close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

سرکوب فرهنگی؛ وقتی به اصرار حکومت، زبان مادری از مدارس حذف می‌شود

۲ اسفند ۱۴۰۲
شهره مهرنامی
خواندن در ۹ دقیقه
حدود چهل درصد جمعیت ایران به زبان فارسی سخن نمی‌گویند؛ با‌این‌حال ناچارند از هفت سالگی و با رفتن به دبستان، همه آموزه‌های علمی را به زبان فارسی بیاموزند
حدود چهل درصد جمعیت ایران به زبان فارسی سخن نمی‌گویند؛ با‌این‌حال ناچارند از هفت سالگی و با رفتن به دبستان، همه آموزه‌های علمی را به زبان فارسی بیاموزند
امروز روز جهانی «زبان مادری» است. حدود چهل درصد جمعیت ایران به زبان فارسی سخن نمی‌گویند؛ یعنی زبان مادری آن‌ها یکی از چندین زبان غیرفارسی ایران است
امروز روز جهانی «زبان مادری» است. حدود چهل درصد جمعیت ایران به زبان فارسی سخن نمی‌گویند؛ یعنی زبان مادری آن‌ها یکی از چندین زبان غیرفارسی ایران است
«سویل سلیمانی»، فعال مدنی تُرک می‌گوید: «مرگ زبان، مرگ یک فرهنگ و از دست دادن آن ریشه‌ها، یک فاجعه است.»
«سویل سلیمانی»، فعال مدنی تُرک می‌گوید: «مرگ زبان، مرگ یک فرهنگ و از دست دادن آن ریشه‌ها، یک فاجعه است.»
«امیر کلان»، استاد آموزش چند زبانی در دانشگاه مک گیل کانادا، به «ایران‌وایر» می‌گوید: «سیستم‌های آموزشی تک زبانه مرکزمحور، عملا به نوعی ابزار سرکوب فرهنگی هستند.»
«امیر کلان»، استاد آموزش چند زبانی در دانشگاه مک گیل کانادا، به «ایران‌وایر» می‌گوید: «سیستم‌های آموزشی تک زبانه مرکزمحور، عملا به نوعی ابزار سرکوب فرهنگی هستند.»

حدود چهل درصد جمعیت ایران به زبان فارسی سخن نمی‌گویند؛ یعنی زبان مادری آن‌ها یکی از چندین زبان غیرفارسی ایران است. با‌این‌حال ناچارند از هفت سالگی و با رفتن به دبستان، همه آموزه‌های علمی را به زبان فارسی بیاموزند؛ اتفاقی که زندگی آن‌ها را به دو دنیای مجزا در خانه و مدرسه تقسیم می‌کند. علاوه‌بر این به اعتقاد کارشناسان، فشار برای آموزش به یک زبان غالب و پرهیز از آموزش و گرامیداشت زبان‌های اقلیت، به گوناگونی فرهنگی کشورهایی چون ایران آسیب می‌زند. از آنجا که این مشکل تنها مربوط به ایران نیست و بسیاری از کشورها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، یونسکو روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند) را برای حمایت از تنوع زبانی و فرهنگی، روز «زبان مادری» نامگذاری کرده است.

امسال به همین مناسبت، کنفرانسی با عنوان «کثرت زبانی؛ چالش‌ها و فرصت‌ها»، به کوشش «مرکز زنان تُرک ایران» در شهر کلن آلمان برگزار شد. در این کنفرانس، فعالان و پژوهشگرانی چون «امیر کلان، نگار گلکار، ژاله تبریزی، کارینا جهانی، بهروز شجاعی، ملیکا زر، رضا مریدی، حسن افراز، شیما سیلاوی و امید اقدمی» سخنرانی کردند.

***

انقراض یک زبان یعنی مرگ یک فرهنگ

یکی از دلایل گرامیداشت زبان مادری از آنجا ریشه می‌گیرد که با غلبه یک زبان به زبان‌های اقلیت، بسیاری از زبان‌ها به‌مرور به دست فراموشی سپرده شده و کم‌کم از بین می‌روند. در این صورت، بخشی از حافظه فرهنگی در آن پهنه جغرافیایی حذف می‌شود. همین موضوع یکی از نگرانی یونسکو است. براساس اعلام این سازمان جهانی، حدود هفت هزار زبان در جهان به ثبت رسیده که تا یکصد سال آینده، نیمی از آن‌ها منقرض خواهند شد. 

طبق اعلام اطلس زبان‌های جهان، بیش از ۲۰ زبان در ایران در معرض نابودی و انقراض کامل هستند. یونسکو نیز حدود ۲۵ زبان را در ایران در خطر نابودی اعلام کرده ‌است

زبان‌های آشتیانی، بشاگردی، فارسیهود، جیدی، زبان گزی، زبان گورانی، خلجی، ترکی خراسانی، خوانساری، (گویش) کرشی، اچمی، مندائی، نطنزی، نائینی، سمنانی، سنایا، سیوندی، سوی، تالشی، تاتی، (گویش وفسی)، دری زرتشتی (گویش بهدینان)، لشان ددان و هولئولا، ازجمله زبان‌ها و گویش‌های ایرانی در معرض خطر انقراض شناخته شده‌اند. 

«سویل سلیمانی»، فعال مدنی تُرک، به «ایران‌وایر» گفت که مرگ زبانی زمانی رخ می‌دهد که آن زبان، گویش‌وران بومی خود را از دست می‌دهد. 

او اضافه کرد: «ساده‌ترین اتفاقی که در مرگ زبانی اتفاق می‌افتد، این است که گفتمان بین اتنیکی از بین می‌رود، یعنی بین گروه‌ها و نسل‌ها این گفتمان وجود ندارد، در برخی موارد نوه‌ها دیگر نمی‌توانند با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها ارتباط برقرار کنند، داستان‌های آن‌ها را متوجه نمی‌شوند و نمی‌توانند نوشته‌های آن زبان و آن فرهنگ را بخوانند. این اتفاقات در بسیاری از مناطق ایران در حال رخ دادن است و افراد تجربه خود را در شبکه های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند. این افراد دیگر نمی‌توانند اطلاعات فرهنگی نسل‌های قبل از خود را به دست بیاورند. مرگ زبان، مرگ یک فرهنگ و از دست دادن آن ریشه‌ها، یک فاجعه است.»

استفاده از زبان مادری در آموزش یکی از حقوق‌بشر است

یادآوری اهمیت زبان مادری تنها برای حفاظت از آن فرهنگ و زبان نیست، یکی دیگر از دلایل آن، حفظ حقوق اولیه همه افرادی است که به آن زبان گفت وگو می‌کنند.

برای میلیون‌ها دانش‌آموزی که زبانی غیر از زبان فارسی را در خانه صحبت می‌کنند، رفتن به مدرسه در روز اول مهر یکی از چالش‌های بزرگ زندگی آن‌ها محسوب می‌شود. وقتی با برخی از این دانش‌آموزان در سنین بزرگسالی گفت‌وگو کنید، آن‌ها از سال‌های اول و دوم ابتدایی خود به‌عنوان سال‌های تلخی که اعتماد‌به‌نفس آن‌ها را برای مدتی طولانی از بین برد، یاد می‌کنند.

«امیر کلان»، استاد آموزش چند زبانی در دانشگاه مک گیل کانادا در گفت‌و‌گو با ایران‌وایر، استفاده از زبان مادری در سیستم آموزش را یکی از ارکان حقوق‌بشر دانست. به گفته او، هر دانش آموزی این حق را دارد که به زبان مادری خودش در مدرسه آموزش ببینید. 

او در مورد مزایای نقش داشتن زبان مادری در مدارس، علاوه‌بر تاثیر روحی و روانی و تاثیر بر توسعه کشور، به نقش هویت بخشی آن اشاره کرد. این استاد دانشگاه توضیح داد: «یک نوع از هویت، هویت آکادمیک افراد است. استفاده از زبان مادری در پروسه آموزش به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد که هویت علمی خودشان را به گونه‌ای ببینند که می‌توانند وارد سیستم آموزشی ایران شده و در این سیستم موفق شوند. یک سیستم آموزشی تک زبانه به بچه‌های شش-هفت ساله، هر روز این پیغام را می‌فرستد که زبانی که در خانه آن‌ها استفاده می‌شود، هیچ ارزش آکادمیک و علمی ندارد. 

مدارس تک زبانه به نوعی دائم در حال سرکوب کردن هویت آکادمیک بچه‌های ما است. در تحقیقات گفته می‌شود که بچه‌هایی که به زبان غیر از زبان مادری در مدارس آموزش می‌بینند، وارد یک بازی از پیش باخته می‌شوند. آمار ترک‌تحصیل در مناطقی که زبان‌شان غیر فارسی است، غیرقابل مقایسه است با مناطق فارس زبان. عملا در سیستم‌های آموزشی تک زبانه، به یک نوع شکنجه آکادمیک دست می‌زنند و به بچه‌هایی که ناچارند زبان مادری خود را در مدارس کنار بگذارند، این پیغام داده می‌شود که ظرفیت ورود به مباحث آکادمیک را ندارند.»

امیر کلان بخشی از آثار مخرب جلوگیری از آموزش زبان مادری در مدارس ایران را متوجه هویت قومی می‌داند. به اعتقاد او، وقتی زبان غالب به‌صورت اجباری در مناطق مختلف تدریس می‌شود، به اقوام و گروه‌های مختلف که از فرهنگ شما نیستند این پیغام داده می‌شود که فرهنگ آن‌ها توانایی کار آکادمیک را ندارد. این استاد دانشگاه توضیح داد: «سیستم‌های آموزشی تک زبانه مرکزمحور، عملا به‌نوعی ابزار سرکوب فرهنگی هستند. یعنی مدارس عمومی و دولتی که قرار است به مناطقی که محروم خوانده می‌شوند کمک کنند و برای آن مناطق نقش نجات‌دهنده را داشته باشد، عملا این مدارس به ماشین‌های سرکوب فرهنگی تبدیل می‌شوند؛ بنابراین هویت فرهنگی منطقه هم مورد خطر قرار می‌گیرد.»

این اتفاق درحالی رخ می‌دهد که به گفته او، تحقیقات نشان می‌دهد اگر حکومتی مایل باشد گویش‌وران مناطق مختلف زبان غالب را به‌خوبی فرا بگیرند، مثلا زبان فارسی را، یکی از بهترین راه‌ها این است که کمک کند آن‌ها ابتدا زبان خودشان را درست یاد بگیرند، چون وقتی بچه‌ها به زبان خودشان آموزش ببینند و هویت آکادمیک خودشان را دوست داشته باشند، خیلی راحت‌تر با یک فرهنگ دیگر مواجه می‌شوند و دیگر آن را دشمن خودشان نمی‌بینند. 

به گفته امیر کلان، اضافه کردن زبان‌های مادری به سیستم آموزشی یک کشور می‌تواند با توجه به امکانات آموزشی و شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن مورد بررسی قرار بگیرد و اجرا شود. نکته‌ای که باید بر آن تاکید شود این است دخالت دادن زبان مادری باید در مدارس ابتدایی صورت بگیرد؛ جایی که بسیاری از افراد از بودن در یک سیستم آموزشی تک زبانه آسیب جدی می‌بینند. به گفته این استاد آموزش چند زبانی، تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که زبان غیر فارسی دارند و وارد مدارس می‌شوند، باید در سال‌های اولیه مقطع ابتدایی به زبان مادری خودشان آموزش ببینند و بعد از کلاس سوم یا چهارم، زبان غالب را آموزش ببینند.

آسیب عمیق جدایی از فرهنگ و زبان مادری

در کنار همه آثار منفی جدا کردن زبان مادری از سیستم آموزش، آثار مخرب روحی و احساسی همیشه در وجود افراد خواهد ماند. 

به گفته «سارا افراسیابی»، روان‌شناس، زبان مادری و یادگیری آن تاثیر مهمی بر رشد مغزی، هیجانی و اجتماعی کودک دارد. در واقع زبان مادری، پیش‌نیاز رشد هیجانی و ذهنی کودک است.

این روان‌شناس به ایران‌وایر گفت: «توصیه عمومی و تخصصی به همه کسانی که از کودکان مراقبت می‌کنند آن است که برای ارتباط با کودکان به‌جای زبان آمرانه، از زبان مادرانه استفاده کنند. رشد مغزی، عاطفی و هیجانی کودک در سال‌های اولیه زندگی، یعنی تا پایان دوره ابتدایی، وابسته به از زبان مادری است.

نخستین مفهوم‌سازی‌های کودک از خود و جهان اطرافش بر پایه زبان مادری‌اش شکل می‌گیرد. به همین ترتیب، کودک نخستین تجربه‌های عاطفی و شناختی خود از جهان را هم با زبان مادری ابراز می کند؛ به همین خاطر است که روان­شناسان معتقدند ساخت‌های پایه‌ای ذهن هر شخص با مصالح زبانی مادر و در درجه دوم خانواده‌ای که کودک در آن قرار دارد ساخته می‌شود.»

مردم ترجیح می‌دهند عمیق‌ترین عواطف و احساسات و برداشت‌های خود را به زبان مادری خود شکل بدهند. به همین دلیل سارا افراسیابی معتقد است که برای مردم، بهترین ترانه‌ها، لالایی‌ها، سوگنامه‌ها و اندرزنامه‌ها، آن‌هایی است که به زبان مادری آن مردم گفته شده است. از همین رو، کسانی که نمی‌توانند به زبان مادری صحبت کنند، بنویسند و ابراز عقیده کنند، همیشه در حسرت بهره جستن از زبان مادری هستند.

این روانشناس همچنین معتقد است که کودک با استفاده از زبان مادری‌اش با والدین، خانواده، نزدیکان، فرهنگ، تاریخ، هویت و دین خود ارتباط برقرار می­‌کند. زبان مادری، کودک را با فرهنگ جامعه‌ای که از آن برآمده است و هویت‌اش در آن شکل گرفته است، پیوند می­‌دهد. کودکی که زبان مادری‌اش را نداند، از باارزش‌ترین ابزاری که می‌تواند با استفاده از آن در بستر فرهنگ تربیت شود، محروم می‌ماند.

این روان‌شناس تاکید کرد: «غفلت رسمی و غیررسمی، عمدی و غیرعمدی خانواده‌ها و دولت‌ها از ایجاد زمینه برای رشد کودک با زبان مادری‌اش، جفا در حق کودک، فرهنگ و جامعه است. نادیده گرفتن زبان مادری کودکان و تحمیل یک زبان به‌مثابه زبان ملی، نتیجه‌ای جز سست کردن هویت فردی، قومی و ملی نخواهد داشت. ضمن اینکه زبان مادری بنیانی برای یادگیری زبان‌های دیگر است.»

گوناگونی زبانی یک گنجینه فرهنگی است

اگر چه طبق اصل ۱۵ قانون اساسی، «استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات، رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی، آزاد است»، اما حکومت همین حداقل حق در نظر گرفته شده برای گویش‌وران به زبان‌های غیر فارسی را تاکنون از آن‌ها دریغ کرده است.

این موضوع نه‌تنها به نظر کارشناسان موجب آسیب‌های روحی و هویتی به دانش‌آموزان شده،‌بلکه در درازمدت، این زبان‌ها را در مسیر فراموشی قرار داده است.

امیر کلان، استاد آموزش چند زبانی به ایران‌وایر گفت که یکی از مشکلاتی که با نابودی زبان‌های مختلف رخ می‌دهد، این است که عملا از بین رفتن این زبان‌ها باعث تخریب و از میان رفتن فرهنگ‌هایی می‌شود که قسمت بزرگی از آن جغرافیا بوده‌اند. او برای درک گستردگی و حجم این تخریب از مثال محیط‌زیست استفاده کرد و گفت: «همان‌طور که برای داشتن یک محیط‌زیست سالم به همه گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری نیاز است، برای اینکه جغرافیای فرهنگی جایی مثل فلات ایران به‌صورت سالم باقی بماند نیز، به تمام زبان‌هایی که در این جغرافیا به‌صورت سنتی وجود داشته‌اند نیاز است؛ بنابراین باید تمام زبان‌ها در این پهنه جغرافیایی به حیات خود ادامه دهند. محروم کردن دانش‌آموزان از نقش‌داشتن زبان مادری در آموزش نه‌تنها دسترسی آن‌ها را به مزایای مختلف را محدود می‌کند، بلکه یک تهدید جمعی است که اکولوژی زبانی منطقه را مورد فشار قرار می‌دهد و در نهایت، به‌نوعی باعث از رفتن اکولوژی فرهنگی می‌شود.»

سویل سلیمانی، فعال مدنی تُرک، معتقد است که چنین روندی به نابودی میراث فرهنگی منجر می‌شود. به گفته او، بیشتر کشورهای توسعه‌یافته زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت را گنجینه و میراث فرهنگی خود می‌دانند، اما در ایران هیچ تلاشی برای حفظ این زبان‌ها و فرهنگ‌ها نمی‌شود. او توضیح داد که حفاظت از زبان‌های مختلف، کار یک فرد و یک خانواده نیست، بلکه به پشتیبانی دولتی نیاز دارد و نهادهای دولتی که بودجه و امکانات حفظ این زبان‌ها را دارند، باید این مساله را پیگیری کنند. 

ثبت نظر

گزارش

یک تریلی پرونده فساد مالی؛ سرلیست انتخاباتی اصول‌گرایان

۲ اسفند ۱۴۰۲
پژمان تهوری
خواندن در ۸ دقیقه
یک تریلی پرونده فساد مالی؛ سرلیست انتخاباتی اصول‌گرایان