۱۲آبان۱۳۹۶، هشت نیروی مرزبانی جمهوری اسلامی در یک درگیری با چند نیروی مسلح که وزارت اطلاعات ایران میگوید «پژاک» بوده، در حوالی چالدران کشته شدند. ۶ سال بعد، روز ۲۴فروردین۱۴۰۲، «حمید حسیننژاد حیدرانلو»، کولبر کُرد اهل چالدران در استان آذربایجان غربی، به اتهام «قاچاق» بازداشت شد. او که ابتدا قرار بود با قرار وثیقه آزاد شود، یازده ماه و ۱۲ روز را در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و تحتفشار و شکنجه روانی بود تا اعتراف کند که نیروهای مسلح پژاک را به داخل خاک ایران آورده و بعد از درگیری هم خارج کرده است. حالا، او با اتهامی مرتبط با قتل این ماموران با مجازات اعدام روبهرو است. قوه قضاییه جمهوری اسلامی قرار بود روز جمعه ۲۹فروردین حکم اعدام او را اجرا کند، اما مسوولان زندان ارومیه به خانوادهاش گفتهاند که اجرای حکمش، «موقتا متوقف» شده و خود او هم در تماسی چندثانیهای به برادرش گفته که «سالم» است.
«ایرانوایر»، با بررسی چند سند و مصاحبه با «عثمان مزیّن»، وکیل حمید حسیننژاد و دو منبع مطلع به اطلاعاتی دستیافته که نشان میدهد، اساسا این شهروند در روز درگیری، داخل خاک ایران نبوده و ادعای بازجوهایش مبنی بر حضور او در «فیلم لحظه ترور» که مستند بر آن دیوان عالی کشور، رای دادگاه بدوی را تایید کرده، واقعیت ندارد.
***
حمید حسیننژاد کیست و چرا به اعدام محکومشده است؟
آقای حسیننژاد پیش از اینکه بازداشت شود، کولبر بوده و با سوختبری و کولبری، هزینههای خانواده شش نفره خود را، ازجمله مادرش را تامین میکرده است. او پدر سه فرزند، ۱۳، ۱۰ و دو سال و چندماهه است. کوچکترین فرزندش، «برفین»، سهماهه بوده وقتی پدرش بازداشت میشود. فرزند بزرگترش، «روناهی» در ویدیوی کوتاه تکاندهندهای که هفته پیش در شبکههای اجتماعی منتشر شد، میگفت که پدرش قاتل نیست و از مردم میخواست که صدایشان باشند.
حمید حسین نژاد سواد خواندن و نوشتن ندارد و فارسی حرف زدن هم برایش دشوار است. به همین دلیل نیز تمامی برگههای بازجوییاش و متن اعترافاتی که بهعنوان اصلیترین ادله دادگاه انقلاب برای صدور حکم اعدام علیه او استفادهشده، به دست خط بازجوهایش است و او فقط پای آنها را اثرانگشت زده است.
یک فرد مطلع که به دلایل امنیتی نام او نزد ایرانوایر محفوظ است، میگوید که روز ۲۴فروردین۱۴۰۲، او به دلیل تردد غیرقانونی در مرز بازداشت میشود. ابتدا برای او قرار وثیقه صادر میشود، اما بعد به خانوادهاش میگویند که وثیقه منتفی است و برای او قرار بازداشت صادرشده است. خانواده تا سه ماه از او بیخبر بودند، درحالیکه به گفته این منبع مطلع، حمید در مدت یازده ماه و ۱۲ روز بعد از بازداشتش را در بازداشتگاه اطلاعات و تحت شکنجه روانی و فشار بوده تا علیه خود اعتراف کند.
بنا به گفتههای این شخص، بازجوهایش به او گفته بودند که برادرش در تصادف فوت کرده و مادرش هم سکته کرده و اگر میخواهد برای مراسم تشییعجنازه برادرش برود، باید برگههای بازجویی را امضا کند. بر این اساس، یکبار نیز بازجویش به او گفته بوده که «ما گیریم، این را گردن بگیر، قول میدهم نگذارم بیشتر از سه سال برایت زندان بدهند.»
او همچنین در مدت دو سال بازداشتش فقط دو بار با خانواده تماس تلفنی داشته و از حق داشتن وکیل نیز محروم بوده است.
در اسنادی که بخشی از دادنامه دادگاه بدوی آقای حسین نژاد است و ایرانوایر آن را رویت کرده اتهام او، «بغی از طریق عضویت در گروهک تروریستی پژاک» عنوانشده است. مصادیق اتهام او نیز «تهیه سلاح و مهمات غیرمجاز و ورود غیرقانونی آن» برای اعضای این گروه مخالف جمهوری اسلامی و «نقش بسیار مؤثر در شهادت هشت مرزبان» عنوانشده است.
دادگاه انقلاب ارومیه او را با این اتهام به اعدام محکوم کرده و با درخواست اعاده دادرسی، دیوان عالی کشور در اواخر اسفند۱۴۰۳ رأی دادگاه بدوی را «تأیید و ابرام» کرده است. در پی این تصمیم، روز چهارشنبه، ۲۷فروردین۱۴۰۴، سازمان حقوق بشری «ههنگاو» در گزارشی از انتقال این کولبر زندانی به سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدام خبر داد. یک منبع مطلع به ههنگاو گفته بود که قرار است حکم او روز جمعه ۲۹فروردین اجرا شود.
بااینحال در پی بسط نشینی خانواده این زندانی محکومبه اعدام در مقابل زندان ارومیه و واکنشهای نهادهای حقوق بشری در پی انتشار ویدیویی از دختر نوجوان او که تقاضای کمک کرده بود، صبح جمعه به خانواده او گفته شد که حکم او «موقتا متوقفشده است» و خود او نیز در تماسی چندثانیهای به زبان فارسی به برادرش گفته بود که «سالم» است.
در پی توقف حکم اعدام او، تلویزیون ایران روز شنبه ۳۰فروردین۱۴۰۳ ویدیویی را منتشر کرده و مدعی شده که حسیننژاد در آن به همکاری با اعضای مسلح «پژاک» و کشتن ماموران مرزبانی «اعتراف» میکند. در این ویدیوی، ۵ دقیقه و هفتثانیهای، حسین نژاد در میان روایت کردنهای گزارشگر صداوسیما، بهصورت منقطع جملاتی را میگوید. مشخص نیست که آقای حسیننژاد در چه حالی این جملات را ادا کرده است.
از روز درگیری منجر به کشته شدن هشت مامور مرزبانی ایران چه میدانیم؟
رسانههای رسمی ایران روز ۱۲آبان۱۳۹۶ در گزارشهایی از کشته شدن ۳ مأمور کادر نیروی مرزبانی و ۵ سرباز وظیفه در منطقه مرزی چالدران در استان آذربایجان غربی خبر دادند. خبرگزاری «رکنا» در گزارشی ضمن انتشار تصاویر و نام این نیروهای مرزبانی، نوشته که آنها در حال اعزام به مرخصی بودند که در «کمین گروهک تروریستی» افتادند و این نیروهای مسلح، ابتدا راننده خودرو را هدف قرار داده، خودرو به دره سقوط کرده و آنها بالای سر خودرو رفته و با «تیر خلاص»، ماموران مرزبانی را کشتهاند.
این روایت رسمی است که یک روز بعد از وقوع درگیری در رسانههای ایران منتشرشده است؛ اما در دادنامه دادگاه بدوی که به رویت ایرانوایر رسیده، روایت دیگری، نامنطبق با این روایت مطرحشده است. در این سند، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مدعی شده که نیروهای مرزبانی ایران در «انتقام»، کشته شدن نیروهای گروه «پکک» که چند روز پیش به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشتهشده بودند، به قتل رسیدهاند.
بر اساس روایت مندرج در دادنامه آقای حسیننژاد، بازجوها مدعی هستند که او در چندین جلسه توجیهی با نیروهای گروه پژاک و به دلیل «عداوت قبلی» با نیروهای مرزبانی، در روز درگیری از مرز بازرگان خارجشده، به چالدران در استان وان ترکیه رفته و با «برنامهریزی قبلی و هماهنگی صورت داده»، در یک قهوهخانه، «دو نفر از عناصر گروهک باغی پکک-پژاک را که لباس شخصی به تن داشتند با خود همراه نموده و وارد روستای مرزی بایدوغان» شده است.
در این روایت عنوانشده که او با شناخت از «مسیرهای قاچاق و غیرمجاز»، تیم را حدود ساعت ۱۲: ۳۰ وارد کشور و روستای «عمو خانزه علیا» از توابع چالدران کرده و پسازآن با یک خودرو، وارد روستای دوشان تپه کرده است. آنجا نیروهای مسلح مستقرشده بودند و وقتی خودروی مرزبانان به دلیل ورود به روستا سرعت خود را کم میکند، درحالیکه حمید با یک نیسان آبی در حال حرکت در فاصلهای مطلوب با خودروی مرزبانان بود، مرزبانان هدف حمله نیروهای مسلح قرار میگیرند و خودرویشان به «تیر چراغبرق» برخورد میکند و پسازآن ماموران به دست نیروهای مسلح کشته میشوند. وزارت اطلاعات ایران مدعی شده که این درگیری در حدود ساعت ۳ بعدازظهر بهوقتایران، رخداده است.
بر این اساس، آقای حسیننژاد پسازآن این افراد مسلح را با خود به ترکیه برگردانده و بعد مجدداً از مرز بازرگان وارد خاک ایران شده است.
پروندهای پرتناقض؛ آیا سناریوسازی در کار است؟
یک منبع مطلع که به دلایل امنیتی نخواسته نامش فاش شود، به ایران وایر میگوید که روز ۱۲ آبان۱۳۹۶، حمید حسیننژاد، به همراه همسر، دو فرزندش (آن زمان فرزند سومش هنوز به دنیا نیامده بوده) و مادرش که با او زندگی میکرده، حدود ساعت ۱۲ ظهر از مرز بازرگان در شمال غربی ایران بهصورت قانونی وارد خاک ترکیه میشوند. آنها سپس به شهر مرزی بایدوغان رفته، خرید کرده، ناهار خورده و حدود ساعت ۵ با پاسپورتهایی که مهر ورود به آن خورده، وارد خاک ایران میشوند.
این شخص مطلع با تاکید بر اینکه آقای حسین نژاد بیگناه است میگوید: «(بازجوها) میگویند سهساعته مسیر را طی کرده و بعد دوباره برگشته و از مرز قانونی رد شده است. درحالیکه این مسیری است که به خاطر کوهستانی بودن، حتی قاطر هم نمیتواند برود، حتماً باید پیاده رفت و حداقل ۱۴ ساعت حداقل طول میکشد.»
او تاکید میکند که خانواده و وکیل آقای حسیننژاد پیشتر به دادگاه گفتهاند که حاضرند هزینه کارشناس مورد اعتماد وزارت اطلاعات را هم جور کنند که این مسیر را برود تا ثابت شود که طی این مسافت و از کورهراههای کوهستانی منطقه، در مدت چند ساعت ممکن نیست: «ازلحاظ عقلانی و منطقی، این قابلپذیرش نیست.»
بااینحال، بنا به گفته منبع ایرانوایر، اداره اطلاعات حتی حاضر نشده، با نقطه زنی موبایل او و ویدیوهای دوربینهای مداربسته مکانهایی را که آقای حسیننژاد و خانوادهاش در آنجا تردد کردهاند، بررسی کند و فقط به «فیلم لحظه ترور» که در آنیک نیسان آبی دیدهشده، تاکید داشتهاند. ویدیویی که عثمان مزین، وکیل حمید حسیننژاد میگوید در جلسه دادگاه هم حتی نمایش داده نشده است.
در بخشی از دادنامه دادگاه بدوی که ایرانوایر آن را بررسی کرده، گفتهشده که آقای حسیننژاد با نیروهای مرزبانی «عداوت» داشته است. دلیل این امر نیز کشته شدن برادر همسرش که کولبر بوده به دست نیروهای مرزبانی عنوانشده است. منابع ایرانوایر تاکید کردهاند که او روابط بسیار خوبی با نیروهای مرزبانی داشته است
در دستکم ۴ صفحه از ۱۱ صفحه دادنامهای که ایرانوایر رویت کرده، دادگاه به تشریح چیستی و نحوه فعالیتهای سازمان پژاک پرداخته است، موضوعی که به نظر میرسد با توجه به اثبات نشده بودن ارتباط آقای حسیننژاد با این سازمان مخالف جمهوری اسلامی، طرح آن در دادنامه بلاموضوع باشد.
همچنین بر اساس گفتههای یک منبع آگاه، حمید حسیننژاد از روز اول اتهامات مطرحشده علیه خود را قبول نکرده است. او بهرغم شکنجههای روانی و فشار بازجوهایش، در اولین جلسهای که بعد از دو سال نزد بازپرس برده میشود نیز میگوید من این کارها را نکردهام. او همچنین به بازپرس هم توضیح میدهد که سواد خواندن و نوشتن ندارد و اثرانگشت او پای برگههای بازجویی، با فشار، فریب و وعدهووعید نیروهای امنیتی، آنجا قرارگرفته است؛ موضوعی که در اسناد بررسیشده ایرانوایر، از آن تحت عنوان آموزشدیده بودن او یاد شده است.
از فیلم لحظه ترور خبری نیست
«عثمان مزیّن»، حقوقدان و وکیل حمید حسیننژاد به ایرانوایر میگوید که چندین ایراد به روند رسیدگی به پرونده موکلش وارد است. او به عدم حضور نماینده دادستان و مستشار در جلسه دادگاه در دادگاه انقلاب اشارهکرده و میگوید: «جلسه دادگاه در دادگاه انقلاب بدون حضور نماینده دادستان بوده، با حضور فقط رییس بوده و مستشار حضور نداشته است.»
به گفته آقای مزیّن که حتی برای ابلاغ رأی دیوان عالی کشور با او تماس گرفته نشده و حدود یک ماه بعد خود او در مراجعه به دیوان متوجه صدور رأی دیوان عالی کشور شده، در رأی دیوان به «فیلم لحظه ترور» استناد شده است، درحالیکه این فیلم نه در دادگاه و نه در دیوان پخش نشده است: «ایرادی که به رأی دیوان عالی کشور وجود دارد این است که ما دفاعیات مفصلی را بیان کردیم اما دیوان عالی صرفاً استناد دادنامه را ادعای ضابطین و فیلم لحظه ترور بیان کرده است.»
او ادامه میدهد: «تاکنون فیلم لحظه ترور در پرونده نه ارائه و نه نمایش دادهشده است. این فیلم یا وجود ندارد یا اگر وجود دارد هنوز برای دادگاه و دیوان عالی نمایش داده نشده است. فیلم اگر وجود دارد، باید در حضور متهم و وکیلش نمایش داده شود؛ بنابراین، چون چنین فیلمی نمایش داده نشده، ادعای فیلم لحظه ترور منطبق با قانون نیست.»
بر اساس گفتههای آقای مزیّن، «در رأی دیوان عالی آمده که در فیلم ترور نیسان آبی موکل من دیده میشود، درحالیکه اساساً در سال ۱۳۹۶، موکل من نیسان نداشته و معلوم نیست که این فیلم چه هست. فیلمی که ادعا میکنند، اگر موکل من در آن دیده نشود، نمیتواند فیلم اقدام مجرمانه موکل من لحاظ شود.»
وکیل این زندانی محکومبه اعدام، درباره روند مطلع شدن خود از خطر اجرای حکم به ایرانوایر میگوید: «رای دیوان عالی ۲۱اسفند صادرشده، طبق قانون رأی باید به وکیل ابلاغ میشد که ابلاغ نشد، حتی دعوتنامه هم ندادند که وکیل برای استنساخ از آن مراجعه کند اما روز ۲۰فروردین من خودم مراجعه کردم و بدوا دفتر دیوان به من گفت که رأی صادر نشده ولی من گفتم که رای صادرشده است. ۲۱فروردین از روی رای یادداشتبرداری کردم و خودم را آماده کرده بودم که تقاضای اعاده دادرسی کنم که به ناگاه، شش روز بعد یعنی ۲۷فروردین شعبه ۹ اجرای احکام دادگاه انقلاب گفتند که روز جمعه ۲۹فروردین موکلم اعدام میشود که این امر صرفا جهت اطلاع است.»
عثمان مزیّن، تاکید میکند: «من ناچار بودم و تقاضای عفو دادم. دادگاه گفت متهم باید تقاضای عفو بدهد و ما هم به موکلم دسترسی نداشتیم. او را به قرنطینه منتقل کرده بودند.»
او در پاسخ به سؤال ایرانوایر درباره سرنوشت موکل خود نیز میگوید: «مقامات فعلا چیزی اعلام نکردند. فقط صبح جمعه مقامات زندان گفتند که حکم متوقفشده که خانواده مجاب نشدند تا اینکه ظهر شخص ناشناس از یک شماره ایرانسل به تلفن برادر موکل زنگزده و حمید برای هشتتا ده ثانیه آنهم به زبان فارسی، یعنی به زبان مادریاش هم اجازه نداشته و فقط گفته که من سالمم، مراقب برادرم اسماعیل باشید. همین یک جمله را گفته است. ما بر اساس این تماس، امیدواریم که این حکم اجرانشده باشد.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر