آیدا قجر، خبرنگار ارشد ایرانوایر، روز شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۳، به دعوت سه نهاد فرانسوی و بینالمللی در شورای ملی فرانسه در پاریس حضور یافت و درباره شرایط زنان ایران و افغانستان در سایه جنگ، آپارتاید جنسیتی و خشونت حکومتی سخنرانی کرد.
وزارت خارجه فرانسه، کمیته سیدا (کنوانسیون امحای هرگونه خشونت علیه زنان) سازمان ملل و «اوپن اشیا»، عضو FIDH فدارسیون بینالمللی حقوق بشر، سه نهاد دعوت کننده خانم قجر برای این سحنرانی بودند.
در این نشست، اعضای کمیته سیدا، برخی مقامات سیاسی وزارت خارجه فرانسه، رئيس کمیته برابری جنسیتی دولت جدید فرانسه و شماری از اعضای سازمان ملل حضور داشتند.
آیدا قجر در سخنان خود به آپارتاید جنسیتی در افغانستان، سرکوب حکومتی در ایران علیه زنان و موضوع جنگ پرداخت و بر لزوم مشارکت زنان در تصمیمگیریها و اتخاذ سیاست خارجی فمنیستی تاکید کرد.
خبرنگار ارشد ایرانوایر با اشاره وضعیت زنان افغانستان گفت طالبان زنان افغانستان را از حیات اجتماعی و اقتصادی حذف کرده و آنها را زیر خشونت و سلطه سیستماتیک قرار داده است. به گفته خانم قجر، این تبعیض تنها آزار و اذیت جنسیتی نیست بلکه یک سیستم آپارتاید کامل است که به طالبان اجازه میدهد کنترل کامل خود را بر زنان اعمال کند.
آیدا قجر خطاب به حاضران در شورای ملی فرانسه گفت دلیلی که قانون بینالمللی تا به امروز آپارتاید جنسیتی را به رسمیت نشناخته این است که جوامع مدرن چنین آزار و اذیت جنسیتی به این حجم را تجربه نکرده بوند.
او تاکید کرد به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی به عنوان یک جنایت بینالمللی برای پر کردن شکاف حقوقی الزامی است چراکه به ما اجازه میدهد راهکارها و ابزار مناسب را برای مبارزه با این نقض فاحش حقوق زنان به دست آوریم.
آیدا قجر در سخنانش به تبعیض و سرکوب حکومتی در ایران علیه زنان نیز پرداخت و گفت با به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، زنان نخستین گروهی بودند که مورد تبعیض و خشونت قرار گرفتند و با اعمال حجاب اجباری در عرصه عمومی به حاشیه رانده شدند اما از مبارزه دست نکشیدند.
وی برآمدن جنبش مهسا با «زن، زندگی، آزادی» در ایران را نتیجه مقاومت زنان ایران دانست و افزود: این شعار و باور ناگهان بهوجود نیامد، بلکه بیش از ۴۰ سال تلاش مستمر و پرداخت هزینههای غیرانسانی چند نسل انسان آگاه را پشت خود داشت که از لحظه به قدرت رسیدن بنیادگرایان مذهبی در ایران، به مبارزه پرداختند.
آیدا قجر با بیان اینکه زنان ایران و افغانستان «نیمه سخت راه» را رفتهاند، گفت: امروز لازم است که جرم آپارتاید جنسیتی در کنوانسیون جنایت علیه بشریت جای خود را بیابد و مصونیت آمران و عاملان و پشتیبان آنها از بین برود.
خانم قجر از کشور دموکراتیک خواست سیاست خارجی عملگرایانه و فمنیستی را اتخاذ کنند، سیاستی که بتواند ضامن به حقیقت پیوستن مجموعه مفاد کنوانسیون امحای هرگونه خشونت علیه زنان باشند.
وی در سخنانش به موضوع تاثیر ملیتاریسم و جنگ بر جنبشهای زنان در ایران و افغانستان نیز پرداخت و گفت ما زنان کشورهای جنگ یا استبدادزده، با پرداخت هزینههای هنگفت وظیفه خود را در قبال برابری، مشارکت و عدالت همراه با دیگر بازیگران جوامع مدنی و حقوق بشری انجام میدهیم.
آیدا قجر به عنوان روزنامهنگار و کنشگری برآمده از جامعهای تحت سرکوب حکومتی این پرسش را از حاضران مطرح کرد: تا کی همراهان بینالمللی ما در مقابل میلیتاریزم و منافع ژئوپلیتیک که ما را از حق تعیین سرنوشت خود محروم میکند، همدستی یا سکوت میکنند؟
خانم قجر با تاکید بر اینکه «ما باید بتوانیم به جنگها پایان دهیم» گفت: «جنگ و مداخله خشونتبار برای ما زنان، دگرباشان و دگراندیشان جایی برای مشارکت در تصمیمگیری باقی نمیگذارد.»
متن کامل سخنرانی آیدا قجر به این شرح است:
با سلام و احترام به همه حضار،
بسیار خوشحال هستم که امروز در کنار شما هستم؛ خصوصا افرادی که سیدا را در جهان پیگیری میکنند.
من آیدا قجر، فمینیست ایرانی و روزنامهنگار در تبعید، خبرنگار ارشد رسانه ایرانوایر هستم که در دو دهه گذشته، همواره با دقت مسائل ایران و افغانستان را دنبال و و در این خصوص اطلاعرسانی میکنم. و در راستای پایان دادن به فرهنگ معافیت از مجازات و برابری جنسی جنسیتی با open asia عضو FIDH فعالیت میکنم. روزنامهنگاری هستم که هویت و نخستین عکسهای مهسا امینی را برای اولین بار منتشر کردم. مهسا امینی، دختر جوان ۲۲ سالهای که به خاطر حجاب اجباری، توسط گشت ارشاد جمهوری اسلامی بازداشت و در بازداشت کشته شد. در این راستا برنده جایزه سالانه فریدم هاوس در سال ۲۰۲۳ شدم و از سال گذشته از همراهان جایزه ساخاروف به شمار میآیم.
در خصوص توصیه شماره ۴۰ سیدا یعنی مشارکت در مراحل تصمیمگیری میخواهم توجه شما را در ارتباط با حذف زنان و اعمال محدودیت علیه آنها خصوصا در ایران و افغانستان به چند نکته جلب کنم. میخواهم بگویم که بدون داشتن رویکردی هولستیک و اینترسکشنال به مسئله زنان، نمیتوانیم به پرسشهای دقیق و راهحلهای مناسب برسیم. آنهم در جهانی که زنان در آن شهروند درجه دوم هستند. خصوصا در رژیمهای اقتدارگرا، بنیادگرا و مستبدی که تبعیض و خشونت سیستماتیک علیه زنان را در حوزههای مختلف زندگی اجتماعی و فردی آنها اعمال میکنند و حتی تا آپارتاید جنسیتی یعنی حذف کامل زنان هم پیش میروند.
یادآوری میکنم که موضوع بحث امروز مشارکت زنان در مراحل تصمیمگیری است. در شرایطی که مجموعه آزادیهای فردی و حقوق بنیادی زنان روزانه به چالش کشیده میشود و همزمان در نقاط مختلف جنگ به حق زنده بودن و کرامت انسانی هم پایان میدهد.
شما میدانید که در کشوری مثل ایران، زنان در تمام حوزهها بهخصوص اقتصادی و سیاسی قدم پیش میگذارند. در سه دهه گذشته، اکثریت دانشجویان دانشگاههای ایران را زنان تشکیل میدهند. اگرچه در سال ۱۹۷۸ زنان و مردان دوشادوش یکدیگر حکومت استبدادی پادشاهی را سرنگون کردند اما با به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، زنان نخستین گروهی بودند که مورد تبعیض و خشونت قرار گرفتند و با اعمال حجاب اجباری در عرصه عمومی به حاشیه رانده شدند اما از مبارزه دست نکشیدند. زنان قدم به قدم جنبش زنان ایران را پایه نهادند.
در حال حاضر در ایران، به عنوان نمونه زنان حق طلاق ندارند، زنان حق دوچرخهسواری در اماکن عمومی، حق ورود به استادیومهای ورزشی را هم ندارند و غیره. زنان میتوانند وکلای تاثیرگذاری باشند اما حق قاضی شدن ندارند. روزنامهنگاران برجستهای هستند اما حق ریاست بر رسانه را ندارند. میتوانند در انتخابات شرکت کنند و کاندیدا شوند اما طبق قانون اساسی حق رئيسجمهور شدن ندارند.
زنان و جوانان در ایران، رهبری حرکتهای اعتراضی را به دست گرفتهاند و به همین دلیل شعار «زن، زندگی، آزادی» شعار محوری دو سال گذشته بود. این شعار و باور ناگهان بهوجود نیامد، بلکه بیش از ۴۰ سال تلاش مستمر و پرداخت هزینههای غیرانسانی چند نسل انسان آگاه را پشت خود دارد که از لحظه به قدرت رسیدن بنیادگرایان مذهبی در ایران، به مبارزه پرداختند. برای همین میتوانم بگویم که حرکتهای اعتراضی در ایران خصوصا در دو سال اخیر، پشتوانهای از آگاهی اجتماعی دارد اما تمامی این زنان تاثیرگذار در حوزههای مختلف با این خطر به فعالیت میپردازند که ممکن است سر از زندان درآوردند، مورد شکنجه قرار بگیرند، ممنوعالقلم، ممنوعالکار و ممنوعالمعامله شوند.
در کشور همسایه ایران، افغانستان، ما از مردمانی صحبت میکنیم که بیش از چهل سال است در جنگ به سر میبرند و کشورشان محل رویارویی قدرتمندترین کشورهای جهان است. به همین دلیل، وقفه کوتاه بین تجربه دو حکومت طالبان و شرایط هم جنگ و هم صلح فرصت بروز حرکتهای گسترده اجتماعی برآمده از آگاهی را نداده است. با این وجود، در دو سال گذشته شاهد شهامت نسل زنان جوان افغانستان با شعار «تحصیل، کار، آزادی» زیر حکومت هولناک و زنستیز طالبان در خیابانهای شهرهای مختلف افغانستان بودهایم. پس از تصرف دوباره قدرت توسط طالبان در ۲۰۲۱، این حکومت با صدور ۸۶ فرمان، شعار توخالی «تغییر ماهیت طالبان» را به وضوح روشن کرد.
آنها شدیدا حقوق بنیادی زنان را محدود میکنند و حق تحصیل را از زنان و دختران میگیرند. هرچند سالها است که درهای مدارس ایدئولوژیک تروریستپرور و بنیادگرایانه روی آنها باز است. طالبان زنان افغانستان را از حیات اجتماعی و اقتصادی حذف کرده و آنها را زیر خشونت و سلطه سیستماتیک قرار دادهاند. این تبعیض تنها آزار و اذیت جنسیتی نیست بلکه یک سیستم آپارتاید کاملی است که به طالبان اجازه میدهد بر زنان کنترل کامل خود را اعمال کند.
دلیلی که قانون بینالمللی تا به امروز این جنایت را به رسمیت نشناخته بود این است که جوامع مدرن چنین آزار و اذیت جنسیتی به این حجم را تجربه نکرده بود. به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی به عنوان یک جنایت بینالمللی برای پر کردن این شکاف حقوقی الزامی است چراکه به ما اجازه میدهد راهکارها و ابزار مناسب را برای مبارزه با این نقض فاحش حقوق زنان به دست آوریم.
بیدلیل نیست که ما امروز در شورای ملی فرانسه گرد هم آمدهایم. چراکه میدانیم که بدون یک سیاست خارجی فمینیستی و عملگرایانه، کشورهای دموکراتیک نمیتوانند ضامن به حقیقت پیوستن مجموعه مفاد کنوانسیون سیدا باشند. حتی اگر با امضا کردن آن مسئول اجرای آن شناخته شوند.
نمونههای ایران و افغانستان تایید میکند که ما هرکجا بودهایم نیمه سخت راه را رفتهایم؛ امروز لازم است که جرم آپارتاید جنسیتی در کنوانسیون جنایت علیه بشریت جای خود را بیابد و مصونیت آمران و عاملان و پشتیبان آنها از بین برود. در این راستا الزامات حقوقی و قضایی دولتها برای مبارزه و به رسمیت نشناختن این چنین رژیمها تقویت میشود و میتواند نقش حیاتی دادگاه بینالمللی جزایی را تسهیل کند.
این مکانیزم بینالمللی به ما زنان چه در افغانستان و چه در ایران و در سطح جهان اجازه میدهد که امیدی برای برقراری عدالت در سر بپرورانیم.
ما زنان کشورهای جنگ یا استبدادزده، با پرداخت هزینههای هنگفت وظیفه خود را در قبال برابری، مشارکت و عدالت همراه با دیگر بازیگران جوامع مدنی و حقوق بشری انجام میدهیم. با وجود این، تکان دادن ستونهای قدرت در کشورهایی مثل ایران و افغانستان در بهترین حالت حاصلی بیش از رفرمهای نمایشی ندارد.
پرسش من به عنوان یک کنشگر فمینیست برآمده از کشوری مستبد این است که تا کی همراهان بینالمللی ما در مقابل میلیتاریزم و منافع ژئوپلیتیک که ما را از حق تعیین سرنوشت خود محروم میکند، همدستی یا سکوت میکنند؟ جنگ و مداخله خشونتبار برای ما زنان، دگرباشان و دگراندیشان جایی برای مشارکت در تصمیمگیری باقی نمیگذارد.
وما باید بتوانیم به جنگها پایان دهیم.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر