با وجود ادعای مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر خودکفایی دارویی، پس از حملات آمریکا و اسراییل به ایران، شهروندان، پزشکان و کارشناسان حوزه سلامت از کمبود شدید داروهای حیاتی، افت کیفیت داروها و افزایش فشار مالی بیشتر بر بیماران خبر میدهند. چند پزشک متخصص در داخل ایران که با ایرانوایر گفتوگو کردهاند، ریشه این بحران را نه در جنگ اخیر بلکه در سیاستهای نادرست در حوزه دارو، فساد مالی و تحریمهای مالی میدانند که چند دهه است گریبان بیماران را گرفته و جنگ بیشتر به آن دامن زده است.
ریحانه پزشک متخصصی که سالها در یکی از بیمارستانهای اصفهان فعالیت دارد، در مورد کمبود دارو به ایرانوایر میگوید: «از سالها پیش شرکتهای دارویی تصمیم گرفتند مواد اولیه دارویی را وارد کنند و با توجه به هزینه کم کارگر ایرانی، داروها داخل ایران بستهبندی شوند. قبل از آن، مواد اولیه از کشورهای اروپایی مثل اسپانیا و به ویژه ایتالیا وارد میشد و کیفیت قابل قبولی داشت اما با تشدید تحریمها و دشوار شدن انتقال ارز، ورود دارو و واردات مواد اولیه با مشکل مواجه شد.»
تأمین و نقدینگی در زنجیره دارویی کشور در سالهای اخیر بر اساس گزارشهای رسمی نهادهای صنفی، انجمنهای تخصصی و سازمانهای نظارتی، با چالشهای جدی مواجه شده است. محمد عبدهزاده، رییس هیات مدیره سندیکای صاحبان صنایع داروهای انسانی در خرداد امسال اعلام کرد ذخیره استراتژیک کشور برای حدود ۶۰۰ قلم دارو تنها برای یک ماه در دسترس است که نشاندهنده وضعیت شکننده در خطوط تولید و تامین دارو است. علاوه بر آن نایبرییس انجمن داروسازان ایران تعداد اقلام دارویی دچار کمبود حاد را در حدود ۲۰۰ قلم اعلام کرد و هشدار داد که در صورت عدم حل بحران نقدینگی، این رقم میتواند به ۴۰۰ قلم افزایش یابد.
ردپای مافیای اقتصادی در کمبود دارو
وضعیت کمبود دارو تا جایی پیش رفته که حتی دارویی مانند کدئین در مراکز درمانی با کمبود جدی مواجه شده است. هادی احمدی عضو هیات مدیره انجمن داروسازان در این مورد به خبرگزاری ایلنا گفت کمبود این اقلام دارو مانند کدئین به کمبود مواد اولیه بازمیگردد.
حمید، پزشک متخصصی که در یکی از بیمارستانهای شناختهشده تهران فعالیت دارد در مورد کمبود مواد اولیه به ایرانوایر میگوید: «در واقع دارو تحریم نیست؛ مساله عدم توانایی انتقال ارز است. علاوه بر آن با تکقیمتی شدن ارز و برداشتهشدن تعرفهها و فرانشیزهایی که دولت برای تأمین داروهای وارداتی میداد، مشکلات به مراتب بیشتر شده است. با تحریمهای اعمالشده دیگر خیلی از کشورهای اروپایی نمیتوانند مواد اولیه را مثل گذشته به ایران بفرستند. در این برهم خوردن موازنه، مافیاهای دارویی دست به کار شدند تا با وارد کردن دارو، به منفعت مالی کلانی برسند. بههمین منظور، مواد اولیه را از کشورهایی مثل چین و هند وارد میکنند که خود لابیهای بسیار بزرگ دارویی جهت ساخت داروهای تقلبی هستند. از طرفی هم کنترل و نظارتی نیست. در نتیجه علاوه بر کمبود، کیفیت داروهای بستهبندی شده در ایران پایین آمده است.»
گزارشهای روزنامههای اقتصادی مانند دنیای اقتصاد نیز صحبتهای حمید را تأیید میکنند. این روزنامهها بارها تاکید کردهاند حذف ارز ترجیحی بدون جبران نقدینگی کارخانهها و چالشهای بانک مرکزی در انتقال ارز، عملا تولیدکنندههای داخلی را فلج کرده است، نه صرفاً تحریمهای مستقیم. این موضوعی تازه نیست و پیش از این نیز رسانههای ایران بارها روی مافیای دارویی، رانت خروج ارز و واردات مواد اولیه بیکیفیت دست گذاشتهاند.
یکی از مدیران بیمارستانی در مشهد در گفتوگو با ایرانوایر توضیح میدهد چطور برخی از شرکتهای صوری، ارز دولتی را به بهانه مواد اولیه مرغوب میگیرند اما «مواد درجه چندم» وارد میکنند. او میگوید حتی اصولگرایان حامی حکومت هم بر وجود مافیا توافق دارند و این را میتوان در رسانههایی نظیر کیهان و جوان نیز دید. اما آنها بیشتر روی «فساد بخش خصوصی» یا «ضعف نظارتی سازمان غذا و دارو» مانور میدهند و معتقدند نظارتها باید آنقدر محکم باشد که جلوی ورود داروهای تقلبی گرفته شود.
به گفته این مدیر بیمارستانی یکی از نگرانکنندهترین بندهای گزارشهای صنفی، ناتوانی در کنترل کیفی محمولههای وارداتی است. در شرایطی که بازار با کمبود حاد دارو مواجه است، سازمانهای نظارتی گاهی تحت فشار افکار عمومی و برای پر کردن سریع قفسه داروخانهها، در پروتکلهای ارزیابی کیفیت مواد اولیه «تسامح» میکنند.
او در ادامه میگوید: «واردات مواد اولیه فیک یا با خلوص پایین تحت نام شرکتهای معتبر، نتیجه مستقیم همین نگاه تعجیلی است؛ پدیدهای که در آن داروی نهایی بستهبندی شکیلی دارند، اما ماده موثر درون آن، فاقد استانداردهای کلینیکی است.»
«بیماران بدحال» قربانی اصلی این وضعیت
یک پزشک متخصص که در شیراز طبابت میکند، به ایرانوایر میگوید در این شرایط بیشترین آسیب به مبتلایان بیماریهای خاص میرسد، زیرا تولید داروی آنها به نفع شرکتهای داروسازی نیست.
او در این زمینه میگوید: «بعضی شرکتهای داروسازی تلاش میکنند تا کیفیت قابل قبولی داشته باشند، ولی آنها هم باید به سمت داروهایی بروند که هم متقاضی و هم قیمت بالاتری داشته باشد تا به صرفه باشد. بنابراین داروهایی که تعداد بیماران کمتری از آنها استفاده میکنند نظیر برخی بیماریهای خاص مثل بیماران دیالیزی، مبتلایان به تالاسمی ماژور، هموفیلی، بیماران دیالیزی و مبتلایان به بیماریهای صعبالعلاج نظیر سرطان و پیوند اعضا. بالطبع وقتی تعداد بیمار کم است، واردات دارو برای شرکت دارویی مقرون به صرفه نیست، مگر اینکه دولت روی دارو فرانشیز بدهد. فرانشیز هم با این وضعیت بسیار مشکل شده است.»
او در ادامه توضیح میدهد: «تکنرخی شدن ارز روی کاغذ یک جراحی اقتصادی سالم است، اما اجرای بدون پیشزمینه آن در بخش سلامت، به حذف فرانشیزها و تعرفههای حمایتی دولت منجر شد. این شوک قیمتی، نقدینگی مورد نیاز کارخانجات داروسازی را برای خرید مواد اولیه تا چند برابر افزایش داده است. در این بنبست مالی، شرکتهای شناسنامهدار عقبنشینی کردند و میدان به دست لابیهایی افتاد که با خرید ارزان و بیکیفیت از بازارهای جایگزین، سودهای کلان به دست میآورند، در حالی که هزینه واقعی این زنجیره معیوب را بیماران با جان و مال خود میپردازند.»
نهادهای مسوولی که زیر بار مسوولیت نمیروند
ریحانه به ایرانوایر میگوید نهادهای مسوول سالهاست از زیر بار تهیه دارو شانه خالی کردهاند و تهیه آن را به دوش بیماران انداختهاند. او در این مورد میگوید: «از زمان دانشجویی من (اوایل دهه ۷۰) و با تصویب طرح خودگردانی بیمارستانها، عملاً بار سنگینی از تهیه داروها و مواد مصرفی به دوش بیمار افتاد. بیمارستانهای دانشگاهی به دلیل تعرفههای بسیار پایین و تکالیف سنگین، درآمد محدودی دارند؛ از سوی دیگر، با انباشت بدهیهای فوقالعاده سنگینِ سازمانهای بیمهگر (بهویژه تأمین اجتماعی) مواجه هستند. وقتی بیمه پول بیمارستان را نمیدهد و داروخانههای بیمارستانی نقدینگی ندارند، شرکتهای دارویی به ما دارو نمیفروشند یا اقساطی کار نمیکنند.»
حمید با انتقاد از این طرح میگوید: «نتیجه این چرخه معیوب چیست؟ بیمارستان مجبور میشود بیمار را بفرستد تا خودش داروهای حیاتی، گرانقیمت یا کمیاب مثل آلبومین، ایمونوگلوبولین (IVIG)داروهای شیمیدرمانی یا داروهای خاص مثل اکولیزوماب را از بازار آزاد تهیه کند. بیمهها به بهانههای مختلف مثل نیاز به تأیید کتابچه راهنما یا طولانی کردن روند تایید کمیسیونها، از زیر بار پوشش این داروها شانه خالی میکنند. در حالی که هیات علمی دانشگاه بر اساس مقالات روز دنیا دارو را تجویز کرده و بیمارِ بدحال نمیتواند، منتظر تاییدات اداری بماند. بیمار برای حفظ جانش ناچار است به پزشک اعتماد کند و دارو را با قیمت آزاد از بیرون بخرد.»
آنچه این پزشک روایت میکند، تصویر عریان از فروپاشی ایده «درمان رایگان» یا «ارزان» در بیمارستانهای دولتی است. ریشه این بحران به سه دهه پیش و آغاز سیاست «خودگردانی بیمارستانها» بازمیگردد؛ ایدهای اقتصادی که بیمارستانهای آموزشی را به بنگاههای خودکفا تبدیل کرد، بدون آنکه ابزار درآمدزایی متناسب با تعرفههای دولتی را به آنها ارایه کند. اکنون این ایده در تلاقی با بحرانهایی مانند جنگ، افزایش تقاضای دارویی و بدهی بیمهها، به یک بنبست رسیده است.
حمید در این مورد میگوید: «زمانی که سازمان تأمین اجتماعی یا سایر بیمههای پایه، در پرداخت مطالبات معوق خود به بیمارستانهای دانشگاهی ماهها تأخیر میکنند، عملاً شریان حیاتی زنجیره تأمین دارو قطع میشود. شرکتهای پخش دارو نیز کالا را نسیه نمیدهند و داروخانه بیمارستان خالی میشود. در این میان، سستترین حلقه زنجیره یعنی بیمار بدحال باید بیشترین فشار را متحمل شود.»
ناصرخسرو، مقصد نهایی بیماران
تناقض بزرگتر اما در ساختار اداری بیمهها نهفته است. در حالی که دستورالعملهای علمی و پزشکان متخصصِ هیئت علمی، بقای بیمار را در مصرف فوری یک داروی نایاب یا نوین میبینند، خطکش بیمهها همچنان بر اساس بروکراسیهای فرسوده، تاییدیههای طولانیمدت و فرار از هزینههای سنگین تنظیم شده است. در این ساختار بیمارستانی که منابعش محدود و بیمهاش ناکارآمد است، پزشک بین گزینش اخلاق پزشکی (تجویز داروی مؤثر) و واقعیت اقتصادی (ناتوانی بیمار) قرار میگیرد. برآیند این وضعیت، کوچ اجباری بیماران به بازار آزاد و خیابان معروف ناصرخسرو است؛ پدیدهای که خط بطلانی بر تمام شعارهای کاهش سهم پرداختی از جیب بیماران است.
مدیر بیمارستانی که در مشهد فعالیت دارد، این روند را برای ایرانوایر اینگونه توضیح میدهد: «متأسفانه در ایران عملاً مواد اولیه بیکیفیت و ارزانقیمت را وارد کرده و فقط در داخل بستهبندی میکنند. نتیجه این شده که داروهای اصطلاحاً تولید داخل، اثربخشی ندارند و بیمار مجبور است دوز بالاتری مصرف کند که عوارض دارویی را بالا میبرد. تلخی ماجرا اینجاست که بیمهها به بهانه وجود نمونه داخلی، دیگر داروی اصلی را پوشش نمیدهند و بیمار اگر داروی باکیفیت بخواهد، باید کل هزینه را آزاد بپردازد.»
بر این اساس جنگ نه عامل اصلی کمبود یا نبود فعلی بسیاری از داروها در ایران بلکه تشدید کننده این وضعیت است و حاصل تلاقی خودگردانی عقیم بیمارستانها، بدهی سنگین بیمهها و سقوط کیفی داروها در سایه تولید داروی به شکل ناقص است؛ زنجیره معیوبی که در آن، بیمار بدحال میان بروکراسی فرسوده بیمه و بازار آزاد رها شده و ناچار است هزینه بقای خود را با جیب خالی و به قیمت جان پرداخت کند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر