close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
صفحه‌های ویژه

راﻧﺖ و ﻓﺴﺎد در جمهوری اسلامی با ورزش زنان چه کرد؟

۲۷ دی ۱۴۰۴
رویا، شهروندخبرنگار
خواندن در ۸ دقیقه
آن‌چه از واکاوی ساختار ورزش ایران به دست می‌آید این است که رانت، تبعیض، ﻓﺳﺎد و ﻧﺑود ﺷﻔﺎﻓﯾت ﻣﺎﻟﯽ، به جای پرورش و پدیده‌سازی، ﻋﻧﺎﺻر ﺳﺎﺧﺗﺎری ورزش زﻧﺎن در اﯾران ھﺳﺗﻧد
آن‌چه از واکاوی ساختار ورزش ایران به دست می‌آید این است که رانت، تبعیض، ﻓﺳﺎد و ﻧﺑود ﺷﻔﺎﻓﯾت ﻣﺎﻟﯽ، به جای پرورش و پدیده‌سازی، ﻋﻧﺎﺻر ﺳﺎﺧﺗﺎری ورزش زﻧﺎن در اﯾران ھﺳﺗﻧد

مساله فساد در جمهوری اسلامی سال‌هاست که از سطح پرونده‌های پراکنده فراتر رفته و به موضوعی عمومی در بطن جامعه تبدیل شده است، از امتیازهای انحصاری، تا فقدان شفافیت در نهادهای قدرت و  عدم پاسخگویی در برابر خطا  نارضایتی عمومی را افزایش داده و شکاف عمیقی میان ادعاهای رسمی و تجربه زیست شهروندان ایجاد کرده است. 

اعتراضات دی۱۴۰۴ فقط اعتراض به گرانی و کاهش ارزش ریال نبود، بلکه انباشت نارضایتی از ساختاری بود که معترضان آن را غیرشفاف، غیرپاسخگو و نابرابر می‌دانند.

گزارش زیر را یک شهروندخبرنگار  درباره این که رانت، فساد و تبعیض ساختاری چه بلایی سر ورزش زنان آورده، نوشته است. 

ورزش حرفه‌ای زﻧﺎن در اﯾران، طﯽ ﻧزدﯾﮏ به ﭘﻧﺞ دهه گذشته، به عرصه‌ای ﭘرﭼﺎﻟش برای زنان ایرانی ﺗﺑدﯾل ﺷده اﺳت؛ عرصه‌ای کهﺗﻧﮭﺎ ﻣﺣدود به رقابت‌های ورزﺷﯽ ﻧﯾﺳت، بلکه در ﺗﻘﺎطﻊ ﺳﯾﺎﺳت، اﯾدﺋوﻟوژی، اﻗﺗﺻﺎد و ﺳﺎﺧﺗﺎرھﺎی ﻗدرت ﺷﮑل ﮔرﻓﺗﮫ اﺳت. زﻧﺎن ورزﺷﮑﺎر اﯾراﻧﯽ در ﺷراﯾطﯽ ﻓﻌﺎﻟﯾت ﻣﯽﮐﻧﻧد که ھمزﻣﺎن ﺑﺎ ﮐﻣﺑود ﻣزﻣن ﺑودﺟﮫ، ﺗﺑﻌﯾض ﺳﺎﺧﺗﺎری، ﻓﻘدان ﺣﻣﺎﯾتھﺎی ﭘﺎﯾدار و ﻓﺷﺎرھﺎی ﻧﮭﺎدی ﻣواﺟﮫاﻧد؛ ﻓﺷﺎرھﺎﯾﯽ کهﻧﮫﺗﻧﮭﺎ از ﺳوی ﻧﮭﺎدھﺎی رﺳﻣﯽ ورزﺷﯽ، ﺑﻠﮑﮫ از ﺳوی ﻧﮭﺎدھﺎی ﻏﯾرورزﺷﯽ و ﻓرادﺳﺗﯽ ﻧﯾز اﻋﻣﺎل ﻣﯽﺷود.

ﺑﺎ وﺟود اﯾن ﺷراﯾط ﻧﺎﺑراﺑر، زﻧﺎن ورزﺷﮑﺎر اﯾراﻧﯽ در ﺳﺎلھﺎی اﺧﯾر ﻣوﻓق ﺷده‌اﻧد در رﻗﺎﺑتھﺎی داﺧﻠﯽ و ﺑﯾن‌اﻟﻣﻠﻠﯽ دﺳﺗﺎوردھﺎی ﻗﺎﺑل ﺗوﺟﮭﯽ ﮐﺳب ﮐﻧﻧد. اﯾن ﻣوﻓﻘﯾت‌ھﺎ اﻣﺎ اﻏﻠب ﺑدون ﭘﺷﺗواﻧﮫ ﻣﺎﻟﯽ و ﻧﮭﺎدی ﭘﺎﯾدار ﺑﮫ دﺳت آﻣده و ﺗداوم آنھﺎ ھﻣواره در ﻣﻌرض ﺗﮭدﯾد ﻗرار داﺷﺗﮫ اﺳت.  

ورزش زﻧﺎن در اﯾران، ﻣﺷﺎﺑﮫ ﺑﺳﯾﺎری از ﺣوزه‌ھﺎی اﺟﺗﻣﺎﻋﯽ دﯾﮕر، ﻣﺎھﯾﺗﯽ ﻋﻣﯾﻘﺎً ﺳﯾﺎﺳﯽ دارد. ﻧوع ﻣواﺟﮭﮫ ﺣﮑوﻣت ﺑﺎ ورزش زﻧﺎن، ﺑﺎزﺗﺎﺑﯽ از روﯾﮑرد ﮐﻼن آن ﻧﺳﺑت ﺑﮫ ﺑدن، ﺣﺿور اﺟﺗﻣﺎﻋﯽ و ﻋﺎﻣﻠﯾت زﻧﺎن ایران محسوب می‌شود.

«ﺳﺎﺧﺗﺎر ﺗﺻﻣﯾمﮔﯾرنده ﻣردﻣﺣور» ﻧﮭﺎدھﺎی ورزﺷﯽ، ﺑﮫوﯾژه در ﻓدراﺳﯾونھﺎی ورزشی ایران، ﺑﮫﻋﻧوان ﯾﮑﯽ از ﻋواﻣلﺗﻌﯾﯾنﮐﻧﻧده در ﺗداوم ﺗﺑﻌﯾض ﻣﺎﻟﯽ میان ورزش زنان و ورزش مردان در ایران شناخته می‌شود. اﮐﺛرﯾت ﻗرﯾبﺑﮫاﺗﻔﺎق ﻣدﯾران ارﺷد ورزﺷﯽ ﻣرد ھﺳﺗﻧد ورزش زﻧﺎن ﻣﻌﻣوﻻً در ﻗﺎﻟب «ﮐﻣﯾﺗﮫ» ﯾﺎ «دﭘﺎرﺗﻣﺎن ﻓرﻋﯽ»ﺗﻌرﯾف ﻣﯽﺷود؛ ﺟﺎﯾﮕﺎھﯽ کهﺑﮫطور ﺳﺎﺧﺗﺎری ﻗدرت ﭼﺎﻧﮫزﻧﯽ ﮐﻣﺗری در ﺗﺧﺻﯾص ﻣﻧﺎﺑﻊ دارد.

ﭘﯾﺎﻣد اﯾن ﭼرﺧﮫ ﻧﺎﺑراﺑر، اﻣروز ﺑﮫوﺿوح در وﺿﻌﯾت ورزﺷﮑﺎران زن اﯾراﻧﯽ ﻗﺎﺑل ﻣﺷﺎھده اﺳت. ﺑﺳﯾﺎری از ورزﺷﮑﺎران ﻣﺳﺗﻌد، در ﺳﻧﯾن اوج ﻋﻣﻠﮑرد ﺣرﻓﮫای، ﺑﮫ دﻟﯾل ﻧﺑود اﻣﻧﯾت ﻣﺎﻟﯽ، ﻓﻘدان ﺣﻣﺎﯾت ﻧﮭﺎدی و ﻓﺷﺎرھﺎی رواﻧﯽ، ﻧﺎﭼﺎر ﺑﮫ ﺗرک ورزش ﺣرﻓﮫای ﺷدهاﻧد. ﺑرﺧﯽ دﯾﮕر ﻧﯾز ﻣﺳﯾر ﻣﮭﺎﺟرت را اﻧﺗﺧﺎب ﮐرده‌اﻧد؛ ﭘدﯾدهای کهﻧﺷﺎﻧﮫ ﻓرﺳﺎﯾش ﺳرﻣﺎﯾﮫ اﻧﺳﺎﻧﯽ در ورزش زﻧﺎن اﯾران اﺳت.

از ﺳﺎﺧﺗﺎر ﮐﻠﯽ ورزش زﻧﺎن در اﯾران چه می‌دانیم؟

در قدم نخست، باید ساختار مدیریت ورزش ایران و پس از آن جایگاه «مدیریت ورزش زنان» در این ساختار گسترده را شناخت.

وزارت ورزش و ﺟواﻧﺎن به عنوان ﻣﮭمﺗرﯾن ﻧﮭﺎد ﺳﯾﺎﺳتﮔذار و ﺗوزﯾﻊﮐﻧﻧده ﺑودﺟﮫ ورزش در ﺟﻣﮭوری اﺳﻼﻣﯽ اﯾران شناخته می‌شود. ﻧﮑﺗﮫ ﮐﻠﯾدی در ﻣورد  وزارت ورزش و جوانان این‌جاست که هیچ »ﻣﻌﺎوﻧت ﻣﺳﺗﻘل ﺑﺎ اﺧﺗﯾﺎر ﺑودﺟﮫای« ﺑرای ورزش زﻧﺎن وﺟود ﻧدارد و ورزش زﻧﺎن ذﯾل «ﺳﺎﺧﺗﺎر ﻣردﻣﺣور» وزارﺗﺧﺎﻧﮫ ﺗﻌرﯾف ﻣﯽﺷود.

در دل همین وزارتخانه، معاونتی به نام «ﻣﻌﺎوﻧت ﺗوﺳﻌﮫ ورزش ﺑﺎﻧوان» شکل گرفته، که در ظاهر ﻣﺳﺋول ﺑرﻧﺎﻣﮫرﯾزی و ھﻣﺎھﻧﮕﯽ اﻣور ﻣرﺑوط ﺑﮫ ورزش زﻧﺎن در وزارت ورزش و ﺟواﻧﺎن اﺳت. اما برای این معاونت هیچ بودجه جداگانه‌ای در نظر گرفته نشده و وظﺎﯾف آن  ﻋﻣدﺗﺎً ﺷﺎﻣل ﺑرﻧﺎﻣﮫرﯾزی، ھﻣﺎھﻧﮕﯽ و ﺳﯾﺎﺳتﮔذاری ﻧرم دیده می‌شود، نه تصمیم‌گیری و پشتیبانی.

 طبق قوانین بین‌المللی ورزشی، فدراسیون‌های ورزشی باید مهمترین نهادهای تصمیم‌گیرنده و اجرایی برای ورزش زنان و مردان هر کشور باشند. ﻓدراﺳﯾونھﺎی ورزﺷﯽ در ایران ﮐﻧﺗرل ﻋﻣﻠﯽ ﻣﻧﺎﺑﻊ و اﻣﮑﺎﻧﺎت ورزﺷﯽ را در اﺧﺗﯾﺎر دارﻧد. ھر ﻓدراﺳﯾون ﺑودﺟﮫ داﺧﻠﯽ ﺧود را از وزارت ورزش یا از طریق اسپانسرها و درآمدهای جانبی به دست می‌آورد ﻣﯽﮐﻧد و اوﻟوﯾتھﺎی ﻣﺎﻟﯽ را ﺗﻌﯾﯾن می‌کند. اﮐﺛرﯾت ﻗرﯾبﺑﮫاﺗﻔﺎق رؤﺳﺎ و اﻋﺿﺎی هیات رییسه ﻓدراﺳﯾونھﺎی ورزﺷﯽ را ﻣردان تشکیل می‌دهند و ورزش ﺑﺎﻧوان ﻣﻌﻣوﻻً در ﻗﺎﻟب «ﮐﻣﯾﺗﮫ ﺑﺎﻧوان» ﯾﺎ «دﭘﺎرﺗﻣﺎن ﻓرﻋﯽ» ﺗﻌرﯾف شده و ھمﺳطﺢ ﺑﺎ ﺑﺧش ﻣردان در ﻧظر ﮔرﻓﺗﮫ ﻧﻣﯽﺷود.

از ﻣﺟﻣوع ۵١ ﻓدراﺳﯾونھﺎی ورزﺷﯽ ﻓﻌﺎل در اﯾران، در سال‌های اخیر، ﻓﻘط  ریاست ٢ ﻓدراﺳﯾون را زنان برعهده اشته‌اند.  ﻓدراﺳﯾون ﮐﺷﺗﯽ، ﻓوﺗﺑﺎل، ﺗﮑواﻧدو و وزﻧﮫﺑرداری با ﺑﯾﺷﺗرﯾن سهم از ﺑودﺟﮫ ورزش ایران کمترین سهم از حضور زنان را در بخش‌های مدیریتی برده‌اند.

 ﺷورای ﻋﺎﻟﯽ اﻧﻘﻼب ﻓرھﻧﮕﯽ هرچند که یک نهاد ورزشی محسوب نمی‌شود، اما به عنوان ﻣرﺟﻊ ﺳﯾﺎﺳتﮔذاری اﯾدﺋوﻟوژﯾﮏ در ﺟﻣﮭوری اﺳﻼﻣﯽ اﯾران   و تعیین کننده ﺣدود »ﺷرﻋﯽ و ﻓرهنگی ورزش ﺑﺎﻧوان»  در موضوعاتی مانند  ﭘوﺷش یا حجاب اجباری، ﺣﺿور اﺟﺗﻣﺎﻋﯽ، مکان و حتی ساعت ﻣﺳﺎﺑﻘﺎت و ﻣﯾزﺑﺎﻧﯽ روﯾدادھﺎی ورزشی زنان اعمال قدرت می‌کند.  ﺗﺻﻣﯾمھﺎی اﯾن ﺷورا ﻣﺳﺗﻘﯾﻣﺎً ﺑر ﺑودﺟﮫ، اﻋزامھﺎ و ﻣﯾزﺑﺎﻧﯽھﺎی ورزﺷﯽ زﻧﺎن اﺛر ﻣﯽﮔذارد.

در کنار شورای عالی انقلاب فرهتگی، نهادهای امنیتی نیز نقش پررنگی در به سایه بردن ورزش قهرمانی و ورزش عمومی زنان ایرانی دارند. اﯾن ﻧﮭﺎدھﺎ ﺷﺎﻣل ﺳﺎزﻣﺎنھﺎ و ﮔروهھﺎی واﺑﺳﺗﮫ ﺑﮫ رھﺑری، دﺳﺗﮕﺎهھﺎی اﻣﻧﯾﺗﯽ و ﻣراﺟﻊ ﻣذھﺑﯽ ھﺳﺗﻧد کهﻧﻘش ﻣﺣدودﺳﺎزی ﻓﻌﺎﻟﯾتھﺎی ورزﺷﯽ زﻧﺎن، اردوھﺎ و اﻋزامھﺎی ﺑﯾناﻟﻣﻠﻠﯽ را اﯾﻔﺎ کرده‌اند. ﮔزارشھﺎی رﺳﺎﻧﮫای ﻧﺷﺎن ﻣﯽدھد کهاﯾن ﻧﮭﺎدھﺎ هرگز ﭘﺎﺳﺦﮔو ﻧﯾﺳﺗﻧد، اﻣﺎ در بالاترین سطح، قدرت تصمیم‌گیری دارند.

در رده‌های پایین این چارت می‌توان ادارات ﮐل ورزش اﺳﺗﺎنھﺎ به عنوان ﻣﺳوولان اﺟرای ﺳﯾﺎﺳت‌ھﺎی وزارت ورزش در ﺳطﺢ استان‌ها، شهرها و روستاها و پس از آن هیات‌های ورزشی به عنوان بازوی اجرایی فدراسیون‌های ورزشی را دید.

 گزارش‌های رسمی از تبعیض بودجه ورزش زنان چه می‌گویند؟

در ﺳﺎلھﺎی ﻣﺧﺗﻠف، ﻣﺳووﻻن وزارت ورزش و ﺟواﻧﺎن و ﻣدﯾران اﺳﺗﺎﻧﯽ اﻋﻼم ﮐرده‌اﻧد که ٣۵ ﺗﺎ ۴٠ درﺻد ﺑودﺟﮫ ورزش ﺑﺎﯾد ﺑﮫ ﺑﺧش زﻧﺎن اﺧﺗﺻﺎص ﯾﺎﺑد. ﺑﺎ اﯾن ﺣﺎل، اﯾن اظﮭﺎرات ﺻرﻓﺎً در ﺳطﺢ ﺗﻔﺎھمﻧﺎﻣﮫھﺎ و اﻋﻼم‌ھﺎی رﺳﺎﻧﮫای ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧده و ھﯾﭻﮔﺎه ﺑﮫﺻورت اﻟزام‌آور در ﻗواﻧﯾن ﺑودﺟﮫ ﺛﺑت ﻧﺷده اﺳت.

ﺧﺑرﮔزاری ﻣﮭر ﮔزارش داده اﺳت که اﯾن ﺳﮭم‌ھﺎی اﻋﻼﻣﯽ ﻓﺎﻗد ﺿﻣﺎﻧت اﺟراﯾﯽ ﺑوده و ﻓدراﺳﯾون‌ھﺎ ﻋﻣﻼً ﻣﻠزم ﺑﮫ رﻋﺎﯾت آن ﻧﯾﺳﺗﻧد. حتی در سال‌های گذشته ﺑرﺧﯽ ﻧﻣﺎﯾﻧدﮔﺎن ﻣﺟﻠس ﺷورای اﺳﻼﻣﯽ ﺑﮫﺻراﺣت از اﻧﺣراف در ﺗﺧﺻﯾص ﺑودﺟﮫ ورزش زﻧﺎن اﻧﺗﻘﺎد ﮐرده‌اﻧد. اما این انتقادات باعث تغییر در سهم زنان ورزشکار ایران از بودجه ورزش کشور نشده است.

از ﮐرﻣﺎن ﮔزارش ﺷده اﺳت که ھم در ورزش ﺣرﻓﮫ ای و ھم ورزش ھﻣﮕﺎﻧﯽ زنان ، ﻣﺎﻓﯾﺎی ﻗدرت‌ﻣﻧدی در  برخی رشته‌ها از جمله فوتبال  حضور دارﻧد که اﺟﺎزه رﺷد ورزش زنان را ﻧﻣﯽدھﻧد.

 ﮔزارشھﺎی ﻣﺷﺎﺑﮭﯽ از اﺳﺗﺎنهای ﮐرﻣﺎﻧﺷﺎه، ﺳﯾﺳﺗﺎن وﺑﻠوﭼﺳﺗﺎن و ﺧوزﺳﺗﺎن ﻧﯾز ﻣﻧﺗﺷر ﺷده اﺳت که ھﻣﮕﯽ ﺑر ﻧﻘش ﮐﻣﺑود ﺑودﺟﮫ و واﮔذاری اﻣﺎﮐن ورزﺷﯽ ﺑﮫ ﺑﺧش ﺧﺻوﺻﯽ ﺗﺄﮐﯾد دارﻧد.

ﻓوﺗﺑﺎل به عنوان رشته ورزشی که درآﻣدزاﯾﯽ به نسبت ﻣﺳﺗﻘلی نسبت به سایر فدراسیون‌ها و باشگاه‌های ورزشی دارد، باز هم از بودجه دولتی سهم برده است.  ﮔردش ﻣﺎﻟﯽ ﻟﯾﮓ ﺑرﺗر ﻓوﺗﺑﺎل اﯾران در ﯾﮏ ﻓﺻل ﺑﯾن ۵ تا ۶ ھزار ﻣﯾﻠﯾﺎرد ﺗوﻣﺎن  تخمین زده می‌شود.

باشگاه‌های لیگ برتری فوتبال مردان اجازه دارند تا سقف ۳۲۵ میلیارد تومان برای فصل نقل و انتقالات خود هزینه کنند. 

با این حال در ﻓوﺗﺑﺎل زﻧﺎن ﺑﺎﻻﺗرﯾن رﻗم ﻗرارداد ﺳﺗﺎره ھﺎی ﻓوﺗﺑﺎل زﻧﺎن برای بازیکنانی مانند زھرا ﻗﻧﺑری یا اﻓﺳﺎﻧﮫ ﭼﺗرﻧور  کمتر از ۲ میلیارد تومان در سال است. ﯾﻌﻧﯽ ﺷﮑﺎف درآﻣد ﯾﮏ ﺳﺎل ﺑﮭﺗرﯾن ﻓوﺗﺑﺎﻟﯾﺳت زن ﺑراﺑر درآﻣد  یک پنجم پایین‌ترین قرارداد یک بازیکن نیمکت‌نشین در لیگ مردان است.

ﻣرﯾم اﯾراﻧدوﺳت، ﻣرﺑﯽ ﺳﺎﺑق ﺗﯾم زﻧﺎن ﻣﻠوان ﺑﻧدر اﻧزﻟﯽ مدعی شده بود که ﺗﯾمزﻧﺎن ملوان ﺣﺗﯽ ﺑرای ﺗﺎﻣﯾن ﻟﺑﺎس ﺗﻣرﯾن، ﺷرﮐت در ﻣﺳﺎﺑﻘﺎت، ﺳﻔر ﺑﺎ اﺗوﺑوس و اﻗﺎﻣت در ﺧواﺑﮕﺎھﺎی ﺑﯽ‌ﮐﯾﻔﯾت هم دچار مشکلات جدی بوده است.

زھرا ﺧواﺟوی، دروازهﺑﺎن ﺗﯾم ﻣﻠﯽ ﻓوﺗﺑﺎل زﻧﺎن، نیز به رسانه‌های ایران گفته است: «دﺳﺗﻣزد ﻓوﺗﺑﺎﻟﯾﺳتھﺎی زن ﯾﮏ دھم ﺑﺎزﯾﮑﻧﺎن ﻣرد ﻧﯾﺳت. ﻗراردادھﺎی ﻓوﺗﺑﺎل زﻧﺎن ﺑﮫھﯾﭻوﺟﮫ ﻗﺎﺑل ﻣﻘﺎﯾﺳﮫ ﺑﺎ ﻣردان ﻧﯾﺳت و ﺑﺳﯾﺎری از ﺑﺎزﯾﮑﻧﺎن ﻣﺟﺑورﻧد ﺷﻐل دوم داﺷﺗﮫ ﺑﺎﺷﻧد«

رشته‌هایی که زنان در آن می‌درخشند و دیده نمی‌شوند  

دووﻣﯾداﻧﯽ زﻧﺎن ﯾﮑﯽ از رﺷﺗﮫھﺎﯾﯽ اﺳت کهرواﯾت‌ھﺎی مشکلات ﻣﺎﻟﯽ آن ﺑﮫﺻورت ﺷﻔﺎف در رﺳﺎﻧﮫھﺎ ﺑﺎزﺗﺎب ﯾﺎﻓﺗﮫ اﺳت. «ﻓرزاﻧﮫ ﻓﺻﯾﺣﯽ»، ﻋﺿو ﺗﯾم ﻣﻠﯽ دووﻣﯾداﻧﯽ زﻧﺎن، ﭘس از ﮐﺳب ﻣدال در ﻣﺳﺎﺑﻘﺎت آﺳﯾﺎﯾﯽ اﻋﻼم ﮐرد کهﭘﺎداش درﯾﺎﻓﺗﯽ او ﺣدود ١۶٠٠ دﻻر ﺑوده اﺳت.  

ﮔزارشھﺎی اﯾﺳﻧﺎ ﻧﺷﺎن ﻣﯽدھد که ﺑﺳﯾﺎری از ورزﺷﮑﺎران زن دووﻣﯾداﻧﯽ ﻓﺎﻗد ﻗرارداد ﺣرﻓﮫای ﺛﺎﺑت ھﺳﺗﻧد و ھزﯾﻧﮫھﺎی ﻓﯾزﯾوﺗراﭘﯽ، ﺗﻐذﯾﮫ و ﺗﺟﮭﯾزات را ﺷﺧﺻﺎً ﺗﺄﻣﯾن ﻣﯽﮐﻧﻧد.

در رﺷﺗﮫھﺎی رزﻣﯽ ﻣﺎﻧﻧد ﺗﮑواﻧدو و ووﺷو، شواهد مستندی از ﺗﻔﺎوت ﭘﺎداش‌ھﺎ میان ورزشکاران زن و مرد و ﺗﺄﺧﯾر در ﭘرداﺧت‌ها به زنان مدال‌آور در رسانه‌های رسمی ایران وجود دارد.

در رﺷﺗﮫ ﻗﺎﯾﻘراﻧﯽ، که یکی از رشته‌های مدال‌آور زنان ایران در رقابت‌های آسیایی محسوب می‌شود نیز ﮔزارش‌ھﺎی ﺧﺑرﮔزاری ﻣﮭر ﻧﺷﺎن ﻣﯽدھد کهاردوھﺎی ﺗﯾم ﻣﻠﯽ ﺑﺎﻧوان در ﭼﻧد ﻧوﺑت ﺑﮫ دﻟﯾل ﮐﻣﺑود ﺑودﺟﮫ ﻟﻐو ﺷده اﺳت.

رﺷﺗﮫھﺎﯾﯽ ﺗﯾراﻧدازی، دوﭼرﺧﮫﺳواری و ﺷطرﻧﺞ، نیز رسانه‌های ایران ﺑﮫ ﺗرﮐﯾﺑﯽ از ﻣﺣدودﯾت‌ھﺎی ﻣﺎﻟﯽ و ﻏﯾرﻣﺎﻟﯽ اﺷﺎره ﮐرده‌اﻧد. ﮔزارشھﺎی ﺗﺎﺑﻧﺎک و اﯾﺳﻧﺎ ﻧﺷﺎن ﻣﯽدھد کهﺑرﺧﯽ اﻋزام‌ھﺎی ﺑﯾناﻟﻣﻠﻠﯽ زﻧﺎن ﺑﮫ دﻻﯾل ﻏﯾرﺷﻔﺎف ﻟﻐو ﺷده ﯾﺎ ﺑﺎ ﻣﺣدودﯾت ھﻣراه ﺑوده اﺳت.

تبعات تبعیض سیستماتیک علیه زنان در ورزش چیست؟

 سال‌ها تبعیض گسترده و سیستماتیک علیه ورزش زنان و زنان ورزشکار پیامدهایی مستقیم چه برای ورزشکاران چه برای ورزش ایران داشته است. 

در ﮔزارﺷﯽ که ﺧﺑرﮔزاری ﻣﮭر ﺳﺎل ١۴٠٢، از برخی مشکلات زنان ورزشکار منتشر کرده بود، ﯾﮑﯽ از ﻣرﺑﯾﺎن ﺗﯾمھﺎی ﭘﺎﯾﮫ زنان مدعی شد کهﺑﯾﺷﺗرﯾن رﯾزش ورزﺷﮑﺎران زن در ﺑﺎزه ﺳﻧﯽ ٢٣ ﺗﺎ ٢٨ ﺳﺎل رخ ﻣﯽدھد؛ ﺳﻧﯽ کهھمزﻣﺎن ﺑﺎ اﻓزاﯾش ھزﯾﻧﮫھﺎی زﻧدﮔﯽ و ﻧﺑود درآﻣد ﭘﺎﯾدار ورزﺷﯽ اﺳت.

ﮔزارش ﻣﺷﺎﺑﮭﯽ از ﺧﺑرﮔزاری اﯾرﻧﺎ در اﺳﺗﺎن ﻓﺎرس ﻧﺷﺎن نیز می‌گوید کهﺑﺳﯾﺎری از ورزﺷﮑﺎران زن ﭘس از ﭼﻧد ﺳﺎل ﻓﻌﺎﻟﯾت ﺣرﻓﮫای، ﺑﮫ دﻟﯾل ﻧﺑود ﺣﻣﺎﯾت ﻣﺎﻟﯽ، ﺑﮫ ﻣﺷﺎﻏل ﻏﯾرورزﺷﯽ روی آورده‌اﻧد

دیگر معضل بزرگ ورزش ایران، از دست دادن سرمایه‌های انسانی‌اش در طول سال‌های اخیر است. این موضوع در بخش ورزش زنان بیشتر به چشم می‌خورد.

در عین حال ﭘژوھشھﺎی داﻧﺷﮕﺎھﯽ ﻧﯾز همین پیامدها را نشان می‌دهند. در ﻣﻘﺎﻟﮫای ﻣﻧﺗﺷرﺷده در ﭘﺎﯾﮕﺎه SpringerLink، ﭘژوھﺷﮕران ﺗﺄﮐﯾد ﮐرده‌اﻧد که ﻧﺑود ﺣﻣﺎﯾت ﻣﺎﻟﯽ ﭘﺎﯾدار، ﺗﺑﻌﯾض ﻧﮭﺎدی و ﻣﺣدودﯾتھﺎی ﺳﺎﺧﺗﺎری، ﺑﮫ ﻓرﺳﺎﯾش ﺳرﻣﺎﯾﮫ اﻧﺳﺎﻧﯽ در ورزش زﻧﺎن اﯾران ﻣﻧﺟر ﻣﯽﺷود.

کاهش مشارکت دختران نوجوان در ورزش، ﮐﺎھش اﺳﺗﻣرار ﻓﻌﺎﻟﯾت ﺗﯾم‌ھﺎ و ﻟﯾﮓھﺎی زنان، اﻓزاﯾش ﻓﺎﺻﻠﮫ ﻋﻣﻠﮑرد فنی و نتایج ﻣﯾﺎن زﻧﺎن و ﻣردان در ﺑرﺧﯽ رﺷﺗﮫھﺎی ورزشی و ﺗﺿﻌﯾف ﺑرﻧﺎﻣﮫھﺎی اﺳﺗﻌدادﯾﺎﺑﯽ زﻧﺎن از جمله پیامدهای این شکاف عمیق و تبعیض سیستماتیک است.

آن‌چه از واکاوی ساختار ورزش ایران به دست می‌آید این است که رانت، تبعیض، ﻓﺳﺎد و ﻧﺑود ﺷﻔﺎﻓﯾت ﻣﺎﻟﯽ، به جای پرورش و پدیده‌سازی، ﻋﻧﺎﺻر ﺳﺎﺧﺗﺎری ورزش زﻧﺎن در اﯾران ھﺳﺗﻧد.  

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

گزارش

نسیم پورآقایی، کشته‌شده در تهران؛ چهارصدمین پیکری که در کهریزک تحویل دادند

۲۷ دی ۱۴۰۴
مریم دهکردی
نسیم پورآقایی، کشته‌شده در تهران؛ چهارصدمین پیکری که در کهریزک تحویل دادند