جشنواره کن روز ششم خود را در حالی آغاز کرد که در ابتدای روز نگرانیهای بسیاری در مورد وضع بد خریدوفروش فیلمها در بازار جشنواره وجود داشت. مجله «هالیوود ریپورتر» در شماره روز یکشنبه۱۸می (۲۸اردیبهشت) خود نوشت: «بازار به طرز هراسناکی سوتوکور است.» این مجله در ادامه نهتنها راجع به بقیه جشنواره که حتی راجع به ادامه صنعت سینما ابراز شک و تردید کرده بود.
بااینحال هنوز یکشنبه به پایان نرسیده بود که چند دادوستد بزرگی جانی به جشنواره بخشید. بیش از هر چیز این «عشق من بمیر» لین رمزی با بازی «جنیفر لارنس» و «رابرت پتینسون» است که با بازیهای جنسی-روانی خود و ایفای نقش تکاندهنده دو بازیگر اصلی توانست هم منتقدان را به وجد بیاورد و هم خریداران را. نزاعی بر سر خرید این فیلم بین شرکتهای بزرگی همچون «اپل» و «نتفلیکس» راه افتاد اما این نهایتا شرکت پخشکننده «موبی» بود که با پرداخت بیش از ۲۳ میلیون دلار حق پخش این فیلم را خرید. بخشی از توافق موجود این است که فیلم در بیش از ۱۵۰۰ پرده سینما نمایش داده شود و حالا میتوان اطمینان داشت که بینندگان شانس این را خواهند داشت که تصاویر خیرهکننده آن را روی پرده بزرگ تماشا کنند.
«موبی» در ضمن چند فیلم دیگر را هم در کن خریداری کرده است: «ذهن کل» از «کلی رایکاردِ» آمریکایی و «تاریخ صدا» از «الینور هرمانوس»، کارگردان اهل آفریقای جنوبی که در بخش مسابقه کن هستند اما هنوز پخش نشدهاند. این شرکت در ضمن فیلم «سایه پدرم» از آکینولا دیویس را خریداری کرد که در بخش «نوعی نگاه» کن به نمایش درآمد و بهعنوان اولین فیلم نیجریهای حاضر در کن تاریخساز شد. دریکی دو روز آینده احتمالا شاهد چند معامله مهم دیگر هم خواهیم بود. «دختر چپدست» ساخته شین چینگ سو در بخش «هفته منتقدین» کن نمایش دادهشده و این اقبال را دارد که «شان بیکرِ» آمریکایی، فاتح پارسال نخل طلا و برنده چندین جایزه در اسکار به خاطر «آنورا»، یکی از نویسندگان فیلمنامه آن است. همین موضوع، احتمالا رسیدن آن را به توافق پخش و توزیع قطعی میکند. «اورچین» اولین ساخته هریس دیکینسون که بازیگری او را در «بیبیگرل» و «مثلث غم» دیدهایم، در بخش «نوعی نگاه» به نمایش درآمد و اینقدر مورد تحسین منتقدین قرار گرفت که احتمالا شاهد فروش سریع آن خواهیم بود. همین را باید در مورد «زمانشناسی آب» از کریستین استوآرت نیز انتظار داشت. جدا از نظر منتقدین، نام کارگردان برای فروش فیلم کافی است.
در روز یکشنبه شاهد نمایش یکی از مورد انتظارترین فیلمهای آمریکایی امسال در بخش مسابقه بودیم: «طرح فنیقی» از وس آندرسونِ، کارگردان صاحب سبک.
آندرسون سالهاست که با سبک بصری و زیباییشناسی خاص خود به یکی از قابلتشخیصترین هنرمندان جهان بدل شده؛ فردی که رنگ و لعاب خاصش را مردم در سراسر جهان در نقاشیها و ویدبوهای تیکتاک تقلید میکنند. موفقیت او در این سبک با فیلمهایی بهیادماندنی مثل «گراندهتل بوداپست» باعث شده همیشه قادر به جذب بازیگران بزرگ به پروژههایش باشد و در «طرح فنیقی» نیز شماری از مشهورترین بازیگران امروز را میبینیم: بنیسیو دل تورو، تام هنکس، مایکل سرا، اسکارلت یوهانسون، بندیکت کامبربچ، ریز احمد، شارلوت گینزبورگ، ویلم دافو، برایان کرانستون و متیو آمالریک. البته بسیاری از این بازیگرها نقشهایی بسیار کوتاه دارند.
دو بازیگر اصلی را باید «دل تورو» و «میا تراپلتونِ» ۲۴ ساله که دختر کیت وینسلتِ شهیر است دانست.
دل تورو نقش میلیاردی به نام «ژاژا کوردا» را بازی میکند که میخواهد ثروتش را از پسران متعدد خود دور بدارد و در عوض آن را کاملا تقدیم تنها دخترش، لیزل (تراپلتون) کند؛ دختری که در صومعه، راهبه کاتولیک شده و علاقهای به دنیای زرقوبرق ندارد. کوردای ثروتمند در ضمن به دنبال پیاده کردن طرح جدید بزرگی است که یکی از بلندپروازانهترین برنامههای او است؛ طرحی در منطقه خیالی فنیقیه.
فیلم دقیقا همانطور که از آندرسون انتظار میرود پیش میرود: صحنههای مفرح و گاه خندهدار متعددی بین پدر و دختر و بقیه شخصیتها پیش میآید. معروف بودن بازیگران باعث میشود خودبهخود بیشتر جذبشان شویم. واقعا اگر دیالوگها را کسانی بهغیراز تام هنکس و یوهانسون ادا میکردند، اینقدر میخندیدیم؟ زیباییشناسی آندرسونی هم در جایجای فیلم به چشم میخورد و جذبمان میکند؛ مثلا در صلیب کوچک و زیبایی که ژاژا به دخترش اهدا میکند. شوخیهای موجود در فیلم راجع به رابطه لیزل با کلیسای هم نشاندهنده پتانسیلهای طنز آندرسونی هستند.
درنهایت اما «طرح فنیقی» یک فیلم دیگر آندرسونی است که حرف جدیدی برای گفتن ندارد. مشکل آندرسون تنها این نیست که یک فیلم را دوباره و دوباره میسازد. مشکل این است که تنها سبک زیباییشناسی و درجهای از طنازی است که در فیلمی پس از فیلم دیگر تکرار میشوند و اینها بهنوبه خود نمیتوانند محتوایی باشند که فیلمی بهیادماندنی بسازند. همین مشکل را در «گزارش فرانسوی» (۲۰۲۱) که آن نیز در بخش مسابقه کن نمایش داده شد دیدیم. آندرسون با «آستروید سیتی» (۲۰۲۳) نشان داده بود که خارج از این فضای خاص کارتونی نیز استعداد و پتانسیل دارد؛ اما «طرح فنیقی» را باید یکقدم بهسوی عقب دانست؛ گرچه احتمالا همچنان طرفداران خود را پیدا خواهد کرد.
دیگر فیلم بخش مسابقه که یکشنبه نمایش یافت «مامور مخفی» از «کلبر فیلیو» برزیلی بود؛ فیلمی که در برزیل سال ۱۹۷۷ میگذرد و روایت کنشگری سیاسی است که در فرار از پلیس به شمال شرق برزیل میرود. نام فیلم و داستان آن این تصور را به ذهن متبادر میکنند که شاهد فیلمی تندوتیز و سیاسی باشیم. در واقعیت اما «مامور مخفی» بیش از هر چیز ادای دینی به رسیفی، شهر محل تولد فیلیو است که دو سال پیش نیز موضوع مستندی از او بود. فیلم بیشتر از آنکه دنبال روایت و داستانگویی باشد خود را محو فضای رسیفی و وصف آن در آن سالهای تاریخی اواخر دهه ۱۹۷۰ (اواخر دوران دیکتاتوری نظامی در برزیل) میکند. همین باعث میشود که این فیلم شباهت چندانی به فیلم برزیلی مشهور سال گذشته، «من هنوز اینجا هستم»، نداشته باشند گرچه موضوعشان بهظاهر یکی است.
«مامور مخفی» ۱۵۸ دقیقه است و در طول نمایش آن در سالن لومیر کن شاهد بودیم که شمار قابلتوجهی پیش از پایان فیلم سالن را ترک کردند. این بدون شک تا حدودی به خاطر این واقعیت است که فیلم بهجای تمرکز بر روایت از گوشهای به گوشه دیگر میپرد و نمیتواند بینندگان را تا انتها حفظ کند. البته معلوم نیست هیات داوران کن به فیلیو چه واکنشی داشته باشد. این جشنواره به وفاداری معروف است و این چهارمین فیلم فیلیو است که در آن نمایش داده میشود و شاید این احساس وجود داشته باشد که بالاخره باید به او جایزهای داده شود.
دوشنبه، روز هفتم جشنواره کن، شاهد اولین حضور هنرمندی ایرانی روی فرش قرمز جشنواره امسال خواهیم بود. گلشیفته فراهانی که یکی از دو بازیگر اصلی «آلفا» ساخته «جولیا دوکورنایو»، کارگردان مطرح فرانسوی و برنده سابق نخل طلاست. پس از آن نوبت «جعفر پناهی» و «سعید روستایی»، دو کارگردان ایرانی بخش مسابقه میرسد که به ترتیب در روزهای سهشنبه و پنجشنبه فیلمهای خود را عرضه خواهند کرد.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر