هرچه از سقوط دمشق میگذرد، سخنرانیها و افشاگریهای افرادی که از نزدیک درگیر بحران سوریه بودهاند، زوایای جدیدی از این رویداد پیچیده را روشن میکند. سرتیپ پاسدار «بهروز اثباتی»، یکی از آخرین فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه پیش از سقوط «بشار اسد» است که روایت خود را از این فروپاشی میگوید.
در این فایل صوتی، اثباتی از فساد گسترده در دولت سوریه، رفتارهای توهینآمیز مقامهای سوری با ایرانیان و خیانتهای پشت پرده روسیه را افشا میکند و تصویری متفاوت از این شکست ارایه میدهد.
اثباتی که پیشتر در ایران مسوولیت قرارگاه فضای مجازی ستاد کل نیروهای مسلح را برعهده داشت، تا آخرین روزهای حضور ایران در سوریه، در این کشور باقی مانده بود. او که در سوریه بیشتر در حوزههای تشریفاتی و فرهنگی فعالیت میکرد، در خصوص خروج ایران از سوریه میگوید: «آنچه اتفاق افتاد، قابل پیشبینی بود.»
اثباتی با تاکید بر این که نیروهای مستشاری ایران در سوریه از نظر نظامی شکست نخوردهاند، تصریح میکند: «اصلاً جنگ نشد. مردم قیام کردند و یک سیستم فاسد فاسق را حذف کردند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در سخنرانی خود در همان روز، خروج ایران از سوریه را «مسوولانه» توصیف کرد و مدعی شد که این خروج با درنظر گرفتن تاثیرات احتمالی بر مردم سوریه انجام شده است. اما در مقابل، اثباتی خروج ایران را از سر ناچاری و سقوط اسد را یک «باخت» برای جمهوری اسلامی میداند.
اثباتی همچنین شایعات درباره «رفتار بد» دولت سوریه با ایرانیان در ماههای پایانی تایید میکند. او توضیح میدهد که سه ماه پیش از سقوط اسد، ۸۰ درصد از خانوادههای ایرانی از خانههای خود اخراج شدند و حتی هنگام سفر «ابراهیم رئیسی» به سوریه، دولت اسد از پذیرایی شایسته از او خودداری کرد.
اثباتی این رفتارها را نتیجه مستقیم «ناتوانی» و «وادادگی» اسد در تصمیمگیری و مدیریت بحران میداند.
به گفته او، مقامهای کاخ ریاست جمهوری سوریه در زمان سفر رسمی «ایراهیم رئیسی»، رییسجمهوری وقت ایران، از هرگونه تشریفات و تزیین مسیر فرودگاه تا قصر با پرچمهای ایران خودداری کرده بودند و وقتی نظامیان ایرانی مستقر از این موضوع اطلاع پیدا کردند، اثباتی افراد سپاه پاسداران را به سطح شهر و مسیر ورود رئیسی میفرستند تا پرچمهای ایران نصب شوند.
او میگوید مدتی بعد خیابانهای دمشق و مسیر مشابه با پرچم امارات متحده عربی تزیین شدند و وقتی سپاه از کاخ ریاست جمهوری سوریه سوال کرد، جواب داده بودند وزیر خارجه امارات برای یک دیدار چند ساعته به دمشق میآید.
ادعاهای سرتیپ اثباتی چیست؟
در فایل صوتی یکساعته منتشر شده از سخنرانی اثباتی، او به جنبههای گوناگون حضور نیروهای ایرانی در سوریه و شرایط این کشور میپردازد.
او تاکید میکند که در دو سال گذشته، نیروهای ایرانی تلاش فراوانی داشتهاند تا مقامهای حزب «بعث» و شخص بشار اسد را متقاعد کنند که اصلاحات جدی انجام دهد.
اثباتی با اشاره به وضعیت بحرانی دو سال اخیر، توضیح میدهد تاخیر در این اصلاحات باعث وخامت اوضاع شد.
به گفته او، نشانههایی از این بحران در قطع مکرر برق در اکثر شهرهای سوریه مشهود بوده و برخی شهرها در شبانهروز تنها ۲۵ دقیقه برق داشتهاند.
اثباتی یکی از دلایل این وضع در سوریه را رخوت ایجاد شده در ارتش، به ویژه پس از پیروزی بر «داعش» و گروههای مسلح میداند.
او میگوید به همراه این پیروزی، فساد گسترده در حزب بعث و ارکان دولتی سوریه یکی از عوامل اصلی تضعیف حکومت اسد بوده است و این فساد به تبعیضهای چشمگیری منجر شده بود که اعتماد عمومی را بهشدت کاهش داد.
اثباتی همچنین به عمق این فساد در ارتش اشاره میکند و توضیح میدهد که در روز آغاز حملات از «ادلب»، بهجای حضور ۴۰۰ نیروی پیشبینیشده در خط مقدم، تنها ۴۰ نفر حضور داشتهاند، زیرا بسیاری از نیروها با پرداخت رشوه، به مرخصی رفته بودند.
او حتی به مواردی از رشوهخواری در سطوح بالای حکومت، از جمله توسط «ماهر اسد»، برادر بشار اسد، اشاره میکند.
نکاتی که اثباتی بیان میکند، نشان میدهند وضعیت مشابهی هم در میان ارتش روسیه ساکن در سوریه وجود داشته است. او از ناکارآمدی عملیات روسها در بمباران مناطق ادلب میگوید که پیش از حملات «تحریرالشام» انجام شده بودند.
میگوید آنچه ارتش روسیه در آنجا انجام داد، عموما به مناطق خالی ادلب بوده است و خسارتی از گروههای مسلح نگرفته بود.
او حتی پا را فراتر گذاشته و یکی از عوامل کلیدی سقوط سوریه را نقش روسیه میداند. اثباتی میگوید روسها بعد از عملیات «طوفان الاقصی» در ۱۵ مهر ۱۴۰۲، بهطور کامل در راستای منافع اسراییل عمل و با خاموش کردن رادارهای خود در جریان حملات اسراییل به مواضع ایران در طی چند ماه، عملاً به این کشور کمک کردند.
اثباتی در این رابطه به خیانت روسها اشاره میکند و نقش آنها را در کشته شدن فرماندهانی چون «محمدرضا زاهدی» پررنگ میداند. با این حال، توضیح میدهد که در روزهای آخر، خود و همراهانش با یک هواپیمای روسی مدل «ایلیوشین» از منطقه خارج شدهاند.
با وجود این انتقادات، اثباتی همچنان اسد را فردی متعهد به مقاومت معرفی میکند اما تاکید دارد که تعریف اسد از مقاومت، با تعریف جمهوری اسلامی ایران متفاوت بوده است.
به گفته اثباتی، ایران انتظار داشت دولت اسد از حملات «حماس» به اسراییل بهرهبرداری کند و بلندیهای جولان را باز پس گیرد. با این حال، اسد از رویارویی مستقیم با اسراییل خودداری کرده و گفته بود: «خودتان نیرو بیاورید و با اسراییل بجنگید.»
این دیدگاه از نظر اثباتی، نشاندهنده اختلاف جدی میان نگرش اسد و ایران درباره مفهوم مقاومت بوده است.
مقاومت مرد
اثباتی در پایان سخنان خود به وضعیت محور مقاومت اشاره میکند و میگوید وضعیت فلسطین و حماس بهتر شده و «دشمن» را بیچاره کرده است.
او با تاکید بر آینده روشنتر مقاومت، بر سخنان «علی خامنهای»، رهبر جمهوری اسلامی استناد میکند؛ رهبری که پس از سقوط دمشق نیز در پنج سخنرانی بر پیروزی مقاومت تاکید کرده است.
خامنهای سقوط دولت اسد را نتیجه عوامل داخلی و خارجی میداند. او دخالتهای «استکبار جهانی»، «برنامهریزی امریکا» و «رژیم صهیونیستی» برای ایجاد هرجومرج در سوریه و تقویت گروههای تروریستی را از دلایل اصلی تهدید دولت اسد میشمارد و این اقدامات را تلاشی برای تضعیف محور مقاومت معرفی میکند. در عین حال، ضعفهای مدیریتی داخلی را عامل تشدید کننده این بحران میداند.
با این وجود، خامنهای تاکید دارد که حتی با سقوط دمشق، مقاومت همچنان پابرجا خواهد ماند. او مقاومت را پدیدهای فراتر از جغرافیا میداند که به ایمان و حمایت مردمی وابسته است: «حزبالله زنده است. مقاومت فلسطین زنده است… و شهادت عناصر مهم هم باعث تضعیف مقاومت نخواهد شد.»
اثباتی نیز بر این باور است که سوریه به زودی وارد مرحله جدیدی از مقاومت خواهد شد؛ مقاومتی که از نظر او، «صحیح» و «ولایتی» خواهد بود.
معتقد است که ایران با فعالسازی شبکههای خود در سوریه و حضور موثر در فضای مجازی، در حال شکلدهی به هستههای مقاومت جدید در این کشور است.
به گفته اثباتی، ایران برای همه سناریوهای آینده سوریه آماده است و باید مقاومت را که همان مقابله با اسراییل است، آماده کرد.
همه تقصیر در ارتش سوریه است!
گزارههایی که اثباتی در مورد سقوط دولت اسد مطرح میکند، با آنچه پیش از این مقامهای مختلف سپاه در این یک ماه گذشته گفته بودند، متفاوت هستند. اگرچه تمام این فرماندهان عامل اصلی سقوط دمشق را ارتش این کشور میدانند اما اثباتی از ارتش روسیه نیز به عنوان متهم ردیف اول سخن میگوید.
در ۲۲ آذر ۱۴۰۳، «حسین سلامی»، فرمانده کل سپاه در تحلیل تحولات سوریه و نقش جمهوری اسلامی تاکید کرد ایران از ماهها پیش از تحرکات «تکفیریها» مطلع بود و هشدارهای اطلاعاتی به دولت و ارتش سوریه ارایه کرد اما عدم اراده کافی در ارتش سوریه برای تغییر و استقامت، موجب سقوط مناطق کلیدی شد.
او تصریح کرد که حضور ایران در سوریه با هدف مقابله با نفوذ تکفیریها و دفاع از جبهه مقاومت بوده است و آخرین کسانی که سوریه را ترک کرده، نیروهای سپاه بودهاند.
یک روز بعد از سخنان سلامی، «رمضان شریف»، از دیگر فرماندهان سپاه و رییس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، سقوط دولت بشار اسد را نتیجه اشتباه محاسباتی و ضعف عملکرد ارتش سوریه دانست و تاکید کرد «قاسم سلیمانی» (فرمانده کشته شده نیروی «قدس»، شاخه برونمرزی سپاه) و همدانی راهکار ایستادگی را به مردم سوریه آموختند: «اما سستی در ارتش سوریه فرصت را برای دشمنان فراهم کرد.»
او ضمن پررنگ دانستن نقش اسراییل در سقوط دمشق، توضیح داد: «نیاتی که پشت داستان سوریه بود، به راحتی روشن شد و بخش عمدهای از زیر ساختهای سوریها را زدند. ای کاش آنها به نصایح خیراندیشان، کسانی که گفتند از این تجهیزات علیه صهیونیستها استفاده کنید، عمل میکردند و الان مانند حزبالله لبنان پیروز میشدند.»
«اسماعیل کوثری»، فرمانده پیشین سپاه و عضو «کمیسیون امنیت ملی» مجلس شورای اسلامی حضور مستشاری ایران در سوریه را برای مقابله با داعش و حمایت از بشار اسد حیاتی میداند.
او در مصاحبهای که در ۲۸ آذر انجام داده، سقوط سریع حکومت اسد را ناشی از عدم وحدت و خیانت در ارتش سوریه دانسته و تاکید کرده است که حضور ایران مانع گسترش جنایات داعش به داخل کشور شد: «اگر ایران کمک نمیکرد، همان افراد انتقاد کننده امروز طلبکار میشدند.»
اما با توضیحات اثباتی، اکنون مشخص شده است روسیه تمایل جدی به دفاع از دولت سوریه نداشته است و این بیتعهدی به سقوط اسد سرعت بخشید.
در غیاب حمایت واقعی روسها، ایران نیز نتوانست معادلات را تغییر دهد. از سوی دیگر، با توضیحات فرماندهانی نظیر «محمود چهارباغی»، دیگر آشکار شده است که حضور مستشاری ایران از سال ۱۳۹۰، یعنی چهار سال پیش از ظهور داعش در سوریه بوده است و اولین کشتههای ایران نیز در سال ۱۳۹۲ به کشور بازگشتهاند. با این حال، تلاش فرماندهان سپاه برای تغییر واقعیت، تنها پرسشهای جدی درباره نتایج سیاستهای منطقهای ایران برمیانگیزد.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر