این نوشته از «مرضیه محبی»، وکیل پایه یک دادگستری در ایران، روایت یک جلسه از دادگاه درباره فرزندخواندگی است. او درباره نواقص قوانین ایران در این زمینه، ازجمله امکان ازدواج سرپرست با فرزندخوانده را شرح داده است.
***
مرد جوان آشکارا فرو ریخته بود و انگار نمیتوانست اجزای تن خویش را گرد هم آورد. در آخرین ردیف صندلیهایی که مقابل میز قاضی چیده شده بود، خود را رها کرده بود و گاهی سرش را روی شانه دختر جوان مضطربی میگذاشت که کنارش نشسته بود.
قاضی پروندهای را برداشت و بلند گفت: «ساعت هشت و نیم.»
دختر از جا پرید و گفت: «ما هستیم آقای قاضی.»
قاضی نگاه پرسشگرانهای به آن دو و سپس به پرونده انداخت و گفت: «طرفتون اومده؟»
دختر با تردید گفت: «طرفمون؟»
قاضی پرسید: «خواهان کیه؟»
دختر گفت: «فکر کنم غلامرضا خانزاده اصل.»
قاضی پرسید: «چه نسبتی با شما داره؟»
دختر پاسخ داد: «پسرعمو ما دوتاست.»
قاضی گفت: «چرا نیومده؟»
دختر گفت: «ممکنه پشیمون شده باشه؟»
در همین لحظه، مرد چاق و قد کوتاهی که لباس مرتبی پوشیده و تسبیح میگرداند، سراسیمه وارد شد. دزدانه نگاهی به آن دو انداخت و روی صندلی ردیف جلو نشست.
قاضی پرسید: «چرا دیر اومدی آقا؟»
مرد نفسزنان گفت: «در مغازه رو باز کردم و سپردم به بچهها. راه دور بود حاجآقا.»
قاضی گفت: «از کدوم خانزادهها هستی؟»
مرد لبخندی زد و گفت: «از اصلش؛ پسر حاج قاسم، خیریه المنتظر.»
قاضی گفت: «خدا رحمتش کنه. خب، حالا چی میخوای؟ اینجا چیکار میکنی؟»
مرد گفت: «نفی نسب، حاجآقا.»
قاضی گفت: «دلیل داری که اینها بچههای عمویت نیستند و جنابعالی تنها وارث شرعی و قانونی هستی؟»
مرد گفت: «شاهد دارم حاجآقا. همه میدونن که عمو مرحومم بچهدار نمیشد. پدربزرگم زنی که شوهرش فوت کرده بود، پیدا کرد. بچههاش را خریده و مدارک مادرشون رو به اسم مادر اینها تغییر داده.»
قاضی گفت: «چطور این قصه رو ثابت میکنی؟»
مرد گفت: «شاهد دارم و اگر لازمه، آزمایش دیانای میدیم.»
دختر گفت: «ما شناسنامه رسمی داریم. این سند رسمیه و فقط ادعای جعل پذیرفته میشه.»
قاضی از مرد پرسید: «چی میگی؟»
مرد گفت: «جلسه بعد، وکیلم میاد.»
قاضی گفت: «الان وکیلی نداری، باید خودت دفاع کنی.»
پسر جوان گفت: «ما چرا باید ثابت کنیم همخون این آقا هستیم؟ ما ۲۳ ساله بودیم که فهمیدیم فرزند واقعی والدینمان نیستیم. پدر و مادری که ما را در ناز و نعمت بزرگ کردن، تو یه تصادفی از دنیا رفتن. حالا این آقا میخواد همهچیز ما رو بگیره.»
قاضی عرق پیشانیاش را پاک کرد و گفت: «گفتم دفاع کن، نه اینکه بزرگتر از دهانت حرف بزنی». پرونده را بست و گفت: «بده مدیر نامه بنویسه برای پزشکی قانونی.»
فرزندخواندگی در ایران از دیدگاه قوانین
قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست، ترکیبی از حقوق مدرن و موازین سنتی است. خانوادههای فاقد فرزند، زنان مجرد بالای سی سال و حتی ایرانیان مقیم خارج، میتوانند از طریق بهزیستی درخواست فرزندخواندگی دهند.
پس از تایید شرایط، دادگاه حکم سرپرستی موقت و سپس دائم صادر میکند، اما براساس ماده ۸۶۱ قانون مدنی، فرزندخوانده از نظر ارث حقی ندارد. همچنین تبصره ماده ۲۶ این قانون، ازدواج سرپرست با فرزندخوانده را با نظر دادگاه مجاز میداند که این امر، مورد اعتراض گسترده بوده است.
پیشنهاد میشود خانوادههایی که فرزندخواندگی را انتخاب میکنند، تمهیدات مالی و حقوقی لازم را برای آینده کودکان خود فراهم کنند، تا از مشکلاتی مانند مورد بالا جلوگیری شود.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر