close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

ثبت‌احوال نام انتخابی ما را ثبت نمی‌کند، فرزندم شناسنامه ندارد

۱۰ خرداد ۱۴۰۴
ابراهیم رمضانی
کمپین «بالامین آدی» (نام فرزندم)، یکی از کمپین‌هایی است که در یک سال اخیر با مستند کردن سختی‌هایی که خانواده‌ها برای نام‌گذاری فرزندشان متحمل می‌شوند، به این موضوع  مخالفت ثبت‌احوال بانام‌های انتخابی ترکی پرداخته است.
کمپین «بالامین آدی» (نام فرزندم)، یکی از کمپین‌هایی است که در یک سال اخیر با مستند کردن سختی‌هایی که خانواده‌ها برای نام‌گذاری فرزندشان متحمل می‌شوند، به این موضوع مخالفت ثبت‌احوال بانام‌های انتخابی ترکی پرداخته است.
محرومیت از حق انتخاب نام، در بسیاری از خانواده‌ها تنها یک برخورد اداری نیست، بلکه در حکم حذف فرهنگی است. حذف زبان مادری از نخستین سند هویتی یک انسان. داستان‌هایی که خانواده‌ها روایت می‌کنند، آینه این تبعیض نظام‌مند است.
محرومیت از حق انتخاب نام، در بسیاری از خانواده‌ها تنها یک برخورد اداری نیست، بلکه در حکم حذف فرهنگی است. حذف زبان مادری از نخستین سند هویتی یک انسان. داستان‌هایی که خانواده‌ها روایت می‌کنند، آینه این تبعیض نظام‌مند است.

درحالی‌که «باران» یکی از پرتکرارترین نام‌های ثبت‌شده در ایران است، اما «یاغیش» در فهرست غیررسمی ممنوعه قرار دارد. پدر «یاغیش»، می‌گوید که اداره ثبت‌احوال بابیان اینکه این نام «مشکل کج‌تابی»، دارد از صدور شناسنامه امتناع می‌ورزید. خانواده پس از ماه‌ها دوندگی، با گرفتن وکیل و شکایت در دادگاه، موفق به ثبت این نام شدند.

دستوری تازه از تهران نیز نام «آیهان» را که در ده سال اخیر به این اسم شناسنامه صادر می‌شد را ممنوع کرده است. فاطمه حیدری، مادر نوزادی که در ۲۵اردیبهشت۱۴۰۴ به دنیا آمده، می‌گوید: «نام «ایلحان» را انتخاب کردیم، اما ثبت‌احوال تبریز گفت چون در سامانه نیست، شناسنامه نمی‌دهند. حتی وقتی «آیهان» را پیشنهاد دادیم، بازهم گفتند دستور از تهران رسیده که به این اسامی ترکی شناسنامه ندهیم.»

مادر این نوزاد می‌گوید: «نوزاد، به دلیل تولد زودرس، در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است، اما به خاطر نداشتن شناسنامه، خانواده درحالی‌که قادر به پرداخت هزینه‌ها نیست نمی‌تواند از بیمه استفاده کند.»

 

انتخاب اسم یا هفت‌خوان رستم؟

در جمهوری اسلامی ایران، انتخاب نام برای فرزند، به‌جای آن‌که یک حق بدیهی فرهنگی و خانوادگی باشد، اغلب به یک نبرد فرساینده با سازمان ثبت‌احوال تبدیل می‌شود. قانونی که می‌بایست ضامن ثبت دقیق هویت افراد باشد، در عمل به ابزاری برای اعمال تبعیض فرهنگی و زبانی بدل شده، گرچه خانواده‌ها در برخی موارد برای ثبت اسامی فارسی هم با مشکل مواجه‌اند این مشکل برای خانواده‌های ترک، کرد، بلوچ و اقلیت‌های دینی بیش از دیگران است.

ماده ۲۰ قانون ثبت‌احوال که از سال ۱۳۶۳ مبنای عمل این سازمان بوده، اجازه انتخاب اسامی «نامتناسب با جنس»، «زننده»، «مستهجن» یا «هتاک به مقدسات» را نمی‌دهد. بااین‌حال، در نبود فهرستی شفاف و در دسترس از اسامی مجاز یا ممنوعه، تصمیم‌گیری درباره صدور یا رد شناسنامه به‌طور گسترده‌ای به تفسیرهای سلیقه‌ای ماموران محلی ثبت‌احوال واگذارشده است. همین خلا قانونی و اجرایی، در سال‌های اخیر به تبعیض سیستماتیک علیه اسامی اتنیکی، به‌ویژه اسامی ترکی، منجر شده است.

اما این مساله  ابعاد بسیار فراتر از بوروکراسی دارد. وقتی نام یک کودک ثبت نمی‌شود، او از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی مثل دریافت خدمات درمانی، واکسیناسیون، ثبت‌نام در مدرسه و دریافت یارانه گرفته تا دریافت گذرنامه و حتی حق قانونی برای شناسایی به‌عنوان فردی موجود در این جهان محروم می‌شود. درنتیجه، آنچه در ظاهر یک اختلاف اداری ساده است، در عمل مشکلات زیادی به وجود می‌آورد.

من «سئودا» هستم، نه «سودا»: روایت حذف هویت از شناسنامه کودکان 

محرومیت از حق انتخاب نام، در بسیاری از خانواده‌ها تنها یک برخورد اداری نیست، بلکه در حکم حذف فرهنگی است. حذف زبان مادری از نخستین سند هویتی یک انسان. داستان‌هایی که خانواده‌ها روایت می‌کنند، آینه این تبعیض نظام‌مند است. 

کمپین «بالامین آدی» (نام فرزندم)، یکی از کمپین‌هایی است که در یک سال اخیر با مستند کردن سختی‌هایی که خانواده‌ها برای نام‌گذاری فرزندشان متحمل می‌شوند، به این موضوع پرداخته است.

برای نمونه، در شهرستان شاهین‌دژ، خانواده‌ای برای دخترشان نام ترکی «یاغیش» (معادل «باران» در فارسی) را انتخاب کردند. 

مورد دیگری به نام «ائلیار» تعلق دارد. خانواده‌ای تبریزی، پیش‌تر موفق به ثبت‌نام «ائلمان» برای فرزند اول خود شده بودند؛ اما هنگامی‌که خواستند نام «ائلیار» را برای فرزند دوم برگزینند، با مخالفت مواجه شدند. توجیه مسئولان ثبت‌احوال، وجود حرف «همزه» و «بی‌معنایی» این نام در فارسی بود. درحالی‌که همان سیستم، نام‌هایی چون «فائزه»، «مائده» و دیگر اسامی عربی یا دینی دارای همزه را بی‌هیچ مشکلی ثبت می‌کند. این نشان می‌دهد که مشکل نه در ساختار زبان‌شناختی نام، بلکه در منشا فرهنگی آن است. اگر نامی مذهبی باشد، پذیرفته می‌شود، اما اگر نامی ترکی باشد، نه؛ و این یعنی ترجیح یک هویت فرهنگی-دینی خاص بر دیگر هویت‌های زبانی و قومی.

در تبریز، خانواده‌ای برای سه‌قلوهای خود نام‌های ترکی «سئوگی»، «ائل‌نور» و «ائل‌شن» را انتخاب کردند؛ اما اداره ثبت‌احوال به دلیل اینکه این نام‌ها در فهرست مجاز نبودند از صدور شناسنامه برای آن‌ها خودداری کرد. 

نتیجه این اقدام اداره ثبت‌احوال این شد که این سه نوزاد، بیش از پنج ماه بدون هویت رسمی زندگی کردند تا اینکه خانواده با شکایت قضایی موفق به دریافت شناسنامه شد. پنج ماه بدون شناسنامه یعنی پنج ماه عدم دسترسی به خدمات پزشکی، عدم توانایی در ثبت بیمه و دریافت کمک‌های دولتی و البته ترس عمیق خانواده از آینده‌ای نامشخص برای فرزندانشان.

نام فرزندم، زبان مادری‌ام: درخواست برای اصلاح قانون ثبت‌احوال

در واکنش به این وضعیت، کمپینی مردمی برای اصلاح ماده ۲۰ قانون ثبت‌احوال شکل‌گرفته است. این کمپین با جمع‌آوری موارد متعدد از تضییع حقوق والدین و کودکان، پیش‌نویس اصلاحیه‌ای را تهیه و خطاب به مجلس شورای اسلامی ارایه کرده است. هدف از این اصلاحیه، پایان دادن به برخوردهای گزینشی و تضمین حق والدین در انتخاب نام بر اساس فرهنگ، زبان و هویت قومی است. در این پیش‌نویس، «شورای عالی ثبت‌احوال» موظف شده است که فهرست اسامی ممنوعه را به‌صورت شفاف و علنی اعلام کند و همچنین امکان اعتراض رسمی والدین را به رد نام فراهم آورد. علاوه بر آن، تاکید شده که اتنیکها و اقلیت‌های دینی، بر مبنای زبان و سنت خود، حق‌دارند برای فرزندانشان نام انتخاب کنند و این حق نباید توسط ماموران محلی نقض شود.

در متن پیشنهادی اصلاحیه آمده است: «اقوام و اقلیت‌های مذهبی ساکن در ایران، حق‌دارند بر اساس سنت‌ها، زبان و فرهنگ خود برای فرزندانشان نام انتخاب کنند. ادارات ثبت‌احوال موظف‌اند این نام‌ها را ثبت و شناسنامه صادر کنند، مگر آنکه مستند و به‌صورت مشخص در فهرست اسامی ممنوعه آمده باشند.» 

همچنین تاکید شده است که اگر نامی پیش‌تر برای فردی ثبت‌شده باشد، دیگران نیز حق ثبت همان نام را دارند و اداره ثبت‌احوال نمی‌تواند به دلایل سلیقه‌ای از صدور شناسنامه خودداری کند.

موسی برزین خلیفه‌لو حقوقدان و مشاور حقوقی ایران‌وایر درباره چگونگی تغییر این قانون می‌گوید: «متولی تغییر قوانین مجلس است. ولی دولت و حتی قوه قضاییه هم می‌توانند در قالب یک طرح از مجلس بخواهند این قانون را بررسی کند.»

به گفته آقای برزین چون ماده ۲۰ قانون ثبت‌احوال دارای اشاره کلی هست و اشاره‌ای به اسامی ترکی و یا سایر اتنیکها ندارد درواقع با یک بخش‌نامه هم می‌توان در مورد این ماده شفاف‌سازی کرد به‌طوری‌که دیگر شورای عالی ثبت‌احوال می‌تواند این ممنوعیت نانوشته را بردارد و نیازی به پروسه طولانی تغییر قانون نباشد.»

آقای برزین با اشاره به نداشتن منع قانونی برای شروع و یا امضای چنین کارزارهایی می‌گوید که «ایجاد کمپین و امضای آن توسط مردم هیچ نوع تبعات حقوقی ندارد و مردم به‌راحتی می‌توانند کارزار شروع کرده و یا امضا کنند.»

فعالان مدنی چه می‌گویند؟

روزنامه‌نگار و نویسنده ابراهیم ساوالان در پاسخ به سوال ایران وایر در باره چرایی اجازه ندان برای نام‌گذاری اسامی ترکی از سوی حاکمیت می‌گوید: «سیاست‌های یکسان‌سازی فرهنگی در ایران طی صدسال گذشته هویت ترکی را هدف قرار داده‌اند؛ این سیاست‌ها شامل تغییر نام شهرها، ممنوعیت اسامی ترکی برای کودکان، مغازه‌ها و شرکت‌ها و ترویج زبان و فرهنگ فارسی با حمایت روشنفکران و دولت‌ها بوده‌اند. این آغاز انکار هویت متفاوت فرهنگی ایران با چماق حفظ انسجام ملی در تاریخ معاصر ایران است که هنوز به قوت خود باقی است که امروز ما در جهت اثبات و احقاق آن هزینه‌های گزافی متحمل می‌شویم. روزنامه‌های آینده، فرنگستان و ایرانشهر خواهان یکسان‌سازی فرهنگی همه ایران و گسترش زبان فارسی به‌جای زبان اقلیت‌ها در سراسر کشور بودند، به‌طوری‌که مجلس در سال ۱۳۰۷ لباس‌های محلی سنتی را غیرقانونی و افراد ذکور بزرگسال را به پوشیدن لباس‌های مدل غربی و کلاه پهلوی موظف کرد و یکسان‌سازی کلاه را باهدف ریشه‌کن کردن هویت‌های قومی در برنامه قرار گرفت.»

ساوالان همچنین هشدار می‌دهد که «تاخیر در به رسمیت شناختن هویت فرهنگی متمایز اتنیک‌ها به عمیق‌تر شدن آشوب‌ها منجر خواهد شد و گروه‌های اتنیکی ممکن است در درازمدت خود را از فرهنگ و گروه حاکم جدا کنند.»

دومان رادمهر دبیر کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان نیز در این مورد به ایران‌وایر می‌گوید: «جمهوری اسلامی همچون دوره پهلوی، هویت ایران را معادل هویت فارسی می‌داند و هویت ترکی را رقیب آن تلقی می‌کند. این دیدگاه بر امنیت ملی، توسعه و سیاست خارجی تاثیر گذاشته و منجر به حذف یا ممانعت از نام‌های ترکی در جغرافیا، شرکت‌ها و کودکان شده است. ثبت‌احوال با سازوکارهای مرکزی و مقاومت در برابر احکام دادگاه‌ها، فعالانه با رواج نام‌های ترکی مقابله می‌کند، حتی نام‌های پرطرفدار را از لیست مجاز حذف می‌کند.»

او همچنین می‌افزاید: «عملکرد ایذایی دستگاه‌های مربوطه در ایجاد مانع در برابر نام‌های ترکی نشان می‌دهد که ما با یک دستگاه مردم‌آزار فعال مواجه هستیم.»

دومان رادمهر در مورد رغبت به نام‌گذاری غیرمذهبی میان والدین و افزایش اسامی ترکی می‌گوید: «در سال‌های اخیر، ازیک‌طرف شاهد بیداری هویتی در بین اتنیکهای غیرفارس در ایران بوده‌ایم و از طرف دیگر می‌بینیم که وزن مذهب در زندگی روزمره مردم روز بروز کاهش‌یافته است. از نتایج این تحول، یکی اعتراض به یکسان‌سازی فرهنگی در ایران و میل به هویت خودی و نیز فاصله گرفتن از نام‌های مذهبی بوده‌ایم. البته این مساله در بین فارس زبان‌ها (نام‌گذاری غیرمذهبی) هم مشهود است. عملکرد جمهوری اسلامی و نیز سواستفاده حاکمیت از باورهای مذهبی مردم یکی از علل رویگردانی نسبی مردم به مذهب و نام‌های مذهبی در ایران بوده است.»

ابراهیم ساوالان هم در مورد افزایش درخواست برای نام‌گذاری ترکی با اشاره به اینکه هر یک از لایه‌های هویتی فرد که مورد تهدید قرار گیرد، واکنش فرد در جهت حفاظت و صیانت از آن برانگیخته‌شده و توجه بیشتری به آن مولفه می‌شود می‌گوید: «هویت جمعی ترک‌های آذربایجان، در کنار هویت اسلامی و ایرانی‌شان، امروزه به دلیل تهدیدات حکومتی و حذف از عرصه‌های عمومی، پررنگ‌تر شده است. حذف زبان ترکی از مدارس و رسانه‌ها موجب افت فرهنگی، بی‌سوادی، فقر و حاشیه‌نشینی در آذربایجان شده و ترک‌ها علت این عقب‌ماندگی را در سرکوب زبان مادری می‌دانند. اکنون، حفظ زبان ترکی در نام‌گذاری فرزندان، آخرین راه مقاومت برای پاسداشت هویت است.»

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

فینال‌های لیگ قهرمانان اروپا؛ از پاریس ۱۹۵۶ تا مونیخ ۲۰۲۵

۱۰ خرداد ۱۴۰۴
حامد ابراهیمی
فینال‌های لیگ قهرمانان اروپا؛ از پاریس ۱۹۵۶ تا مونیخ ۲۰۲۵