انتشار یک سند با طبقهبندی «خیلی محرمانه» از سوی سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت)، بار دیگر یکی از مقاطع کمتر روشن در تاریخ تبعید «روحالله خمینی» را به مرکز توجه آورده است. دورهای که او پس از اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون در آبان ۱۳۴۳ از ایران خارج و به ترکیه تبعید شد.
***
این سند که در بخش «مجموعه ویژه» وبسایت رسمی میت منتشر شده و اکنون برای عموم قابل دسترسی است، تاریخ ۱۱نوامبر۱۹۶۴ را دارد که تنها چند روز پس از ورود خمینی به ترکیه است. محتوای آن نشان میدهد، نهادهای امنیتی ترکیه از همان ابتدا نقش مستقیمی در مدیریت اقامت او داشتهاند.
در این سند، از خمینی با عنوان «مهمان ایرانی» یاد شده و محل اقامت او در شهر بورسا تعیین شده است. شهری که بهگفته روایتهای تاریخی، بهدلیل امکان «کنترل و نظارت آسانتر» نسبت به آنکارا و استانبول، انتخاب شده بود.
مدیریت یک «مهمان» با پروتکل امنیتی
بر اساس متن این سند، تمامی امور مربوط به محل سکونت، رفتوآمد و نیازهای این «مهمان» توسط واحدهای امنیتی ترکیه سازماندهی میشدهاست. همچنین دستورالعملها بهصورت «کتبی و شفاهی» به واحدهای مربوطه ابلاغ شده و نکته مهمتر، استفاده از «نام مستعار» در مکاتبات رمزگذاریشده برای اشاره به اوست.
در این سند مشخص شده که خمینی در مکاتبات امنیتی ترکیه با عنوان «مهمان ایرانی» و با نام مستعار «بللی»، که در زبان ترکی به معنای«مشخص» است، شناخته میشد.
این سند نشان میدهد آنچه در عمل اجرا شده، نوعی «مدیریت امنیتی فعال» بوده است. مدلی که در آن، فرد تبعیدی نهتنها اسکان داده میشود، بلکه هویت ارتباطی، ملاقاتها و رفتوآمدهای او نیز تحت نظارت قرار میگیرد.
در زمان ورود خمینی به ترکیه، قدرت سیاسی در دست دولت غیرنظامی اما شکنندهای به رهبری «اسمت اینونو» و ریاستجمهوری «جمال گورسل» قرار داشت. کشوری که پس از کودتای ۱۹۶۰ و اعدام «عدنان مندرس»، در حال بازسازی نظم سیاسی جدید خود بود.
در سال ۱۹۶۴، دو نفر در راس میت بودند. «فواد دوغو» و «ضیا سئلایشیک» که هر دو نظامی بودند و این سند هم با امضای ضیا سئلایشیک، به دفتر مرکزی استانبول ارسال شده است.
ترکیه در این دوره عضو ناتو و بخشی از بلوک غرب محسوب میشد و روابط نزدیکی با حکومت پهلوی داشت. در چنین فضایی، همکاریهای امنیتی میان دو کشور نهتنها غیرمعمول نبود، بلکه بخشی از منطق جنگ سرد به شمار میرفت.
از آنکارا تا بورسا؛ امنیت یا انزوا؟
به نوشته رسانههای ترکیه، خمینی ابتدا به آنکارا منتقل شد و به مشهورترین هتل آن زمان آنکارا «هتل بلوار پلاس» که به مرکز تجمع دیپلماتها، وزرا، خبرنگاران و سیاستمداران تبدیل شده بود، برده شد و پس از یک هفته به شهر بورسا فرستاده شد. انتخاب این شهر بهدلیل فاصله از مرکز سیاسی و امکان کنترل بیشتر، تصمیمی هدفمند تلقی میشود.
در بورسا، او به خانه یک افسر اطلاعاتی به نام «علی چتینر» که به زبان فارسی مسلط بود منتقل شد و در کنار خانواده او زندگی کرد.
بعد از انقلاب۱۳۵۷ این خانواده در مصاحبه با روزنامههای ترکیه گفته بودند که، «در نخستین برخورد، خمینی نسبت به حضور یک زن بدون حجاب در خانه اعتراض کرد و خواستار خروج او شد، اما با پاسخ صریح همسر این افسر مواجه شد که تأکید کرد: اینجا جمهوری ترکیه است و باید قوانین این کشور رعایت شود.»
پس از این تنش اولیه، شرایط به شکل تدریجی تعدیل شد و خمینی سهماه در این خانه زندگی کرد. در این مدت، او و خانواده میزبان در یک فضای مشترک زندگی میکردند، اما تضاد فرهنگی همچنان ادامه داشت.
در ادامه روایتها آمده است که حتی حضور دختر ۱۲ساله بدون حجاب این خانواده نیز محل اختلاف بود، اما در نهایت تغییری در این وضعیت ایجاد نشد.
نظارت، کنترل رفتوآمد و عکسی که بعد از انقلاب منتشر شد
به نوشته رسانههای ترکیه، در بورسا اجازه داده شد خمینی با لباس غیر روحانی در شهر رفتوآمد کند. در یکی از تصاویر معروف، او در لباس عادی در حال بازدید از مسجد جامع بورسا دیده میشود. عکسی که او از انتشار آن در ایران نگران بود، اما توسط میت ثبت و در آرشیو نگهداری شد و پس از انقلاب۱۳۵۷ در رسانههای ترکیه منتشر شد.
گزارشها همچنین نشان میدهد که او در این دوره به استانبول، ازمیر و حتی فضاهای عمومی مانند رستورانها، پارکها و سواحل نیز برده شده. در برخی روایتها در رسانههای ترکیه آمده است که او در فلوریا استانبول برای اولین و آخرینبار حتی در دریا شنا کرده است.
یک «تبعید کنترلشده» یا شبکهسازی سیاسی؟
رسانههای ترکیه در شرح حضور خمینی در بورسا نوشتهاند که، پس از مدتی، تماسها و رفتوآمدهای مرتبط با خمینی افزایش یافت و بهتدریج مشخص شد که حضور او در ترکیه صرفا یک اقامت منفعلانه نیست.
بر اساس روایتهای موجود، در این دوره افراد ایرانی متعددی به ترکیه رفتوآمد داشتند و برخی دیدارها در خانههای مختلف در استانبول و بورسا سازماندهی میشد.
این وضعیت باعث شد اقامت او از یک «تبعید اداری» به یک فرآیند پیچیدهتر سیاسی و ارتباطی تبدیل شود.
اقامت خمینی در ترکیه حدود ۱۱ماه طول کشید. پس از آن، او ابتدا به نجف در عراق منتقل شد، جایی که بیش از یک دهه در آنجا حضور داشت و فعالیت مذهبی و سیاسی خود را ادامه داد.
یکسال پیش از بازگشت به ایران، خمینی از ترکیه به فرانسه و حومه پاریس منتقل شد. برخلاف ترکیه و عراق، در فرانسه امکان ارتباط گسترده با رسانههای بینالمللی برای او فراهم شد و این مرحله به نقطه عطفی در رهبری او بر انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد.
مرز مبهم میان «پناهدان» و «کنترل»
این سند و مجموعه روایتهای مرتبط با آن، بحثهای جدیتری را درباره ماهیت حضور خمینی در ترکیه برجسته میکند. در این چارچوب، نقش ترکیه تنها بهعنوان میزبان یک تبعیدی سیاسی قابل تعریف نیست، بلکه نشانههایی از یک سازوکار امنیتی چند لایه دیده میشود که در بستر روابط ایران و ترکیه و همچنین معادلات گستردهتر جنگ سرد شکل گرفته بود.
بر اساس شواهد موجود، اقامت خمینی در ترکیه را نمیتوان صرفا یک«پناه سیاسی» ساده تلقی کرد. آنچه از این دوره برمیآید، بیشتر به یک ساختار ترکیبی از نظارت، کنترل، جابهجایی هدفمند و مدیریت امنیتی شباهت دارد. ساختاری که در آن حضور یک چهره سیاسی، همزمان در چارچوب محدودیت و مراقبت تعریف میشود و در عین حال، با ملاحظات ژئوپلیتیک گستردهتری نیز گره خورده است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر