close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
بلاگ

زنان تاثیرگذار ایران؛ نفیسه کوهنورد، خبرنگار جنگ

۸ مهر ۱۴۰۳
ایران وایر
خواندن در ۶ دقیقه
زنان تاثیرگذار ایران؛ نفیسه کوهنورد، خبرنگار جنگ
نفیسه کوهنورد، ۱۵دى۱۳۵۶در اروميه متولد شد. او از همان زمان مدرسه هميشه سرگرم كارهاى اجتماعى بود، از درست كردن روزنامه ديوارى تا اجراى سرود و تئاتر با همسالانش
زنان تاثیرگذار ایران؛ نفیسه کوهنورد، خبرنگار جنگ
گزارش «نفیسه کوهنورد» از اولین دقایق حمله اسراییل به لبنان، با واکنش‌های مختلفی رو‌به‌رو شده است
زنان تاثیرگذار ایران؛ نفیسه کوهنورد، خبرنگار جنگ
«نفیسه کوهنورد» سال ۱۳۹۶ به «ایران‌وایر» گفته بود: «بسيارى مواقع با این سوال مواجه می‌­شوم كه آيا نمی‌ترسم به دست داعش بیفتم؟ يا اينكه هيچ به گريه افتاده‌­ام از ديدن آن همه رنج؟

گزارش «نفیسه‌ کوهنورد»، خبرنگار «بی‌بی سی فارسی» از اولین دقایق حمله اسراییل به بیروت، با واکنش‌های گسترده‌ای در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی رو‌به‌رو شده است. او در این ویدیو در تلاش برای گرفتن اطلاعات دست‌اول و گزارش دقیق ماجرا است.  

کوهنورد ابتدا گمان می‌کند دیوار صوتی شکسته، اما در همان ویدیو متوجه بمباران گسترده می‌شود. بهت و غافلگیری او در این گزارش ویدیویی که در نزدیکی یک مدرسه به‌عنوان پناهگاه مردم لبنان گرفته شده، واکنش‌های زیادی در پی داشته است؛ برخی شجاعت او را به‌عنوان خبرنگار جنگ ستوده‌اند و برخی او را متهم به جانب‌داری کرده‌اند. 

***

نفیسه کوهنورد کیست؟ 

«ایران‌وایر» سال ۱۳۹۶ در سری اول از مجموعه زنان تاثیرگذار، با نفیسه کوهنورد که به‌عنوان خبرنگار جنگ در مناطق  تحت حمله داعش حضور می‌یافت، گفت‌وگو کرد. این گزارش، به‌بهانه واکنش‌های گسترده به گزارش اخیر نفیسه کوهنورد از حمله اسراییل به لبنان بازنشر می‌شود.

نفیسه کوهنورد، ۱۵دى۱۳۵۶در اروميه متولد شد. او از همان زمان مدرسه هميشه سرگرم كارهاى اجتماعى بود، از درست كردن روزنامه ديوارى تا اجراى سرود و تئاتر با همسالانش.

نفیسه به ایران‌وایر در مورد آن روزها می‌گوید: «دوست داشتم هميشه كار متفاوتى از بقيه اطرافيانم انجام بدهم. در طول دوران تحصيل با اينكه هميشه سرگرم خواندن كتاب‌هاى سياسى بودم، تصور مى‌كردم كه بايد پزشک شوم، اما براى پزشكى فقط دوست داشتم در تهران يا شهر بزرگ ديگرى مثل اصفهان درس بخوانم. دو سال پشت كنكور ماندم، ولی رتبه لازم براى تهران را نیاوردم. همان سال مصادف شد با باز شدن ظرفيت مديريت بازرگانى براى گروه علوم تجربى و به اين ترتيب من در سال ۱۳۷۶ وارد رشته مديريت بازرگانى دانشگاه شهيد بهشتى شدم و يک‌باره تصميم گرفتم مسيرم را به علوم انسانى تغيير بدهم كه برايم جذابيت داشت.»

ورود نفیسه به دانشگاه، هم‌زمان با فعال شدن دانشگاه‌ها در دوره «محمد خاتمى» بود. او هم از همان روزهای اول كه اتفاقا هم‌زمان با تحصن دانشجويان دانشگاه‌هاى تهران در اعتراض به محدوديت‌ها و توقيف روزنامه‌ها بود، وارد فعاليت­هاى دانشجويى شد و در مراسم تحصن دانشجویان سخنرانى كرد که اولین برخورد با کمیته انضباطی را برایش رقم زد. برخوردهايى كه در تمام سال‌هاى تحصيلش ادامه پيدا كرد و بارها به كميته احضار شد، اما هر بار با پا درميانى مديران دانشكده از تعليق معاف شد.

آن روزها او قرار بود كه براى روزنامه «سلام» بنويسد كه روزنامه توقيف شد، اما بعد از آن بود که كار در روزنامه «همشهرى» را به‌عنوان نویسنده و تحلیلگر حوزه ترکیه شروع كرد. او در گفت‌و‌گو با ایران‌وایر در مورد انتخاب مسیر دشواری که در زندگی در پیش گرفته می گوید: «دو خواهر دیگرم هيچ علاقه‌اى به سياست ندارند. بر‌خلاف من، هر دو روحيه آرام و سر‌به‌زيری دارند. پدرم باغدار است و شغل آزاد دارد و مادرم رييس دانشكده پرستارى و مامايى اروميه بوده كه الان بازنشسته شده است.
روزى كه به والدینم گفتم مصمم هستم روزنامه‌نگار شوم، با واكنش تند مادرم مواجه شدم كه معتقد بود من مدام از اين شاخه به آن شاخه مى‌پرم. خانواده‌ام راضى به ماندن من در تهران نبود و ترجيح مى­دادند من با‌توجه به تحصيلاتم در رشته بازرگانى به اروميه برگردم و با پدرم در کارخانه‌ای که به‌تازگی راه‌انداخته بود كار كنم. در نهايت من زير بار نرفتم و اصرار كردم بايد در تهران بمانم و كار كنم، اين جنگ تا چاپ اولين مطلبم درباره تركيه در روزنامه همشهرى کماکان ادامه داشت، اما با چاپ اولين مطلبم در روزنامه همشهرى كه درباره رجب طيب اردوغان و خيزش او براى انتخابات آن زمان بود، اين تنش رنگ باخت و جايش را به حمايت خانواده داد.»

او می‌گوید: «دو جا كار می‌­كردم، يكى به‌عنوان دستيار حسابرس در سازمان حسابرسى كه از صبح تا شب بود و يكى همشهرى كه مقاله‌هايم را شب تا پاسى از صبح حاضر می‌­كردم تا هر صبح با پيک براى چاپ به روزنامه بفرستم. در همان موقع اولين مصاحبه اختصاصی‌ام را با "عبدالله گل" كه در آن زمان به‌عنوان نخست‌وزير موقت تركيه براى رايزنى درباره جنگ عراق به تهران سفر كرده بود انجام دادم. به‌مرور هم‌زمان كارم را به‌عنوان خبرنگار شبكه خبرى "سى‌ان‌ان" ترک‌ در تهران شروع كردم كه البته با‌وجود داشتن مجوز بعد از آخرين جلسه مطبوعاتى محمد خاتمى در آخرين هفته دولت‌­اش، ممنوع الکار شدم و علت آن هم سوالاتی كه بود كه در آن جلسه از طرف همشهرى پرسیدم.
بلافاصله بعد از اين جلسه، ظاهرا "محمود احمدى‌نژا‌د" كه به‌تازگی شهردار تهران و صاحب روزنامه شده بود، شخصا در تماس با سردبير روزنامه دستور اخراجم را صادر كرده بود. همان روز روزنامه كيهان با نشر مطلبى در ستون ويژه من را متهم به جاسوسى براى تركيه كرد و از من به‌عنوان دختر جوانى با روابط مشكوک نام برد.»

خبر اخراج نفیسه و نامه سرگشاده او به محمد خاتمى در شكايت از برخوردى كه فقط به‌خاطر پرسش‌هايش شده بود، در رسانه‌­هاى خارج از كشور انعكاس گسترده‌­اى پيدا کرد، او بعد از چند ماه محروميت از كار توانست در سرويس بين‌الملل روزنامه «ايران» شروع‌به‌كار كند كه این همکاری با انتخاب احمدى نژاد براى رياست ‌جمهورى به انتها رسيد. با‌اين‌حال همچنان به نوشتن براى روزنامه­‌هاى ديگر ادامه داد و بلافاصله پس از سقوط «صدام»، براى پوشش وضعيت عراق به آنجا سفر کرد و چندين انتخابات را در تركيه و كردستان عراق پوشش داد.

نفیسه با شروع کار تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، با شرکت در آزمون ورودی این شبکه، مرحله تازه­ای از کارش را آغاز کرد. در سه سال اول ورودش به بی‌بی‌سی، خبرنگار این شبکه در تركيه بود و زلزله وان، نبرد و مذاكره با «پ‌‌ک‌ک» و آغاز گفت‌وگوهاى هسته‌اى را پوشش داد.

او می‌گوید: «پس از سه سال ماموريت در استانبول راهى لندن شدم و كارم را به‌عنوان مجرى برنامه "نوبت شما" آغاز كردم كه اين باعث مضاعف شدن فشارها بر خودم و خانواده‌ام از سوى دستگاه هاى اطلاعاتى ايران شد. از انتشار بيوگرافی قلابى و ايجاد صفحه تقلبى فيس‌بوک و نوشتن حرف‌هايى از جانب من كه عمدتا در باب مسائل اخلاقى بود گرفته، تا احضار مداوم خواهر كوچكتر و پدرم در تهران و اروميه. آن‌ها خواستار اين بودند كه من برنامه را ترک كنم كه نكردم، تا زمانى كه مسووليت دفتر بيروت ‌بى‌بى‌سى‌ فارسى را به عهده گرفتم.»

نفیسه با آغاز حمله داعش به موصل عازم منطقه شد و بارها همراه با تيم همراهش در قدمی داعش گزارش تهیه کرد، محاصره داعش در سنجار و پوشش حمله هوایی نیروهای ائتلاف و ارتش عراق بر فراز موصل و وقايع کوبانی را پوشش داد. 

او می گوید صحنه‌هايى كه شاهدش بوده، نگاهش را به زندگی تغییر داده است: «بسيارى مواقع با اين سوال مواجه می‌­شوم كه آيا نمی‌ترسم به دست داعش بیفتم؟ يا اينكه هيچ به گريه افتاده‌­ام از ديدن آن همه رنج؟ واقعيت اين است كه پاسخ به اين سوال ها همگى مثبت است، اما سختى كار در آن است که در زمان كار شما بايد فقط معطوف كارتان باشيد و احساس را كنار بگذاريد، يا حداقل كنترل كنيد. يادم مى‌آيد وقتى اصرار داشتيم براى پوشش وضعيت مردم در محاصره مانده سنجار كه چهار ماه در محاصره به سر مى­بردند برویم، تنها راه امداد‌سانى به آن‌ها هلیکوپترهای ارتش ­عراق بود، مقامات محلى می‌گفتند خيلى خطرناک است و نمى‌­توانيم اجازه بدهيم بروید، چون هيچ تضمينى نيست هلى­كوپترها بتوانند شما را برگردانند.
استدلال من این بود که چه فرقى هست؟ اگر خطری است، براى همه هست. بالاخره كسى بايد يادآورى كند اين همه انسان در آنجا به دام افتاده­‌اند؟»

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

حمله مسلحانه به نظامیان جمهوری اسلامی در راسک و خاش

۸ مهر ۱۴۰۳
خواندن در ۱ دقیقه
حمله مسلحانه به نظامیان جمهوری اسلامی در راسک و خاش