نود دقیقه مانده به ضربالاجل ريیسجمهور آمریکا برای زدن زیرساختهای ایران و «ایجاد جهنم»، خبر آتشبس موقت میان دو کشور منتشر شد. ترامپ در پست شبکه اجتماعیاش نوشت این تصمیم را بر اساس «گفتگو با نخستوزیر شهباز شریف و فیلد مارشال عاصم منیر از پاکستان» گرفته است و حملات به ایران را دو هفته متوقف میکند. برای بسیاری، این جمله عقب نشینی مهمی بود. حالا ایران و آمریکا قرار است بر سر ۱۰ ماده پیشنهادی ایران که دو متن متفاوت انگلیسی و فارسی از آن منتشر شده است مذاکره کنند؛ مذاکرهای که در ابهام آغاز میشود.
پاکستانی که سالها درگیر بحرانهای داخلی، فشارهای اقتصادی و تنشهای مرزی با افغانستان و هند بود، ناگهان خود را در مرکز یکی از بزرگترین بحرانهای خاورمیانه در سالهای اخیر یافته است. اکنون این آتشبس با پرسشهای بیپاسخ متعددی روبهرو است؛ از جمله این که آیا پاکستان میتواند نقش میانجیای را بازی کند که توافق پس از آن حاصل شود یا صرفاً پیامرسان مطمینی بود که هر دو طرف به آن نیاز داشتند؟
اسلامآباد؛ دژ دیپلماتیک صلح؟
پاکستان از آغاز جنگ، تلاش کرده است تا نقش میانجی را در این جنگ بازی کند. اسلام آباد با ارایه طرحی دو مرحلهای موسوم به «توافقنامه اسلامآباد»، مهندسیِ خروج از بنبست جنگ را آغاز کرده بود؛ طرحی که در آن زمان پیشنهاد میداد ابتدا یک آتشبس ۴۵ روزه برقرار شود و سپس طی ۱۵ تا ۲۰ روز توافق نهایی صورت گیرد. اما طرف ایرانی این پیشنهاد را رد کرده بود. با این حال پاکستان به عنوان تنها کانال ارتباطی موفق شد با میانجیگری میان مطالبات سختگیرانه تهران و تهدیدهای واشینگتن، مسیر را برای مذاکراتی که اکنون در جریان است هموار کند.
اسلام آباد زیرساختهای امنیتی و سیاسی برای میزبانی از این گفتوگوها تدارک دیده است. دولت این کشور با اعلام تعطیلات رسمی در اسلامآباد، استقرار ۱۰ هزار نیروی پلیس و پلمپ کامل «منطقه قرمز»، محیطی ایزوله برای دیپلماتها ایجاد کرده و حتی، دسترسی به هتل «سرنا»، محل اقامت هیئتها را تا شعاع ۳ کیلومتری توسط ارتش مسدود کرده است. اسلامآباد علاوه بر این تمهیدات لجستیکی، در نقش یک «ضربه گیر» فعال ظاهر شده و با مداخله مستقیم در لحظات بحرانی، از جمله منصرف کردن تهران از پاسخ نظامی به نقض آتشبس، از فروپاشی زودهنگام توافق جلوگیری کرده است.
پاکستان قصد دارد به عنوان تسهیلگر و تضمینکننده عمل کند تا از بازگشت جنگ تمامعیار جلوگیری نماید. طبق گزارشها، مقامات ارشد این کشور از جمله «شهباز شریف»، نخستوزیر، و «محمد اسحاق دار»، وزیر امور خارجه، با جلب حمایت دولتهای مختلف نظیر چین، ترکیه، عربستان و قطر، در تلاش است تا میان طرح ۱۰ مادهای ایران و مطالبات حداکثری ترامپ نقطه اشتراکی بیابند. پاکستان همچنین قصد دارد با پافشاری بر شمولیت لبنان در توافق آتشبس، از گرههای اصلی مذاکرات بکاهد؛ چنانکه گزارشها تأکید دارند اسلامآباد برخلاف واشینگتن، اصرار دارد که طبق توافق اولیه، حملات در لبنان نیز باید متوقف شود.
حالا برای بهتر بودن روند گفتگو، اعلام شده است که ساختار به صورت «هیبریدی» طراحی شده است تا حساسیتهای طرفین رعایت شود. به گزارش رسانهها، اگرچه تیمهای سطح بالایی همچون «جیدی ونس»، معاون رییسجمهور آمریکا و «محمدباقر قالیباف» رییس مجلس ایران، در اسلامآباد حضور دارند، اما «انتظار نمیرود دو طرف ملاقات رو در رو داشته باشند و برای تبادل پیامها به مقامات پاکستانی متکی هستند.» همچنین، پیشبینی شده است که در کنار این پیامرسانی غیرمستقیم، جلسات مشاورهای موازی با حضور میانجیهای عربی و چینی برگزار شود تا در صورت بروز بنبست، پاکستان بتواند با استفاده از این اهرمهای منطقهای، گفتگوها را در مسیر خود حفظ کند.
پاکستان چگونه به جایگاه میانجی رسیده است؟
«کارولین دیویس»، خبرنگار رویترز، معتقد است که جایگاه ارتشبد «عاصم منیر»، فرمانده ارتش پاکستان، نزد رییسجمهور آمریکا و توصیف او به عنوان کسی که «ایران را بهتر از بسیاری میشناسد»، در کنار پیوندهای تاریخی اسلامآباد با تهران، پاکستان را به عنوان یک میانجی برجسته کرده است. نقش او به اندازهای بوده است که حتی نخست وزیر پاکستان روز ۲۱ فروردین از او به خاطر « فراهم آوردن مقدمات این مذاکرات» تشکر کرد.
«عقیل شاه»، استاد علوم سیاسی، در گفتگو با مجله «نیویورکر»، توضیح میدهد که ارتش پاکستان و فرمانده آن در دوره «دونالد ترامپ» رییس جمهور آمریکا به عنوان «پیامآور جهانی صلح»، معرفی شده و توانسته است روابط سرد پیشین بین دو کشور را به یک مشارکت استراتژیک تبدیل کند. این نفوذ فراتر از دیپلماسی به پیوندهای اقتصادی نظیر پیشنهاد سرمایهگذاری در شرکتهای متعلق به خانواده ترامپ و دسترسی به منابع معدنی را نیز شامل شده است.
این گزارشها میگویند فرآیند ساخته شدن میانجیگری اسلام آباد توسط «حلقه بسیار کوچکی» از مقامات پاکستانی هدایت شد که حتی در اوج حملات متقابل منطقهای، بر تداوم گفتگوها پافشاری کردند. در نتیجه این رویکرد بود که «رضا امیری مقدم»، سفیر ایران در پاکستان، اعلام کرد که در بامداد چهارشنبه اعلام کرد «گامی رو به جلو از مرحلهای حساس و بحرانی» برداشته شده است.
انگیزه پاکستان در این میانجیگری، علاوه بر تثبیت جایگاه منطقهای، ریشه در ضرورتهای اقتصادی نظیر وابستگی شدید به انرژی خلیج فارس و پیشگیری از تقابل نظامی میان متحد مالی خود، عربستان سعودی، و همسایهاش، ایران، دارد. «عقیل شاه» معتقد است پاکستان به دنبال تعدیل خواستههای افراطی و مدیریت بیاعتمادی عمیقی است که میان دو کشور وجود دارد. از نگاه این تحلیلگر، ارتش پاکستان تلاش میکند تا با این مانور دیپلماتیک، جایگاه خود را به عنوان یک قدرت گریزناپذیر در منطقه تثبیت کرده و از منافع اقتصادی حاصل از روابط با دولت جدید آمریکا بهرهمند شود، آن هم در شرایطی که پیش از این دولت این کشور به دلیل مسائل مرزی با افغانستان و چالشهای داخلی با فشار مواجه بوده است.
با این حال اسلامآباد راه دشواری را پیش رو دارد. چرا که طرفین گفتگوی خود را در شرایطی آغاز خواهند کرد که قالیباف چند ساعت پیش از برگزاری نشست گفته است «۲ مورد از اقداماتی که مورد توافق طرفین قرار گرفته بود، هنوز اجرایی نشده است: برقراری آتشبس در لبنان و آزادسازی داراییهای بلوکهشدهٔ ایران پیش از آغاز مذاکرات.» در سوی دیگر ترامپ نیز نیت طرف مذاکره کننده ایران را به چالش کشیده و میگوید: « ما ظرف حدود ۲۴ ساعت آینده از شانس موفقیت مذاکرات با ایران مطلع خواهیم شد» او همچنین تهدید کرده است «کشتیهای جنگی در حال تجهیز به بهترین مهمات هستند تا در صورت شکست مذاکرات، حملات از سر گرفته شود.»
آیا پاکستان میانجی متزلزلی است؟
پاکستان کشوری با محدودیتهای ساختاری و وابستگیهای خارجی مهم از جمله به آمریکا است، همچنین پیش از این نقش چندانی در مذاکرات صلح در سطح جهان نقش بازی نکرده است. به خاطر همین برخی معتقدند نقش واقعی این کشور بیشتر به عنوان یک «واسطه اجرایی» و تسهیلکننده است و در مقابل میگویند بازیگر اصلی که قواعد بازی را تغییر داده و طرفین را به آتشبس مجبور کرده، چین است. برخی گزارشها گفتهاند در شبی که همه چیز رو به تاریکی میفت، «چین وارد عمل شد و ایران را متقاعد کرد که با آتشبس اولیه موافقت کند.» نقشی که ترامپ نیز به آن اشاره کرده است. در این ساختار پیچیده، پاکستان وظیفه میانجیگری و انتقال پیامها را بر عهده دارد، اما این چین است که در نقش «تضمینکننده» ظاهر شده و به مقامات ایرانی اطمینان داده که در طول فرآیند مذاکرات هدف حمله قرار نخواهند گرفت.
موضوع نقش چین از آن رو مهم است که پاکستان خود در حال مذاکرات برای صلح با افغانستان است و این کار را دارد در شهر ارومچی چین انجام میدهد. در طول این گفتگوها بود که اسلام آباد و پکن ایدهای پنج مادهای برای صلح ارایه دادند که چندان مورد توجه قرار نگرفت.
به نظر میرسد پاکستان، در بحرانی که برای کشورهای خلیج فارس به وجود آمده و کشورهای کلاسیک میانجی منطقه مانند قطر و عمان را از موضوعیت انداخته است، تلاش میکند با جلب حمایت قدرتهایی نظیر چین و عربستان، جایگاهی معقول به عنوان قطب اصلی دیپلماسی در بحرانهای متقاطع منطقه تثبیت کند.
دیپلماتهایی مانند «آرون سینگ»، سفیر سابق هند در آمریکا، معتقدند که حضور پاکستان در این موقعیت صرفاً یک «کارکرد موقعیتی» است و نباید آن را به معنای تغییر بنیادین در قدرت منطقهای این کشور تعبیر کرد. چرا که آمریکا در این کشور نفوذ بسیاری دارد و همین اسباب وابستگی اسلام آباد است. گزارش «نیویورک تایمز» نشان میدهد کاخ سفید پیش از انتشار، متن پست ایکس نخستوزیر پاکستان در خصوص درخواست تمدید ضربالاجل آتشبس ایران را بررسی و تأیید کرده بود.
میتوان گفت پاکستان در نقش یک تسهیلگر موقعیتی ظاهر شده است تا با بهرهگیری از روابط دوجانبه با ایران و آمریکا و پشتیبانی چین، موفق به ایجاد بستری برای توقف موقت درگیریها شده است. اما شواهد نشان میدهد این جایگاه بیش از آنکه محصول قدرت ساختاری اسلامآباد باشد، پاسخی به ضرورتِ وجود یک کانال ارتباطی میان واشینگتن و تهران است. در واقع، پایداریِ این صلح موقت و شکننده نه در کنترل مستقیم پاکستان، بلکه در گرو تضمینهای استراتژیک پکن و میزان انعطافِ طرفین در قبال خواستههای مختلف است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر