روز چهارشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۳، بعد از سالها اما و اگر درباره تبعیضآمیز بودن نظام سهمیهبندی برای ورود به دانشگاه، سرانجام «محمدرضا ظفرقندی»، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خبر داد سهمیه ورودی رشتههای پزشکی به دستور «مسعود پزشکیان» و توسط کارگروه تخصصی در «شورای عالی انقلاب فرهنگی» بازبینی میشود.
سالهای متوالی است که موضوع سهمیهبندی دانشگاه به عنوان عامل ناعادلانهای تلقی میشود که علاوه بر القای حس بیعدالتی، ناامیدی و تبعیض، منجر به تضعیف بنیه و توان علمی کشور هم شده است.
«عباس عبدی»، تحلیلگر در نقد سیاست سهمیهبندی نوشته است: «مثل این که مسابقه دو گذاشته باشند و برای همگان ۱۰۰ متر باشد و برای عدهای ۹۰ متر یا ۸۰ متر و کمتر. این کار، نابخردانه است. روشن است فردی که ۲۰ متر جلوتر از دیگران آغاز به دویدن کند، حتی اگر اول هم بشود، در مسابقات نهایی با دیگران و در میدان عمل که چنین امتیازی ندارد، آخر خواهد شد.»
اخیرا وزیر پیشین علوم هم گفت ۷۵ درصد رشته پزشکی «دانشگاه تهران» متعلق به سهمیهایها است.
«مصطفی معین»، وزیر علوم دولت «محمد خاتمی» با اشاره به افراد تحت پوشش سهمیه در دانشگاه گفت: «اینها بر چه اساسی آمدند پزشکی میخوانند؟ با رتبه ۱۰۰ هزار وارد میشوند و رتبه دو رقمی نابغه و مستعد ما نمیتواند وارد دانشگاه شود. یا اگرهم وارد شد، ارضا نمیشود.»
«ایرانوایر» این پرسش را با چند پزشک ساکن ایران مطرح کرده است که، ورود به عرصه سلامت با سهمیهبندی چه عوارضی در پی دارد؟
دکتر «میمنت. ن»، شاغل در بیمارستان فوق تخصصی «البرز» کرج میگوید به عنوان یک دکتر شهادت میدهد بین عملکرد پزشکانی که از طریق سهمیههای خاص خودشان را در سیستم سلامت بالا کشیدهاند با سایر پزشکانی که در رقابتی عادی فارغالتحصیل شدهاند، تفاوت جدی وجود دارد: «من در دانشگاه زنجان درس خواندهام. یکی از همدورهایهای سابق و همکار فعلی، همان سالی که من وارد دانشگاه شدم، با رتبه ۵۰ هزار از طریق سهمیه رزمندگان وارد همان دانشگاه شد. اما دو سال بیشتر از سایر دانشجویان طول کشید تا مدرکش را گرفت. ما شاهد بودیم که واقعا گذراندن کلاسها برایش سخت بود و مدام افت تحصیلی داشت. به وضوح به لحاظ درسی از سطح نرمال کلاس پایینتر بود. ما از دانشگاه فارغ شدیم اما او هنوز هم آنجا ماند. این اواخر ما گروهی در یک پلتفرم اجتماعی از دانشجویان همان دوره تشکیل دادیم تا از احوالات هم خبردار باشیم. پیگیر این آقا که شدم، دوستانم گفتند همان جا داخل شهر زنجان مطب زده اما مدام با موارد خطای پزشکی و شکایت مراجعین درگیر است.»
او اضافه کرد: «نمیتوان یک اصل کلی صادر کرد و گفت همه سهمیهایها بیسوادند اما میانگین کم تحرکی و بیسوادی آنها در مقایسه با سایر افراد در این رشتههای تخصصی بیشتر است.»
میمنت شنیده است که همکلاسی سهمیهای او حتی در سیستم دولتی هم دوام نیاورده است: «شنیدم مدتی به عنوان پزشک زندان مرکزی زنجان مشغول به کار بود اما آنقدر در معرض شکایت زندانیها و مراجعانش بوده و چندین اشتباه واضح و اثبات شده داشته است که از آنجا هم عذرش را خواسته بودند. به هر حال اشتباه در مورد زندانیها به دلیل مسوولیتی که میتواند ایجاد کند، گاهی جدیتر گرفته میشود. برای همین فکر میکنم دیدهاند خطرناک است، عذرش را خواستهاند.»
اما سهمیههای خاص برای ورود به دانشگاه به سهمیه «ایثارگران»، «رزمندگان» و «شاهد» محدود نمیشدهاند.
«محمدرضا ظفرقندی» که در حال حاضر وزیر بهداشت دولت چهاردهم است، پیشتر از این در یک ویدیو که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، گفته بود: «سهمیه هم حد و حدودی دارد. وقتی رتبه دو رقمی کنکور پزشکی قبول نمیشود، همان موقع تصمیم به مهاجرت میگیرد.»
دکتر «محمد.ب» از «دانشگاه اصفهان» فارغالتحصل شده ایت و این روزها در بیمارستان امین همین شهر کار میکند. او میگوید در زمان تحصیلش، بیش از نیمی از دانشجویان این دانشگاه را افراد سهمیه بسیج و سپاه تشکیل میدادهاند: «موارد زیادی بودند که مثلا ۱۲ ماه در بسیج محله فعالیت کرده و بعد هم گواهی عضویت در بسیج محله را گرفته بودند و با گرفتن یک کد ۱۲ رقمی که آنها به نیروهای خودشان میدادند، به عنوان سهمیه سپاه یا بسیج وارد کنکور میشدند. در حالی که کمترین علاقهای به این رشته نداشتند و دنبال جایگاه اجتماعی بودند.»
او میگوید: «این افراد کسانی بودند که محال بود در سیستم نرمال کنکور بتوانند در رشتههای زیرشاخه علوم تجربی حتی برای ورود به یک رشته کاردانی قابلیت داشته باشند، چون بدون علاقه و عشق واقعی و فقط برای سودآوری مالی وارد رشته پزشکی میشدند. آنها دوره تحصیلی را هم با رانت و توجه و مرخصی و اغماض میگذراندند و هر واحد نرمال را ناچار بودند چندین بار انتخاب کنند تا در نهایت از آن درس بگذرند و این موضوع هزینه سیستم آموزشی را بالا میبرد.»
به گفته محمد، برای این افراد حتی ورود به دوره تخصص و رزیدنتی هم با اغماض و تبعیض همراه بوده است.
تبعیض دیگری به نام سهمیهبندی انتقال دانشجو
در دولت «ابراهیم رئیسی»، سخنگوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اعلام کرده بود که سالانه ۱۰ هزار انتقال دانشجو در قالب سهمیهبندی «ایثارگران»، «کمیسیون موارد خاص»، «موافقت مبدا و مقصد» و «فرزندان اعضای هیات علمی» انجام میشوند.
گفتوگو با یک پزشک نخبه نشان میدهد که اگر یک دانشجو در بدترین شرایط و موقعیت زندگی قرار میگرفته و بخشی از این چهار گروه نبوده، امکان انتقالش به سختی مهیا میشده است.
دکتر «مونا»، فوق تخصص نفرولوژی و متخصص پیوند کلیه که با رتبه دو رقمی وارد دانشگاه شده و پس از فارغ التحصیلی هم عضو تیم المپیاد دانشجویی علوم پزشکی بوده است، میگوید: «بخش دردناک ماجرا جایی است که شما در شرایطی که برتری علمی دارید، همیشه از این گروه عقب میمانید و امکاناتی که به شما باید تعلق بگیرند، به این افراد داده میشوند.»
او شرح میدهد: «در ابتدای تحصیلم به دلیل بیماری سخت پدرم با این انگیزه که به او نزدیکتر باشم، با میل خودم دانشگاه علوم پزشکی شیراز را انتخاب کردم. اما دو سال بعد از شروع تحصیل، پدرم درگذشت و من چون چندین لوح تقدیر و جوایز علمی کسب کرده بودم و رتبه اولیهام هم دو رقمی بود، به فکرم رسید خودم را به دانشگاه علوم پزشکی تهران منتقل کنم. فرم انتقالی و گواهیعدم تخلف و سایر مدارک را آماده کردم. میانگین نمراتم در بسیاری موارد بالاتر از میانگین نمرات دانشجویان دانشگاه مقصد بود اما تلاشم به نتیجه نمیرسید.»
مونا از این که میدیده دانشجویان دیگری که به لحاظ جایگاه علمی با او برابری نمیکردند به راحتی به دانشگاههای دیگر منتقل میشوند، تعجب میکرده است: «بعد متوجه شدم اولویت با انتقال دانشجویانی است که جزو گروههای خاص هستند. هر بار که پیگیری میکردم، میگفتند فقط در شرایط خاص با درخواست انتقالی موافقت میشود.»
او بر این باور است که سیستم سهمیهبندی نه تنها حس بیعدالتی را گسترش میدهد، حتی برای آنهایی که به نفعشان عمل کرده هم در نهایت زیانبار است: «من یک مطالعه علمی انجام ندادهام اما بر اساس تجربه شخصی خود میگویم اگر به آمار دانشجویان مشروطی نگاهی بیندازید، میبینید که اغلب مشروطیهای دانشگاه را همین دانشجویان سهمیهای تشکیل میدهند. این افراد شاید اگر در شرایط برابر مثلا به یک رشته پایینتر از پزشکی که علاقه شخصی به آن دارند وارد میشدند، بیتردید به جای افت تحصیلی، در آن رشتهها موفق بودند.»
به گفته این پزشک، ورود این افراد به دانشگاه هزینه بسیاری، هم برای سیستم آموزشی و هم برای سیستم سلامت به بار خواهد آورد: «این هزینهها فقط مربوط به دوران دانشجویی نیستند. گرچه در دوره دانشجویی هم کمهزینه نیستند؛ مانند مشروطی، تشکیل کمیسیونهای خاص و هزینهای که بسیاری از اساتید مستقل با سر خم کردن و تساهل با این افراد میپذیرند و حتی افزایش روحیه ناامیدی و احساس بیعدالتی را هم به سایر هزینهها اضافه کنید. درسشان هم که تمام میشود، تازه نوبت اشتباهات مکرر پزشکی و بیمسوولیتی است.»
او ورود این افراد را یک تبعیض بزرگ برای کسانی میداند که عاشق رشته پزشکی هستند: «همین دور و اطراف ما کسانی عاشق ورد به رشته پزشکی هستند. آنها شبانهروز درس میخوانند، باهوشند و با شرایط خوبی هم کنکور را میگذرانند، مثلا درس زیستشناسی و شیمی را با ضریب بالا پاس کرده و به میانگین و حتی بالاتر از میانگین نمرات تراز شده دست پیدا کردهاند اما وقت انتخاب رشته و در شرایط برابر، از این گروه عقب میمانند و ناچارند به انتخاب رشتههای زیرگروه پزشکی مثل فیزیوتراپی، پرستاری یا بیناییسنجی رو بیاورند.»
مونا از تلاشهای نخبگان جامعه برای حذف چنین رانتهایی میگوید و از یک گروه در یک پلتفرم اجتماعی صحبت میکند که برای از بین بردن سهمیه کنکور تلاش میکنند: «اخیرا یک نفر مرا دعوت کرد به گروهی مجازی، متشکل از وکلا یا معلمان معروف کنکور در یکی از پلتفرمهای اجتماعی. آنها دور هم جمع شدهاند تا برای حذف سهمیهبندی تلاش کنند. اجازه بدهید نام پلتفرم و گروه را بازگو نکنم، چون نمیخواهم مانع تلاششان بشوند. در این گروه مجازی بحثهای خیلی خوبی مطرح میشود؛ در این باره که با طرح شکایت در دیوان عدالت اداری، درباره حذف سهمیههای کنکور برای گروههای عزیزکرده اقدام کنند. استدلال آنها هم این است که از یک سو کیفیت خدماتی که کادر درمان در جامعه ارایه میکند، بعد از چند دهه نزول یافته و هم از سوی دیگر حس بیعدالتی در دانشآموزان تقویت شده است. دانشآموز با خودش میگوید چه فایده دارد درس بخوانم، در نهایت یک نفر دیگر به جای من وارد دانشگاه پزشکی میشود!»
پی نوشت: «ایرانوایر» اسامی پزشکان مصاحبه کننده را برای حفظ امنیت شغلی آنها تغییر داده است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر
با عرض ادب وسلام
بنده جانباز ۳۰درصد هستم پسرم سه سال پشت کنکور است ،پارسال ۲۰۸۰اورده بود ،امسال ۱۵۲۰پس چرا از هیچ رشته ای در نیومده !!!؟اخر چرا این قدر دروغ ؟چرا این قدر سیاه نمایی ،میدانید چقدر خرج کردم ؟میدونید این پسر من روزی چند ساعت درس خونده است ؟میدونید بخاطر جانبازی من شب روز در استرس است ؟میدونید من هفت ر وز هفته را مریض هستم دست بر سر میگذارم رنگش میپرد ،این سهمیه های پنجاه هزاری چطور قبول میشوند ،تور وخدا این حرفها را نزنید ما موقع جنگ بچه بودیم نه سهمیه بود نه در صد ،حالا یک ارفاق قایل شدند ولی کی میره دانشگاه به جای بچههای جانبازان پیدا کنید پرتقال فروش را اگر میشه از طریق این سایت کمک کنید فرزندم به حقش برسه شب ورزش گریه است ... بیشتر
سهمیه های زیادی وجود داره که این سهمیه جانباز و ایثارگر اصلا توش حساب نمیاد سهمیه اعضای هیئت علمی اساتید و حتی مدرسین دروس عملی دانشگاه، سهمیه نمایندگان مجلس، وزیران، آقازاده ها، نمایندگی های رهبری در دانشگاه ها و امامان جمعه که کلا سهمیه های مخفی هستن. و برای اینکه گروه های مختلف دانشجویی داشته باشن و نفوذ داشته باشن اینها رو میارن. در کل این سهمیه ایثارگر و جانباز یه جورایی پوشاننده ی اون سهمیه هاست وگرنه اونقدر نیست و تاثیری نداره یعنی تا نمره خاصی گرفته نشه و تراز مشخصی گرفته نشه اون سهمیه تاثیر نمی کنه. امیدوارم نظر من ثبت بشه و بقیه مطلع بشن ... بیشتر
با سلام بنده هم بعنوان یک پزشک قبول دارم که افراد بیسواد نباید جای صندلی افراد بیسواد را بگیرد وباعث تحمیل هزینه برای نظام جمهوری اسلامی شود به نظرم این سهمیه درپزشکی باید حذف شود تا افراد باسواد در جامعه تربیت شوند تا جامعه به بالندگی دست یابد