این گزارش، درباره فشار بر روزنامهنگاران حوزه میراث فرهنگی در ایران است که پیشتر از دایره فشارهای دولتی و قضایی کموبیش خارج بود، اما اخیرا به منطقه مینگذاری شده سانسور و سرکوب وارد شده است.
***
تازهترین پرونده قضایی مطرح شده علیه یک روزنامهنگار در ایران، نشاندهنده وضعیت دشوار و محدودیتهای فراوان روزنامهنگاران حوزههای مختلف در پوشش اخبار و نقد عملکرد دستگاههای حکومتی و دولتی است.
اگر پیشتر خبرنگاران حوزههای سیاسی و گاه فرهنگی بهخاطر کارشان به دادسرا احضار میشدند، حالا چند سالی است که خبرنگاران محیطزیست، جامعه و میراث فرهنگی هم کارشان به دادگاه کشیده میشود.
آخرین پرونده حقوقی، مربوط به «مریم جلیلوندفرد»، خبرنگار حوزه میراثفرهنگی، است که در روزهای گذشته بهدلیل انتشار یک استوری در انتقاد از واگذاری قراردادهای مرمتگری در استان فارس، با شکایت «انجمن مرمتگران استان فارس» مواجه شد.
خطر نوشتن؛ از محیط زیست گرفته تا میراث تاریخی
روزنامهنگاران سیاسی در بیش از دو دهه گذشته بارها بهدلیل فعالیت خود با برخورد قضایی مواجه شدهاند؛ برخورد با روزنامهنگاران سیاسی از بهار ۱۳۷۹ شدت گرفت، اما بعدا دایره گروههایی که مورد توجه دادستانها قرار گرفتند، وسیعتر شد؛ تا اینکه کار به احضار و دادگاهی کردن خبرنگاران حوزه محیط زیست، ازجمله «الهه موسوی» کشیده شد.
در پی کشته شدن «مهسا (ژینا) امینی» در بازداشت ماموران گشت ارشاد هم، نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی که با اعتراضات گسترده مردمی مواجه شده بودند، گزارشها و عکسهای «نیلوفر حامدی» و «الهه محمدی» را دلیل اعتراضات دانسته و این دو روزنامهنگار حوزه اجتماعی را زندانی کردند.
از آن سال به بعد، روزنامهنگاران در حوزههای مختلف با کوچکترین اتفاقی با برخورد قضایی مواجه میشوند؛ یک نمونه دیگر آن، واکنش روزنامهنگاران اجتماعی به جان باختن مشکوک «آرمیتا گراوند» پس از بیرون افتادن از مترو بود که منجر به احضار گروهی از آنها به دادسرا شد.
اتفاقی که حالا افتاده اما نشان میدهد که فضای نهادهای رسمی و بخشهایی که با آنها همکاری میکنند، چقدر علیه اطلاعرسانی انتقادی و شفافسازی، حتی در حوزههای غیرحساس است.
مریم جلیلوندفرد، از خبرنگاران قدیمی حوزه میراث فرهنگی، حدود یک ماه قبل با انتشار یک استوری اینستاگرامی پرسیده بود، چگونه انجمن مرمتگران استان فارس توانسته قراردادهایی با اداره میراث فرهنگی این استان منعقد کند، درحالیکه مرمتگران این استان بیکار هستند؟
تنها با طرح چنین سوالی، یک انجمن فعال در حوزه میراث فرهنگی، علیه خبرنگار این حوزه به اتهام نشر اکاذیب شکایت کرده است.
اگرچه این شکایت و دادگاه شاید به هیچ حکمی علیه این روزنامهنگار منجر نشود، اما بازتاب دهنده تصویر بزرگتری است که فضای ناامن برای فعالیت رسانهها را نشان میدهد؛ فضایی که در آن حتی یک پرسش ساده در یک استوری اینستاگرامی تحمل نمیشود.
حساسیت تاریخی استان فارس
آمار بالای بازدید مردم از موزهها و اماکن تاریخی استان فارس نشان میدهد که چقدر این استان از نظر میراث فرهنگی غنی و مورد توجه است. این استان از یکسو میزبان مهمترین آثار تاریخی هخامنشی و ساسانی است و از سوی دیگر، آثاری بهجا مانده از فرهنگ ایران پس از اسلام در آن قرار دارد؛ همین هم باعث شده که آثار تاریخی آن حدود هفت برابر بیشتر از استان اصفهان بازدیدکننده داشته باشد. از همین رو عجیب نیست اگر اقدامات مدیریت میراث فرهنگی در آن، زیر ذره بین رسانهها قرار بگیرد.
در سالهای اخیر، پروندههایی مثل تخریب بافت تاریخی شیراز در جریان پروژه ۵۷ هکتاری توسعه حرم شاهچراغ، عبور مترو از زیر بناهای تاریخی شیراز، اقدامات مخرب در اطراف محوطههایی چون تخت جمشید و بیشاپور و مرمتهای ناشیانه، بارها مورد توجه رسانهها قرار گرفته است.
«هستی پودفروش»، کارشناس تاریخ، در مورد اتفاقاتی که در حوزه میراث فرهنگی در استان فارس میافتد به «ایرانوایر» گفت که به نظر او تغییرات و اتفاقات منفی در این استان و شهر شیراز، همسو با مذهبیسازی این شهر است. او به پروژه ۵۷ هکتاری توسعه حرم شاهچراغ و اتصال آن به حرم امامزاده ابراهیم اشاره کرد و گفت که تنها در این پروژه، ۳۶۰ خانه تاریخی تخریب شده، یا به حال خود رها شده اند.
این طرح که به طرح «بینالحرمین» هم معروف است، از دوره ریاستجمهوری «ابراهیم رئیسی» به این سو شتاب گرفته است و حالا هستی پودفروش میگوید که جمهوری اسلامی با این پروژه، بهدنبال تبدیل شیراز به قطب مذهبی بهجای قطب گردشگری تاریخی، یا به عبارتی تبدیل شیراز به یکی از قطبهای مذهبی شیعیان است.
این کارشناس تاریخ از سوی دیگر، به بیتوجهی میراث فرهنگی استان فارس به آثار باستانی اشاره کرد؛ از بتنریزی کف شهر بیشاپور گرفته تا بیتوجهی به فعالیت معدنی در کوه رحمت مجاور تخت جمشید و مرمتهای مخرب. به اعتقاد او، این اتفاقات تخریبکننده آثار تاریخی در استان فارس و شهر شیراز چشمگیر و متعدد هستند و دلیل آن را هم باید در عملکرد اداره میراث فرهنگی این استان جستوجو کرد.
کمک خبرنگاران و فعالان میراث به آثار تاریخی
در کشوری که بیش از نیم میلیون محوطه تاریخی وجود دارد، انتظار از دولت برای حفاظت از همه آنها و نظارت بر سلامت آنها چندان بجا نیست، اما فعالیت انجمنهای محلی و رسانهها، بارها جای نظارت دولت را پر کرده و از تخریب محوطهها و بناهای تاریخی جلوگیری کرده است.
هستی پودفروش، کارشناس تاریخ، به ایرانوایر گفت که در دهه هشتاد خورشیدی، فعالیت پژوهشکدههای مختلف در میراث فرهنگی و آغازبهکار خبرگزاری میراث فرهنگی، به آگاهی بخشی و اطلاعرسانی کمک زیادی کرد و زمینه مطالبات مردمی را فراهم کرد که بعدها موجب کمپینهای میلیونی در مخالفت با ساخت سد در تنگه بلاغی و برج جهاننما مقابل میدان نقش جهان شد.
بااینحال، اخباری که در رسانهها منتشر میشود حاکی از آن است که وزارت میراث فرهنگی، این روزها بیشتر به پنهان کردن برخی از اقدامات خود بیشتر مایل است تا شفافسازی.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از دستور تخریب بافت تاریخی با اجازه مسوولان میراث فرهنگی منتشر شده است. «میراث خبر»، سال گذشته از تخریب بافت تاریخی ابرکوه یزد با موافقت اداره میراث فرهنگی خبر داده بود. یک خبرگزاری دیگر هم از تخریب خانه تاریخی شکری در اصفهان، با مجوز اداره میراث فرهنگی این استان خبر داده بود.
تخریب مجوز شبستان یک مسجد در اصفهان هم با مجوز میراث فرهنگی بود که با اعتراض گروهی از مردم مواجه شد. اینها، چند نمونه از موارد متعددی است که قطعا مسوولان میراث فرهنگی از انتشار آنها در رسانهها خوشحال نشدهاند؛ آن هم در شرایطی که خبرها و نظر برخی فعالان حاکی از تلاش مسوولان میراث فرهنگی برای پنهانکاری در این حوزه است.
یکی از فعالان و دوستدار میراث فرهنگی در داخل ایران که نخواست نامش اعلام شود به ایرانوایر گفت که تقریبا انجمنهای فعال و موثر میراث فرهنگی وجود ندارند، چراکه یا با دریافت پروژههای کوچک و بزرگ چشم خود را به فعالیت وزارت میراث فرهنگی میبندند، یا بهدلیل مشکلات مالی و فشارهای متعدد دیگر کار نمیکنند.
به اعتقاد او، در کمتر رسانهای اخبار انتقادی از میراث فرهنگی دیده میشود و این احتمالا به نوع برخورد میراث فرهنگی با خبرنگاران ارتباط دارد.
پیشتر، گزارشهایی از برخورد گزینشی مسوولان این وزارت میراث فرهنگی با خبرنگاران منتشر شده بود؛ بهطوری که حتی در نخستین روزهای فعالیت وزیر جدید، برخی از خبرنگاران باسابقه این حوزه را به رویدادهای خبری دعوت نکردند؛ ازجمله «فاطمه علیاصغر» که در استوری اینستاگرامی خود از این اتفاق انتقاد کرد.
یکی دیگر از خبرنگاران هم با اشاره به این موضوع، آن را رسمی دانست که از دورههای قبل در وزارت میراث فرهنگی باقی مانده است.
برخورد گزینشی با خبرنگاران در کنار مخالفت مسوولان این وزارتخانه با اطلاعرسانی از سوی کارشناسان، سیاست رسانهای میراث فرهنگی را روشنتر میکند. یک کارشناس میراث فرهنگی پیشتر به ایرانوایر گفته بود که کارشناسان میراث اجازه گفتوگو با رسانهها را ندارند و این موضوع در قراردادهای آنها هم ذکر شده است. همین نکته باعث محدودیت در اطلاعرسانی میشود. گاه حتی اطلاعات ممکن است بهطور کامل و علمی بهدست مخاطب نرسد.
هستی پودفروش، کارشناس تاریخ، در مورد محدود کردن فعالیت انجمنها و خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی میگوید: «در یک دهه گذشته، فعالیتهای انجمنهای میراث فرهنگی محدود شده است. در دهه هشتاد حدود ۲۵ انجمن میراث فرهنگی در شیراز وجود داشت، اما امروز تنها یک انجمن مرمتی فعال است آن هم احتمالا بهدلیل داشتن قرارداد با اداره میراث امکان بقا دارد.»
این کارشناس تاریخ با اشاره به شکایت از خبرنگار «صدای میراث» بهدلیل انتشار یک استوری اینستاگرامی به ایرانوایر گفت: «به نظر من برخورد با خبرنگار حوزه میراث فرهنگی آن هم در شهری که چنین کمر به تخریب آثار تاریخی بسته است، در حقیقت مقابله با اطلاعرسانی در حوزه میراث فرهنگی این شهر است.»
به نظر میرسد خطرات کار برای روزنامهنگاران در ایران هر روز وارد مرحله تازهای میشود و حالا در حوزه میراث فرهنگی هم، احتمال شکایت از خبرنگاران به محدودیتهای اطلاعرسانی از سوی مسوولان، اضافه شده است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر