ابلاغ و اجرای «قانون حجاب و عفاف» که تصویب آن به طور رسمی از سوی سخنگوی شورای نگهبان اعلام شد، این پتانسیل را دارد تا جنبش اعتراضی بعدی ایرانیان را رقم زند؛ قانونی که مجازاتهای گستردهای برای زنان و مردان، اصناف، سلبریتیها و تورهای گردشگری و حتی گردشگران خارجی پیشبینی کرده است.
اگرچه جنبش «زن، زندگی، آزادی» درسهای مهمی به حکومت داد تا کمتر به پای زنان بپیچد اما ایجاد تکلیف قانونی برای نیروی انتظامی، قوه قضاییه، نیروهای کشوری و لشکری برای مبارزه با آنچه آن را «بدحجابی» و «بیحجابی» خواندهاند، اگر به مرحله اجرا درآید، بدون اعتراض مردمی باقی نمیماند. لذا تامل روی گامهای استراتژیک برای پیروزی جنبش سراسری بعدی میتواند نتیجهای متفاوت برای جنبشهای پس از این در قیاس با جنبشهای پیشین رقم زند.
«چند درصد اعتراضات خیابانی در دنیا بیش از سه ماه دوام آوردهاند؟» پاسخ این پرسش کمک میکند که اهمیت دانستن گامهای استراتژیک برای پیروزی جنبش اعتراضی را بهتر درک کنیم.
برآوردهای «موسسه بینالمللی صلح کارنگی» در واشنگتن دیسی در صفحه «Global Protest Tracker» نشان میدهد که تنها ۲۳ درصد اعتراضات خیابانی بیش از سه ماه دوام آورده و البته اکثر اعتراضات طولانی در کشورهای آزاد و نیمه آزاد رخ دادهاند و کمتر طول مدت اعتراضات خیابانی در نظامهای غیردموکراتیک و بسته به سه ماه کشیده است.
پس باید بدانیم:
۱- اعتراضات خیابانی در نظامهای غیردموکراتیک و بسته نمیتوانند زیاد دوام داشته باشند، پس باید مطالبه روشن و قابل حصول داشت.
۲- اعتراضات خیابانی نیازمند پیوست برنامه استراتژیک هستند تا بتوانند تحقق مطالبات را ممکن سازند.
شرایط اعتراضات استراتژیک پایدار
اعتراضات خیابانی در نظامهای توتالیتر یکی از پرهزینهترین تاکتیکهای مبارزات مدنی هستند، به همین دلیل زمانی استفاده از این تاکتیک موثر است که با یک برنامه استراتژیک حمایت شود و مطالبات آن روشن باشد.
برنامه استراتژیک به جنبشهای اعتراضی این قدرت را میدهد تا به طور موثر پیام خود را منتقل و بر دولتها و سایر نیروها تاثیر بگذارند و تغییرات مثبتی ایجاد کنند؛ یعنی اگر نه همه مطالبات بلکه بخشی از مطالبات معترضان باید در نتیجه اعتراضات خیابانی محقق شوند تا بتوان گفت جنبش پیروز شده است.
اما این یک حقیقت است که دستیابی به اهداف جنبش اعتراضی چندان آسان نیست. آنچه تحقق اهداف را ممکن و پایداری جنبش را متحملتر میسازد، داشتن برنامه کلان استراتژیک با تنوع تاکتیکی، انضباط تشکیلاتی و رهبری فرهمند است.
پیروزی جنبش اعتراضی با تحقق همه یا بخشی از مطالبات رقم میخورد. تجربه حاصله از جنبشهای اعتراضی در سراسر دنیا نشان داده است که در طراحی کمپینهای اعتراضی خیابانی، باید این اصول را در دستور کار قرار داد تا موفقیت در دسترس باشد:
- داشتن استراتژیهای چند وجهی:
داشتن استراتژی چند وجهی یعنی مجهز بودن به راهبردی که پیام جنبش را به گروههای مختلف هدف منتقل کند و با متنوع کردن جنبش اعتراضی، شانس پایداری آن و تداوم اعتراضات تا تحقق مطالبات را ممکن سازد.
- تبیین مطالبات کوتاه و بلندمدت:
فارغ از جنبشهای اعتراضی که در پی یک مساله آنی و فوری شکل میگیرند و همان مساله مطالبه روشن جنبش را تشکیل میدهد، جنبشهای اعتراضی باید اهداف کوتاهمدت و بلندمدت خود را طراحی کرده باشند. وجود اجماع گروههای مشارکت کننده در اعتراضات در اهداف تعیین شده شرط لازم برای پیروزی است. تعیین اهداف کوتاهمدت در تحقق اهداف بلندمدت بسیار تعیین کننده است، چراکه پیروزی حاصله از اهداف کوتاهمدت، انگیزه تداوم جنبش اعتراضی را به شدت بالا میبرد و تحقق اهداف بلندمدت را ممکنتر میسازد؛ برای نمونه، جنبش اعتراضی دانشجویان در شیلی افزایش بورسیه تحصیلی، پرداخت یارانه ناهار و تامین وسایل حمل و نقل دانشجویان را به عنوان اهداف کوتاهمدت و اصلاح قانون اساسی در نظام سیاسی تحت رهبری «پینوشه» را اهداف بلندمدت تعیین کرده بودند. پیروزی دانشجویان در تحقق اهداف کوتاهمدت سبب شد که آنها حمایت مردمی را جلب کنند، احزاب سیاسی را تشکیل دهند و بخشی از پارلمان را در اختیار بگیرند؛ پیروزیهای مداومی که مقدمهای شد بر تحقق اهداف بلندمدت.
با این حال باید در نظر داشت که شکست در تحقق اهداف کوتاه،مدت، به معنای شکست در تحقق اهداف بلندمدت نیست، فقط کار انگیزهبخشی به معترضان را سختتر می کند. با این حال، به دلیل تعیین چشمانداز اعتراضات از طریق طراحی مطالبات، همواره شانس پیروزی حفظ میشود.
- یافتن شرکای استراتژیک:
جلب مشارکت سازمانها و گروههایی که اهداف مشترک دارند، در اثربخشی اعتراضات خیابانی بسیار تعیین کننده است، چراکه هم اعتبار جنبش را افزایش میدهد و هم از طریق همسویی با این سازمانها، میتوان تحقق اهداف کوتاه و بلندمدت را محتملتر ساخت؛ برای نمونه، جنبش دانشجویان شیلی زمانی که توانست همراهی و همسویی جنبش کارگری را جلب کند، موفقیتهای بزرگتر را رقم زد.
- تمرکززدایی از رهبری و ساختار مدیریتی جنبش:
نقش رهبری در جنبش اعتراضی تعیین کننده است ولی وقتی جنبش متکثر است، رهبری باید بین بخشهای جنبش توزیع شده باشد تا همه صداها شنیده شوند. ضمن این که در جنبشهای فراگیر و متکثر، وجود رهبری غیرمتمرکز به جای پیروی از یک یا چند شخصیت حقیقی، کمک میکند جنبش پایدارتر بماند.
- تصرف قلبها و مغزها:
جنبش اعتراضی زمانی میتواند همراهان قابل توجهی پیدا کند که پیام خود را به گونهای طراحی کرده باشد که قلبها و مغزهای بسیاری را با خود همراه سازد. معمولا موضوعاتی مثل شکنجه، تغییرات آب و هوایی، آب، محیط زیست و آزادی پوشش در جلب حمایت عمومی موفقترند، چون اینها مسایلی هستند که مردم به سادگی با آنها ارتباط گرفته و حاضرند برایشان قدمی بردارند.
- پیام جنبش باید امیدبخش باشد:
وقتی یک جنبش اعتراضی در پی یک اتفاقی ناگوار رخ میدهد، به سادگی میتوان پیام را بر شرمساری مسوولان قرار داد. ولی چنین پیامی راهگشا نخواهد بود، چرا که ممکن است مسوولان بیشرمتر از آن باشند که جا خالی کنند یا دست به اصلاحاتی اساسی بزنند. بنابراین، اتخاذ استراتژی امیدبخشی در طراحی پیام جنبش، سازندهتر است، چرا که بدنه جنبش برای تداوم بخشیدن به اعتراضات به امید نیاز دارد. مردم باید به این باور برسند که تغییر در دسترس است و ورق میتواند به نفع آنها برگردد.
- همدلی نشان دهید:
جنبش اعتراضی وقتی هدف مشخصی را نشانه گرفته است، نباید انسانیت خود را فراموش کند. به عنوان معترض باید با همدلی نشان دادن به کسانی که ممکن است در کمپین اعتراضی آسیبی دیدهاند، به آنها نشان داد که جنبش اعتراضی دارای فضیلت اخلاقی است؛ برای مثال، اگر کمپین اعتراضی ایجاد ترافیک را فعال کردهاید، باید در حین ایجاد ترافیک مراقب بود که برخی افراد در اضطرار قرار دارند و نباید در ترافیک بمانند. بنابراین باید راه را برای آنها باز کرد؛ کاری که در جنبش اعتراضی ارمنستان رعایت شد.
- اعتراض خیابانی به دستورالعمل مدون نیاز دارد:
تظاهرات خیابانی با هدف تغییرات سیاسی، معمولا از یک رهبری کاریزماتیک یا رهبری یک حزب سیاسی برخوردارند که کار سازماندهی معترضان را انجام میدهند. تدوین دستورالعمل اجرایی برای مدیریت اعتراضات خیابانی کاری است که از سوی رهبری اعتراضات باید انجام و اطمینان حاصل شود که به دست مردم میرسد. بدون چنین دستورالعملهایی، شانس موفقیت به شدت کاهش مییابد.
- پرهیز از تظاهرات کلیشهای:
اعتراض خیابانی زمانی که به شکل تظاهرات کلیشهای برگزار میشود، کمتر موفقیتآمیز است. مطالبات زمانی شانس تحقق دارند که اعتراض خیابانی به شکل اشغال خیابانها و میادین و تحصن مستمر انجام شوند. چنین اعتراضی زمانی که بتواند احساس امنیت را به سایر اعضای جامعه القا و آنها را جذب کند، شانس موفقیت بالایی دارد. تحصن یا نشستن کف خیابان باید برای مدتی طولانی تداوم داشته باشد تا نتیجهبخش باشد.به این اصول میتوان موارد دیگری همچون «رشد کمپین»، «انتخاب محلهای استراتژیک برای برگزاری تحصن اعتراضی»، «همکاری با دیاسپورا در جلب توجه بینالمللی»، «ایجاد کمپین رسانهای» و … را اضافه کرد ولی هنوز این پرسش باقی است که مطالبات جنبش اعتراضی چگونه محقق میشوند؟
راه تحقق مطالبات جنبش اعتراضی
اگر بپذیریم که بهترین و منسجمترین کمپینهای اعتراضی، بدون تحقق مطالبات، واجد صفت «پیروز» نیست، آنگاه یافتن پاسخ این پرسش مهم میشود که برای تحقق بخشیدن به مطالبات، چه استراتژی و چه ابزارهایی لازم است.
برای این که اعتراضات به تحقق مطالبات منجر شوند، گامهای زیر کلیدی هستند:
- گفتوگو با حکومت باید در اولویت باشد:
معترضان ممکن است خودجوش به میدان آمده یا رهبری مشخصی نداشته باشند که بتواند به نمایندگی از معترضان با حکومت گفتوگو کند ولی وقتی مطالبه جنبش اعتراضی سیاسی است، احزاب و گروههای سیاسی باید ورود کرده و باب گفتوگو با حکومت را تا تحقق مطالبات جنبش دنبال کنند. ممکن است احزاب سیاسی قادر نباشند همه مطالبات جنبش را محقق سازند ولی هر مطالبهای که روی آن توافق وجود دارد، باید پیگیری و محقق شود؛ برای نمونه، در سال ۲۰۱۹، زمانی که مردم برای اعتراض به افزایش هزینههای حمل و نقل عمومی در شیلی دست به اعتراض زدند و با برخورد خشونتآمیز پلیس مواجه شدند، گروههای مهم جامعه مدنی و احزاب سیاسی مداخله و فهرستی از مطالبات مورد توافق را تهیه کردند و خواستار برگزاری رفراندوم برای تصمیمگیری در خصوص مطالبات مردمی شدند. در نهایت با فشار احزاب سیاسی، این رفراندوم برگزار شد و مطالبات مردم محقق شدند.
بدون گفتوگو، اعتراضات میتوانند برای مدتها بینتیجه دنبال شوند، لذا مداخله احزاب سیاسی به منظور انتقال پیام معترضان به حکومت و طرح مطالبات آنها از طریق یک گفتوگوی سازنده، راهی است برای تحقق مطالبات و به نتیجه رساندن اعتراضات.
- مطالبات باید شفاف اعلام شود:
گفتوگو میان طیفهای جنبش اعتراضی برای شفاف کردن مطالبات باید اولویت دیگر هر جنبش اعتراضی باشد. بیان صریح مطالبات کمک میکند تا مذاکره با حکومت برای تحقق آن به طور مشخص دنبال شود؛ برای نمونه، در سال ۲۰۱۴، زمانی که چند مرد در یک ایستگاه اتوبوس در کنیا زنی را برهنه کردند، جنبش «#MyDressMyChoice» توسط زنان کنیایی کلید خورد. زنان معترض به طور صریح اعلام کردند خواستار به رسمیت شناخته شدن آزادی پوشش زنان و مجرمانه اعلام شدن خشونت علیه زنان شدند. این مطالبات تمام قوای حکومتی کنیا را درگیر کردند و در نهایت برهنه کردن زنان و خشونت علیه زنان جرمانگاری شد.
- ائتلافسازی برای شنیدن همه صداها:
تحقق مطالبات جنبش رابطه مستقیمی با سطح ائتلافی که شکل میگیرد، دارد. هرچه ائتلاف قدرتمندتر و فراگیرتر باشد، شانس پیروزی را بیشتر میسازد، چراکه ائتلاف گسترده، فراگیری جنبش را بالا و جنبش فراگیر قدرتمندتر عمل میکند. پس برای تغییر، باید ائتلافی گسترده میان طیفهای مختلف جنبش شکل بگیرد (شخصیتهای حقوقی، نه شخصیتهای حقیقی) تا تحقق مطالبات ممکن شود.
اینجا این نکته را باید در نظر داشت که اعتراض نتیجه نارضایتی عمومی نسبت به سیاستهای عمومی است، پس معترضان برای تغییر در وضعیت، نباید اشتباه سیاستگذاران را تکرار و جنبش را به صدای گروهی خاص محدود کنند. ائتلاف معترضان باید در برگیرنده صدای همه، از جمله حاشیهنشینان و محرومان باشد. ائتلاف معترضان باید به حدی گسترده باشد که بتوان آن را انعکاس احساس عمومی نسبت به یک سیاست معین دانست. در چنین حالتی، حکومت چارهای جز قبول کردن و تن دادن به مطالبه تغییر ندارد.
- تشکیل کارگروهها برای ارایه راهحل:
معمولا حکومتها به بهانه این که معترضان مطالبات روشن و راهحل عملی ندارند، از فاز سرکوب یا بیاعتنایی به اعتراضات وارد میشوند. جنبش اعتراضی باید با تشکیل گروههای کاری، هم مطالبات را شفاف و هم راهحل عملی برای تحقق مطالبات ارایه کند. چنین اقدامی، موضع احزاب و گروههای سیاسی در مذاکره با حکومت را تقویت و تحقق مطالبات را ممکنتر میکند. این امر مستلزم حرفهای کردن یک جنبش اعتراضی و اتکا به نیروهای تخصصی جنبش، از جمله حقوقدانان، اقتصاددانان، جامعهشناسان و … است. کار این گروهها، جمعآوری دلیل اعتراضات مردم، شفافسازی مطالبات، یافتن راههای عملی برای پاسخ به مطالبات و ارایه تصویری از جدیت جنبش به ناظران بینالمللی است. (عناصری که برای جلب حمایت از جنبش ضروری هستند)
- ایجاد رسانه جنبش:
درست است که توسعه شبکههای اجتماعی تک تک بدنه جنبش را به شهروندخبرنگاران جنبش تبدیل کرده است و هر کس میتواند رسانه جنبش باشد ولی با این حال، جنبش اعتراضی به رسانهای مختص خود نیاز دارد که به طور حرفهای وقایع را مستندسازی و پیام جنبش را منتقل کند، صدای جنبش را بلند نگه دارد و مرجعی برای رسانههای بینالمللی باشد تا بتوانند مستند به آن، جنبش را روایت کنند؛ همانطور که رسانه «جرس» در جریان «جنبش راه سبز» (سال ۱۳۸۸) توانست این نقش را تا حدودی ایفا کند.
موفقیت چنین رسانهای در رعایت اصول حرفهای، از جمله برخورد صادقانه و بیطرفانه با وقایع و رعایت تکنیکهای سازمانهای حقوق بشری در جلب توجه افکار عمومی است.
- پیوند با سازمانهای جامعه مدنی سایر کشورها
در بند اول تصریح شد که اولویت جنبش اعتراضی در تحقق مطالبات باید گفتوگو با حکومت باشد، اما حکومت به سادگی حاضر به گفتوگو با معترضان نخواهد شد. یکی از اقدامات مهم که دولت را مجبور به قبول مذاکره میکند، موفقیت جنبش در شبکهسازی و جلب پشتیبانی نهادهای مدنی بینالمللی است. وقتی جنبش وارد یک تعامل سازنده با دیگران شد، حکومت خود را در موقعیت الزام به مذاکره و گفتوگو میبیند و در نتیجه میتوان انتظار داشت که خروجی گفتوگو، تن دادن حکومت به مطالبات معترضان باشد.
موفقیت جنبش اعتراضی در طول مدت جنبش سنجیده نمیشود و ممکن است معترضان ماهها در خیابان حضور داشته باشند. تا زمانی که مطالبات یا بخشی از آنها محقق نشود، جنبش به پیروزی نرسیده است. برای تحقق مطالبات باید استراتژی داشت. گفتوگو با حکومت، گفتوگو با همه طیفهای جنبش اعتراضی برای شفافسازی مطالبات مورد توافق، ائتلافسازی، تشکیل کارگروههای تخصصی، ایجاد رسانه جنبش و پیوند با سازمانهای جامعه مدنی سایر کشورها رمز تحقق مطالبات هر جنبش اعتراضی است. پس پیش از این که زنان معترض به اجرای قانون حجاب و عفاف، جنبش اعتراضی دیگری را ایجاد کنند، باید به اجرایی کردن گامهای استراتژیک پیروزی جنبش اعتراضی بعدی اندیشید و گامهای عملی برداشت.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر