close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

زن‌کشی؛ حدیثه و محدثه جلوی مادر کاردآجین شدند، فاطمه جلوی فرزندانش

۲۲ آذر ۱۴۰۳
مریم دهکردی
خواندن در ۷ دقیقه
زنان، حقوق زنان، زن‌کشی، قتل ناموسی،  حدیثه جدیت، محدثه جدیت، فاطمه امیری، حلیمه حبیب‌الهی،
در ایران، آمار قتل‌ زنان، به‌طور رسمی اعلام نمی‌شود. زنان کشته شده به آمار و ارقامی گذرا تقلیل داده می‌شوند و علت همه قتل‌ها «اختلافات خانوادگی» است
زنان، حقوق زنان، زن‌کشی، قتل ناموسی،  حدیثه جدیت، محدثه جدیت، فاطمه امیری، حلیمه حبیب‌الهی،
حدیثه و محدثه جدیت در میاندوآب کشته شدند
زنان، حقوق زنان، زن‌کشی، قتل ناموسی،  حدیثه جدیت، محدثه جدیت، فاطمه امیری، حلیمه حبیب‌الهی،
فاطمه امیری به دست همسرش به قتل رسید

در ایران، آمار قتل‌ زنان، به‌طور رسمی اعلام نمی‌شود و تنها گاهی اخباری پراکنده در این مورد در رسانه‌ها به چاپ می‌رسد که عموما هویت زنان کشته شده و چرایی اقدام به قتل آن‌ها، در این خبرها نیست. زنان کشته شده به آمار و ارقامی گذرا تقلیل داده می‌شوند و علت همه قتل‌ها «اختلافات خانوادگی» است؛ عبارتی کلی و مبهم که پهنه بزرگی از مشکلات و مسائل را در خود جای داده است.

در دو هفته گذشته، اطلاعات تازه‌ای از چند فقره زن‌کشی به دست «ایران‌وایر» رسیده است. نخستین مورد شامگاه ۱۵آذر در شهر میاندوآب، واقع در استان آذربایجان غربی رخ داده. هدف دو خواهر جوان بوده‌اند و قاتل، همسر یکی از آن‌ها. 

***

محدثه و حدیثه جدیت، دو قربانی تازه قتل‌های مبتنی‌بر جنسیت در میاندوآب هستند. یک منبع نزدیک به خانواده جدیت به ایران‌وایر می‌گوید: «قتل این دو خواهر روز ۱۵آذر۱۴۰۳ در خیابان جانباز شهر میاندوآب رخ داد. محدثه جدیت، قربانی کودک‌همسری بود. او با مردی ازدواج کرده بود که به‌شدت اعتیاد داشت و بعد از اطلاع از این موضوع، درخواست جدایی خود را به‌شکل جدی پیگیری می‌کرد. درخواست طلاق از سوی محدثه موجب شد که همسرش به منزل خانوادگی محدثه برود. او با کارد، محدثه، خواهرش حدیثه و مادرشان را به‌شدت مجروح کرد و بعد از آن هم متواری شد.»

به گفته این منبع آگاه، شدت جراحات وارده به محدثه و حدیثه جدیت به‌قدری بالا بود که آن دو در دم جان خود را از دست دادند، اما مادر خانواده خوشبختانه نجات یافت و در بیمارستان است.

محدثه جدیت در زمان وقوع قتل ۱۹ ساله، و خواهرش حدیثه، ۱۷ ساله بود.

فرد آگاهی که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده است می‌گوید: «مردی که محدثه و حدیثه جدیت را به قتل رسانده، ساعاتی پس از فرار از محل جنایت توسط پلیس دستگیر شده. نکته مهم این است که او سه سال قبل از این جنایت، فرد دیگری را نیز به قتل رسانده، اما با‌توجه به اینکه پدرش این قتل را بر عهده گرفت، از او رفع اتهام و آزاد شد.»  

او با اشاره به ناکارآمدی قوانین و بازدارنده نبودن مجازات‌ها در ایران می‌گوید: «چرا باید فردی که مشکوک به قتل یا معاونت در قتل است آزاد شود، بدون بررسی کافی که چنین جنایتی را دوباره رقم بزند؟»

بندرعباس؛ ۲آذر۱۴۰۳

بر‌اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، زن جوانی به نام «حلیمه حبیب‌اللهی»،  اهل ایذه، به دست همسرش که پسر عمو او نیز بوده به قتل رسیده است.

یک منبع آگاه به ایران‌وایر می‌گوید: «حلیمه از قربانیان کودک‌همسری و ازدواج اجباری بود. او در طول سال‌ها زندگی مشترک همواره توسط همسرش مورد خشونت فیزیکی قرار داشت. همسرش پس از به قتل رساندن او مدعی شد که حلیمه اقدام به خودکشی کرده و به زندگی خود پایان داده است؛ ادعایی که سراسر کذب است.»

حلیمه حبیب‌اللهی تنها ۲۲ سال داشت. او مادر دو کودک خردسال بود و هنگامی که پیکرش را پیدا کردند، از لوله گاز آویزان بود.

فرد آگاهی که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده می‌گوید: «حلیمه همراه با همسر و فرزندش، ساکن یکی از روستاهای چهارمحال‌و‌بختیاری بود. مدتی قبل همسر حلیمه او و فرزندانشان را به‌بهانه دیدار با خواهرش به بندرعباس برده بود. ۲آذر سال جاری اما به خانواده حلیمه خبر داد که او خودش را از دستگیره باز و بسته کردن گاز حلق‌آویز کرده است، اما این دروغ بزرگی است و خانواده و نزدیکان حلیمه یقین دارند که او به دست همسرش کشته شده و این‌ها صحنه‌سازی است.»

این منبع آگاه با اشاره به ویژگی‌های فیزیکی حلیمه می‌گوید، اینکه او از چنین دستگیره‌ای که ارتفاع چندانی از زمین نداشته آویزان شده و جان خود را از دست داده باشد، غیرممکن به نظر می‌رسد. چون حلیمه قد بلندی داشت و ارتفاع لوله گازی که گفته شده او خود را به آن آویخته، تقریبا یک متر بوده است.»

همسر حلیمه با او نسبت فامیلی داشت. به گفته افراد نزدیک به این زن جوان، او مجبور به ازدواج با پسر عمو خود شده بود: «حلیمه در نوجوانی دوست پسری داشت و وقتی این رابطه افشا شد، تحت فشار خانواده و نزدیکانش مجبور شد ازدواج با پسر عمویش را بپذیرد. او در تمام مدت زندگی مشترکشان به‌طور مداوم در معرض ضرب‌وشتم و خشونت فیزیکی بود.»

بهمئی؛ ۲۵آبان۱۴۰۳

مردی در شهرستان بهمئی از توابع استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد، به‌وسیله‌ سلاح سرد اقدام به قتل همسرش کرد و بعد از آن به زندگی خود پایان داد. انگیزه  قاتل از ارتکاب این قتل مانند همه جنایت‌های مبتنی‌بر جنسیت، «اختلافات خانوادگی» عنوان شده است.

با‌این‌همه، سازمان حقوق‌بشری «هه‌نگاو» در‌این‌باره نوشته است: «یوسف خازنی ۴۰ ساله، روز جمعه ۲۵آبان۱۴۰۳، همسر ۳۵ ساله‌اش سارا آبدار را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند و بعد از آن خود را به دار آویخت و به زندگی‌اش پایان داد.»

در ویدیویی که از خاکسپاری این زن و مرد منتشر شده، هیچ اشاره‌ای به اینکه او همسرش را کشته و بعد به زندگی خود پایان داده، نشده است.

قیامدشت؛ ۳آبان۱۴۰۳

ایران‌وایر مطلع شده زن جوان ۲۶ ساله‌ای به نام «فاطمه امیری»، ساکن قیامدشت از توابع شهر ری در استان تهران، به‌شکلی فجیع توسط همسرش به قتل رسیده است.

به گفته منابع نزدیک به خانواده امیری، او یکی دیگر از قربانیان کودک‌همسری است: «فاطمه در ۱۴ سالگی با همسرش آشنا شد. همسرش به او ابراز عشق می‌کرد و با اینکه خانواده فاطمه به‌شدت مخالف ازدواج او بودند، خودش هم اصرار کرد و در نهایت ازدواج کردند.»

به گفته منبع نزدیک به خانواده امیری، همسر و خانواده همسر او افراد چندان خوشنامی نبودند و علت مخالفت خانواده همین بود: « فاطمه ۱۲ سال در این زندگی مشترک زحمت کشید. همسرش معتاد و بی‌بند‌و‌بار بود. بر سر هر ماجرای کوچکی او را کتک می‌زد و هربار که فاطمه به خانه مادر و پدرش برمی‌گشت، تهدیدشان می‌کرد که اگر بر نگردد، یکی از اعضای خانواده را خواهد کشت. فاطمه از ترس اینکه به خانواده‌ او آسیب نرسد، بدون اینکه درباره تهدیدها چیزی بگوید منزل خانواده را ترک می‌کرد و به شکنجه‌گاهی که خانه‌اش بود برمی‌گشت.»

آخرین بار سال ۱۴۰۲ فاطمه امیری بار دیگر به‌شکلی فجیع از همسرش کتک خورد و به خانه مادر و پدرش رفت. همان روزها از همسرش به اتهام خشونت بی‌اندازه و تهدید خود و خانواده‌اش به مرگ شکایت کرد و دیگر به منزل مشترکشان باز نگشت: «فاطمه دو فرزند داشت، اما وقتی منزل مشترکشان را ترک کرد، همسرش اجازه دیدار با فرزندانش را نداد. فاطمه تلاش می‌کرد کار پیدا کند، می‌خواست شرایط را برای خودش تحمل‌پذیر کند. یک‌سال بعد از ترک منزل مشترک، همسرش به فاطمه زنگ زد و گفت اگر می‌خواهی بچه‌ها را ببینی تنها بیا، چون آن‌ها دلتنگت هستند.

 فاطمه بی‌آنکه چیزی به کسی بگوید از کارش مرخصی گرفت و به شهر ری رفت و بچه‌هایش را تحویل گرفت. برایشان لباس خرید، با هم به رستوران رفتند و غذا خوردند و چند ساعت بعد هم همسرش تماس گرفت که بچه‌ها را ببر قیامدشت و تحویل مادرم بده.»

حوالی ظهر، فاطمه فرزندانش را به قیامدشت، منزل خانواده همسرش می‌برد. به‌بهانه اینکه بیا گفت‌وگو کنیم، فاطمه را به داخل منزل دعوت می‌کنند و مقابل چشم بچه‌ها او را مورد ضرب‌و‌شتم و تحقیر قرار داده و در نهایت با ضربه‌های چاقو به قتل می‌رسانند.

پیکر فاطمه امیری شامگاه ۳آبان۱۴۰۳ در‌حالی‌که لای پتو و روفرشی پیچیده شده بود، در یک کمد گذاشته و حوالی میدان چهل قز، بالاتر از قیامدشت رها می‌کنند.

به گفته منابع آگاه، کارگرانی که در چهل قز در کارخانه‌‌ای مشغول‌به‌کار بودند، پیکر فاطمه امیری را پیدا کرده و با چک کردن دوربین‌های مداربسته همان کارخانه، پلاک وانتی که پیکر رو به آنجا انتقال داده بود را پیدا می‌کنند. در‌حال‌حاضر سه برادرشوهر فاطمه به‌ اتهام مشارکت در قتل او بازداشت شده‌اند، اما همسر فاطمه همچنان متواری است.

 روزنامه «اعتماد» در تیر سال جاری گزارشی منتشر کرد که در آن آمده بود  «طی سه ماهه نخست سال‌های ۱۴۰۱، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، دست‌کم ۸۵ زن و دختر توسط شوهر، پدر، برادر و مردان دیگری که جزو نزدیکان آن‌ها بوده، کشته شده‌اند. طبق این بررسی در سه ماهه نخست سال ۱۴۰۳، دست‌کم ۳۵ زن و دختر در شهر‌های مختلف ایران به قتل رسیده‌اند.»

در گزارشی دیگر، روزنامه «شرق»، تیر۱۴۰۲، از کشته شدن حداقل ۱۶۵ زن در فاصله خرداد۱۴۰۰ تا پایان خرداد۱۴۰۲ خبر داده بود؛ یعنی به‌طور میانگین هر چهار روز یک زن‌کشی.

بررسی‌های ایران‌وایر نشان می‌دهد که این آمار حداقلی است و تنها شامل مواردی است که رسانه‌ای می‌شوند. در بسیاری مواقع، به‌ویژه در قتل‌های مبتنی‌بر جنسیت و خشونت‌های خانگی، دلیل واقعی مرگ قربانیان مسکوت می‌ماند.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

گزارش

سوریه و جنبش دادخواهی؛ چرا بدون عدالت ترمیمی پیروزی ممکن نیست؟

۲۲ آذر ۱۴۰۳
پژمان تهوری
خواندن در ۷ دقیقه
سوریه و جنبش دادخواهی؛ چرا بدون عدالت ترمیمی پیروزی ممکن نیست؟