close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
اخبار

بازتاب جنگ اسراییل و ایران در رسانه‌های عبری ۶ تیر

۶ تیر ۱۴۰۴
این گزارش چشم‌انداز رسانه‌های تحلیلی اسراییل را در روز جمعه ۶تیر۱۴۰۴ در پی جنگ با ایران که با آتش‌بس به پایان رسید، تحلیل می‌کند.
این گزارش چشم‌انداز رسانه‌های تحلیلی اسراییل را در روز جمعه ۶تیر۱۴۰۴ در پی جنگ با ایران که با آتش‌بس به پایان رسید، تحلیل می‌کند.

این مطلب خلاصه‌ای است از آنچه در نشریات اسراییل در روز ۶تیر۱۴۰۴ درباره جنگ اسراییل و ایران منتشر شده است. ادبیات این رسانه‌ها تغییری نکرده است و انتشار خلاصه این مطالب به معنای تایید آن‌ها از سوی ایران‌وایر نیست.

این گزارش چشم‌انداز رسانه‌های تحلیلی اسراییل را در روز جمعه ۶تیر۱۴۰۴ در پی جنگ با ایران که با آتش‌بس به پایان رسید، تحلیل می‌کند. این گزارش نشان می‌دهد که جامعه اسراییل این رویداد را نه از یک دریچه واحد، بلکه از طریق دو دریچه کاملا متفاوت تحلیل می‌کند. نخست، روایتی پیروزمندانه از یک پیروزی نظامی تاریخی است که بر رسانه‌های راست‌گرا و طرفدار دولت حاکم است. سپس رویکردی است که توسط تحقیقات روزنامه «هاآرتص» در مورد ادعای «جنایات جنگی» ارتش اسراییل در غزه پیش می‌رود. این رویکرد بحران اخلاقی عمیقی را به نمایش می‌گذارد؛ از یک‌سو «ملت» به‌گونه‌ای به مخاطب معرفی می‌شود که با برتری فناوری و اخلاقی، برنامه هسته‌ای ایران را نابود کرده است، و دیگری «ملتی» است که ارتش آن، به عادی‌سازی کشتار غیرنظامیان بی‌سلاح متهم شده است. این گزارش روایت‌های دوگانه را کالبدشکافی می‌کند و گسل‌های سیاسی، ایدئولوژیک و راهبردی آشکارشده را به بحث می‌گذارد.

***

روایت پیروزی قاطع: پیروزمندی اسراییل پس از درگیری

روایت غالب در رسانه‌های راست‌گرا و مذهبی‌صهیونیستی ۶تیر۱۴۰۴ روایتی از پیروزی بی‌چون‌وچرا و تاریخی بر ایران است که به عنوان یک «پیروزی قاطع» که چشم‌انداز راهبردی را تغییر داده، به مخاطب ارایه می‌شود.

نابودی تهدید: چارچوب‌بندی دستاورد نظامی؛

مطبوعات راست‌گرا جنگ را به عنوان دستاوردی تاریخی به تصویر می‌کشند و بر حذف تهدید ایران تاکید دارند. «کانال ۱۴» اسراییل عناوینی مانند «ارتش اسراییل فاش می‌کند: چگونه آرایه موشکی و هسته‌ای ایران را از بین بردیم» را ترویج می‌کند و از ارتش اسراییل نقل می‌کند که این عملیات «برنامه هسته‌ای را سال‌ها به تاخیر انداخت.» 

این روایت از موفقیت توسط روزنامه مذهبی‌صهیونیستی «مکور ریشون» تقویت می‌شود که سردبیر آن، «هاگای سگال»، معتقد است هرگونه «ترش‌رویی» عمومی «دقیقا از موفقیت عظیم» ناشی می‌شود. در واقع به باور او، این پارادوکس از یک پیروزی‌ چنان قاطع زاده‌ شده که پردازش آن دشوار است.

تایید سیاسی: محور نتانیاهو-ترامپ و رد دیپلماسی؛

پیروزی نظامی بلافاصله برای تایید سیاست خارجی تندروانه نخست‌وزیر «بنیامین نتانیاهو» و همسویی او با «دونالد ترامپ» ر‌ییس‌جمهور سابق آمریکا مورد استفاده قرار می‌گیرد. در «اسراییل هیوم»، «نیکی هیلی»، سفیر سابق آمریکا، استدلال کرده است که دیپلماسی «بی‌فایده» بود، زیرا «ایران به تاخیر، تاخیر، تاخیر ادامه می‌دهد» و ترامپ به درستی درک کرده بود که «تهدید فقط بزرگ‌تر خواهد شد.» اسراییل هیوم در مقاله‌ای دیگر، این «جسارت» را با «بزدلی» اروپایی‌ها مقایسه می‌کند و از «ژرژ کلمانسو» نقل می‌کند: «صلح به هر قیمتی دیگر صلح نیست.» این روایت ظاهرا توسط مردم تایید می‌شود که کانال ۱۴ گزارش می‌دهد: «اکثریت مردم معتقدند: نتانیاهو جنگ ایران را بسیار خوب مدیریت کرد.»

دیدگاه هوشیارانه: هشدارهایی در برابر رضایت راهبردی؛

در مقابل پیروزمندی سیاسی، تحلیل‌گران نهادهای امنیتی را به احتیاط فرا خوانده‌اند. «مئیر بن شبات»، مشاور سابق امنیت ملی، در مکور ریشون در مورد چالش بلندمدت «جلوگیری از بازسازی توانایی‌های دشمن» نوشته است. به همین ترتیب، دکتر «ران باراتز» در دو مقاله جداگانه در مکور ریشون در مورد «خطر جدید: که موفقیت ما را گیج کند» هشدار می‌دهد و استدلال می‌کند که «اهداف جنگ در ایران هنوز دور از دسترس هستند.» 

این تحلیل‌ها بازتاب‌دهنده یک دکترین نهادی متمرکز بر مدیریت ریسک است که وزنه‌ای ظریف در برابر جشن‌های سیاسی پر سروصداتر را فراهم می‌کند.

سایه غزه: بحران اخلاقی و واقعیتی مورد مناقشه

در ۶تیر، تحقیقات روزنامه هاآرتص منتشر شده است که جزییات کشتار سیستماتیک ادعایی غیرنظامیان فلسطینی بی‌سلاح توسط سربازان اسراییلی در غزه را شرح می‌دهد. تحقیقاتی که سایه‌ای تاریک بر حال‌و‌هوای پیروزمندانه انداخته است.

«میدان کشتار»: تحقیقات هاآرتص و بازتاب‌های بین‌المللی آن؛

خبرگزاری‌های بین‌المللی به طور گسترده تحقیقات هاآرتص را بازنشر کرده‌اند که ادعا می‌کند به سربازان اسراییلی «دستور داده شده بود به سوی غیرنظامیان فلسطینی بی‌سلاح که منتظر کمک‌های بشردوستانه بودند، شلیک کنند، حتی زمانی که هیچ تهدیدی وجود نداشت.» این گزارش شامل شهادت‌های تکان‌دهنده‌ای از سربازان است که یکی از آن‌ها صحنه را «میدان کشتار» توصیف می‌کند و اظهار داشته است که «هر روز بین یک تا پنج نفر» زنده‌زنده با آتش، کشته می‌شدند. یک افسر ارشد ذخیره به هاآرتص گفته که این کشتارها «بی‌معنی» بودند و نتیجه گرفته است: «این چیزی که کشتن مردم بی‌گناه نامیده می‌شود، عادی شده است.» 

این تحقیقات ظاهرا باعث شد که نهادهای حقوقی ارتش خواستار تحقیقی در مورد جنایات جنگی مشکوک شوند. 

«تهمت خون مدرن»: تکذیب راست‌گرایان و مهار روایت؛

در مقابل، رسانه‌های راست‌گرای اسراییل یک دفاع دوگانه را به کار گرفته‌اند. نخست، یک مقاله نظری در اسراییل هیوم، گزارش هاآرتص را «تهمت خون مدرن دیگر» نامیده است. «تهمت خون مدرن» اصطلاحی تاریخی است برای دروغ‌های یهودستیزانه، و بدین ترتیب کرده تا تمرکز را از رفتار ارتش اسراییل به «نیت بدخواهانه» مورد ادعای اتهام‌زنندگان تغییر بدهد. سپس و تکان‌دهنده‌تر، «استراتژی حذف کامل» است. مکور ریشون و  کانال ۱۴ هیچ اشاره‌ای به تحقیقات هاآرتص کرده‌اند. در واقع، این رسانه‌ها می‌خواهند با ایجاد اکوسیستم اطلاعاتی کاملا بسته برای خوانندگان خود، از گفت‌وگوی ملی مشترک جلوگیری کنند.

پیوند راهبردی: توافق بر سر گروگان‌ها به عنوان راهی برای تضمین پیروزی در ایران؛

در میان گفتمان تندروانه، استدلالی عمل‌گرایانه نیز در اسراییل هیوم منتشر شده است که جبهه‌های غزه و ایران را به هم پیوند می‌دهد. «سفی جوناس» در مقاله‌ای با عنوان «چگونه یک توافق بر سر گروگان‌ها اکنون می‌تواند به شکست ایران و تضمین آینده ما کمک کند»، آتش‌بس با «حماس» را نه به‌عنوان یک امتیاز، بلکه به‌عنوان یک «ضرورت راهبردی» پیشنهاد می‌کند. جوناس استدلال می‌کند که اسراییل باید با نشان دادن «تمایل به مصالحه در توافق بر سر گروگان‌ها و آتش‌بس»، از «بی‌صبری» حتمی آمریکا در قبال جنگ پیشی بگیرد. این امر یک توافق در غزه را به‌عنوان مانویر تاکتیکی، ضرورتی برای خنثی کردن یک مسوولیت راهبردی و تحکیم پیروزی مهم‌تر علیه ایران، بازتعریف می‌کند.

جبهه داخلی: سرمایه سیاسی و تعمیق دوقطبی‌شدن

پیامدهای جنگ بلافاصله در عرصه سیاست داخلی اسراییل مورد استفاده قرار گرفته، به‌طوری‌که ضمن تقویت نخست‌وزیر، شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده است.

سود جنگی نتانیاهو: تحکیم قدرت و حمله به قوه قضائیه؛

پیروزی بر ایران به سرعت به سرمایه سیاسی برای نتانیاهو تبدیل شده است. کانال ۱۴ مصاحبه‌ای با یک وزیر را با عنوان «موفقیت در ایران و کنایه به گانتس» برجسته کرد که نشان‌دهنده انگیزه استفاده از جنگ برای منافع حزبی است. متحدان راست‌افراطی دولت از این پیروزی برای حمله به قوه قضاییه استفاده و اعلام کرده‌اند: «نخست‌وزیر با ایران می‌جنگد، شما با او می‌جنگید»، در واقع اشاره به «بزالل اسموتریچ»، وزیر دارایی است که قضات را به نداشتن «هیچ دیدگاه راهبردی» متهم کرده. این رویکرد بخشی از حمله‌ای گسترده‌تر به مشروعیت نظام قضایی است. 

تفسیر مذهبی-صهیونیستی: تاریخ، سرنوشت و جمعیت‌شناسی؛

رسانه‌های مذهبی-صهیونیستی رویدادها را از دریچه‌ای الهیاتی تحلیل کرد‌ه‌اند. مقاله‌ای نظری در مکور ریشون مجموع بحران‌های ملی اخیر را به‌عنوان «بوته آزمایشی» برای ساختن نسل جدیدی از رهبران توصیف کرده است: «نسلی که از کرونا، ۷ اکتبر و ایران گذشت، شما ما را رهبری خواهید کرد.» چنین رویکردهایی، رویدادهای جاری را در روایتی از «سرنوشت یهود» به‌هم می‌بافد و اغلب از تشبیه‌های کتاب مقدس برای ارتقای اختلافات سیاسی به درام‌های الهیاتی بی‌زمان استفاده می‌کند.

اسراییل و جهان: اتحادها، خصومت‌ها و قانون

تحلیل‌های رسانه‌ای، موضع پیچیده اسراییل را در قبال جامعه بین‌المللی آشکار می‌کند که با خصومت نسبت به نهادهای جهانی و در عین‌حال تلاش پیچیده‌ای برای به کارگیری زبان حقوق بین‌الملل خود را نشان می‌دهد. 

رد حاکمیت جهانی: سازمان ملل به عنوان یک دشمن؛

مطبوعات راست‌گرا خصومت عمیقی نسبت به سازمان ملل ابراز کرده‌اند و آن را به عنوان «دشمنی نامشروع و مغرض» به تصویر کشیده‌اند. اسراییل هیوم در مقاله‌ای با عنوان «تعصب گوترش در سازمان ملل، خروج آمریکا را اجتناب‌ناپذیر می‌کند» استدلال کرده است که این سازمان «در درگیری‌هایی که جهان بیشترین نیاز را به میانجی‌گری موثر بین‌المللی دارد، بی‌تحرک باقی خواهد ماند» و از یک نظم جایگزین به رهبری آمریکا حمایت کرده است. 

پرونده حقوقی برای جنگ: به کارگیری حقوق بین‌الملل؛

هم‌زمان، تحلیل‌گران برای ساختن توجیه حقوقی و اخلاقی برای اقدامات اسراییل تلاش می‌کنند. مقاله‌ای در اسراییل هیوم استدلال می‌کند که حقوق بین‌الملل، به ویژه دکترین‌هایی مانند «دفاع گسترده از خود» و «مسوولیت برای حفاظت (R2P)» که توسط سازمان ملل تایید شده، هدف قرار دادن رهبری ایران را توجیه می‌کند. مقاله دیگری اسراییل را به‌عنوان «مولد بزرگ هدف اخلاقی و وضوح راهبردی این نسل» برای مقابله با ایران معرفی کرده است. 

این استراتژی دوگانه به دنبال بی‌اعتبار کردن نهادهای حقوق بین‌الملل و در عین‌حال تصاحب اصول آن، برای ایجاد جهان اخلاقی موازی است که در آن اقدامات اسراییل توجیه می‌شود.

ترکیب راهبردی و چشم‌انداز

گفتمان رسانه‌های اسراییل در ۶تیر، ملتی را در مقطعی حساس نشان می‌دهد که با یک شکاف روایی عمیق تعریف شده و با چالش‌های راهبردی فوری روبه‌رو است.

اجماع ملی شکسته: دو ملت، یک دولت؛

یافته اصلی، ملتی است که به دو اردوگاه منزوی از نظر اطلاعاتی تقسیم شده و واقعیت‌های ناسازگاری را دریافت می‌کند. نخست، در مطبوعات راست‌گرا، روایتی از پیروزی باشکوه بر ایران روایت می‌شود. سپس، روایتی است که توسط هاآرتص و رسانه‌های جهانی هدایت می‌شود، روایتی از بحران اخلاقی بر سر جنایات جنگی ادعایی در غزه است. حذف عمدی تحقیقات هاآرتص از رسانه‌ای راست‌گرا، نشان‌دهنده فروپاشی مبنای حقیقی مورد نیاز برای جامعه‌ای منسجم است.

ریسک‌های نوظهور و ضرورت‌های راهبردی؛

این شکاف چندین ریسک حیاتی را برجسته می‌کند. چالش اصلی، جنگ روایت‌ها است که در آن روایت غزه، تهدیدی برای روایت پیروزی کامل در جنگ ایران به‌شمار می‌رود. چراکه حتی آمریکای حامی اسراییل نیز ممکن است «صبر» خود را از دست بدهد. دیگر شکاف قابل‌توجه در گفتمان رسانه‌ای، حسابرسی اقتصادی است. زیرا هزینه جنگ  برای اقتصاد اسراییل تا به‌دقت مورد بحث قرار نگرفته است. 

در نهایت، فوری‌ترین چالش آینده، در غزه است: ادامه اقدام نظامی، وارونه‌سازی روایت با سرزنش حماس، یا یک توافق آتش‌بس عمل‌گرایانه برای حفاظت از پیروزی در ایران.انتخاب بین این مسیرها، موضع راهبردی و اخلاقی اسراییل را برای سال‌های آینده تعریف خواهد کرد.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

‌حمله نیروهای لباس شخصی به کافه وریا غفوری

۶ تیر ۱۴۰۴
پیام یونسی‌پور
‌حمله نیروهای لباس شخصی به کافه وریا غفوری