close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

ماجرای یک ایرانی که روس‌ها او را به جنگ اجباری با اوکراین فرستادند

۵ دی ۱۴۰۴
فرامرز داور
چند روز پس از این‌که سفارت روسیه در تهران تبلیغ جذب سرباز برای جنگ اوکراین در خیابان‌های تهران را تکذیب کرد، مشخص شد که یک ایرانی که با ویزای توریستی به روسیه رفته بود، با تهدید و اجبار سر از جنگ با اوکراین درآورده است. روس‌ها «آرش دربندی» را از سن پترزبورگ به‌طور اجباری به جنگ فرستادند
چند روز پس از این‌که سفارت روسیه در تهران تبلیغ جذب سرباز برای جنگ اوکراین در خیابان‌های تهران را تکذیب کرد، مشخص شد که یک ایرانی که با ویزای توریستی به روسیه رفته بود، با تهدید و اجبار سر از جنگ با اوکراین درآورده است. روس‌ها «آرش دربندی» را از سن پترزبورگ به‌طور اجباری به جنگ فرستادند
آرش دربندی، عکاس ۳۴ساله اهل اهواز مرکز استان خوزستان روایت کرده است که چگونه تلاش عادی‌اش برای امرار معاش، به اجبار، بازداشت و در نهایت اعزام اجباری به ارتش روسیه انجامید
آرش دربندی، عکاس ۳۴ساله اهل اهواز مرکز استان خوزستان روایت کرده است که چگونه تلاش عادی‌اش برای امرار معاش، به اجبار، بازداشت و در نهایت اعزام اجباری به ارتش روسیه انجامید
وقتی به مرکز آموزش نظامی رسیدم، چون از جنگ می‌ترسیدم، خودم را به زمین انداختم و دستم را شکستم. هنگام دویدن، باتوم و سلاح را روی شانه‌ام گذاشتم و عمدا خودم را زمین زدم. پایم را طوری زدم که روی شانه‌ام بیفتم. عمدا این کار را با خودم کردم
وقتی به مرکز آموزش نظامی رسیدم، چون از جنگ می‌ترسیدم، خودم را به زمین انداختم و دستم را شکستم. هنگام دویدن، باتوم و سلاح را روی شانه‌ام گذاشتم و عمدا خودم را زمین زدم. پایم را طوری زدم که روی شانه‌ام بیفتم. عمدا این کار را با خودم کردم

چند روز پس از این‌که سفارت روسیه در تهران تبلیغ جذب سرباز برای جنگ اوکراین در خیابان‌های تهران را تکذیب کرد، مشخص شد که یک ایرانی که با ویزای توریستی به روسیه رفته بود، با تهدید و اجبار سر از جنگ با اوکراین درآورده است.

«آرش دربندی»، عکاس ۳۴ساله اهل اهواز مرکز استان خوزستان روایت کرده است که چگونه تلاش عادی‌اش برای امرار معاش به اجبار، بازداشت و در نهایت اعزام اجباری به ارتش روسیه انجامید.

آرش به وب‌سایت خبری «یونایتد۲۴ مدیا» گفته است با ویزای توریستی وارد سن‌ پترزبورگ شد و از عکاسی خیابانی امرار معاش می‌کرد. به این شکل که «از هر کسی که لباس‌های رنگی می‌پوشید عکس می‌گرفتم. اگر عکس را دوست داشتند، هزار روبل (حدود ۱۱دلار) می‌دادند.»

از عکاسی خیابانی در سن پترزبورگ تا جنگیدن اجباری در اوکراین

جستجوی شغل و درآمد برای آرش به اجبار او برای پیوستن به ارتش روسیه انجامید، آن‌هم با وجود نداشتن هیچ سابقه نظامی برای او که رشته تحصیلی‌اش نفت بود: «من حتی هیچ‌وقت چاقو هم دست نگرفته بودم.»

« دوم یا سوم فوریه بود. در خیابان راه می‌رفتم که با یک افسر پلیس درگیر شدم. بعد من را بازداشت کردند و به یک اداره اداری، که در واقع یک پادگان نظامی در شهر و در منطقه‌ای به نام لیگُفسکی پراسپکت بود، بردند.

آن‌جا به من گفتند یا باید سه تا پنج‌سال به زندان بروم، یا یک‌سال به جنگ. گفتم به جنگ نمی‌روم و هیچ علاقه‌ای به آن ندارم. گفتم اشتباه کرده‌ام و با پلیس درگیر شده‌ام و حالا باید این مشکل حل شود. گفتم حداکثر مجازات قانونی من به‌عنوان یک خارجی باید اخراج از کشور باشد.

اما گفتند این‌جا ایران یا جای دیگری نیست. گفتند: «این‌جا روسیه است و باید به جنگ بروی.»

بعد از آن، حدود دو تا سه ماه در پادگان نگه‌ام داشتند. بعد من را برای آموزش نظامی به منطقه‌ای نزدیک شهر بلگورود فرستادند.

دستم را از قصد شکستم که به جنگ نروم اما نشد

وقتی به مرکز آموزش نظامی رسیدم، چون از جنگ می‌ترسیدم، خودم را به زمین انداختم و دستم را شکستم. هنگام دویدن، باتوم و سلاح را روی شانه‌ام گذاشتم و عمدا خودم را زمین زدم. پایم را طوری زدم که روی شانه‌ام بیفتم. عمدا این کار را با خودم کردم.

طبق قانون روسیه، اگر هنگام خدمت نظامی مجروح شوی، باید از خدمت معاف شوی. اما در مورد من این کار را نکردند.

در مجموع شش‌ماه به‌خاطر این جراحت گذراندم: سه‌ماه در بیمارستان و سه‌ماه در پادگان شهر کامِنکا به‌عنوان سرباز مجروح. یک روز صبح که بیدار شدم، گفتند: «وسایلت را جمع کن، باید برویم. گفتم دست راستم هنوز درست کار نمی‌کند، درد دارد و نمی‌توانم حرکتش بدهم. اما گفتند باید برویم. حدود ۲۰ تا ۲۵روز آموزش نظامی دیدیم. هر روز به دکتر می‌گفتم دستم حرکت نمی‌کند و درد دارد. او می‌گفت خوب می‌شود.»

آرش روایت می کند که هر روز ساعت ۵صبح بیدار و ساعت ۵:۳۰ باید برای آمارگیری در حیاط اردوگاه حاضر می‌شدند: «بعد ما را با خودرو به نقاط مختلف می‌بردند. هر گروه در یک ماشین جداگانه بود. آموزش ما فقط راه رفتن و دویدن بود. استفاده از سلاح یا چیز دیگری را به ما یاد ندادند. بعد ما را به کوهستان بردند و مجبورمان کردند پیاده‌روی و صعود کنیم. بعد خیلی مختصر نحوه استفاده از سلاح را نشان دادند و آموزش تمام شد. با ما مثل انسان رفتار نمی‌کردند؛ ما را مصرفی می‌دیدند و فقط می‌خواستند ما را به خط مقدم بفرستند تا روس‌ها در امان بمانند. هر وقت به جنگ می‌روند، خارجی‌ها را جلو می‌فرستند و روس‌ها عقب می‌مانند.»

او می‌گوید اتباع خارجی‌ که روس‌ها از آن‌ها در جنگ با اوکراین استفاده می‌کنند از آفریقا، کشورهای عربی، ایران، کنیا و کلمبیا بودند.  شهروندان خارجی که درگیر جنگ اوکراین شده بودند را به گفته آرش از روس‌ها جدا می‌کردند. «محل خواب ما با آن‌ها فرق داشت.»

به ما در جبهه اوکراین غذا نمی‌دادند و می گفتند مرده غذا نمی‌خواهد

پیش‌تر گزارش‌هایی از برخی از کشورهای آفریقایی همچون کنیا منتشر شده بود که نظامیان بازنشسته آن کشور یا حتی افراد عادی را با فریب مالی به جنگ روسیه علیه اوکراین می‌کشانند. چیزی شبه قاچاق انسان. روایت آرش دربندی یک نمای نزدیک از آن چیزی است که قبلا درباره اتباع کشورهای دیگر در سربازگیری اجباری توسط روس‌ها، گزارش شده بود.

او می‌گوید «خیلی از خارجی‌ها فقط برای پول قرارداد یک‌ساله امضا کرده بودند، اما به محض ورود به دوره آموزشی پشیمان می‌شدند. همه درخواست می‌نوشتند که نمی‌خواهند به جنگ بروند»  اما افسران روسی آن‌ها را جمع می‌کردند و به جنگ می‌فرستادندشان.

آرش می‌گوید «در اولین ماموریت، ما را به جایی بردند که همان‌جا زخمی شدم. گفتند پیاده بروید. روز بعد پهپاد آن منطقه را با خاک یکسان کرد. قبل از اعزام و تا رسیدن به آن‌جا، هیچ غذایی به ما ندادند. می‌خندیدند و می‌گفتند مرده‌ها غذا نمی‌خواهند.

گفته بودند تمرین نظامی است اما گلوله باران شروع شد

به من یک سلاح با دو خشاب دادند و گفتند "این آموزش نظامی است، اتفاقی نمی‌افتد". ما فکر کردیم تمرین است و داخل سنگر پناه گرفتیم. وقتی گلوله‌باران شروع شد، چون فکر می‌کردیم تمرین است، همان‌جا ماندیم... با خدا حرف می‌زدم و می‌گفتم نمی‌خواهم این‌جا بمیرم  هر بار که بمب می‌افتاد، بخشی از بدنم زخمی می‌شد. بار اول دست راست، بار دوم چشم چپ، بار سوم صورت، بار چهارم پشت سر و بار پنجم بین پاهایم. آخرین ضربه به جلیقه ضدگلوله‌ام، پشت کمرم خورد. چشم‌هایم سیاه شد و دیگر چیزی حس نکردم.»

آرش می‌گوید  جریان حضور اجباری‌اش در جنگ روسیه علیه اوکراین دو نفر کنار او کشته شدند «من دیگر نمی‌توانستم راه بروم. سه‌روز همان‌جا افتاده بودم. هیچ‌کس به من کمک نکرد. اگر اوکراینی‌ها بودند، مرا اسیر می‌کردند. بعد از چند روز، دو سرباز اوکراینی آمدند، کمکم کردند، آب دادند و مرا به بیمارستان بردند.»

او می‌گوید از جنگیدن علیه اوکراین احساس گناه می‌کنم و می‌خواهم جبران کنم...من دلیلی برای جنگیدن نداشتم. من صلح می‌خواهم.»

آگهی جذب سرباز در تهران برای روسیه و «افراد سودجو»

روسیه به‌طور رسمی برنامه فراخوان نظامی اجباری برای شهروندان خود در چارچوب جنگ با اوکراین اعلام کرده و مردان روس را برای خدمت نظامی دعوت یا مجبور به پیوستن به ارتش کرده است که این موضوع باعث فرار برخی از جوانان روسیه نیز شده است.

در یک همکاری مشترک با کره شمالی، روسیه اتباع این کشور را رسما به جنگ با اوکراین اعزام کردند. روسیه ایران را هم با گرفتن پهپادهای سپاه پاسداران و استفاده از آن‌ها در تجاوز نظامی به اوکراین، عملا درگیر تجاوز نظامی خود به اوکراین کرده است.

گزارش‌های متعدد حاکی از جذب و به‌کارگیری اتباع خارجی در ارتش یا نیروهای شبه‌نظامی طرفدار روسیه در جنگ اوکراین است، هرچند وضعیت و نحوه به‌کارگیری آن‌ها گاهی مبهم است، اما روایت‌هایی همچون آن‌چه که آرش دربندی گفته است نحوه سربازگیری اجباری روسیه را تا حدی آشکار می کند.

در هفته‌های اخیر یک آگهی جذب سرباز و مزدور برای روسیه در نزدیکی یکی از خیابان‌های اصلی سفارت روسیه در تهران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود که می‌گفت «دعوتی از طرف وزارت دفاع روسیه» برای پیوستن به آن در ازای دریافت ۲۰‌هزار دلار آمریکاست. آگهی تکذیب شده می‌گفت مردان ایرانی داوطلب باید بین ۱۸ تا ۴۵ساله باشند اما از میان زنان فقط کسانی پذیرفته می‌شوند که «تحصیلات عالی پزشکی» داشته باشند.

سفارت روسیه فقط چند روز پیش از افشاگری آرش دربندی این آگهی را تکذیب کرد و گفت تنظیم و پخش آن کار «افراد سودجو» است. بسیار مشابه آن‌چه قبلا در کنیا اتفاق افتاده بود.

این تحولات در روزهایی رخ داده که اوکراین کشتی‌هایی در دریای خزر را هدف قرار داده که گفته سلاح بین روسیه و ایران علیه اوکراین جا‌به‌جا می‌کردند.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

اعتصاب‌غذای حمید قره‌حسنلو در زندان یزد؛ مسوول جانم رییس زندان است

۵ دی ۱۴۰۴
اعتصاب‌غذای حمید قره‌حسنلو در زندان یزد؛ مسوول جانم رییس زندان است