در ۲۸مرداد۱۴۰۳، برابر با ۱۸اوت۲۰۲۴، «آلن دلون»، ستاره سینمای فرانسه درگذشت. اگرچه اظهارنظرهای جنجالی او در ۱۰ سال اخیر و دعوا با پسرهایش بر سر ارثومیراث همچنان تیتر خبرگزاریهای فرانسه بود، ولی به نظر میرسد که چشمهای آبی او، موهای مشکیاش و طنازی و اغواگریهایش، بیش از هر ویژگی دیگری، ماندگاری او را حتی پس از مرگش بیان میکند.
«بریژیت باردو»، بازیگر به یاد ماندنی سینما، مرگ آلن دلون را خلا بزرگی توصیف کرد که «هیچکس نمیتواند آن را پر کند.»
برای ایرانیها، اغواگری آلن دلون اما تنها به چهره و فیلمهایش نبود که اغواگری میکرد، بلکه صدای ماندگاری به زیبایی و جذابیت او گره خورد که چندین نسل را درگیر سینما کرد؛ صدای ماندگار «خسرو خسروشاهی»، دوبلور و مدیر دوبلاژی ۸۲ ساله که بسیاری از بازیگران سینمای جهان ازجمله آلن دلون را، با صدایش در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار کرد.
پسر او «علی خسروشاهی» که ساکن آلمان است، در گفتوگو با «ایرانوایر»، از یک عمر زندگی با «صدای آلن دلون» میگوید.
***
در آن سالهای دهه پنجاه و شصت خورشیدی، کمتر کسی بود که در ایران «آلن دلون» را خصوصا بهخاطر صدای گرمی که بر چهره او نشسته بود، نشناسد. در آن عصر طلایی دوبله ایران، پیش از انقلاب و چند سال پس از آن، آن مرد مو مشکی، با چشمهای آبی و صدای ماندگار خسرو خسروشاهی که روی چهره و میمیک صورت او نشسته بود، اغواگری میکرد.
آلن دلون با سرگذشتی که دوران کودکی تلخی را گذراند، از تحصیل بازماند، به جنگ رفت تا بالاخره خودش را ستاره سینمای فرانسه کرد و پس از مرگ در رسانههای فرانسوی، مورد تجلیل قرار گرفت. او را با توصیفاتی مثل «زیبایی وصفناپذیر»، «اسطوره سینما»، «نماد مردانگی در سایه» و «بازیگری با کاریزمای دیوانهکننده» وصف کردهاند.
شاید منصفانهترین گزارش در رسانههای فرانسوی از آلن دلون را، نشریه «لوموند» نوشته باشد که در کنار تصریح جذابیت و اسطوره بودن آلن دلون، به نقد او هم پرداخته است. آلن دلون در سالهای اخیر تیتر بسیاری از روزنامهها و رسانهها شده بود؛ یک بار بهخاطر دعوای پسرهایش بر سر ارثومیراث و یک بار بهخاطر جهتگیری سیاسیاش که در سال ۲۰۱۳ خودش را حامی جریان راستافراطی خواند و طرفدار «مارین لوپن»، رهبر این جریان.
درحالیکه در دو روز گذشته بعضی از رسانههای فرانسوی آلن دلون را «تنها ستاره مرد جهانی سینمای فرانسه» خواندهاند، تعدادی از رسانهها هم تصویر دلون را در کنار معشوقههایش با پیامهایی کوتاه از آنها منتشر کردند. مثل نوشته «آن پاریود» که در شبکههای اجتماعی از آلن دلون بهعنوان «عشق اول» خود نام برد: «میدانی چه چیزی آزاردهنده است آلن؟ یا بهتر است بگویم چه چیزی خوب است؟ اینکه احساس خود را برای کسی که میدانی دوستش داری، نگه داری. مثل این میماند که قلبت را متقاعد به ادامه تپیدن کنی و به سعی کنی به ریههایت بگویی به نفس کشیدن ادامه بده.»
قلب آلن دلون اما در خانهاش در نزدیکی پاریس به آرامی از حرکت ایستاد؛ وقتی دختر و دو پسرش و سگ او، تخت او را احاطه کرده بودند.
رسانههای فرانسوی اما درباره آنکه آلن دلون در قلب مردم یک کشور بیشتر جا کرده بود، هیچ ننوشته بودند. آنها درباره صدای افسانهای خسرو خسروشاهی و عصر طلایی دوبله ایران که نقشهای دلون را در حافظه تاریخی یک ملت ماندگار کرد، چیزی نمیدانستند. بااینحال پس از انتشار خبر درگذشت آلن دلون، بسیاری از رسانههای ایرانی سراغ «خسرو خسروشاهی» رفتهاند. مردی که حالا روزهای بیماری را سپری میکند؛ با ناراحتی قلبی. به قول پسرش علی خسروشاهی، تنها چند جمله از او این روزها دست به دست میشود که وقتی خبر مرگ دلون را به او دادهاند، گفته است: «حال خوشی ندارم و قلب بیمارم حس فشردگی میکند.»
صدای دلبرانهای که نقل محافل است
«دور او را خالی کردند. پدرم در هر شرایطی شرافت کاری خود را به پول و موقعیت ترجیح میدهد. بارها برای دوبله یا صداگذاری برای تبلیغات سراغ او آمدند و پیشنهادهای سنگین به او دادند، اما پدرم نپذیرفت. او معتقد بود که صنعت دوبله در ایران از بین رفته است.»
علی خسروشاهی که بههمراه برادر، خواهر و مادرش در آلمان زندگی میکند، یکی از اعضای گروه «مونیخ سیرکل» است که پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، در رسیدگی به آسیبدیدگان «جنبش ژینا» بسیار کوشید و توانست با کمک دیگر اعضای این گروه، دهها آسیبدیده را نجات دهد.
در پی پخش خبر مرگ آلن دلون، سراغ او رفتیم که این بار نه برای پرونده آسیبدیدگان، که برای زندگی خود و پدرش با او صحبت کنیم. پدری که صدایش چنان در تاریخ ایران ماندگار است که شاید هنوز هم افرادی را در اطراف خود پیدا کنید که تلاش میکنند مثل آلن دلون صحبت کنند. به قول علی خسروشاهی، چهره آلن دلون و صدای پدر او، چنان به هم گره خورده بود که تنها دوبلور نقشهای دلون، خسرو خسروشاهی بود و نه هیچکس دیگری.
«منصوره کاتبی»، همسر خسرو خسروشاهی هم در صنعت دوبله ایران مشغولبهکار بود. «برباد رفته»، «زنان کوچک»، «ارتش سری» و «سینوهه»، بخشی از آثاری است که با صدای منصوره کاتبی در تاریخ دوبلوری ایران، ماندگار شدند.
اما کمتر فیلمی را پیدا میکنید که خسروشاهی بهعنوان مدیر دوبله با همسرش همکاری کرده باشد. به قول علی خسروشاهی، برای پدرش نشستن صدا بر نقش بازیگر، از هر چیزی مهمتر بود و هیچوقت حاضر نشد بهخاطر پول یا هر منفعت دیگری، پارتیبازی کند. حتی وقتی در فیلم «پاپیون» نقش خود را که همیشه صدای «داستین هافمن» را اجرا میکرد به فرد دیگری داد، چون معتقد بود صدای او بر این نقش نمینشیند.
اما زندگی با صدای آلن دلون چگونه گذشت؟ چه کودکی پشتسر گذاشته شد؟
علی خسروشاهی به گفته خودش از روز نخست که چشمهایش به دنیای سینما و دوبله باز شد، آلن دلون را با صدای پدر خود شناخت. محفلها و مهمانیهای آنها همیشه مملو بود از چهرههای سرشناس دوبله ایران: «نهتنها پدر و مادرم دوبلور بودند، بلکه زندهیاد "احمد رسولزاده" - از اساتید دوبله ازجمله صدای "راز بقا" - هم، شوهر عمهام بود. پدر و مادرم همیشه سعی کردند ما سه فرزند را از شغل دوبله دور نگه دارند؛ حتما دلایل خاص خودشان را داشتند.»
در سال ۱۳۹۰ خسرو خسروشاهی در گفتوگو با مجله «خانواده سبز»، دلایل جلوگیری از ورود فرزندانش را به دنیای هنر چنین مطرح کرده بود: «با اطلاعات و تجاربی که از حیطه دوبلاژ و هنر داشتم، تمایلی نداشتم که فرزندانم وارد این حیطه شوند. با اینکه به پسرم علی در سن ۱۲ سالگی پیشنهاد چند بازی شد، ولی من مانع شدم و ترجیح دادم که پسرم درس بخواند، تا بازی کند و به مدارج عالی برسد.»
علی خسروشاهی میگوید: «صدای پدر من همیشه در ایران محبوب بود و هست. در سالهای دهه شصت که هنوز آلن دلون فیلم بازی میکرد، صدایش هنوز میان مردم زنده بود و حتی پسرها برای دلبری از دخترها، مثل صدای پدرم صحبت میکردند. در چنین فضایی، برای ما خیلی معمولی بود که با صدای آلن دلون و صداهای ماندگار همنشین باشیم.»
از آثار ماندگاری که خسرو خسروشاهی دوبله کرده است، میتوان به صدای «آل پاچینو» در فیلم «پدرخوانده» و صدای «رابرت دنیرو» در فیلم «راننده تاکسی» اشاره کرد. او مدیریت دوبلاژ فیلمهای ماندگاری مانند دوبله دوم «بر باد رفته»، «جنگ ستارگان» و «جنگیر» را هم برعهده داشت.
اما تنها چند مصاحبه، مستند و تقدیر از خسروشاهی به عمل آمده است. او در مستند «من خسرو خسروشاهی هستم»، ساخته «مجید توکلی»، کمی از خودش میگوید و اینکه در سال ۲۰۱۹ شهر «تهران» را رها کرده و به «رشت» رفت تا امکان کار داشته باشد و شاگردهای خود را بپروراند. در همین مستند، خسروشاهی میگوید که «مهران مدیری» برای بازی در سریال «قهوه تلخ» با او تماس گرفت و اجازه خواست که با لحن صدای خسروشاهی در نقش آلن دلون، در آن سریال بازی کند.
خسروشاهی یک بار هم در پی تماسهای پیاپی مهران مدیری، قدم به برنامه «دورهمی» گذاشت و به نقل از «حمید قنبری» این شنیده را تایید کرد که وقتی آلن دلون در دهه چهل به ایران آمده بود، بعد از مشاهده بخشی از فیلم «سامورایی»، گفته بود: «بهترین دوبلور من در دنیا، دوبلور ایرانی من است.»
چهره کاریزماتیک و جذاب آلن دلون چنان با صدای ماندگار خسرو خسروشاهی عجین شده است که حتی برای دوبلور ستاره سینمای فرانسه، شایعه هم میساختند که خودش در همان مستند مجید توکلی، آن را تکذیب کرده بود.
جوک ساخته بودند که خسروشاهی با خودرو تصادف میکند و وقتی صاحب خودرو دیگر پیاده میشود، مقابل معذرتخواهی خسروشاهی میگوید: «مرد حسابی، زدی ماشین را داغون کردی و ادای آلن دلون در میآوری؟» اگرچه این روایت، شایعه و جوک است، اما به نظر میرسد که هنوز نقل برخی محافل است.
یک انقلاب و مرگ دوبلوری حرفهای در ایران
«بعد از انقلاب پدرم و تعدادی دیگر از دوبلورهای برجسته، برای چند سال ممنوعالکار شدند. دهه شصت فرا رسید و ما به کسی نمیگفتیم که پدرمان کیست. وقتی انقلاب شد، مدیریت همهچیز افتاد دست تازهکاران و مدیریت واحد دوبلاژ تلویزیون هم از اختیار حرفهایها درآمد. فکر کنید کسی که تمام عشق و وجودش برای سینما است، یک روز بشنود که بهخاطر فعالیت هنری گذشتهاش نمیتواند در دوبلاژ ایران فعالیت داشته باشد.»
در آن سوی جهان اما، بیست سال پس از انقلاب در سال ۲۰۱۰، کمپینی تبلیغاتی برای به فروش رساندن عطر در سی ثانیه، چهره مردانه را از سال ۱۹۶۸ به بازار تبلیغات بازگرداند که «مقاومتناپذیر» توصیف میشد. در آن سال آلن دلون ۷۵ ساله بود و در ویدیو تبلیغاتی، بخشهایی از فیلم «استخر» به نمایش درآمد.
ممنوعالکاری چند ساله خسرو خسروشاهی اما، دلیل دوری گزیدن او از دوبلوری و مدیریت دوبله نبود، بلکه دوران طلایی ورود فیلمهای خارجی به ایران و آزادی در ترویج فرهنگ بود که به پایان رسید.
علی خسروشاهی روایت میکند: «بعد از آنکه به پدرم گفتند اجازه کار داری، با رادیو و تلویزیون بهعلت اختلافات هنری همکاری نکرد.»
در نمونهای دیگر، علی خسروشاهی میگوید که یک بار به پدرش پیشنهاد دوبله فیلمی از «شکسپیر» را داده بودند و پدرش هم ۳۵ گوینده را دعوت کرده بود و چهار روز تمام، زمان برای ضبط خواسته بود. این شرایط با مخالفت رییس واحد دوبله مواجه شده بود که «چه خبر است؟ چند روز وقت با اینهمه گوینده؟ مگر فرق این فیلم با فیلمهای وسترن چقدر است؟ با چند گوینده در سه بعدازظهر کار انجام میشود.»
خسرو خسروشاهی در گفتگو با «بانی فیلم»، از دلایل عدم همکاری خود با تلویزیون و فیلمی از شکسپیر هم گفته بود: «من بهدنبال سربلندی تلویزیون بودم که هر شکسپیرشناسی فیلم را ببیند، نتواند ایرادی بگیرد. پشت دانشگاه دنبال ترجمههای مختلف بگردم، حتی ودیعه بگذارم و کتاب را قرض بگیرم، چون طرف راضی به فروش کتاب نبود و …، حالا با آن رفتار توقع دارند تا مرا صدا میکنند، بروم. من آرزو به دل رل گفتن نیستم.»
او در بخشی دیگر از همین گفتوگو، به دروغهایی پرداخت که پشت سر او گفته بودند: «وقتی که یکی از آقایان واحد دوبلاژ در جواب خبرنگاری که میپرسد چرا آقای خسروشاهی اینجا نیست، میگوید "آقای خسروشاهی ۱۰ روز است پاشنه تلویزیون را درآورده که به من کار بدهید" من چه میتوانم بگویم؟ من آنجا نیستم، خدای من که آنجا هست. آن خبرنگار هم که مرا میشناسد، چون هفته گذشتهاش باهم مفصل صحبت کرده بودیم.»
ادامه را از زبان فرزند او، علی خسروشاهی میشنویم: «طرف مقابل هم خیلی به پدرم اعتنا نمیکرد. برای همین سالهای اخیر خیلی کمکار بود، یا میتوانم بگویم که اصلا کار نمیکرد. در استودیوهای خصوصی چند بار دوبله کرد. هر فیلمی را قبول نمیکرد. در واقع دیگر ارزشی برای دوبله قائل نیستند. دوبله هم در ایران فستفودی شد. پدرم دوبلههای زیرزمینی را هم قبول ندارد، چون ترجمهها بسیار ضعیف هستند. دوبلورهای زیرزمینی هم که واقعا دوبلور نیستند؛ وسط فیلم شوخی میکنند یا روی صداها لهجه میگذارند. این توهین به نویسنده است. امروز یک سری ترجیح میدهند فیلم را با زیرنویس یا زبان اصلی ببینند، تا این دوبلههای امروزی.»
همین نکته را خسرو خسروشاهی در مستند مجید توکلی میگوید. اینکه بسیاری به فیلمهای زبان اصلی روی آوردهاند، اما به نظر او، تنها ۳۰ درصد از فیلم را متوجه میشوند؛ چراکه به زبان مادری آنها نیست.
نقد به صنعت دوبله در معدود گفتوگوهای خسرو خسروشاهی نمایان است. مثل مصاحبهای مربوط به ۱۳ سال پیش با خبرگزاری «ایسنا» که خسروشاهی بهصراحت گفته بود که در دوبله دیگر جایی برای عرضاندام نیست: «دوبله در ایران دچار روزمرگی شده است. برای کارهای خوب هیچ تقدیری و برعکس برای کارهای ضعیف هم، هیچ بازخواست و توضیحی وجود ندارد؛ بنابراین زمانی که دوبلورها و مدیران دوبلاژ میبینند کارهای خوب و بد هر دو یکسان ارزیابی میشوند، دیگر به فکر بالا بردن کیفیت کارها نیستند و قصد دارند کارها را سریعتر پیش ببرند.»
یکی دیگر از نکاتی که خسروشاهی به آن پرداخته، مساله «سانسور» است: «زمانی که فیلمها و سریالها با سانسور روبهرو میشوند، دیگر هیچکاری نمیتوان انجام داد.» و در بخشی دیگر از این گفتوگو میگوید: «مردم ما هنوز بعضی از هنرپيشگان بزرگ دنيا را نمیشناسند، چراكه صدای شاخصی كه آنها را به مردم معرفی كند روی آنها نيست و يک صدای كاملا معمولی برای آنها میگذارند.»
خسرو خسروشاهی دقیقا کاری را کرد که در دنیای امروز دوبله، دیگر اثری از آن نمیتوان یافت. به قول «میرعلی حسینی» در گفتوگو با «رادیو فردا»، خسروشاهی به آلن دلون «هویت ایرانی» داد.
به گفته پسرش، علی خسروشاهی، پدرش در مراسم تقدیری که از او به عمل آمد، آخرین جملهاش این بود که «من هیچوقت فروشنده نبودم.»
او ادامه میدهد: «پدر ترجیح میداد خانه بنشیند تا هر نقشی را با پول و رقمهای بالا قبول کند. برای او، دوبله مهمتر از گرفتن نقش بود.»
در سوگ چهرهای که با صدا همنشین نشد
شاید برای هر صداپیشهای، رویارویی با چهرهای که او را به جامعه شناسانده است، هیجانانگیز باشد. در دهه چهل و قبل از انقلاب ۱۳۵۷، آلن دلون به ایران آمده بود. با خسرو خسروشاهی تماس گرفتند که بین ساعت سهونیم تا پنج عصر وقت دارد خودش را به محل دعوت برساند و با آلن دلون رویارو شود.
آن روز خسرو خسروشاهی در محل کارش بود، استودیو «شهاب» در خیابان «سعدی جنوبی» و بهخاطر آنکه مشغولبهکار بود، نتوانست در آن دیدار حاضر شود.
روزی که خبر مرگ آلن دلون در رسانهها نقش بست، علی خسروشاهی با پدرش تماس گرفت: «همسرم به من خبر داد. همه خانواده بهشدت ناراحت شدیم. با پدرم هم صحبت کردم؛ بسیار ناراحت بود. بههرحال یک حس نزدیکی به آلن دلون داشت. با آنکه هرگز همدیگر را ندیدند، انگار بخشی از وجود آدم میشود. البته شخصیت آلن دلون را هم دوست داشت. بعد از شنیدن خبر مرگ او، بهشدت گرفته و غمگین بود.»
آلن دلون، بازیگر درخشان عصر طلایی سینمای فرانسه در سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ بود. او در سال ۱۹۸۵ جایزه سزار بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم «داستان ما» دریافت کرد. در سال ۱۹۹۱ نشان «لژیون دونور» فرانسه را گرفت و «خرس طلایی» جشنواره فیلم برلین و «نخل طلایی» جشنواره فیلم کن را از آن خود کرد.
حالا آلن دلون مرده است و یک جهان از او تقدیر میکند و صدای او برای ایرانیها تا همیشه زنده است، هرچند که احتمالا بسیاری صاحب آن صدا را نمیشناسند و بهقولی، دور او خالی شده است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر