اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» آثاری فراتر از متن داشت و «زن»، «بدن زنانه»، «حقوق زنان» و… مجددا تبدیل به یکی از موضوعات اصلی شدند. محافظهکاران در دو سر طیف مخالف و موافق جمهوری اسلامی، در مقابل هر تغییری در حوزه زنان بیشترین مقاومت را از خود نشان میدهند. این مقاومت در مواجهه با خرده کمپینهای شکل گرفته در شبکههای اجتماعی نمودی بیشتر داشت؛ خرده کمپینهایی مانند انتشار عکس «نود» به عنوان نمادی از «شادی» در پی مرگ «ابراهیم رئیسی».
لباس شنای زنانه بهانهای برای نقد سیاستهای جمهوری اسلامی
داستان بیکینی از یک حساب کاربری در شبکه اجتماعی «ایکس» شروع شد که چند عکس به بهانه پایان ماه مهر منتشر کرد و در یکی از آن عکسها، لباس شنای زنانه یا همان بیکینی بر تن داشت. این عکس مورد قضاوت قرار گرفت و صاحب اکانت از سوی کاربران هوادار نظام یا طیفهای محافظهکارتر شماتت شد.
نکوهش این زن باعث شد تا گروهی دیگر از فعالان در این شبکه مجازی به منظور عادیسازی تصویر زنان با لباس شنا، تصاویر مشابهی از خود منتشر کنند.
از آغاز اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، بحث در مورد حدود آزادی زنان در انتخاب پوشش تبدیل به یکی از مسایل پرحاشیه شد. از یک سو حامیان «حجاب اجباری» ادعا داشتند که موضوع آزادی پوشش به حجاب سر محدود نمیماند و در صورت تغییر قانون، جامعه به سوی برهنگی میرود. از سوی دیگر، برخی از حامیان «انتخاب آزادانه نوع پوشش» نیز مدعی بودند نباید با «ساختارشکنی»، جامعه محافظه کار را تحریک کرد.
یک جامعهشناس و پژوهشگر حوزه زنان ساکن تهران در این رابطه به «ایرانوایر» گفت: «موضع جوامع مردسالار نسبت به زنان در تمام طول تاریخ موضع کنترل، هدایت و… بوده است. در کشور ما اما قوانین هم از این مناسبات بین مردان و زنان حمایت میکنند و مردان را در جایگاهی قرار میدهند که میتوانند در مورد جزییترین مساله زنان، از پوشش تا دیگر بخشهای حیات اظهار نظر کنند.»
به گفته او، تبلور حاکمیت مردان بر زنان را باید در کنترل بدن زن دید.
نود-رئیسی؛ عصیان بدنهای برهنه
موضوع از تکرار یک شرط قدیمی در شبکه اجتماعی ایکس شروع شد؛ شرط انتشار عکس نود در صورت تایید خبر مرگ ابراهیم رئیسی در روز ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱.
پس از تایید خبر جان باختن رییس دولت سیزدهم، برخی از کاربران این شبکه اجتماعی شرط خود را ادا و تصاویر نودی را منتشر کردند. بعضا این تصاویر متعلق به خودشان بود و در برخی موارد عکسهایی را که در فضای وب یافته بودند.
تاثیر این کمپین اما آنقدر بود که «محمدرضا شهبازی»، مجری پرحاشیه «پاورقی» با ادبیاتی سخیف در برنامه «کانال دو» صداوسیما گفت: «هرزهها آن طرف هستند؛ همانطور که در طول تاریخ هرزهها آن طرف بودند؛ همانطور که هند جگرخوار آن طرف بود…چهقدر خوب است که ما آن طرف نیستیم؛ چهقدر خوب است که قالب و اکثر مردم ایران آن طرف نیستند…»
این خردهکمپین اما تنها از سوی نظام مورد نقد قرار نگرفت، برخی از منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی نیز این کمپین را ساختارشکن و حتی آن را هدایت شده از طرف جمهوری اسلامی دانستند.
یک جامعهشناس و پژوهشگر شبکههای اجتماعی اما در این رابطه به «ایرانوایر» گفت: «بر اساس پایش دقیق کاربران فارسی زبان شبکههای اجتماعی، میتوانم با قاطعیت بگویم که موضوع انتشار عکس نود در صورت تایید خبر مرگ رییسجمهوری سابق، یک کمپین کاملا سالم و ارگانیک بود.»
او اضافه کرد: «البته غیرقابل کتمان است که در این خردهکمپین یا دیگر کمپینهایی از این دست، ممکن است نهادهای امنیتی نیز ورود کنند اما موضوع مشروط کردن انتشار عکس نود در صورت رخ دادن اتفاقی خاص، موضوعی قدیمی در توییتر است. پیشتر نیز بارها و بارها کاربران شبکههای اجتماعی در مواجهه با یک مسابقه فوتبال خاص، گرفتن ویزا، حتی خنک شدن هوا یا باریدن باران، قول انتشار عکس نود داده بودند. این یک ترم تکرار شونده در همه شبکههای اجتماعی است و محدود به ایران نیز نیست.»
این پژوهشگر شبکههای اجتماعی ادامه داد: «موضوع دیگری که در این بین مهم است، جوانی افرادی است که چنین محتوایی منتشر میکنند. برای متولدین دهههای ۵۰ و ۶۰، موضوع تن، جنسیت، مسایل جنسی و … تابو قلمداد میشود. این افراد رویکرد محافظهکارانه خود را به شبکههای اجتماعی نیز آوردهاند. نسلهای بعدی اما در عرصه زندگی چنین محافظهکاری ندارند و به طبع آن، در شبکههای اجتماعی نیز رفتاری ساختار شکنانهتر دارند.»
یک جامعهشناس و پژوهشگر حوزه زنان در این رابطه به «ایرانوایر» گفت: «یکی از اهداف نظامهای سلطهگر-پدرسالار، تصاحب بدن زن است. در نظام فکری این نظامها، بدنهای خالی از تعریف خاص مردانگی، مانند بدن زن، بدن کوئیر، بدن معلول و…، کامل نیستند و دیگری قلمداد میشوند.»
او ادامه داد: «اعتراضات زن، زندگی، آزادی، گذشته از ابعاد فراوان سیاسی و اجتماعی، یک دستاورد مهم دیگر نیز داشت و آن مطرح شدن بدن زنانه بود که جرقه اولیه آن با حذف روسری به عنوان نمادی از این دیگریسازی زنان در جامعه بود. در این مبارزه و مقاومت روزمره، تقابلی بین ذهن و بدن وجود ندارد که بخواهیم با ارزشگذاری بر آنها، یکی را نشانه تفاخر و دیگری را مظهر ابتذال بدانیم. هیچ ابتذالی در مفهوم بدن زنانه و در برهنگی وجود ندارد.»
من هم سلیطهام؛ از کار انداختن ادبیات سرکوب
یکی دیگر از خرده کمپینهای ماههای اخیر، کمپین «منهم سلیطهام» در واکنش به سلیطه خوانده شدن زنی بود که با یک آخوند هتاک در درمانگاهی در قم درگیر شده بود.
پس از انتشار فیلم درگیری این زن بر سر تصویربرداری مخفیانه آن آخوند در شبکههای اجتماعی، گروهی از کاربران با استفاده از هشتگ «من هم سلیطهام»، اعتراض خود را نشان دادند.
پژوهشگری که «ایرانوایر» گفتوگو کرده است، در این رابطه توضیح داد: «موضوع دیگری که در این بین مهم است، جوانی افرادی است که چنین محتوایی منتشر میکنند. برای متولدین دهههای ۵۰ و ۶۰، موضوع تن، جنسیت، مسایل جنسی و … تابو قلمداد میشود. این افراد رویکرد محافظهکارانه خود را به شبکههای اجتماعی نیز آوردهاند. نسلهای بعدی اما در عرصه زندگی چنین محافظهکاری ندارند و به طبع آن، در شبکههای اجتماعی نیز رفتاری ساختار شکنانهتر دارند.»
منتقدان این خرده کمپین نیز از یک سو هواداران جمهوری اسلامی و از سوی دیگر طیفی از مخالفان این نظام بودند.
پژوهشگر حوزه زنان در رابطه با همپوشانی موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی در نقد این خرده کمپین، به «ایرانوایر» گفت: «مخالفت با جمهوری اسلامی لزوما به معنای حمایت از حقوق زنان نیست. اتفاقا یکی از نقاط اشتراک برخی از مخالفان نظام حاکم در ایران و هواداران آن، همین محافظهکاری افراطی در مواجهه با موضوع زن و مسایل زنان است. هر دو گروه زن را نه مستقل و دارای حقوق که فردی در حاشیه، نیازمند کنترل، دفاع و … میدانند. در نهایت یک گروه به زن حق میدهد تا یک سطح مشخص در رابطه با پوشش حق انتخاب داشته باشد و گروه دیگر این حق را قائل نیست. مهم این است که از نگاه هر دو سر طیف، زن نباید و نمیتواند عاملیت داشته باشد.»
به گفته او، استفاده از ادبیات سرکوبگر یا بازتولید مناسبات سرکوبگرایانه نیز در همین راستا است.
لزوم حساسیتزدایی از ابزار سرکوب
در همان هفتههای اول اعتراضات زن، زندگی، آزادی، گروهی از کاربران شبکههای اجتماعی در مواجهه با ادبیات تحقیرآمیز هواداران نظام در «بیغیرت» خواندن مردانِ زنانی که حجاب اجباری از سر برداشتند، نوشتند: «من بیغیرتم!»
این خردهکمپین نیز از جمله واردی بود که واکنشهای گستردهای را در افکار عمومی برانگیخت.
یک جامعهشناس و پژوهشگر شبکههای اجتماعی اما در این رابطه به «ایرانوایر» گفت: «به صورت معمول این دست خردهکمپینها، احساسات محافظهکاران مخالف جمهوری اسلامی را جریحهدار میکنند؛ محافظه کارانی را که گمان میبرند رفتارهای ساختارشکنانه از یک سو بهانه به دست حاکمیت برای زیر سوال بردن کل یک جریان میدهند و از سوی دیگر باعث ترس قشر خاکستری و نزدیکتر شدن این طیف به حاکمیت میشوند. حاکمیت نیز با دمیدن بر این آتش، باعث میشود طیفهای مخالف و منتقد جمهوری اسلامی روبهروی هم قرار بگیرند.»
به گفته او، تنها راهحل برای خلع سلاح کردن هر دو گروه، حساسیتزدایی از طرح چنین موضوعاتی در شبکههای اجتماعی است: «اگر این حساسیتزدایی رخ دهد، دیگر مهم نیست که آیا نهادهای امنیتی در این کمپینها دست دارند یا خیر. همچنین کسی نیز از دیدن بدن برهنه دیگر آزرده نمیشود و به خشم در نمیآید.»
پژوهشگر حوزه زنان اما نظر دیگری دارد. به گفته او، سوال مهم این است که چنین کمپینهایی چه مشکلی در راه مبارزه با جمهوری اسلامی یا هر هدف دیگری ایجاد میکنند: «منتقدان عموما برای این سوال پاسخی ندارند و تنها از دیدن بدن زنانه است که وحشت میکنند یا از کار افتادن ادبیات سرکوبگرا و…»
نظامهای سلطهگر-پدرسالار برای کنترل افراد تنها به وضع قانون و نیروی قهریه بسنده نمیکنند، این دست از نظامها با استفاده از آنچه «فرهنگ» میخوانند و فربه کردن سنتهای «ضد دیگری»، سرکوب برخی از گروههای اجتماعی، از جمله زنان را هم سیستماتیک میکنند. مبارزه سیاسی با چنین نظامهایی اگرچه ممکن است موجب سقوط دیکتاتوری شود اما لزوما فرهنگ جامعه را تغییر نمیدهد. برای تغییر فرهنگ، راهی بس طولانی در پیش است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر