حضور در جشنواره کن آرزوی هر فیلمسازی است و از میان هزاران نفری که هر سال برای رسیدن به این مهم تلاش میکنند تعداد نادری به آن میرسند. این در مورد فیلمهای کوتاه حتی بیشتر صدق میکند. هر سال معمولا حدود ۵ هزار فیلم کوتاه به کن ارایه میشوند و اما تعداد بسیار کمی پذیرفته میشوند. امسال یکی از این فیلمها «زمین بازی» ساخته امیرحسین شجاعی است که در بخش نمایشهای ویژه قسمت «کلاسیک» جشنواره کن حضور داشت. سعید روستایی، کارگردان شناختهشده ایرانی که قبلا با «برادران لیلا» و «زن و بچه» در کن حضور داشته، تهیهکننده «زمین بازی» است و بهخاطر آن به کن سفر کرده.
این دومین فیلم کوتاه شجاعی است و او دو سال پیش هم با فیلم اولش «نگهبان» به جشنواره «لوکارنو» رفت و در آنجا جایزه «مدیان پاتنت» را دریافت کرد. او اما بیش از ۱۵ سال سابقه عکاسی در سینمای ایران را دارد و در سال ۱۳۹۴ به خاطر فیلم «رگ خواب» در همین رشته سیمرغ بلورین هم برد. آشنایی شجاعی و روستایی هم به عکاسی او در فیلمهایش برمیگردد؛ از «ابد و یک روز»، فیلم اول روستایی، در سال ۱۳۹۵ تا دو فیلم فوقالذکر در کن. شجاعی البته با «قهرمان» اصغر فرهادی هم به کن آمده بود و در نتیجه این چهارمین حضور او است؛ سه بار به عنوان عکاس و حالا به عنوان کارگردان.
شجاعی در مورد روند ورودش به سینما از طریق عکاسی میگوید: «مهندسی عمران میخواندم و تنها چارهای که برای فعالیت داشتم همین گزینه عکاسی بود. انتخاب دیگری نداشتم. اول به این کار علاقمند نبودم اما از جایی به بعد علاقمند شدم.»
او از همان ابتدا سودای فیلمسازی هم داشت اما پس از چند سال عکاسی بیشتر متمرکز بر این رشته شد و تصمیم گرفت برای کارگردانی صبر کند. میگوید: «البته علاقهام به فیلمسازی کمتر نشد. اما به عکاسی علاقه بیشتری پیدا کردم. خوش میگذشت و برایم کار سادهای بود. همان را ادامه دادم.»
اما دیدن یک فیلم او را آنقدر تکان داد که راهش را عوض کند: «پیامبر» ساخته ژاک اودیار فرانسوی، محصول سال ۲۰۰۹. میگوید: «آن موقع با فستیوال کن آشنا نبودم. بعدها متوجه شدم که این فیلم در کن بوده. با دنیای سینما و فیلمسازان بزرگ آشنا شدم و دوباره متمایل شدم به فیلمسازی اما با خیلی احتیاط. سعی میکردم یک اشرافی به کار داشته باشم. واقعیت این است که اکثر آدمهایی که در سینما کار میکنند دوست دارند فیلم بسازند. اما شاید خیلیها نسنجیده و هیجانزده شروع میکنند. نه اینکه بیاستعداد باشند اما چون هیجانزده شروع میکنند و ابعاد را بررسی نمیکنند، کارشان ممکن است سخت شود.»
شجاعی میگوید موفقیت فیلم کوتاه اولش در لوکارنو باعث شده روستایی به او اعتماد کند و تهیهکنندگی فیلمش را بپذیرد. میگوید: «سعید آدم خیلی سختی است. هم در فیلمهای خودش که دو سه سال با انرژی و خستگیناپذیر روی فیلمنامهها کار میکند و هم در کار تولید که تابهحال به این شکل انجام نداده بود. با اینکه ما خیلی با هم دوستیم و تقریبا هر روز پیش هم هستیم این کار ریسک زیادی برای او بود که فیلم را به کن معرفی کند. اگر من بودم شاید این کار را نمیکردم!»
«زمین بازی» با موضوعی آشنا آغاز میشود: پدری که دختربچهاش را در زمین بازی گم میکند. اما داستان فیلم در عرض ۱۴ دقیقه به سمتی غیرمنتظره میرود و در همین زمان کوتاه میخکوبمان میکند. تعامل بین دختر و پدر در همین مدت کوتاه فیلم نشان از خوشفکری کارگردان میدهد.
از شجاعی راجع به روند شکل گرفتن داستان فیلم پرسیدم و او از همکاری با همسرش، مونا احمدی، گفت که بازیگری شناختهشده است و او را با «ماهی و گربه» به خاطر داریم. شجاعی میگوید: «همسرم خیلی تجربه نویسندگی دارد و نمایشنامه هم نوشته اما من بیتجربهام. با او صحبت میکردیم که خاطرهای از دوران بچگیاش گفت که با مادرش رفته بود پارک و بعد از مدتی نگاه کرد و دید گم شده و احساس طرد شدنی پیدا کرد. این ماجرا در من مانده بود و روی این ایده به موازات بقیه ایدهها کار میکردم.»
اما نهایتا همین ایده برایش اینقدر جذاب شد که دنبال فیلم کردنش برود: «به مرور فهمیدم که چرا این ایده برایم مهم شده. دیدم همین برخورد بارها و بارها با ما در جامعه شده. یعنی توسط کسانی که قدرت را در دست دارند رها شدهایم. ارتباط بین ما و آنها مدام کمرنگ و کمرنگتر شده تا جایی که تشخیص مختصات دقیقش سخت شده.»
شجاعی میگوید اگر فیلمش تاثیرگذار از کار در بیاید به علت این است که وجهه واقعی دارد برای خودمان: «صادقانه بگویم که ما روی ایده فستیوالی کار نمیکردیم. این تجربه عمیقی برای خودمان بود و بعد دیدیدم که قابل تعمیم هم هست.»
از او پرسیدم که چقدر وامدار سینمای ایران است. او گفت: «خودم را در تداوم سینمای ایران میبینم چون یک جورهایی دانشجوی سینمای ایران بودم و با هر طیفی که شما بگویید در سینمای ایران تجربه داشتم. از همهشان یاد گرفتم.»
در عین حال او سعی میکند کارگردان خودش باشد و خیلی وامدار جریان مشخصی در سینمای ایران نیست. میگوید: «اینطور نیست که متمایل باشم به سینمای موفق اوایل انقلاب با اواسط انقلاب یا الان. در این مدت سعی کردم هر آنچه یاد گرفتم ازش استفاده کنم... سعی کردم کارم به هیچ وجه تکراری نباشد.»
او در توضیح بیشتر میگوید: «فکر نمیکنم کار من در ادامه سینمای آشنا در ایران باشد. نه به این خاطر که بگویم من خیلی خلاقانه یا خوب هستم. اما واقعیت اینجا است که فیلم من واقعیت دستنخورده است. به احساساتم نگاه میکردم که ببینیم چه چیزی درست است... کمی هم اعتماد به نفس داشتم که این بخاطر تجربیات قبلیام بود.»
از شجاعی پرسیدم که آیا سالهای طولانی عکاسی در نوع فیلمسازی که امروز او به آن بدل شده تاثیر داشته یا نه. او گفت: «شاید عکاسی جزو آخرین چیزهایی باشد که تاثیرش را روی من گذاشت یا به آن فکر میکنم.»
در عین حال اما تاثیر عکاسی بر او قابل انکار نیست. میگوید: «با قابهای بسیار مشخص کار میکنم و موقع فیلمبرداری هیچ چیز را تغییر نمیدهیم و حتما باید با همان ویژگیها، میزانسن و قاب باشد... شاید عکاسی به من کمک کرده که تا حدودی به یک زیباییشناسی برسم.»
شجاعی در میان جشنواره کن از شرایط دشوار ایران به این جشنواره آمد و از او در این مورد هم پرسیدم: «به نظرم خیلی موقعیت سختی است. خیلیها در این سالها نتوانستند کار کنند. هم به علت شرایط سخت فیلمسازی و هم به علت شرایط مالی بسیار سخت. خیلی کارکردن سخت شده. از طرفی باید برای حداقل خواستهای اجتماعیمان مذاکره کنیم و از طرف دیگر درگیر جنگی شدیم که به معنی واقعی کلمه انتهایی مشخص ندارد. موقعیت خوبی نیست.»
از او میپرسم به عنوان یکی از نمایندگان سینمای ایران در کن چه نظری دارد و او میگوید: «من فکر نمیکنم کسی باشم که سینمای ایران را نمایندگی کنم. اما این شانس را داشتم که فیلمم را امسال بسازم. خیلیها هستند که حتما از من بااستعداد ترند و متاسفانه فرصتش را نداشتند. یا فیلمهایشان در شرایط تولیدی سخت بوده. بسیاری فیلمسازها اجازه کار کردن ندارند. هیچ امیدی نیست. اگر قبلا میشد یک درصد امید به اکران فیلم داشت امروز این هم نداریم.»
شجاعی هم مثل بیشتر کارگردانهای فیلمکوتاه سودای فیلم بلند ساختن دارد. چند ماه پیش او تا یک قدمی کلید زدن هم پیش رفته بود. میگوید: «دو سه ماه تمرین کردیم. آماده بودم... اگر یادتان باشد شنبه ۹ اسفند جنگ شد. ما قرار بود سهشنبه همان هفته کلید بزنیم. متاسفانه جنگ شد و اوضاع به آن شکل پیش رفت و پروژه متوقف شد. اما من بسیار آمادهام. چون انرژی زیادی روی پیش تولید فیلم گذاشتیم. این فرمول را هم یاد گرفتیم که چطور میشود فیلم ارزان و سریع ساخت. کمترین وقت را از عوامل گرفتیم و سریع فیلم را ساختیم. این فیلم را هم میخواهیم با همین فرمول بسازیم. البته خیلی سنگینتر از فیلم کوتاه است و بیش از ۵۰ لوکیشن و بازیگرهای مختلف دارد. آنچنان ربطی هم به فیلمهای کوتاه ندارد. سعی میکنم سینمایی داشته باشم که مخاطب بیشتر با آن درگیر شود.»
او در مورد دو فیلم کوتاه خودش میگوید: «در آن اتفاقات اجتماعی که برای ما افتاده و شرایط اجتماعیمان هست. اما تمام تلاشم را کردم که کار قبل از هر چیز سینما باشد. دوست دارم من هم مثل بقیه فیلمسازهای دنیا به ایدهها قبل از هر چیز فکر کنیم.»
شجاعی پس از جشنواره به ایران برخواهد گذشت و از هرگونه سیاست رو گردان است. او میگوید: «قصدم این است که کمترین اصطکاک و برخورد ممکن را با این جریانات داشته باشم. اما بهرحال ما اینجا زندگی میکنیم تاثیر همه چیز مستقیما روی همه کارهای ما است.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر