close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

روز سوم جشنواره کن؛ از تام کروز تا ایشی‌گورو

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
آرش عزیزی
«تام کروز» با «ماموریت غیرممکن: حساب‌رسی نهایی» به کن آمده که در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد.
«تام کروز» با «ماموریت غیرممکن: حساب‌رسی نهایی» به کن آمده که در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد.
فیلم «منظره پریده‌رنگ‌ تپه‌ها» که بر اساس داستانی از ایشی‌گورو به همین نام ساخته شده، بین ژاپن دهه ۱۹۵۰ و انگلستان دهه ۱۹۸۰ در حرکت است.
فیلم «منظره پریده‌رنگ‌ تپه‌ها» که بر اساس داستانی از ایشی‌گورو به همین نام ساخته شده، بین ژاپن دهه ۱۹۵۰ و انگلستان دهه ۱۹۸۰ در حرکت است.
«آسمان موعود» تمرکزش را بر شخصیت‌های قوی خود گذاشته و همین باعث موفقیت است. در ضمن بر خلاف بسیاری آثار ژانر مهاجرت که تمرکزشان بر فردگرایی و اراده فردی شخص مهاجر است این‌جا تمرکز بر «جامعه» ساحل عاجی‌ها است
«آسمان موعود» تمرکزش را بر شخصیت‌های قوی خود گذاشته و همین باعث موفقیت است. در ضمن بر خلاف بسیاری آثار ژانر مهاجرت که تمرکزشان بر فردگرایی و اراده فردی شخص مهاجر است این‌جا تمرکز بر «جامعه» ساحل عاجی‌ها است
«پرونده ۱۳۷» مول همچنان در فضای پلیسی-جنایی است اما این بار با دُز قوی‌تر سیاست
«پرونده ۱۳۷» مول همچنان در فضای پلیسی-جنایی است اما این بار با دُز قوی‌تر سیاست
«فاتح آکین»، کارگردان آلمانیِ ترک‌تبار، با «آمروم» به کن آمده و این فیلم در بخش «پریمیرز‌» که یکی از بخش‌های ویژه خارج از مسابقه است به نمایش داده شد. این فیلم بر اساس خاطرات «هارک بوم»، بازیگر و سینماگر آلمانی ساخته شده که به‌خاطر همکاری دیرینش با «راینر فاسبیندر» مشهور است
«فاتح آکین»، کارگردان آلمانیِ ترک‌تبار، با «آمروم» به کن آمده و این فیلم در بخش «پریمیرز‌» که یکی از بخش‌های ویژه خارج از مسابقه است به نمایش داده شد. این فیلم بر اساس خاطرات «هارک بوم»، بازیگر و سینماگر آلمانی ساخته شده که به‌خاطر همکاری دیرینش با «راینر فاسبیندر» مشهور است
«صراط»، ساخته «الیور لاکس» اسپانیایی است و «پدرو آلمودووار» شهیر یکی از تهیه‌کننده‌های آن است (مانی مرتضوی از دیگر تهیه‌کننده‌ها است.)‌ فیلم ماجرای پدری (لوئیس با بازی سرگی لوپز) را تعریف می‌کند که به‌همراه پسرش و سگش به دل صحرای مراکش آمده تا دنبال دخترش بگردد که چند ماه پیش پس از رفتن به این کشور برای شرکت در پارتی‌های صحرایی موسوم به «رِیو» گم شده است
«صراط»، ساخته «الیور لاکس» اسپانیایی است و «پدرو آلمودووار» شهیر یکی از تهیه‌کننده‌های آن است (مانی مرتضوی از دیگر تهیه‌کننده‌ها است.)‌ فیلم ماجرای پدری (لوئیس با بازی سرگی لوپز) را تعریف می‌کند که به‌همراه پسرش و سگش به دل صحرای مراکش آمده تا دنبال دخترش بگردد که چند ماه پیش پس از رفتن به این کشور برای شرکت در پارتی‌های صحرایی موسوم به «رِیو» گم شده است

جشنواره کن هیچ تعارفی با زرق و برق و سلبریتی‌پسند بودن خود ندارد و هنرش این است که توانسته هم این سو را داشته باشد و هم میزبان مهم‌ترین سینماگران هنرمند و مولف باشد. این دوگانگی را می‌توان در حضور دو چهره دانست که در روزهای اول جشنواره نگا‌ه‌ها را جلب خود کرده‌اند. هر یک به نوبه خود مشهور هستند اما در زمینه‌های کاملا متفاوت. «تام کروز» با «ماموریت غیرممکن: حساب‌رسی نهایی» به کن آمده که در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد. این فیلم ساخته «کریستوفر مک‌کوآری»، همکار قدیمی کروز است. حضور کروز باعث جذب بسیاری هواداران شد که برای گرفتن عکس و امضای او صف کشیدند. «تی‌یری فرمو»، مدیر کن، علاقه خاصی به کروز دارد و سه سال پیش نیز میزبان او بود که با «تاپ گان» به کن آمده بود. ‌ 

در سوی دیگر اما «کائوزو ایشی‌گورو»، رمان‌نویس بریتانیایِی ژاپنی‌تبارِ برنده جایزه نوبل ادبیات، را داریم که مهمان غیرمنتظره‌ کن بود. ایشی‌گورو با «منظره پریده‌رنگ‌ تپه‌ها» آمده، ساخته «کی ایشیکاوا» بر اساس اولین رمان خودش با همین نام. این رمان را ایشی‌گورو در سال ۱۹۸۲ در سن بیست‌و‌پنج سالگی نوشت. ایشی‌گورو پیش از نمایش فیلم در بخش «نوعی نگاه» جشنواره کن با خنده گفت که کتاب خودش را خیلی بد می‌داند و به این خاطر با ساخت فیلم موافقت کرده که باور دارد می‌توان از کتاب بد فیلم خوب ساخت. «منظره پریده‌رنگ تپه‌ها» بین ژاپن دهه ۱۹۵۰ و انگلستان دهه ۱۹۸۰ در حرکت است. فیلم ماجرای دختر نویسنده جوانی در لندن به نام  «نیکی» (کامیلیا آیکو) است که می‌خواهد در مورد خاطرات مادرش (اتسوکو با بازی سوزو هیروسه) از بندر ناکازاکی در سال‌های پس از حمله اتمی آمریکا بنویسد. فیلم در فضاسازی تاریخی موفق است اما مثبت‌ترین ویژگی‌اش رنگ و بوی ایشی‌گورو دارد:‌ دیالوگ‌هایی که بین شخصیت‌ها و به‌خصوص بین «نیکی» و «اتسوکو» رد‌و‌بدل می‌شود. فیلم مثل رمان‌های ایشی‌گورو به‌خوبی متوجه احساسات و ظرافت‌های روابط انسانی است. محبوب بودن ایشی‌گورو در ایران احتمالا باعث می‌شود که پای این فیلم بین علاقمندان ایرانی‌ سینما هم باز شود. «منظره پریده‌رنگ تپه‌ها» توسط «امیر امجد» به فارسی ترجمه و منتشر شده است. طرفداران ایشی‌گورو می‌دانند که پدر این رمان به گفته ایشی‌گورو بعدا مایه الهام شخصیت اصلی «بازمانده روز» شد که با ترجمه «نجف دریابندری» به یکی از آثار ماندگار ترجمه معاصر در ایران بدل شده است. 

این فیلم ژاپنی در پی «آسمان موعود» به نمایش در آمد که فیلم افتتاحیه بخش «نوعی نگاه» بود. این ساخته «اریگه سهیری» تونسی به زندگی مهاجرین ساحل عاجی در تونس می‌پردازد. برخورد بد با مهاجران سیاه‌پوست آفریقایی در تونس در سال‌های گذشته بارها تیتر خبرها شده است. پتانسیل سینمایی این موضوع ناگفته پیدا است. اما موضوع خوب لزوما به معنی فیلم خوب نیست و اتفاقا فیلم‌سازهایی که دغدغه اجتماعی دارند در بسیاری موارد آن‌قدر توجه خود را جلب سیاست و تعهدشان می‌کنند که نتیجه فیلم‌هایی با پیغام قوی و سینمای ضعیف می‌شود.

«آسمان موعود» اما تمرکزش را بر شخصیت‌های قوی خود گذاشته و همین باعث موفقیت است. در ضمن بر خلاف بسیاری آثار ژانر مهاجرت که تمرکزشان بر فردگرایی و اراده فردی شخص مهاجر است این‌جا تمرکز بر «جامعه» ساحل عاجی‌ها است. این «جامعه» البته برابر نیست و در آن انواع و اقسام تنش و تنوع وجود دارد. مثلا «جولی» (لاتیشیا کی)‌ ویزای دانشجویی دارد اما هم‌اتاقی‌اش «نانی» (دبورا لوبه نانی) به‌دنبال فرار به‌سوی اروپا است و هیچ مدرک اقامتی ندارد. این دو هر دو در خانه‌ای زندگی می‌کنند که توسط «ماری» (عایشه مایگا) اجاره شده، زن جوانی که به‌دست سرنوشت به نوعی ریش‌سفیدِ جامعه ساحل‌عاجی‌ها بدل شده، او کشیش کلیسایی تبشیری است و به مشکلات مختلف جامعه رسیدگی می‌کند. دیگر نکته موفق «آسمان موعود» این است که رویکرد کلیشه‌ای ندارد حتی در مسایل حساسی مثل رابطه مهاجران با جامعه محلی تونسی. شخصیت‌های آن انسانی و ملموسند. 

روز سوم جشنواره کن در ضمن شاهد رونمایی از دو اثر دیگر از بخش مسابقه بود. «پرونده ۱۳۷» از «دومینیک مول» آلمانی-فرانسوی شاید بهترین فیلمی باشد که من تا به‌حال درباره موضوع مهم خشونت پلیس تماشا کرده‌ام. مول را سه سال قبل با «شب دوازدهم» در کن دیدیم که در فرانسه بسیار موفق بود و جایزه سزار بهترین فیلم و کارگردان را گرفت. با «پرونده ۱۳۷» مول همچنان در فضای پلیسی-جنایی است اما این بار با دُز قوی‌تر سیاست. شخصیت اصلی فیلم «استفانی برتراند» (له‌آ دروکر) است،‌ مامور پلیسی که پس از سال‌ها حضور در یگان مواد مخدر به بخشی از پلیس پیوسته که وظیفه‌اش تحقیق و پیگیری راجع به تخلف درون نیروی پلیس است. او حالا باید در مورد شلیک به نوجوانی تحقیق کند که در جریان اعتراضات «جلیقه زردها» در پاریس توسط نیروهای پلیس به شدت زخمی شده است. استفانی زمانی به انگیزه‌ای قوی‌تر در این زمینه دست پیدا می‌کند که متوجه می‌شود پسر مصدوم همشهری خود او است:‌ او در شهر «سن دیزیه» در شمال‌شرقی فرانسه زندگی می‌کند، همان شهری که مادر و پدر استفانی هنوز ساکن آن هستند. 

«ضربه ۱۳۷» نه تنها تریلری موفق است (گرچه ضرب‌آهنگ خیلی تند این ژانر را ندارد) که بیش از هر چیز نگاه نافذ اجتماعی دارد و موفق می‌شود رویکردی غیرشعاری به مساله مهم خشونت پلیس داشته باشد. استفانی خود عمری پلیس بوده و قرار نیست کنش‌گر ضد پلیس باشد. وقتی از پسرش می‌شنود که هم‌کلاسی‌ها راجع به پلیس بد می‌گویند، اعتراض می‌کند. حتی ورود او به بخش تحقیق راجع به سایر نیروهای پلیس نه به‌دلایل آرمانی که تنها به‌دلیل راحتی شغلی بوده (پس از جدایی از همسرش، که او هم پلیس مواد مخدر است، تصمیم بر این بوده که حداقل یکی از آن‌ها شغلی دفتری داشته باشد تا بتواند از فرزندشان نگهداری کند.) همین باعث می‌شود که شخصیت او رنگ و بوی هالیوودی نداشته باشد و نخواهد نمونه‌ای شبیه «ارین براکوویچ» باشد. در نتیجه انگیزه‌های او انسانی‌تر و خودمانی‌تر جلوه می‌‌کنند. برای من به‌یادماندنی‌ترین صحنه فیلم گفت‌وگویی است که استفانی با رییس خود در پلیس دارد و به این سوال پاسخ می‌دهد که‌ آیا همشهری بودنش با مصدوم باعث نمی‌شود «سوگیرانه» عمل کند؟ فیلم در ضمن موفق شده موضوعات مهمی همچون نقش تماشای «ریل» و تیک‌تاک در جامعه را به‌صورت ظریف به تصویر بکشد. 

فیلم مول تا این‌جا بهترین فیلم بخش مسابقه بوده، اما این‌که نخل طلا بخواهد به فیلمی پلیسی با پی‌رنگی متداول برسد بعید است. گرچه غیرممکن نیست. 

اما دیگر فیلم روز سوم را احتمالا می‌توانیم به‌صورت قطعی از رقابت برای نخل طلا خارج کنیم. «صراط»، ساخته «الیور لاکس» اسپانیایی است و «پدرو آلمودووار» شهیر یکی از تهیه‌کننده‌های آن است (مانی مرتضوی از دیگر تهیه‌کننده‌ها است.)‌ فیلم ماجرای پدری (لوئیس با بازی سرگی لوپز) را تعریف می‌کند که به‌همراه پسرش و سگش به دل صحرای مراکش آمده تا دنبال دخترش بگردد که چند ماه پیش پس از رفتن به این کشور برای شرکت در پارتی‌های صحرایی موسوم به «رِیو» گم شده است. فیلم سیر داستانی بهت‌آوری دارد و سعی می‌کنند بیننده‌ها را بارها تکان دهد. فضاسازی آن حول اروپایی‌هایی می‌گردد که زندگی نیمه‌اشتراکی‌ای در میانه صحرا دارند. در همین راستا این فیلم متاسفانه به سنتی غریب از سینمای اروپایی می‌پیوندد که در آن شمال آفریقا همیشه به‌عنوان پس‌زمینه‌ای تصویر می‌شود که در آن شخصیت‌های محلی هرگز به مرحله «شخصیت» نمی‌رسند. در این‌جا نیز سربازان و چوپان‌هایی مراکشی می‌بینیم اما به‌ندرت حتی دیالوگی از‌آن‌ها شنیده می‌شود تا چه برسد به این‌که کاری روی شخصیت‌شان شده باشد. قصه‌گویی فیلم نیز بیش‌تر از ایجاد بهت به جای روایت دراماتیک استفاده می‌کند و همین باعث شده با فیلم موفقی روبرو نباشیم.

اما بهترین فیلم روز سوم جشنواره از نظر من نه در بخش مسابقه بود و نه در بخش «نوعی نگاه.» «فاتح آکین»، کارگردان آلمانیِ ترک‌تبار، با «آمروم» به کن آمده و این فیلم در بخش «پریمیرز‌» که یکی از بخش‌های ویژه خارج از مسابقه است به نمایش داده شد. این فیلم بر اساس خاطرات «هارک بوم»، بازیگر و سینماگر آلمانی ساخته شده که به‌خاطر همکاری دیرینش با «راینر فاسبیندر» مشهور است و در ضمن استاد آکین محسوب می‌شود. بوم متولد همان جزیره‌ هم‌نام فیلم است که داستان در آن می‌گذرد: جزیره‌ای در شمال آلمان که ویژگی‌های جغرافیایی‌اش مثل انواع ماهی‌‌ها و خرگوش‌های بومی و جزر و مدهایش و تفاوتش با بقیه آلمان به‌خوبی دست‌مایه فضاسازی در فیلم قرار گرفته است. 

داستان این فیلم از بعضی جهات یادآور «خانه دوست من کجاستِ» «عباس کیارستمی» است. با این تفاوت که فیلم در سال ۱۹۴۵ می‌گذرد و پسربچه نقش اصلی آن (نانینگ با بازی «جاسپر بیلربک»)‌ به‌جای این‌که دنبال کمک به هم‌کلاسی‌اش باشد در پی پیدا کردن تنها غذایی است که مادر تازه زایمان‌کرده‌اش (هیله با بازی «لورا تونکه») هوس کرده: نان گندم، عسل و کره. این مادر اما در ضمن عضو حزب نازی و طرفدار سرسخت هیتلر است. این فیلم آلمانی حالا این وظیفه دشوار اخلاقی-سینمایی را برعهده دارد که جست‌وجوی انسانی نانینگ برای کمک به مادرش را چارچوب تاریخی نازیسم و فروپاشی آن قرار دهد. فیلم از پس این وظیفه به‌خوبی برمی‌آید، گرچه احتمالا منتقدین رویکردهای متغیری به آن داشته باشند (چون فیلم در بخش مسابقه نیست هنوز نقدهای چندانی در مورد آن منتشر نشده.)‌ قوی بودن فیلم این سوال را مطرح می‌کند که چرا در بخش مسابقه نیست؟ 

کن حالا وارد روزهای آخرهفته می‌شود که با ازدحام‌ترین روزهای جشنواره هستند چرا که کسانی که در طول هفته کار می‌کنند از پاریس و سایر شهرهای اروپا برای دو روز هم که شده به این شهر کوچک در کنار ساحل دریای مدیترانه می‌آیند تا بخشی از بزرگ‌ترین جشن سینما باشند. علاوه بر نمایش فیلم‌ها در بخش‌های مختلف، بازار جشنواره نیز فعال است و داد و ستدهای مختلفی در جریان هستند. در روزهای‌ آینده به مهم‌ترین این خرید و فروش‌ها نیز اشاره خواهیم کرد. 

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

گزارش

وضعیت وخیم فاطمه سپهری در زندان؛ زنی که سکوت نمی‌کند

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
رقیه رضایی
وضعیت وخیم فاطمه سپهری در زندان؛ زنی که سکوت نمی‌کند