پس از انتشار خبر آزار و اذیت و تجاوز به یک دختر جوان در یاسوج، موجی از توهین و انگزنی به شهروندان لُر در یاسوج و دیگر نقاط استان کهگیلویه و بویراحمد راه افتاده است؛ شبیه به هجمههایی که در پی کشته شدن یک پزشک متخصص قلب در این شهر، به این مردم روانه شده بود.
این نخستینبار نیست که در پی وقوع یک جنایت در یک منطقه جغرافیایی که افراد متعلق به یک گروه اتنیکی خاص در آن ساکنند، تمام مردم آن گروه زیر ضرب کاربران در شبکههای اجتماعی قرار میگیرند. پیش از این، قتل «هاجر حسینبر»، زن جوان بلوچ به دست همسرش نیز موجی از نفرتپراکنی را علیه مردم بلوچ یا بررسی پرونده یک مرد کُرد دوتابعیتی ایرانی عراقی که در برلین دوستدخترش را مثله کرده بود، علیه مردم کُرد در هر دو سوی مرز بهراه انداخته بود.
چرا برخی گناه یک نفر را به پای همه مینویسند و نفرتپراکنی میکنند؟
***
موضوع فقط حکومت نیست
«مردم ما علاوه بر این که این جا، در این وضعیت و در یک نقطه صفر مطلق زندگی میکنند، با تمام این محرومیتها در تمام این سالها سعی کردهاند خودشان را ترمیم و اصلاح کنند. رسوم ضدزنی مثل خونبس را با وجود این که حکومت برای تداومشان هر کاری میتوانست کرد، متوقف کردهاند. در همه اعتراضات از سال ۱۳۸۸، به ویژه جنبش زن، زندگی، آزادی حضور داشته و کشته و بازداشتی دادهاند برای آزادی ایران. تکلیف ما هم مثل بقیه مردم ایران با حکومت مشخص است. اما چرا مردم اینطور ما را مورد بیمهری قرار میدهند؟!»
این بخشی از صحبتهای یک شهروند لُر اهل یاسوج است که در پی کامنتهای توهینآمیز گسترده در شبکههای اجتماعی، با «ایرانوایر» گفتوگو کرده است.
کامنتهای توهینآمیز با محتوایی که اغلب یک یا چند گروه اتنیکی را هدف قرار میدهند، در ایران بارها در موقعیتهای مختلف تکرار شدهاند. وجه تشابه همه آنها این است که این دیدگاهها تکرار کلیشههایی هستند که دههها است برای تحقیر یک گروه از شهروندان ایران علیه آنها بهکار گرفته میشوند؛ کلیشههایی که در جوکهای اتنیکزده به وضوح دیده میشوند و به مرور در ناخودآگاه شهروندان ایرانی و قضاوتهای روزمره آنها در همزیستی با هموطنان خود جا باز کردهاند.
سوم خرداد ۱۳۹۹، یک زن جوان به نام «هاجره حسینبر»، زن بلوچ ۲۰ ساله در «گشت» استان سیستان و بلوچستان به دست همسرش کشته شد.
«فریبا بلوچ»، فعال حقوقبشر پیش از این در یک برنامه لایو اینستاگرامی به «ایرانوایر» گفته بود حجم توهینها به مردم بلوچ و استفاده از انگزنیهایی که حکومت اغلب از آنها برای اعدامهای فراقانونی و سرکوب جمعیت بلوچ در ایران بهره میبرد، پس از انتشار این خبر بهحدی بوده که او را درباره افشای جزییات آن دچار تردید کرده است.
یا در موقعیتی شبیه به این، بعد از اعلام خبر محاکمه مجدد یک مرد کُرد ایرانی عراقی هلندی در برلین آلمان در پی مثلهکردن جنسی دوست دختر ایرانی خود در دیماه ۱۴۰۰، کامنتهایی علیه اقلیت اتنیکی کُرد، هم در ایران و هم در عراق در شبکههای اجتماعی منتشر شدند.
این موضوع درباره عربها نیز در پی انتشار تصاویر دردناک سر بریده «منا حیدری»، زن اهوازی جوانی که بهدست پسرعمو و همسرش کشته شد نیز تکرار شده است.
«شیما سیلاوی»، فعال حقوقبشر عرب اهوازی در اینباره به «ایرانوایر» میگوید که جامعه بهجای اینکه بر دلایل وقوع مکرر قتل و خشونت علیه زنان و دختران تمرکز کند، بر این تاکید میکند که این جنایت در میان کدام مردم رخ داده است.
او توضیح میدهد: «داخل جامعهای هستید که وقتی جنایت وحشیانهای انجام و باعث رعب و زنستیزی بیشتری میشود، هزاران نفر میدانند که اگر در این جامعه زنی را بکشند، پاسخگو نخواهند بود، چون یا اولیای دم هستند یا پسرعمو، پسرعمه و دیگر مردان خانواده.»
او ادامه میدهد: «در این جامعه، فرد جانی هیچ وقت مجازات نمیشود و همین به افزایش زنکشی در جامعه ایران دامن میزند. اما جامعه متوجه این نیست که این موضوع ربطی به لُر، عرب، لَک، کُرد، تُرک و بلوچ بودن ندارد، وقتی در سراسر ایران این اتفاق میافتد.»
به گفته سیلاوی، وقتی حکومتی بر سر کار است که هیچ دخالتی در حفظ امنیت زنان نمیکند و با قانون اساسی و دیگر قوانین، تبعیض علیه زنان را نهادینه میکند، زن همیشه در این ماشین قربانی میشود: «باید موضوع را فراتر از چیزی که امروز دیده میشود، ببینیم.»
او تاکید دارد: «باید رویکرد قبیلهای و قومی را کنار بگذاریم، چون به نفع کسی نیست. نمیتوانیم بگوییم چون عرب و کُرد است، این جنایت وحشتناک رخ داده، موضوع خشونت علیه زنان در ایران فراگیرتر از این حرفها است.»
توهین به مردمی که با قربانی، همدل هستند؟!
دستکم سه نفر از شهروندان ساکن یاسوج به «ایرانوایر» گفتهاند به رغم فضای سنتی و مردسالار، مردم این شهر در جریان تجاوز و آزار و اذیت گروهی به دختر جوان اهل این شهر که اوایل آذرماه خبر آن منتشر شد، همدل هستند. آنها درباره جو شهر پس از قتل دکتر «مسعود داودی» در آبانماه سال جاری بهدست کسی که مدعی بود این پزشک متخصص قلب بر سر بالین بیمار او به موقع حاضر نشده است نیز تجربیات یکسانی را نقل کردهاند.
در زمان انتشار خبر قتل دکتر داودی، سیل دیدگاههای نفرتپراکنانه علیه شهروندان در این شهر در شبکههای اجتماعی منتشر شد. با اینحال، حضور گسترده مردم یاسوج در مراسم خاکسپاری این پزشک، نشان از قدردانی شهروندان از او داشت.
همسر دکتر داودی در ویدیویی که در شبکههای اجتماعی صدها بار بازنشر شد، گفت همسرش معتقد بوده مردم یاسوج وفادارند و میخواسته است بعد از بازنشستگی نیز در آن جا بماند. او از مردم بابت حضورشان در مراسم خاکسپاری تشکر کرد.
یکی از شهروندان ساکن یاسوج که با «ایرانوایر» گفتوگو کرده است، میگوید هم در جریان قتل دکتر داودی و هم در تجاوز گروهی به یک دختر جوان در یاسوج، مردم این شهر در کنار قربانی ایستادهاند: «همه مردم شهر قلبا از کشته شدن دکتر داوودی ناراحت بودند. جمعیتی که جمع شده بود، نشان میدهد مردم چه قدر ناراحت بودند. در این مورد تجاوز گروهی هم علیرغم این که شروع کننده فحاشی دختر قربانی بوده است و قاعدتا جامعه سنتی مثل جامعه ما باید او را مقصر بداند، من به اتفاق از مردم شنیدهام که میگویند حالا گیریم که به تو و مادرت فحش داد، باید اینکار را میکردی؟! دو تا چک میزدی یا همان استوری را برایش میگذاشتی، چرا به این وحشت و فضاحت؟!»
اشاره این شهروند به گزارشهایی است که درباره حوادثی که نهایتا به تجاوز به یک دختر در یاسوج منجر شد، منتشر شدند. در برخی از این گزارشها گفته شده بود که در پی یک درگیری لفظی در پیامرسان داخلی «روبیکا» بین چند دختر و پسر جوان، یکی از دخترها با انتشار تصاویری از مادر یکی از پسرها که تازه درگذشته است، به او و مادرش توهین میکند و این امر انگیزه برنامهریزی متجاوز برای تجاوز گروهی به او میشود.
فرهنگ همزیستی در ایران ضعیف است
«سعید پیوندی»، استاد جامعهشناسی در «دانشگاه لورن» فرانسه به «ایرانوایر» میگوید ایران یک مشکل ملی و سراسری در زمینه رابطهای که بین مردم، بهویژه مردم در مناطقی که با فرهنگها، زبانها و قومیتهای مختلف زندگی میکنند، دارد.
او توضیح میدهد که این عمدتا بهدلیل سیاستهایی است که در گذشته پیش برده شده و مردم خیلی کمتر همزیستی با یکدیگر، احترام متقابل و بهرسمیت شناختن هویتهای همدیگر را یاد گرفتهاند.
به گفته این جامعهشناس ایرانی، مردم قادر نیستند تفاوتی بین یک یا چند نفر از اهالی یک شهر یا منطقهای که دست به یک جرمی زده و هویت افراد قائل شوند و فرهنگ آن منطقه را زیر سوال میبرند.
پیوندی با تاکید بر این که عملکرد ضعیف رسانهها و کمکاری حکومت در نظام آموزشی، در به وجود آمدن چنین وضعیتی دخیل است، میگوید: «بچهها باید از همان سن کم احترام و بهرسمیت شناختن هویتهای مختلف را یاد بگیرند و بتوانند نگاه سنجشگرانه به اتفاقات و رویدادها داشته باشند. مسایل را از هم تشخیص بدهند و به همین آسانی کسانی را متهم نکنند و دشنام ندهند. این فرهنگ در جامعه ما ضعیف است و با توجه به این که رسانههای اصلی و دستگاه فرهنگی و آموزشی در دست حکومت است، میشود گفت که مقصر اولیه و اصلی خود حکومت است.»
پیوندی در پایان نیز عدم حساسیت دستگاه قضایی ایران برای حفاظت از شهروندان در گروههای اقلیت را در اوج گرفتن این هجمهها دخیل میداند و میگوید: «در ایران، به دلیل حساسیت کم دستگاه قضایی و نظام حقوقی ایران به این موارد، تور حفاظتی حقوقی نداریم که افراد وقتی بابت هویت، محل زندگی و زبانشان مورد توهین قرار میگیرند، بشود از آنها دفاع کرد. حکومت ایران هیچ حساسیتی به این موضوع ندارد و درگیریها و دغدغههایش اساسا مسایلی است که بیشتر به ایدئولوژی خودش مربوط میشود تا به عرصه عمومی و زندگی روزمره مردم.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر