close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

سعید جلیلی؛ سیاستمداری گمنام و برآمده از دفتر خامنه‌ای

۲۳ خرداد ۱۴۰۳
فرامرز داور
خواندن در ۸ دقیقه
سعید جلیلی؛ سیاستمداری گمنام  و برآمده از دفتر خامنه‌ای
در میان نامزدهای انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری ایران، «سعید جلیلی» ۵۹ ساله، تنها کسی است که بیشترین انتصاب مستقیم از سوی «علی خامنه‌ای» را دارد
سعید جلیلی؛ سیاستمداری گمنام  و برآمده از دفتر خامنه‌ای
پوستر انتخاباتی سعید جلیلی در انتخابات مجلس ششم
سعید جلیلی؛ سیاستمداری گمنام  و برآمده از دفتر خامنه‌ای
سعید جلیلی جانباز جنگ ایران و عراق است. در عملیات «کربلای ۵» پای راست جلیلی مجروح شد و به‌دلیل نبود تجهیزات درمانی و بهداشتی لازم به ناچار در بیمارستان صحرایی که در شلمچه برپا شده بود، پای او را قطع کردند.
سعید جلیلی؛ سیاستمداری گمنام  و برآمده از دفتر خامنه‌ای
سعید جلیلی احتمالا تنها کسی در جمهوری اسلامی است که به‌طور مستقیم و دو‌به‌دو با «ویلیام برنز»، رییس کنونی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، ۴۵ دقیقه ملاقات و صحبت کرده است.
سعید جلیلی؛ سیاستمداری گمنام  و برآمده از دفتر خامنه‌ای
در سه سال اخیر که «ابراهیم رئیسی» رییس‌جمهور ایران بود، جلیلی همچنان نماینده خامنه‌ای در شورای عالی امنیت بود و شغل دولتی نداشت

در میان نامزدهای انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری ایران، «سعید جلیلی» ۵۹ ساله، تنها کسی است که بیشترین انتصاب مستقیم از سوی «علی خامنه‌ای» را دارد؛  نشانه‌ای بسیار مهم از میزان اعتماد نفر اول حکومت که برآمدن و برافتادن در حکومت جمهوری اسلامی، جز با نظر او ممکن نیست.

 از مهر۱۳۸۶ تاکنون، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی بوده و در شش سال اول این دوره علاوه‌بر آن، دبیر این شورا و مذاکره‌کننده ارشد اتمی ایران هم بوده است. مجموعا و فعلا ۱۷ سال. علاوه‌بر این، حکم دیگری هم از خامنه‌ای برای عضویت در شورای راهبردی روابط خارجی دارد.  

 او احتمالا تنها کسی در جمهوری اسلامی است که به‌طور مستقیم و دو‌به‌دو با «ویلیام برنز»، رییس کنونی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، ۴۵ دقیقه ملاقات و صحبت کرده است.

***

از دست دادن پای راست در پرخسارت‌ترین عملیات جنگی ایران

سعید جلیلی جانباز جنگ ایران و عراق است. در وسط تحصیلات دانشگاهی در دی۱۳۶۵ از محل تولدش مشهد، عازم عملیات «کربلای ۵» شد که هدف آن فتح بندر بصره در جنوب عراق بود. ایران در این عملیات شکست فاجعه‌باری خورد و یکی از پرتلفات‌ترین عملیات های جنگ رقم خورد.

 پای راست جلیلی در این عملیات مجروح شد و به‌دلیل نبود تجهیزات درمانی و بهداشتی لازم به ناچار در بیمارستان صحرایی که در شلمچه برپا شده بود، پای او را قطع کردند. دشواری او در راه رفتن که با پای مصنوعی است، به همین دلیل است.

پس از پایان جنگ، جلیلی برای ادامه به تحصیل به دانشگاهی رفت که تلاش شد مدرسه حکمرانی جمهوری اسلامی شود. شعبه دانشگاه «هاروارد» در تهران که پس از انقلاب بهمن۱۳۵۷ و مصادر اموال آن، به دانشگاه امام صادق تغییر نام و هویت داده بود.

عنوان پایان نامه دکتری جلیلی در این دانشگاه، «پارادایم اندیشه سیاسی در اسلام» است و کتابی با عنوان «سیاست خارجی پیامبر اسلام» دارد. 

سیاستمدار میانسال جمهوری اسلامی، تا به حال سه بار برای کسب صندلی دومین مقام جمهوری اسلامی در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کرده است. او دومین بار به نفع «ابراهیم رئیسی»، رییس‌جمهور کشته شده جمهوری اسلامی از نامزدی کناره گیری کرد. 

جلیلی سابقه‌ دیگری هم دارد که خود را در معرض انتخاب رای‌دهندگان گذاشته باشد؛ نامزدی ناکام در انتخابات مجلس ششم. همه مشاغلی که او تا به حال داشته اما، انتصابی بوده است.

شغل سرنوشت‌ساز در دفتر خامنه‌ای و مذاکره‌کننده ناشناس

 اولین بار نامش پس انتخاب «محمود احمدی‌نژاد» در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ شنیده شد، اما در وزارت خارجه ایران، نامی آشنا بود، چه برای آن‌ها که موفق به استخدام شده بودند، چه آن‌ها که به‌واسطه شغل جلیلی نتوانستند موفق به ورود به این وزارتخانه شوند. جلیلی دو سال پس از وارد شدن به وزارت خارجه ایران که هم‌زمان با شروع رهبری خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸ بود، به ریاست اداره بازرسی رسیده بود که نقش تعیین‌کننده در گزینش و استخدام و امور امنیتی دارد.

او سمت‌های مختلفی را طی ۱۲ سال در وزارت خارجه تجربه کرد و حتی در دوره دوم ریاست‌جمهوری «محمد خاتمی»، در اداره اروپا و آمریکا وزارت خارجه مشغول بود. همان زمانی که بهترین دوره روابط ایران و غرب پس از سقوط «محمدرضا شاه» است.

در اوایل دهه ۱۳۸۰ به جایی رفت که آینده شغلی او را دگرگون کرد؛ «دفتر علی خامنه‌ای.» تردیدی نیست که اگر زمینه‌های اعتماد را نداشت، برای چنین شغلی «گزینش» نمی‌شد.

جلیلی در دفتر رهبر، مدیر دفتر «امور بررسی‌های جاری» شد و تا زمانی که در دولت احمدی‌نژاد به امور دولتی بازگشت، منصب پرنفوذ خود را حفظ کرد؛ به‌طوری که از گزینه‌های وزارت خارجه دولت نهم بوده است.

گرچه به وزارت نرسید، اما ۲۶ ماه معاون امور اروپا و آمریکای وزارت شد که از معاونت‌های مهم این وزارتخانه بود. سکویی مهم برای منصبی مهم‌تر از وزارت برای او مهیا شده بود که عملا می‌توانست برای وزیر دستور کار تعیین کند، یعنی «دبیری شورای عالی امنیت ملی»، پس از استعفای برکنارگونه «علی لاریجانی» از این شورا.

مهر۱۳۸۶، جلیلی به منصبی رسیده بود که تا پیش از او فقط دو نفر در تاریخ جمهوری اسلامی آن را در اختیار داشتند و پس از او، فقط دو نظامی با درجه سرلشکری «علی شمخانی» و سرتیپی «علی اکبر احمدیان»، آن را در اختیار گرفتند.

نهادی که پس از بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۸، جایگزین «شورای عالی دفاع» شد و مصوبه‌های آن با تایید علی خامنه‌ای، در حکم قانون بود. 

یک جایگاه بسیار پرنفوذ در سلسله‌مراتب قدرت در ایران و رشدی خیره‌کننده برای سیاستمداری که تا حدود ۲ سال پیش، برای افکار عمومی کم‌و‌بیش ناشناخته بود.

 معاون ضدآمریکایی و اروپایی امور آمریکا و اروپا

حضور شش ساله او در این جایگاه، هم‌زمان با اوج تنش‌های بین‌المللی بر سر پرونده اتمی جمهوری اسلامی بود. 

موضوع در زمان لاریجانی به شورای امنیت سازمان ملل کشیده بود و شورا با صادر کردن سه قطعنامه که از همراهی چین و روسیه برخوردار بود، جمهوری اسلامی را به ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد کشاند. وضعیتی مخصوص دولت‌هایی است که عملکرد آن‌ها، «تهدید و نقض صلح و امنیت» جهانی است.

شدیدترین قطعنامه شورای امنیت در تاریخ روابط با ایران، در خرداد۱۳۸۹ صادر شد.  قطعنامه ۱۹۲۹ که از کشورهای عضو می‌خواست ضمن بازرسی، هر کشتی و هواپیمای مشکوک به حمل‌و‌نقل برای ایران را بازرسی کنند تا مواد اتمی و تسلیحات در آن نباشد و تلویحا اقدام نظامی را علیه جمهوری اسلامی تجویز می کرد.

 قطعنامه زمانی صادر شد که جلیلی ماه‌ها سرگرم مذاکرات بی‌پایان و بی‌نتیجه با قدرت‌های جهانی بود. در زمانی که او معاون امور اروپا و آمریکای وزارت خارجه بود، یکی از کم کار‌ترین شغل‌ها را داشت. رفت‌و‌آمد ایران و کشورهایی اروپایی، تقریبا به صفر رسیده بود.

 تنها سفر اروپایی احمدی نژاد به ایتالیا و برای یک نشست بین‌المللی به میزبانی سازمان خواروبار جهانی ملل متحد بود که با رسوایی‌های پی‌در‌پی پایان یافت. دولت میزبان حاضر به ملاقات با او نشده بود و تنها دیدار رییس‌جمهور وقت، با «رابرت موگابه»، رهبر زیمباوه بود که هیچ خوشنام نبود و تحت تحریم‌های متنوع بین‌المللی قرار داشت. 

جلیلی با سرد شدن روابط ایران و غرب و شغلی کم مراجعه در وزارت خارجه، به وسط کشدارترین پرونده معاصر ایران، یعنی ماجرای اتمی پرتاب شده بود. 

با اینکه معاون امور اروپا و آمریکا در وزارت خارجه بود، منتقد روابط با غرب بود. هنوز هم پس از این همه سال، در همین احوالات است و در نطق‌های انتخاباتی‌ خود در خرداد ۱۴۰۳ می‌گوید کشور به رابطه با غرب احتیاجی ندارد؛ از نظر او، این کشورها فقط به ایران آسیب زده‌اند. او هیچ نقشی برای عملکرد مخرب حکومت ایران و نقش تعیین کننده خامنه‌ای در این وضعیت قائل نیست.

نفر دوم او در زمان  مذاکرات اتمی، یعنی «علی باقری کنی» که اکنون سرپرست وزارت خارجه است، مسوول مذاکرات احیای برجام بود. این دو از مهم‌ترین مخالفان برجام بودند و مشخص بود سپردن احیای این توافق به باقری کنی، واگذاری ماموریتی غیرممکن به نماینده جلیلی است. چطور می‌توان احیاگری توافقی بود که آن را «خسارت محض» خوانده است؟

 دیپلمات‌هایی که از نزدیک طی شش سال فرساینده با جلیلی ملاقات کرده بودند، او را فردی غیرمنعطف عنوان می‌کردند که بدون توجه به دستور مذاکرات، حرف‌های خود را می‌زد. 

محور همه کلام و گفتارش، انتقاد از غرب بود و بیشتر از آنکه خود را منصوب احمدی‌نژاد بداند، به مذاکره‌کنندگان دولت‌های غرب، خود را نماینده خامنه‌ای در شورای عالی امنیت ملی معرفی می‌کرد. 

دولت سایه دوره رئیسی و ایستادن در برابر اراده ملی

 در سه سال اخیر که «ابراهیم رئیسی» رییس‌جمهور ایران بود، جلیلی همچنان نماینده خامنه‌ای در شورای عالی امنیت بود و شغل دولتی نداشت، اما مرتبطان با دولت رئیسی، او را فرد پشت پرده و احتمالا پرنفوذترین آن در تغییرات دولتی عنوان می کنند.

 از حامیان طرح صیانت از اینترنت است که برخلاف نامش، هدف آن محدودیت‌های بی‌سابقه این شبکه در ایران است. طرح عفاف و حجاب را هم که می‌خواهد سیاست سختگیرانه برای اعمال حجاب اجباری برقرار کند، حمایت می‌کند. هرجا که در دولت نشانه‌ای از ایستادن در برابر خواست و اراده ملی است، رد سعید جلیلی، فرد مورد اعتماد خامنه‌‌ای در آن دیده می‌شود.

 افکار عمومی به او با دیده شک نگاه می‌کند. با اینکه مواضع ضدآمریکایی دارد، جزو معدود چهره‌های تحریم نشده جمهوری اسلامی از سوی آمریکاست. منتقدانش که عموما از جوانان دهه ۱۳۸۰ هستند، می‌گویند جای مهری که بر پیشانی داشته در سه سال اخیر کمرنگ شده. کنایه از اینکه او تظاهر به نماز خواندن اغراق آمیز و اجرای مناسک مذهبی می‌کند.

 خودش می گوید «دولت در سایه» تشکیل داده بود و در این دولت، به رئیسی «راهکار فروش نفت» در شرایط تحریم را داده بود.

او در نطق انتخاباتی‌ خود گفته: «در دولت سایه راهکارهای فروش نفت در همان شرایط را تهیه کردیم، به دولت وقت دادیم و در همان دولت، فروش نفت شروع به رشد کرد. کار در دوره شهید رئیسی تکمیل شد و به جایی رسید که فروش ما به بیش از ۱ و نیم میلیون بشکه در روز رسید.»

اگرچه ارقام مختلفی درباره تخفیف‌های نفتی ایران به چین روایت شده، اما وبسایت «انتخاب» در ایران می‌گوید: «بیشتر ارقام بین ۱۲ تا ۱۵ دلار در هر بشکه متغیر است. اگر میانگین صادرات نفتی ایران به چین را بنا به اظهارات دولت  ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه در نظر گرفت، با عدد ۱۲ دلار بیش از ۹ میلیارد دلار و با عدد ۱۵ دلار تخفیف بیش از ۱۰ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران به چین داده شده و پول آن هم به‌صورت کالا، وارد ایران شده است.»

خسارت‌های میلیارد دلاری از حساب ملت ایران که سعید جلیلی آن را «راهکار دولت در سایه» خود می‌خواند. 

او حالا می‌خواهد در سال ۱۴۰۳ به‌عنوان رییس‌جمهور، از سایه خارج شود.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

صفحه‌های ویژه

مشهد هوایی ۷ میلیون تومان، استانبول هوایی ۶ میلیون تومان

۲۲ خرداد ۱۴۰۳
شما در ایران وایر
خواندن در ۴ دقیقه
مشهد هوایی ۷ میلیون تومان، استانبول هوایی ۶ میلیون تومان