«احمد درخشان»، یکی از معلمان ساکن کرج، از احضار خود به دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه یک کرج خبر داد.
این معلم و نویسنده در حساب کاربری «اینستاگرام» خود با انتشار برگه احضاریه از احضار و بازجویی دو هفته قبل خود هم خبر داده و نوشته است: «بهاتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و انتشار اکاذیب از طریق رایانه دو هفته پیش مهمانی چند ساعته بودم به پرسش و پاسخ که احتمالا جوابگوی کذبهایم باشم و حالا فراخوانده شدهام از اتهامات انتسابی دفاع کنم. نوع علت حضور، دفاع از اتهام انتسابی. دفاع از اتهامات انتسابی؟! این زبان مغشوش چگونه میتواند جهت کذب را معین کند؟ مسأله این است...»
آقای درخشان جدا از شغل معلمی، نویسنده ادبیات داستانی هم هست. از او چند مجموعه داستان از سوی ناشران مختلف در ایران منتشر شده است.
محکومیتهای قضایی و اداری برای معلمان
«محمد حبیبی»، سخنگو شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ در گفتوگو با «امتداد» اعلام کرده بود: «در فاصله ۱۴۰۱ تا پایان ۱۴۰۲، دستکم ۸۰ معلم از رتبهبندی محروم شدهاند. ۱۳ تن از معلمان اخراج و یا بازخرید، ۲۳ تن انفصال از خدمت، ۳۲ معلم دچار تقلیل گروه و ۳ تن بازنشستگی اجباری دریافت کردهاند.»
سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در این گفتوگو، جدا از اعلام این آمار، به ۶۱ معلم دارای پرونده باز قضایی هستند اشاره کرده و افزوده است: «۱۰نفر با پابند الکترونیک از زندان آزاد شدهاند. تعدادی از اعضای ارشد کانونهای صنفی مثل رسول بداقی، عزیر قاسمزاده و محمود ملاکی کماکان، در زندان هستند.»
به گفته محمد حبیبی «براساس آماری که شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان جمع آوری کرده، همه این افراد از فعالان صنفی و اعضای تشکلهای صنفی معلمان هستند و در نتیجه فعالیت صنفی خود، با محکومیتهای قضایی و اداری مواجه شدهاند.»
این عضو کانون صنفی معلمان ایران، در پاسخ به این پرسش که آیا «وارد فاز تازهای از تلاش حاکمیت برای کاهش اثربخشی نهادهای صنفی شدهایم؟» به امتداد گفته است: «این رویه تقریبا در یک سال گذشته در جریان بوده است. زمینه آن [هم] به بهار ۱۴۰۱ برمیگردد. پیش از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱، فعالان صنفی معلمان با یک یورش بیسابقه از سوی حکومت مواجه شدند. نقطه اوج آن در فاصله اردیبهشت تا تیرماه ۱۴۰۱ است. در آن تاریخ بیش از ۱۰۰ تا ۱۵۰ فعال صنفی و اعضای هیاتهای مدیره تشکلهای صنفی بازداشت شدند. برخی از آنها حداقل یک ماه تا دو ماه در زندان بودند و برای آنها پرونده تشکیل شد. ما شبیه چنین دورهای را در دولت احمدینژاد هم داشتیم. اما وجه تمایز بازداشتهای ۱۴۰۱ و ۱۳۸۵ این بود که در اسفند ۱۳۸۵ و تجمع مقابل مجلس، حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از تجمعکنندگان که معلمان معترض بودند بازداشت شدند ولی همه آنها فعالان صنفی نبودند.»
او در ادامه میگوید: «این بار و در فاصله اردیبهشت تا تیرماه ۱۴۰۱، علاوهبر صدها معلمی که در سراسر کشور در تجمعات بازداشت و با فاصله کوتاهی آزاد شدند، بیش از یکصد فعال صنفی و اعضای هیاتهای مدیره با بازداشتهای طولانی و تشکیل پرونده مواجه شدند.»
محمد حبیبی در ادامه با اشاره به اینکه بخشی از مسوولیت برخورد با فعالان صنفی را به آموزشوپرورش واگذار شده میگوید: «در دو سال گذشته، فشار بر فعالان صنفی، تنها محدود به پروندهسازی قضایی نشده و دولت تلاش کرده بخشی از مسوولیت برخورد با فعالان صنفی را به آموزشوپرورش واگذار کند. بهنحوی که اکنون بسیاری از معلمان با بازنشستگی اجباری، جریمه نقدی و اخراج، تنها بهدلیل فعالیت صنفی مواجه هستند.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر