کنکور مرحله مهمی در زندگی اغلب دانشآموزان ایران است. کسانی که عزم جدی برای پذیرش در کنکور دانشگاههای سراسری را دارند، دستکم از سه سال پیش از این آزمون اقدام به برنامهریزی جدی برای قبولی در این رقابت میکنند و سال آخر دبیرستان را سال سرنوشت مینامند. کلاسهای طاق و جفت تست زدن و نکتههای کنکوری، معلمهای خصوصی و کتابهای جور واجور حداقل امکاناتی هستند که دانشآموزان کنکوری به آنها نیاز دارند. به این موارد اضافه کنید همراهی خانوادهها، برقراری آرامش و فضای مناسب و به دور از استرسهای مضاعف که افراد برای مطالعه به آن نیازمندند.
امسال اما پروژههای کوچک و شخصی برخی از کنشگران مدنی در راستای توانمندسازیِ زنان در حاشیه، به قبولی برخی از دختران عموما ساکن روستاهای دور افتاده در دانشگاه منجر شدند؛ اتفاقی که نه تنها دل آنها را شاد کرد بلکه نویدبخش روزهای خوب و روشن برای دیگر کودکان و نوجوانانی است که در همان روستاها زندگی میکنند.
***
در کنکور سراسری سال ۱۴۰۳، نزدیک به ۶۰۰ هزار داوطلب در رشتههای مختلف پذیرفته شدهاند. نیمی از این تعداد را زنان تشکیل میدهند؛ زنانی که رویای ادامه تحصیل و دانشگاه برای برخی از آنها دست نیافتنی بود اما به همت بعضی از کسانی که دغدغه توانمندسازی زنان دارند، ممکن شد.
مینا کامران یکی از فعالان اجتماعی است که با راهاندازی پروژه روستاتیش، اتفاقات خوبی در روستاها رقم زده است. او پس از اعلام نتایج کنکور در یک فراخوان عمومی، در حساب «ایکس» خود ضمن آرزوی خوشحالی برای کسانی که در آزمون سراسری دانشگاهها پذیرفته شدهاند، اعلام کرد به کتابهای کنکور نیازمندند تا آنها را به دست کسانی برسانند که به دلیل سکونت در روستاهایی با امکانات اندک و محدود، امکان تهیه کتابهای کنکور را ندارند.
او در سال ۲۰۱۰ درباره دختری به نام پروین ساکن یکی از روستاهای خراسان جنوبی اطلاعرسانی کرد؛ دختری که آن روزها ناچار بود به دلیل بیماری پدرش ترک تحصیل کند، چرا که پدرش درگیر بیماری سرطان بود. مینا و همراهانش در «روستاتیش» به دختران این روستا قلاببافی آموختند و پروین به مدد فروش دستبافهای خود توانست تبلتی تهیه کند و به صورت آنلاین از راه دور درس خود را در دبیرستان ادامه بدهد.
مینا کامران امسال بعد از اعلام نتایج کنکور، خبری را روی حساب کاربری خود نوشت که بسیار شادیآور بود: «پروین دختر بافنده موفق شد در یکی از رشتههای علوم پزشکی در دانشگاه پذیرفته شود.»
پیش از این نیز «حدیث بیرانوند»، یکی از زنان اهل خرمآباد که در حوزه اطلاعرسانی در خصوص زنان عشایر بارها از مشکلات این قشر در رسانههای اجتماعی اطلاعرسانی کرده است، در حساب کاربری خود نوشته بود: «دوستان! دختری در یکی از روستاهای دور افتاده اطراف خرمآباد زندگی میکند که چند سالی است پشت سد کنکور مانده و چون وضعیت مالی مناسبی ندارد، فقط باید روزانه قبول شود تا از این محیط خودش را نجات دهد. لذا از شما میخواهم اگر خود یا اطرافیانتان کسی هست که امکان تدریس خصوصی داوطلبانه در دروس عربی، فلسفه و منطق و ریاضی دارد، به او بصورت آنلاین کمک کند.»
حدیث بیرانوند این توییت را درست سال گذشته در همین روزها منتشر کرد و امسال با خوشحالی خبر داد این دختر و خواهرش در رشتههای تاریخ در دانشگاه خرمآباد و پرستاری در دانشگاه بروجرد پذیرفته شدهاند.
چگونه به توانمندسازی زنان در حاشیه کمک کنیم؟
یکی از حامیان زنان در حاشیه که به دلایل امنیتی نامش نزد «ایرانوایر» محفوظ است، درباره این که چگونه میشود به توانمندسازی این زنان کمک کرد، به «ایرانوایر» میگوید: «اغلب دختران و زنانی که در روستا زندگی میکنند، تا یک مقطعی امکان تحصیل دارند و بعد از آن – عموما با آغاز دوره دبیرستان- ناچار به ترک تحصیل میشوند. گاهی ترک تحصیل دلایل اقتصادی دارد و آنها امکان تردد بین شهر و روستا را ندارند. گاهی علت ترک تحصیل، عرفی و فرهنگی است؛ به این معنا که خانوادههای این دختران مخالف تردد آنها به تنهایی به شهر هستند و بیشتر بر این باورند که دختران بعد از ۱۵ سالگی مهیای اداره زندگی زناشویی هستند. به همین سبب گام اول برای حمایت از این دختران این است که امکان ادامه تحصیل یا تامین منابع تحصیلی را به صورت آنلاین برای آنها فراهم کنیم. این طوری نیمی از راه را رفتهایم.»
به گفته این کنشگر اجتماعی، به این وسیله امکان قبولی در کنکور برای کسانی فراهم شده است که حتی سالها به دلیل فقر در امکانات و عدم دسترسی به کتاب و معلم، پشت کنکور مانده بودند.
میگوید تجربه شخصی او در حمایت از این دختران بسیار خوشایند بوده است: «من در همین شبکههای اجتماعی پیامهای حمایتی زیادی میگیرم؛ کسانی که کتابهای خود را هدیه میدهند، افرادی که بیادعا و کاملا داوطلبانه حاضر به تدریس به دختران روستا میشوند، کسانی که از نظر مالی کمک میکنند. این زنجیرههای انسانی و حلقههای کوچک و بزرگ مهرورزی را فقط نیاز است که کسی به هم متصل کند و من موفق شدهام تاکنون چند نوبت این کار را انجام بدهم و نتیجه همیشه رضایتبخش بوده است.»
فراهم کردن بستری که تقریبا همه اعضایش داوطلبانه و بدون آورده مالی برای خود کار میکنند تا خیر این اقدام به زنان و دخترانی برسد که بدون کمک دیگران محکوم به تحمل شرایط دشوار موجود در محل زندگی خود هستند، همیشه هم آسان نیست.
یکی از فعالان مدنی حامی دختران کمبرخوردار در این زمینه به «ایرانوایر» میگوید: «اغلب این دخترها فقط گوشی هوشمند دارند. بعضی همان را هم ندارند. تبلت و لپتاپ حکم شوخی را دارد. اینترنت در این مناطق عموما ضعیف و ناکارآمد است. ما به هر سختی که هست تلاش میکنیم اول تجهیزات فراهم کنیم. لزوما هم نمیخریم، بخشی از تبلتها و لپتاپها مثل کتابها و دیگر منابع آموزشی، اهدایی هستند. مثلا کسی تبلتش را عوض کرده تبلت قبلی را هدیه میکند. گاهی افراد داوطلب به دلایل مختلف در نیمه راه کار را ناتمام میگذارند و این ماهیت کار داوطلبانه است و ما باید بگردیم از میان داوطلبان برای آن مقوله خاص فرد جایگزین پیدا کنیم. اینها همه وقت و انرژی نیاز دارند اما من این را به شما بگویم که به شدت میارزد.»
چرا توانمندسازی زنان مهم است؟
بعد از انتشار توییتهای افرادی که به نوعی از دختران روستا و در حاشیه مانده حمایت کرده و ماهها و سالها بعد حاصل این حمایت را دیده بودند، روایتهای شخصی دیگری مطرح شدند که نشان میدادند توانمندسازی زنان در هر حوزهای، تحصیل، اشتغال و خودباوری، چهقدر حائز اهمیت است، چرا که این زندگی تنها یک نفر را تغییر نخواهد داد.
یکی از این روایتها را «اعظم بهرامی»، کنشگر و پژوهشگر حوزه محیطزیست در حساب کاربری ایکس خود نوشت. او گفت سالها قبل که کیف و وسایل قابل استفادهاش را به یکی از خیریهها اهدا کرده بود، با تماس عجیبی مواجه شد: «زنگ زدند و گفتند خانمی شماره و راه تماسی با شما میخواهد. من هم موافقت کردم و قراری گذاشتم. زن با یک دختر نوجوان و دو بچه کوچک آمد. گفت من توی جیب کیف شما این انگشتر طلا را پیدا کردهام. انگشتری بود که فکر میکردم از جیبم افتاده و گم شده است. تشکر کردم و گفتم چه طور جبران کنم؟ زن گفت من زن عموی این دخترم. پدرش مرده و پیش ما است و همسرم میخواهد به یک معتاد دزد و عوضی شوهرش بدهد. اگر این بچه کنکور قبول شود و به دانشگاه برود، زندگیش تغییر میکند، به او کمک کن!»
خانم بهرامی در ادامه نوشته که برای دخترک حامیانی یافته و کتاب و کلاس برایش فراهم کرده بود تا در نهایت در رشته زبان عربی در «دانشگاه فردوسی» قبول شد: «این دختر نوجوان که حالا معلم شده است، حامی عموزادههای خودش خواهد بود.»
شاید برای بسیاری از کسانی که غرق در امکانات هستند و میتوانند در بهترین کلاسهای کمک آموزشی شرکت و بهترین کتابها را تهیه کنند و در مدارس تراز اول درس بخوانند، قبولی در رشته پرستاری دانشگاه سراسری در بروجرد چندان مهم نباشد اما به گفته حدیث بیرانوند، برای دخترانی که هر کدام به دلیل فقر منابع دستکم شش سال پشت سد کنکور مانده بودند، این قبولی دریچهای به روی یک زندگی بهتر خواهد بود.
فعال اجتماعی که در این زمینه با «ایرانوایر» گفتوگو کرده است هم میگوید: «برای ما اثبات شده است عموما افرادی که با سختی به هدف میرسند، خودشان به حامیان تازه افراد کم برخوردار بدل میشوند. دخترانی که امسال در روستاهای دورافتاده در دانشگاه پذیرفته شدهاند، کتابهای اهدایی خود را کنار گذاشتهاند تا در اختیار چند نفر دیگر قرار بدهند. برخی از آنها اعلام آمادگی کردهاند که در دروس دبیرستان به بچههای دیگر درس بدهند. یکی از حامیان و همراهان ما در این مسیر، پزشک جوانی است که خود با سختی بسیار از یک شهرستان کوچک و مرزی و بیامکانات در رشته پزشکی پذیرفته و فارغالتحصیل شده است. بنابراین توانمندسازی یک زن میتواند راه را برای تقویت و توانمند کردن زنان در حاشیه مانده و محروم دیگر باز کند.»
او تاکید میکند در شرایطی که حاکمیت هیچ برنامه مدونی برای رسیدگی به اقشار در حاشیه مانده ندارد و تشکلهای غیردولتی و گروههای داوطلب نیز معمولا با اتهامات عجیب و غریب و امنیتی مواجه میشوند، شاید این اقدامات شخصی از بهترین خبرهایی باشند که اندکی تلخی روزگار کنونی را بشویند و از میان ببرند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر