مراسم سالمرگ «روحالله خمینی»، موسس جمهوری اسلامی، امسال با کنسرتهای خیابانی و خوشحالی و جشن همراه بود، برخلاف همیشه که جمهوری اسلامی سعی میکرد فضا را سوگوار کند. اما در محلی که مراسم برگزار میشد صندلی «علی خامنهای»، رهبر دوم جمهوری اسلامی که در سکوی مقابل صحن قرار داشت خالی بود. نمادی از رهبری که در روز آغازین جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران کشته شد و رهبر جدید هنوز نتوانسته است بر صندلی او بنشیند.
علی خامنهای در ۹اسفند در بیت رهبری با بمبهای هواپیماهای اسراییلی و آمریکایی کشته شد. اما مرگ او برای بسیاری از مقامات این کشور روشن نشده است. «حسین سیمایی صراف»، وزیر علوم میگوید: «شهادت رهبر داغی بود که هنوز سرد نشده است و لذا باید در هر مجلسی به خودمان تسلیت بگوییم.» یا «محمد مخبر»، مشاور رهبر کشتهشده معتقد است: «داغ رهبر شهید در دل مردم هرگز سرد نخواهد شد.»
تاکنون هیچیک از مقامات حکومتی به دقت اعلام نکرده است که این مرگ چگونه رقم خورد، چه عواملی دست در دست هم دادند یا وضعیت او در هنگام مرگ دقیقا چگونه بود؛ بلکه تلاش کردهاند که از او و شیوه مرگش و اینکه در بیت خود بوده، قهرمان بسازند. اما با وجود این، اظهارات پراکنده اما کم و بیش ناشنیده مانده در هجوم اخبار ایران وجود دارد که روز مرگ خامنه ای را روایت کرده و جزییاتی دسته اول از آن ارایه کرده است. مثل روایت عباس عراقچی.
علی خامنهای چگونه کشته شد؟
اخیرا «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه به نحوه کشته شدن او اشاره کرده و به شایعاتی که پیشتر در مورد حضورش در بیت رهبری هنگام حمله وجود داشت پاسخ داده است. او در مصاحبه با شبکه «المیادین» توضیح میدهد: «لحظه شهادت ایشان، من در دفترشان بودم. یعنی در لحظهای که حمله شد، من هم در همان دفتر حضور داشتم. دفتر حضرت آقا. یادتان هست که روز پنجشنبه ما در ژنو مذاکرات داشتیم، جمعه به تهران برگشتم و شنبه این اتفاق افتاد. شنبه ساعت ۹صبح به دفتر ایشان رفته بودم و با یکی از مقامات دفتر قرار داشتم تا درباره مذاکرات ژنو گزارش بدهم و همچنین درباره فضایی که از روز جمعه ایجاد شده بود و احتمال جنگ را خیلی بیشتر کرده بود صحبت کنم. ساختمانی که ما در آن نشسته بودیم هدف قرار گرفت، اما بخشی که ما در آن بودیم سالم ماند و بخش دیگری از ساختمان تخریب شد.»
او در شرح آنچه گذشت میگوید: «در لحظه انفجار من آنجا بودم. اولین سوالی که به ذهنم آمد و اولین نگرانی که برایم ایجاد شد این بود که وضعیت حضرت آقا چگونه است. امیدوار بودم که ایشان آن لحظه در دفترشان نباشند، اما حدس میزدم طبق روال کاری در دفتر حضور داشته باشند.» او تاکید میکند: «با وجود اینکه در آن روزها آمریکاییها آرایش نظامی گستردهای اطراف ما ایجاد کرده بودند و احتمال جنگ زیاد بود، روحیه رهبر شهید اینگونه بود که به پناهگاه نمیرفتند و در دفتر خود حضور داشتند.» او توضیح میدهد: «در آن یکی دو روز اول بسیار نگران بودم که چه اتفاقی برای ایشان افتاده، تا اینکه خبر شهادت تایید شد.»
پیش از حرفهای عراقچی تیمهای امدادی نیز شرح مختصری از واقعه داده بودند. «امیرحسین میرمحمد صادقی»، معاون جذب و سازماندهی سازمان داوطلبان هلال احمر در اواسط اردیبهشت ماه توضیح داد که هنگام بمباران «ما بیرون بیت نشسته بودیم و بهخاطر فضای امنیتی موبایل نبرده بودیم.» او در مورد کسانی که آنجا بودند، میگوید: «روز اول حمله به بیت علی لاریجانی و صالحی را دیدم. دوستان گفتند آقای عراقچی را هم دیده بودند البته من خودم ندیدم ایشان را. تعداد دیگری هم بودند که با خاک و خل از محل بیرون آمدند.»
اما کسانی که رهبر ایران را پیدا کرده بود، یک گروه از آتشنشانها بودند. «جلال ملکی»، سخنگوی آتشنشانی، کسی است که میگوید پیکر رهبر جمهوری اسلامی را از زیر آوار بیرون کشیده است. او توضیح میدهد که باور نمیکرده که رهبر آنجا باشد چرا که در موردش گفته بودند «کاخ دارد و جای امن دارد.» اما نکته قابل تامل وی به روایتهای موجود درباره بمباران بیت اضافه کرده است. او میگوید «اتاق بغل منزل آقا» محل کشته شدن نوه او بوده است. وی میگوید که او سوخته بود.
اما تنها دو توصیف از وضعیت بدنی علی خامنهای تاکنون منتشر شده است. «حسین کرمانپور»، سخنگوی وزارت بهداشت در یک کنفرانس توضیح داد که بر اثر حمله، «اتفاق خاصی» برای «مجتبی خامنهای»، رهبر جدید جمهوری اسلامی نیفتاد و حتی زخمها «چهره و ظاهر» را مخدوش نکرده بود. اما او توضیح میدهد مجتبی «مثل امام شهید قطع عضوی نداشت» و عملا توضیح میدهد که رهبر قبلی جمهوری اسلامی با قطع عضو جان باخته بود.
در اولین پیامی که منتسب به پسر او، مجتبی خامنهای هم هست توصیف دیگری وجود دارد. او نوشته بود «من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود.»
این گزاره متناقض که تلفیقی از دیده و شنیده است هیچ تصویر دقیقی از لحظه مرگ نمیدهد. اما همین تصویر باعث شد تا مشت گره کرده، نمادی برای جمهوری اسلامی شود به قدری که میخواهند در میدان انقلاب «مشت گرهکرده رهبر شهید انقلاب» را به صورت یک مجسمه مستقر کنند.
اما در ۱۲اسفندماه بود که سخنگوی ارتش اسراییل اعلام کرد دهها جنگنده نیروی هوایی بیت رهبری را هدف قرار دادند و ساختمانهای دولتی و امنیتی را بمباران کردهاند. در تایید این گفتهها رسانههای نزدیک به حکومت با انتشار فیلمی اعلام کردند: «دشمن علاوه بر موشک کروز، اقدام به بمباران این محدوده کرده است.»
«علی نیکزاد»، نماینده مجلس، در توضیح بمبها گفت: «به من گفتند موشکهایی که محل بیت را مورد اصابت قرار داد، سنگرشکن نبود بلکه موشکهای کروز بوده است. دنیا باید این را بداند که رهبر ما در زیرزمین یا پناهگاه نبود بلکه در حال رسیدگی به امور روزمره و جاری بودهاند.» او میگوید روز شنبه در دفتر کارش بوده و صدای انفجار بیت را از آنجا شنیده است. وی بیان میکند: «بعد از حدود یک ساعت برای ما مسجل شد که حضرت آقا به شهادت رسیدهاند.»
خبر مرگ او چگونه آمد؟
صبح روز ۹اسفند تصویر ماهوارهای از بیت رهبری منتشر شد. تصویری که نشان میداد بیت رهبری بهشدت بمباران شده است. کمی بعد فیلمی از محل وقوع انفجار در این بیت و بلند شدن غبار و دود در محدوده آن نیز منتشر شد. یکی از همسایگان نیز در محله پس از حمله چنین گزارش داد: «آقا سیدمسعود خامنهای را دیدیم که از دفترشان بیرون آمدند و انگار که ایشان متوجه شدند که چه بلایی سر خانوادهشان آمده، خیلی سراسیمه بودند. از دفترشان بیرون آمدند. اصلا توان راه رفتن نداشتند. روی پله ادارهشان کمی نشستند. همسرم هم به عنوان کمک رفته بود. زیر بغلهای آقا مسعود را گرفته بودند و بلندش کردند و سوار پرایدی که آنطرف بود، کردند.»
با وجود این صحنهها که اتفاق افتاده بود و خود عراقچی در حادثه بود، چند ساعت بعد در یک مصاحبه گفت: «یکی دو فرمانده از دست رفتهاند که مشکل بزرگی نیست»، او که با تلویزیون «انبیسی» گفتوگو میکرد، تاکید کرد: «تا جایی که من مطلعم، رهبر معظم انقلاب و رییس جمهور و همه مقامات عالی رتبه زنده و سالم هستند؛ همه چیز خوب است.»
نمایندههای مختلف مجلس در آن لحظات نیز همین رویکرد را داشتند و از سلامت بودن رهبر حرف میزدند. مانند «حمید رسایی»، نماینده مجلس که در ویراستی نوشت: «با اطلاع مینویسم که امام خامنهای در صحت و سلامت کامل مثل جنگ ۱۲روزه در حال فرماندهی جنگ با استکبار جهانی و دفاع از ملت شریف ایران است.»
در همان ساعات، سپاه نیز بیانیه داد. در این متن آمده بود: «ترامپ در انتشار اخبار دروغ و جعلی سابقهای طولانی دارد. از جمله نمونههای پیشین این رفتار میتوان به ادعای او در مورد سقوط شهر مشهد اشاره کرد که پس از مدتی مشخص شد پایه و اساس نداشته و صرفا جنجالآفرینی رسانهای بوده است.» اما چند ساعت بعد بود که صداوسیمای جمهوری اسلامی مرگ او را اعلام کرد و توضیح داد: «رهبر انقلاب در لحظه شهادت در حال انجام وظایف محوله و حضور در محل کار خود بودند.»
سپس سپاه در بیانیه دیگری گفت: «شهادت به دست شقیترین تروریستها و جلادان بشریت و انسانیت، نشانهای از حقانیت این رهبر عظیمالشان و قبولی خدمات خالصانه ایشان است.»
در توضیح چگونگی تصمیم اعلام خبر مرگ، نیکزاد چنین توضیح داده است: «ساعت یک نیمهشب بود که در جریان جلسهای به این نتیجه رسیدند که دهم اسفندماه مصادف با یازدهم ماه مبارک رمضان پیش از اذان صبح، این خبر از طریق صداوسیما به استحضار ملت شریف ایران برسد.» او تاکید میکند: «مردم یتیم شده بودند. شهادت رهبر ما موضوعی بود که به غیرت دینی ما برخورده بود.»
اگرچه همه گفتههایی که تا امروز منتشر شده است، بر جنبههای قهرمانانه رهبر کشته شده اشاره دارد اما «مهدی خراطیان»، یکی از تحلیلگران سیاسی در یک برنامه ویدیویی توضیح داد: «رهبر انقلاب بر اساس پروتکلهای پیچیده امنیتی، مدام جابهجا میشد و برای برگزاری جلسات به دفتر خود مراجعه میکرد. محل اقامت او نیز بهطور مداوم تغییر میکرد و من کشته شدن او را جز در نتیجه نفوذ، به شکل دیگری قابل تفسیر نمیدانم.»
خونخواهی و انتقام
پس از اعلام خبر مرگ خامنهای، مقامات جمهوری اسلامی بارها خواهان انتقام از دشمنان شدهاند. «علیرضا پناهیان»، سخنران مذهبی در یکی از تجمعات خیابانی خطاب به مسوولین گفت: «صبر نکنید و نابودشان بکنید»، اگر انتقام رهبری را از «دشمن زبون» نگیرید «خدا شاهده امنیت رهبران بعدی ما مورد مخاطره قرار خواهد گرفت.» او تاکید میکند اگر گفتند آتشبس، آن را نپذیرید و تصریح کرد حرف یکپارچه مسوولان ما باید: «انتقام، انتقام» باشد.
مراجع مختلف شیعه نیز بر این انتقام صحه گذاشتند. «حسین نوریهمدانی»، از مراجع قم در ایام جنگ ۱۲ روزه حکمی داده بود که در ۱۰اسفند در پاسخ به هیات رییسه مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، بار دیگر تکرار کرد که «بر همه مسلمانان در هر کجای از دنیا فرض است که منتقم خون رهبر باشد.» مسوول دفتر او میگوید که بر مسلمانان واجب است که باید انتقام این خون گرفته شود.
مقامات دیگر انتقام را در قالب موضوع قصاص مطرح کردهاند. «علی شیرازی»، رییس سازمان عقیدتی سیاسی انتظامی گفته است: «بر عهد خود و مطالبه انتقام سخت از عاملان به شهادت رساندن رهبرمان پایبندیم.» او همچنین تاکید دارد: «نهادهای مسوول باید پیگیری حقوقی و بینالمللی این جنایت را در اولویت قرار داده و حکم الهی برای قاتلان امام شهید را در ملاعام اجرا کنند.»
اما بخشی از آنچه بهعنوان انتقام طلب شده، موضوع خونخواهی است. امام جمعه کرج میگوید: «خون مظلومانه امام شهید، موجب بیداری مردم شد و نهتنها جامعه خودی، بلکه ملتهای دیگر را نیز متوجه حقیقت و عدالتخواهی کرد.» او از لزوم خونخواهی برای رهبر حرف زده و تاکید کرد تحقق این خونخواهی «با از بین رفتن ریشههای ظلم و طاغوت ممکن خواهد بود.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر