اظهارات هفته گذشته «افشین سهرابخان»، بازرس کل استان تهران درباره ممنوعیت حضور اتباع مجاز و غیرمجاز در کارگاهها یا اماکن تولید مواد غذایی با این که جنجالآفرین شدند اما تازگی نداشتند.
ممنوعیت حضور مهاجران در روند تولید مواد غذایی از مدت زمانی پیش از این در بسیاری استانهای کشور اعمال میشده است.
شماری از فعالان مدنی این ممنوعیت را نژادپرستانه میدانند. در نقطه مقابل، گروهی از کاربران شبکههای اجتماعی از اجرای چنین طرحی استقبال کردهاند.
گروه دیگری از منتقدان هم بر واژه «مجاز» در اظهارات سهرابخان تاکید کرده و میگویند ممنوعیت مهاجران غیرمجاز را درک میکنند اما چرا باید مهاجران و اتباع مجاز از انجام کار در روند تولید مواد غذایی منع شده باشند؟
افشین سهرابخان در اظهاراتش تهدید کرده بود که اگر بازرسان مواردی از حضور اتباع مجاز یا غیرمجاز را مشاهده کردند، کالای تولید شده به عنوان یک کالای غیر استاندارد و غیر بهداشتی معرفی خواهد شد.
«هادی سرمد» ۱۵ سال پیش مسافر یک وانتبار شد و از خاک پاکستان و در دل تاریکی شب به ایران مهاجرت کرد. او پنج سال اول اقامتش در ایران به شکل غیرقانونی در مزارع سیبزمینی در حومه کرمانشاه با حداقل دستمزد کارگری میکرد. پس از پنج سال هم مجوز اقامت گرفت و این بار به دلیل گرمی بازار اتباع در شهر کاشان، راهی این شهر شد و مدتی دستفروشی کرد تا این که در نهایت از ۱۰ سال پیش کارگر آشپزخانه یک سفرهخانه در کاشان است.
هادی میگوید دولت ایران اشتغال مهاجران در شغلهای سخت یا خطرناکی که ایرانیها خودشان حاضر به انجامش نیستند، مثل کارگری ساختمان را ممنوع نمیکند. به گفته او، دولت ایران با این اقدامات میخواهد کاری کند که کارهای سخت و خطرناک تنها گزینه مهاجران افغان باشد: «اغلب دوستان من در مشاغل سخت با دستمزد کم کار میکنند، چون اجازه انتخاب مشاغل راحتتر با درآمد بیشتر را ندارند. من در طول ۱۵ سال گذشته همه کاری کردهام؛ از دستفروشی تا کار در معدن سنگ مرمریت حوالی نجفآباد. الان هم یک دهه است در یک سفرهخانه کار میکنم. صاحب کارم از من راضی است. ما دیگر مثل یک خانواده شدهایم و به هم اعتماد داریم. اخیرا تصمیم گرفته بودم با کمک او و با صرف پساندازم، یک مغازه اجاره کنم و میوهفروشی راه بیندازم اما امسال گفتند اجاره مغازه برای اتباع ممنوع است. بعد از ۱۵ سال اقامت که ۱۰ سال آن با مجوز بوده و اینجا دیگر وطنم شده است، چرا اجازه ندارم یک کسب و کار ساده راه بیندازم؟ از چند ماه پیش به هر بنگاه معاملات املاکی مراجعه میکنم، تا میفهمند افغانستانی هستم، حاضر نمیشوند ملکشان را به من اجازه بدهند و حالا بعد از ۱۰ سال باید نگران شغلم هم باشم.»
به باور هادی، این یک قانون فاشیستی است: «دستکم میگفتند کار کردن اتباع غیرمجاز در صنایع غذایی ممنوع است. چون اگر قرار بر نظارت و صدور کارت بهداشت باشد، بازرسها همانطور که بر کار سایر کارگرها نظارت میکنند، به راحتی عملکرد کارگران مجاز افغانستانی را هم میتوانند تحت نظر بگیرند.»
پیشتر، رییس اتاق اصناف شهرستان کاشان به همه واحدهای صنفی این شهرستان اخطار داده بود که بهکارگیری اتباع خارجی در واحدهای صنفی تولید کننده و توزیع کننده مواد غذایی پیگرد قانونی دارد.
حتی انعقاد قرارداد ملک، چه با تبعه مجاز و چه غیرمجاز در کاشان ممنوع اعلام شده است.
پیش از آن هم دستور داده شده بود رستورانها، تالارهای پذیرایی، اغذیه فروشیها، آشپزخانهها، کبابیها، سفرهخانهها و تمامی واحدهای صنفی که نسبت به پخت و توزیع هر نوع غذای سرد و گرم فعالیت دارند، باید از بهکارگیری اتباع بیگانه خودداری کنند.
این قوانین به کاشان محدود نشدهاند. اردیبهشت ماه گذشته، مدیرکل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری البرز هم گفت هر نوع قرارداد رهن و اجاره ساختمان، اعم از مسکونی، تجاری و صنعتی توسط افراد و مشاوران املاک با اتباع خارجی غیرمجاز ممنوع است.
«فاطمه» هشت سال پیش وقتی فرزند سومش را باردار بود، با شوهرش از زابل در سیستان و بلوچستان به شهرک صنعتی محمودآباد در چند کیلومتری اصفهان مهاجرت کردند.
همسر فاطمه در یک کارگاه سنگبری مشغول به کار شد و زن و سه فرزندش در یک آلونکی که آب و برق نداشت، ساکن شدند. دو سال بعد شوهرش اتاقی بزرگتر در گوشه یک باغ اجاره کرد و به ازای آن قرار شد گاهی به کارهای باغ برسند. اما هنوز آب خوش از گلویشان پایین نرفته بود که یک کامیون در تاریکی شب همسر فاطمه را زیر گرفت و او ماند و سه فرزند خردسالش.
بعد از آن بود که به سفارش یک خانم خیر شروع کرد به آمادهسازی سبزیجات خانگی؛ از شستن و خرد کردن سبزی تازه گرفته تا سبزیجات سرخ شده و بستهبندی سبزی خشک. کم کم با خانم فروشنده دوست شد و سبزیها شدند تنها منبع تامین نان و خوراک خودش و فرزندانش. فاطمه اما اخیرا کارش را از دست داده است: «فشارهای عصبی زیادی را تحمل میکنم. از کار بیکار شدهام. صاحب کارم ناچار است در تولیدی را تخته کند. به او گفتهاند بازرسها را میفرستند برای بازرسی و اگر کارگر افغانستانی داشته باشد، باید جریمه سنگینی بپردازد. به فکرم رسیده است بروم خانه مردم کار کنم اما نمیدانم بچههایم را چه کنم.»
فاطمه کارت آمایش دارد و میگوید همیشه سعی داشته است تمامی اصول بهداشتی را رعایت کند. اما از شش ماه پیش استانداری اصفهان استفاده از افغانستانیها در مراکز تولید، بستهبندی و فروش مواد غذایی را ممنوع کرده سات و چون با صاحب کار متخلف برخورد شدید میشود، امکان کار زیرزمینی هم وجود ندارد.
محدودیتهایی از این دست بیش از یک سال است در شهرهایی همچون سیرجان، کرمان و بندر گناوه هم اعمال میشوند.
«احمد نبی» مهاجر دیگری است که با «ایرانوایر» حرف زده است. او ساکن شهر شوش دانیال است. میگوید همه کاری کرده است؛ از کارگری و گچکاری گرفته تا تخلیه چاه و آسفالت کاری برای شهرداری و کارگری در مزرعه قارچ. اما این اواخر نفسش دیگر تنگ میشده، برای همین هم یک گاری چوبی خریده است تا سبزی خوردنهای بستهبندی شده بفروشد.
احمد از قانون جدید ممنوعیت کار در حوزه مواد غذایی خبر ندارد. او شبها سبزی خرد میکند؛ هر کیلو ۳۰ هزار تومان. روزها هم با گاری خود راه میافتد توی کوچه پسکوچهها. به گفته احمد، مردم هنوز هم بستههای سبزی او را با علاقه میخرند.
یک دوست افغانستانی به احمد گفته است اگر ۱۰۰میلیون تومان بپردازد و اقدام به دریافت کارت هوشمند کند، این احتمال وجود دارد که بتواند هم برگه اقامتش در ایران را تمدید کند و هم کارت بهداشت بگیرد. احمد هنوز خبر ندارد که برگه اقامت هم نمیتواند گاری کهنهاش را نجات بدهد.
شماری از صاحبان کسب و کار بر این باورند که چنین قوانینی میتوانند برخی مشاغل را به مخاطر بیندازند.
«بهزاد محمدحسنی»، دارنده یک کارگاه تولیدی محصولات بتنی در شهرک صنعتی بهبهان میگوید این قانون با شکست مواجه خواهد شد: «استخدام کارگر ایرانی هزینههای تولید را زیاد میکند. صاحبان کسب و کارهای کوچک توان استخدام کارگر متوقع ایرانی را ندارند، برای همین است که افغانستانیها در همین شهرک صنعتی کوچک هم سهم زیادی از نیروی کار در تمامی بخشهای تولیدی را دارند. اصرار برای چنین قوانینی ممکن است باعث توقف کار تولیدکنندگان کوچک شود.»
اما موافقان ممنوعیت کار اتباع چه میگویند؟
اجرای این طرح تشویق کنندگانی هم دارد. موافقان اعمال فشار و اخراج مهاجران افغان بر این باورند که نیروی کار خارجی جایگزین جوان بیکار مانده ایرانی شده است و چون اغلب این کارگرها غیرمجاز هستند، امکان نظارت بر عملکردشان نیست و به همین دلیل هم ممکن است آلودگی را افزایش دهند.
«رفیع» از مخالفان پر و پاقرص اقامت اتباع افغانستان در یکی از پلتفرمهای اجتماعی است. او که مایل نیست هویتش را ذکر کند، به «ایرانوایر» میگوید دارنده یک مغازه آجیل و خشکبار در رباط کریم است.
او میگوید تجربه تلخی از خرید و فروش آجیلهای فناوری شده از سوی کارگران غیرمجاز دارد: «یک بار وسط یک گونی آجیلی که از یک فروشنده افغانستانی خریدم، یک سوسک مرده بود. این اتفاق اصلا بعید نیست. فقط کافی است سری بزنید به حومه رباط کریم و به محل اسکان شماری از همین کارگران افغانستانی نگاهی بیندازید تا ببینید آلودگی بیداد میکند. اغلب آنها آب لولهکشی ندارند و محل سکونت و کارشان شرایط مراعات بهداشت را نمیدهد. جمعیتهای زیاد ۳۰ یا ۴۰ نفره در خانههایی بدون داشتن سرویس بهداشتی مناسب زندگی میکنند. با این وصف دیگر مهم نیست ایرانی باشید یا افغانستانی. وقتی شرایط مراعات بهداشت فراهم نیست و بررسیهای بهداشتی و نظارت دقیق انجام نمیشود، زمینه برای گسترش بیماریها یا انتقال آلودگیها به محصولات غذایی هم فراهم میشود.»
رفیع برای تایید حرفش به اظهارات رییس بخش سل «انستیتو پاستور» اشاره میکند که چندی قبل گفته بود افغانستانیهایی که به طور غیرمجاز وارد ایران میشوند، عامل اصلی افزایش سل در کشور هستند.
«آزده مختاری»، خبرنگار در وبسایت «رکنا» نوشته است: «حضور گسترده اتباع بیگانه، بخصوص اتباع غیرمجاز در این کارگاههای تولیدی موادغذایی، تهدیدات جدی امنیتی و بهداشتی برای جامعه دارد.»
سوال اینجا است که آیا هر نوع رفتار غیربهداشتی از سوی کارگرانی با هر ملیتی نمیتواند وضعیت بهداشتی یک جامعه را تهدید کند؟
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر