close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
بلاگ

سوریه، نیابتی های ایران

۱۷ دی ۱۴۰۳
مهرانگیز کار
سقوط اسد، سوریه، نیابتی های ایران، لشکر فاطمیون، افغان‌های پناهنده
سقوط اسد، سوریه، نیابتی های ایران، لشکر فاطمیون، افغان‌های پناهنده
سقوط اسد، سوریه، نیابتی های ایران، لشکر فاطمیون، افغان‌های پناهنده
سقوط اسد، سوریه، نیابتی های ایران، لشکر فاطمیون، افغان‌های پناهنده
سقوط اسد، سوریه، نیابتی های ایران، لشکر فاطمیون، افغان‌های پناهنده
سقوط اسد، سوریه، نیابتی های ایران، لشکر فاطمیون، افغان‌های پناهنده

«مهرانگیز کار»، وکیل پایه یک دادگستری ایران که سال‌ها است به اجبار در خارج از کشور اقامت دارد و زندگی می‌کند، در این یادداشت به تاثیرات سقوط حکومت «بشار اسد» بر پناهندگان افغانستانی پرداخته است که جمهوری اسلامی آن‌ها را به اجبار به جنگ با مخالفان اسد در سوریه فرستاده بود.

****

گزارش‌گر می‌گوید: «به سمت ادلب، شهری جنگ زده بر سر بزرگراه با موقعیتی استراتژیک پیش می‌رویم. دنبال جامانده‌های لشکر فاطمیون و مدافعان حرم روان شده‌ایم. زیر تپه‌های سنگی شهر ادلب در سوریه، حفاری‌های وسیعی شده و گودال‌هایی مرتفع کنده‌اند که شاید بشود گفت شهرکی است دور از چشم و دور از دسترس.» 

در فضای بزرگ و حفاری شده، تا پیش از رویدادهای اخیر، شبه‌نظامیان ایرانی سکنا داشتند و در دالان‌های تو در توی این فضا به ماموریت خود با هدف حفظ بشار اسد در قدرت فعالیت می‌کردند. این یکی از پایگاه‌های شبه‌نظامیان ایران در سوریه بوده است. 

خبرنگار «بی‌بی‌سی» گزارش داده که پیدا است ساکنان در پایگاه کاملا ناگهانی و بدون برنامه‌ ریزی قبلی، آن جا را ترک کرده‌اند. غذاهای دست نخورده و مدارکی که وقت کافی نبوده تا آن‌ها را جمع و جور کنند یا با خود ببرند، نشان از آن دارند که پیامی غیرمنتظره دریافت داشته و چنان احساس خطر کرده که نجات جان را بر همه چیز ترجیح داده‌اند. 

مردان محافظ  پایگاه که اکنون خالی از مدافعان حرم است، می‌گویند کادر شبه‌نظامیان را اغلب افغان‌های مقیم ایران تشکیل می‌داده و مستشاران نظامی، عموما ایرانی بوده‌اند.

بنابر گزارش‌های منتشره دیگری، ماموران حکومت جدید سوریه اکنون هر افغان را که در خاک خود می‌یابند، به گمان آن که مزدوری است از افغان‌های متصل به «لشکر فاطمیون» ایران، تهدید به مرگ می‌کنند. به‌ویژه اگر شیعه باشد، دستور می‌دهند با تمام افراد خانواده، خاک سوریه را فوری ترک کنند، در غیر این صورت به قتل می‌رسند.

نفرت از مداخله جمهوری اسلامی با هدف حفظ بشار اسد در قدرت، بیش از نفرت از دیگر دولت‌های مداخله‌گر است. آتش این نفرت دامان افغان‌هایی را گرفته است که سال‌ها‌ پیش کشورشان را ترک گفته و به سوریه پناهنده شده‌اند. آن‌ها بیشتر «هزاره» هستند؛ افرادی که از ناامنی در کشورشان گریخته و توانسته‌اند در سوریه برای خود خانه و کاشانه‌ای بسازند و در جنگ و بحران آن جا بمانند و زندگی کنند. 

ماموران دولت جدید سوریه از شکل و شمایل آن‌ها قضاوت‌شان می‌کنند و چون پیدا است افغان هستند، بی‌تردید در جای شبه‌نظامیان ایران به جان‌شان می‌افتند و تهدید و آواره‌شان می‌کنند.     

از سوی همه گزارش‌گران رسانه‌ای، فرار «مدافعان حرم» از سوریه، اعم از ایرانی و افغان‌های وابسته به فاطمیون، تایید می‌شود.

مهاجران افغان مقیم ایران سال‌ها در جمع مدافعان حرم حضور داشته و خطرها کرده و بسیار کشته داده‌اند. پس شنیده‌های این سال‌ها درست هستند. این که آیا آن‌ها نیروی داوطلب بوده‌اند یا مزدور و نیرویی که از حضور در جنگ نامتعارف و نیابتی بهره‌های هنگفت مالی نصیب‌شان می‌شده، پرسش مهمی است. 

پاسخ اگرچه برای همه روشن نیست ولی ساده است. آن‌ها به ایدئولوژی حکومت ولایی ایران پایبندی نداشته‌، لذا حکومت ولایت فقیه را نمایندگی نمی‌کرده اند. اما شیعه‌اند و دفاع از حرم به آن‌ها تحمیل شده است. این آواره‌های افغان که محروم از مدارک قانونی اقامت و حق کار در ایران بوده‌اند، دولت ایران از ضعف‌ها و نیازهای‌شان سوء‌استفاده کرده و آن‌ها را در جنگ با مخالفان اسد به کار گرفته است. مزدور نبوده‌اند، در شرایط اضطراری به دام افتاده و قراردادی را امضا کرده‌اند. بر اساس این قرارداد، در صورت حضور در عملیات لشکر فاطمیون و شاخه مدافعان حرم، متناسب با آن‌چه انجام می‌داده، دریافتی داشته و سال به سال به شرط حضور در میدان، اقامت خود و زن و فرزندان‌شان تمدید می‌شده است. در صورتی که معلول یا  کشته می‌شدند نیز عنوان «شهید» به آن‌ها تفویض می‌شده و «بنیاد شهید» مستمری به خانواده‌های‌شان می‌پرداخته و به اقامت‌شان در ایران وجهه قانونی می‌بخشنده است.

بنابراین، آن‌ها در شرایط اضطراری تن به خطر به نفع دولت دیگری داده که شهروند آن نبوده‌اند. 

شرایط اضطراری در این فرض دو گونه قابل تعریف است:

۱– در دولت متبوع خود فاقد حداقل رفاه و آزادی بوده‌، بنابراین عزم به مهاجرت کرده‌اند تا شاید به ازای کار سخت، درآمدی داشته و این درآمد را به زخم زندگی خانواده‌های خود در ایران و بخشی دیگر که در افغانستان زندگی می‌کنند، بزنند. پس نیت‌شان از مهاجرت، مزدوری نبوده بلکه حق انسانی برای انتخاب اقامتگاه و هم‌چنین حق کسب درآمد شرافتمندانه از کاسبی و کارگری بوده است. 

۲- برای رسیدن به این خواسته شرافتمندانه، در کشور میزبان گرفتار موانع قانونی و عدم برخورداری از حق اقامت و حق کار شده‌ و همواره ترسان از دستگیری و بازگرداندن به افغانستان «طالبان» و تحمل مجازات‌های سخت در آن جا بوده‌اند. با این وصف، به افغانستان بازنگشته‌اند، از آن رو که امید به شغل‌یابی و رفاه در خاک خود را نداشته‌اند. در نهایتِ فقر و بدبختی، به امید اخذ مدارک اقامتی قانونی و کسب اجازه کار، به خواست تهدیدآمیز نهادهای نظامی ایران برای پیوستن به نیروهای نیابتی در سوریه پاسخ مثبت داده‌اند، زیرا در صورت رد خواسته، فوری دیپورت می‌شده‌اند.

از طرفی، حتی اگر پایبندی عقیدتی به پاسداری از حرم شیعیان نداشته، شاید محافظت از آن را نیکو و ثواب پنداشته‌اند. در این صورت هم رفتار و نیت‌شان به مزدوری نزدیک نمی‌شود.

حاصل جمع این عوامل، شرایط اضطراری را توضیح می‌دهد و آن را از شرایط مزدوری جدا می‌کند.

میزان دریافتی آن‌ها از حضور در میدان، رفاه حداقلی خانواده را تامین می‌کرده است. در صورت تکرار حضور نیز هر سال یک بار حق اقامت و حق کار را از اداره امور اتباع بیگانه دریافت می‌کرده‌اند و دلواپسی خانواده از نداشتن مدارک قانونی اقامت، سال به سال برطرف می‌شده است.

بنابراین، ایرانیانی که استدلال می‌کنند مهاجران افغان از سهم آن‌ها در بازار کار می‌کاهند، همیشه درست نیست. درست‌تر آن است که در بحث پیوستن به مدافعان حرم، آن‌ها رقیب و مزدور نبوده بلکه پیش‌مرگ ایرانیان بوده‌اند و حکومت از فقر و فلاکت‌شان سوء استفاده کرده و برای مقاصد خوبش، جمع بزرگی از آن‌ها را برای اجرای سیاست‌های مداخله‌جویانه در منطقه، به کشتن داده است. 

از طرف دیگر، افغان‌های مقیم سوریه که ربطی به مدافعان حرم و لشکر فاطمیون و ایران ندارند، اکنون زیر فشار و تهدید ماموران حکومت جدید سوریه که هنوز مدیریت و سازمان‌دهی درستی ندارد، به اشتباه تعقیب و تهدید و مجبور به ترک سوریه و از دست دادن خانه و زندگی می‌شوند. 

این که پس از سقوط بشار اسد و دسترسی به اماکن محل سکونت ماموران ایران روشن شده است ایرانیان در مقام‌های مستشاری در پایگاه‌ها حضور داشته و سربازان جان برکف و مدافعان حرم اغلب افغانستانی بوده‌اند، بیش از پیش از مظلومیت این سربازان که بین بازگشت به افغانستان طالبان و پیوستن به مدافعان حرم به قصد حفظ جان خانواده از گرسنگی حق انتخاب دیگری نداشته‌اند، خبر می‌دهد.

این خبر تلخ‌تر از آن است که ناگفته بماند. ای کاش نهادهایی از سازمان ملل متحد به وظیفه عمل کنند و امکاناتی فراهم شود که پناهندگان افغان‌ در سوریه به جای افغان‌هایی که به فرمان حکومت ولایی ایران در سوریه حضور داشته و ناگزیر از نبرد با مخالفان اسد بوده‌اند، مجازات و بی‌خانمان نشوند.

این اقدام مهم فوریت دارد و با توجه به شیوه‌های عقلانی کنونی حکم‌رانی جدید در سوریه، چندان دشوار نیست و اقدام حقوق بشری لازمی است که فوریت دارد؛ اقدامی که ماموران حکم‌رانی جدید را متقاعد کند مدافعان حرم و مدافعان اسد گریخته‌اند و این افغان‌ها همان‌هایی نیستند که حکومت ایران آن‌ها را مورد سوء‌استفاده قرار داده بود.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

گزارش

سانسور، ارتش سایبری

۱۷ دی ۱۴۰۳
پژمان تهوری
سانسور، ارتش سایبری