اقلیم کردستان عراق که در جریان جنگ ایران و تقابلهای منطقهای تهران با واشنگتن به کانون درگیری بدل شده، از ابتدای جنگ تاکنون شاهد وضعیت امنیتی بیسابقهای بوده است. این منطقه نهتنها به جبههای برای هدف قرار دادن احزاب مخالف جمهوری اسلامی و پایگاههای غرب تبدیل شده، بلکه با پیامدهای جدی انسانی و تغییر سبک زندگی روزمره شهروندان خود نیز مواجه است؛ وضعیتی که با گذشت زمان و تغییر رویکرد رسانهها، به بخشی از واقعیتِ ملموس زندگی در این منطقه تبدیل شده است.
***
از همان ساعات آغازین حمله آمریکا و اسراییل به ایران در ۹اسفند۱۴۰۴ و شروع حملههای موشکی و پهپادی ایران به کشورهای منطقه و بهویژه هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا، مناطق مختلف اقلیم کردستان عراق یکی از کانونهای هدفگیری از سوی ایران و نیروهای متحد خود در عراق بود.
بر اساس آمارهای دقیق منتشرشده از سوی رسانههای مختلف اقلیم کردستان، از ابتدای جنگ تاکنون در مجموع ۸۵۵ حمله پهپادی و موشکی را در این منطقه جریان داشته است. نکته قابل تامل این است که با وجود برقراری آتشبس رسمی در سطوح بالاتر، این منطقه همچنان هدف حملات پراکنده قرار گرفته و پس از آتشبس نیز بیش از ۷۰ بار هدف قرار گرفته شد.
تفکیک جغرافیایی این حملات نشان میدهد که استان «اربیل» با ۵۸۰ حمله، استان «سلیمانیه» با ۲۴۴ حمله، استان «دهوک» با ۲۹ حمله و استان «حلبچه» با ۲ مورد، بیشترین سهم را در تحمل خسارات داشتهاند. این حملات تاکنون منجر به جانباختن ۲۰ نفر و مجروح شدن ۱۲۸ تن دیگر شده است؛ قربانیانی که در میان آنها پیشمرگان احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی، سربازان آمریکایی و فرانسوی، نیروهای امنیتی و همچنین شهروندان عادی دیده میشوند.
هدفگیری اردوگاههایی نظیر «جیژنیکان»، «زرکویزله» و «سورداش» در کنار پایگاههای آمریکا و نمایندگی سازمان ملل، اقلیم را به میدانی برای فشارهای سیاسی تبدیل کرده است.
اما در میدان جنگ، خطای هدفگیری راکتها، پهپادها و استفاده از تسلیحات در مناطق پرجمعیت از سوی جمهوری اسلامی، منجر به وقایع انسانی تلخی در مناطق مسکونی شده است. نمونه بارز آن، حمله به یک خانه مسکونی در اطراف هتل «تایتانیک» سلیمانیه با ادعای حضور نیروهای آمریکایی در این هتل بود که منجر به مرگ زوجی به نامهای «موسی انور رسول» و «مژده» شد. در این حادثه، دو کودک خردسال آنها که تنها ۵ و ۳ سال داشتند، بازماندگان این تراژدی شدند که زخمِ این حملات را تا ابد بر تن خواهند داشت.
اما برای شهروندان اقلیم که به گفته یکی از آنها، این حملات پس از مدتی از یک شوک ناگهانی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. این ناامنیها چنان سایه سنگینی بر زندگی مردم انداخته که حتی سیستم آموزشی نیز از آن مصون نمانده است. بهطوری که در نیمه دوم سال تحصیلی، بهویژه پس از نوروز ۱۴۰۵، مدارس برای حفظ امنیت دانشآموزان ناچار به تداوم آموزش به صورت آنلاین شدهاند.
همچنین، فضای خبری در اقلیم دستخوش تغییر شده است. به گفته یک شهروند در اقلیم، در روزهای ابتدایی، ترس و واهمه عمومی بسیار بالا بود و شهروندان اخبار را به صورت زنده دنبال میکردند، مردم ویدیوهای خود از حملات را به رسانهها ارسال و یا در شبکههای اجتماعی منتشر میکردند اما به مرور زمان، محدودیتهای شدیدی برای فیلمبرداری و انتشار تصاویر این حملات اعمال شد و نیروهای امنیتی موسوم به «آسایش» مانع فیلمبرداری و انتشار بیشتر آنها شدند تا از ایجاد هراس بیشتر جلوگیری شود؛ موضوعی که خود نشاندهنده عادیسازیِ ناخواسته یک وضعیت بحرانی است.
شهروندان چه میگویند؟
نظرات مردم اقلیم در مورد این جنگ یکدست نیست. در حالیکه برخی، ایستادگی ایران در برابر قدرتهای جهانی مانند آمریکا و قدرتی نظامی مانند اسراییل را «یک شگفتآفرینی» میدانند و آن را مایه «افتخار منطقهای» میخوانند، گروهی دیگر نسبت به هزینههای غیرقابل جبرانِ این مواجهه برای امنیت و اقتصاد اقلیم معترضاند.
یک شهروند که بارها صدای موشک و پهپاد را بالای سر خود شنیده است، به «ایرانوایر» میگوید: «علاوه بر ترسی که بر جان خیلیها حاکم بود، به چشم خود بارها ترس و واهمه مردم از آینده اقتصاد را مشاهده میکردم و امنیتی که این سالها برقرار بوده را در خطر میدیدم.»
با این حال اگرچه در بخشهایی از افکار عمومی اقلیم کردستان، نوعی نگاه تحسینآمیز نسبت به تقابل ایران با قدرتهای جهانی وجود دارد، اما زمانی که اهالی اقلیم با ایرانیانِ ساکن این منطقه همکلام میشوند و پای درد دل آنها درباره بحرانهای معیشتی، پیامدهای سیاستهای ستیزهجویانه با غرب و نحوه برخورد حاکمیت با مطالبات مدنی مینشینند، دچار تردید شده و تا حد زیادی از مواضع پیشین خود کوتاه میآیند.
این تبادل دیدگاه، دیدگاهی دقیقتر از وضعیت ایران را برای شهروندان اقلیم ترسیم میکند. یکی از جوانان ایرانی که برای اشتغال به اقلیم کردستان مهاجرت کرده است، در پاسخ به برخی استدلالهای تحسینآمیز میگوید: «حضور هزاران کارگر ایرانی در اقلیم، تداوم پدیده کولبری و شکاف عمیق میان ارزش تومان و دینار، گواهی روشن بر وضعیت واقعی مردم است و نباید تصور کرد که مردم، بهویژه با وجود فشارهای اقتصادی خردکننده، با سیاستهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی همسو هستند.»
این مواجهه نشان میدهد که وقتی روایتهای رسمی با واقعیتهای زیسته و درد دلهای واقعی مردم جایگزین میشود، درک شهروندان اقلیم از وضعیت داخلی ایران نیز دستخوش تغییری اساسی میشود.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر