهای دنیا بین یک سوم تا یک دهم هستند. از سوی دیگر، محقق نشدن بخش دیگری از درآمد پزشکان است که به دلیل بیمه نبودن ۴۰درصد جامعه عملا هیچ‌گاه به دست نمی‌آید. 

پزشکی زیر بار هجمه‌های سنگین

او هم‌چنین به هجمه‌های متعددی که از سوی جامعه متوجه کادر درمان است، اشاره می‌کند: «مثلا در سال‌های اخیر، افرادی که آگاه به پروسه درمان نیستند، با ایجاد نزاع و درگیری در بیمارستان‌ها، آسیب‌های جسمی و روحی عمیقی را به کادر درمان وارد می‌کنند. از سوی دیگر، به دلیل وجود سهمیه‌های پزشکی در بین ارگان‌های مختلف در سال‌های اخیر، افرادی که فاقد صلاحیت هستند، وارد حوزه پزشکی شده‌اند که به افزایش درصد خطا در جامعه پزشکی دامن زده‌اند؛ تا جایی که در سال‌های اخیر عنوان شده میزان خطای پزشکی در ایران دو برابر جامعه جهانی است و این مساله نیز خود هجمه‌های زیادی را متوجه کادر درمان و پزشکان کرده که فقط بخش خطاکار را نشانه نرفته بلکه به حیثیت کل جامعه پزشکی ضربه زده است.»

به گفته او، موارد گفته شده از دسته مشکلاتی هستند که کادر درمان به صورت روزمره با آن مواجه‌اند و فشار روانی عمیقی را در آن‌ها ایجاد می‌کند. 

مطلبی معتقد است در این وضعیت، سه اتفاق روی می‌دهد: «بخشی از افراد مهاجرت و بخش دیگر از شغل خود کناره‌گیری می‌کنند و به مشاغلی که به درآمدزایی زودتر می‌انجامد، می‌پردازند.اتفاق سوم هم اقدام به خودکشی است که همین مساله باعث شده است در سال‌های اخیر آمار خودکشی جامعه پزشکی افزایش بیابد.»

مطلبی به سرانه تعداد پزشک به نسبت جمعیت در ایران در مقایسه با استاندارد جهانی اشاره می‌کند: «به ازای هر هزار نفر، یک و نیم تا ½ پزشک وجود دارد که این رقم یک دوم استاندارد جهانی است و برای پرستاران این رقم 7/0 است که یک سوم استاندارد دنیا است. بخش بغرنج‌تر ماجرا، کمبود متخصص است که بسیار پایین‌تر و تقریبا یک پنجم استاندارد جهانی است. این مشکل زمانی بحران واقعی را در جامعه نشان خواهد داد که همین حالا هم شاهد هستیم میزان شیوع بیماری‌هایی که نیاز به مراقبت مداوم دارند، افزایش یافته است. به‌ویژه در بیماری‌های قلبی و عروقی، دیابت و سرطان‌ها افزایش چش‌مگیری را شاهد هستیم. این یعنی ما با مشکلی مواجه هستیم که مدام در حال بزرگ شدن است اما جمعیت کسانی که باید پاسخ‌گوی این مشکلات باشند، به نسبت جمعیت موجود در حال کوچک شدن است و این  عدم تعادل باعث می‌شود تا چند سال آینده سونامی از بیماری‌ها و مرگ زودرس ناشی از بیماری‌های مزمن مختلف را در جامعه ایران شاهد باشیم.»

ثبت نظر

اخبار

زندانیان گمنام در سیاه‌چاله‌های نظام؛ صابر بالانده، بازداشت شده در روز کوروش

۳ اسفند ۱۴۰۲
اختصاصی ایران وایر
خواندن در ۲ دقیقه
زندانیان گمنام در سیاه‌چاله‌های نظام؛ صابر بالانده، بازداشت شده در روز کوروش