سال ۱۳۹۵ که با رتبه ۱۱۷ وارد دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران شد هرگز فکر نمیکرد، ترم آخر وقتی تنها ۱۶ واحد تا دریافت مدرک دکترای حرفهای دندانپزشکی فاصله دارد، از تحصیل محروم شود.
مطهره گونهای، زندانی سیاسی سابق و فعال دانشجویی یکشنبه هفته گذشته ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ در صحن دانشگاه، وزیر بهداشت را خطاب قرارداد تا به ممنوعیت از تحصیل خود اعتراض کند اما نهتنها مجال صحبت نیافت که خودش و همراهانش توسط نیروهای حراست مستقر در دانشگاه تفتیش و بازجویی شدند. بازجویی پیش چشم معاون وزیر بهداشت انجامشده و بازجو به او گفته است: «چرا از ایران نمیروی. برو، ما همه امکانات را برایت فراهم میکنیم. مهاجرت کن.»
مطهره گونهای بارها در ساختمان حراست دانشکده پزشکی دانشگاه تهران توسط نیروهای حراست و بازجوهای وزارت اطلاعات بازجویی شده است. او با ایرانوایر ازآنچه پس از زندان بر او گذشته، گفتوگو کرده است.
***
سال ۱۴۰۲ که مهسا امینی در بازداشت «گشت ارشاد» جان باخت، مطهره گونهای، دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه تهران و دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشکده علوم پزشکی بود. انتشار بیانیه انجمن اسلامی در آغاز اعتراضات سراسری پس از جان باختن مهسا امینی منجر به احضار و بازداشت مطهره گونهای در ۴ مهر ۱۴۰۱ شد. یک هفته را در بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند و سپس با قرار کفالت آزاد شد.
او پس از آزادی به دانشگاه بازگشت اما از همان روز متوجه شد از ادامه تحصیل منع شده است. اولین بار حسین قناعتی، رییس وقت دانشکده علوم پزشکی تهران این خبر را به او داد: «قناعتی به من گفت: شما ممنوع از تحصیل هستی. از طرف شورای امنیت ابلاغیهای مبنی بر ممنوعیت از تحصیل ۵ دانشجو در کل کشور آمده که اسم شما هم در ابلاغیه است و باید تا آمدن ابلاغیه جدید مبنی بر بازگشت شما به دانشگاه صبر کنید.»
مطهره گونهای میگوید هرروز به دانشگاه مراجعه کرده اما جوابی نمیگرفته: «در طول هفته یکی دو روز دم دانشکده مینشستم و میگفتم من فقط دفاع از تزم مانده، من کار قانونی در تشکل دانشجویی کردم. نهاد قضایی هم برای من قرار منع تعقیب صادر کرده و چرا باید پیگرد قانونی وجود داشته باشد؟
متوجه شدم وزارت اطلاعات در نهاد قضایی پرونده بسته شده اما وزارت اطلاعات در دانشگاه نفوذ دارد و اعمال قدرت میکند.
اجازه شرکت در امتحان را که نمیدهند کارت دانشجوییاش را هم ضبط میکنند «یک روز امتحان میدادم، یک روز نمیگذاشتند. چند واحد درسی که نگذاشته بودند امتحان بدهم نمره صفر رد شد و مشروط شدم.» در روزهایی که مطهره برای امتحانات به دانشگاه میرود، بازجو او را احضار میکند و در دانشگاه بازجوییاش میکند و میگوید که نمیگذارم به دانشگاه برگردی: «بازجویی که در ۲۰۹ من را بازجویی کرده بود، من را صدا کرد، محلش جای عجیبی نبود آنقدر نیروهای امنیتی داخل دانشگاه آمده بودند که در دانشگاه بازجویی میکردند. بازجو به من گفت کار سیاسی را بگذار کنار و زندگیات را بکن. من آن زمان متأهل بودم. بعدها فهمیدم بازجوی من به نام «مقدسی» که مسوول کارگزینی وزارت بهداشت بود با همسر سابق من هم ارتباط نزدیک گرفته بود.»
فروردین ۱۴۰۲ او برای انجام یکسری امور پایاننامه به دانشگاه برمیگردد. منعی برای ورود به دانشگاه نداشت اما اواخر فروردین که انجمن اسلامی یک مراسم افطاری برگزار میکند و حراست علیه انجمن اسلامی و شخص مطهره گونهای موضع میگیرد و او را در بیانیهای «عامل فتنه» و «توهینکننده به اسلام و مقدسات» میخواند، یک پرونده قضایی در دادسرای شعبه سوم امنیت با اتهام توهین به مقدسات برای او باز میشود. او در این پرونده قضایی تبرئه میشود و قرار منع تعقیب صادر میشود اما جلوی ورودش به دانشگاه گرفته میشود.
یک سال بعد ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ مطهره گونهای به خاطر حمایتهایش از کمپین «نه به اعدام» پس از صدور حکم اعدام «توماج صالحی» بازداشت و پس از هشت روز با قرار وثیقه تا زمان برگزاری و صدور حکم دادگاه آزاد میشود.
پس از تشکیل دولت مسعود پزشکیان، مطهره تصمیم میگیرد فهرستی از دانشجویانی که مثل خودش از تحصیل محروم هستند، تهیه کند، فراخوانی میدهد و از دانشجویانی محروم از تحصیل دعوت میکند که نام و نشانی خود را بدهند: «تیر ۱۴۰۳ که دولت پزشکیان تازه سر کار آمده بود و کابینه داشت شکل میگرفت ۳۵۰ نفر محروم از تحصیل بودند.»
اواخر مرداد حکم یک سال حبس تعزیری مطهره گونهای تایید شده بود و او منتظر تماس اجرای احکام بود که از دفتر محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان با او تماس میگیرند: «گفتند ما شنیدیم شما فهرستی از دانشجویان محروم از تحصیلدارید، ممنون میشویم آن را با ما به اشتراک بگذارید. اول گفتم شما بهراحتی میتوانید به این فهرست دسترسی داشته باشید. در جواب گفتند هنوز شاکله اصلی دولت پیش تغییر نکرده و دسترسی نداریم. گفتم اگر گرهای از کار دانشجویان باز میشود، مشکلی نیست، لیست را به آنها دادم. آن زمان منتظر اجرای حکم زندان بودم و اصلا به رفع محرومیت از تحصیل خودم فکر نمیکردم.»
بااینحال او شهریور ۱۴۰۳ اجازه انتخاب واحد برای ترم آخر (ترم تسویه) پیدا میکند و حتی تاریخ ارائه پایاننامهاش هم تعیین میشود: «وقتی اعلام کردم انتخاب واحد کردم و قرار است به دانشگاه برگردم اما تهدیدها شروع شد. تلفن میزدند و تهدید میکردند. فشار از همه طرف بود ارزشیها از یکسو تهدید میکردند و تیم دولت میگفتند وزیر بهداشت به خاطر تو زیر فشار است و مدام باید به مجلس جواب بدهد و تو بههیچوجه نباید فعالیت کنی. همین شد که من تصمیم گرفتم فعالیت در داخل دانشگاه را کنار بگذارم.»
اوایل مهر انتخاب واحد مطهره که تایید میشود، بازجو با او تماس میگیرد: «بازجو با من تماس گرفت و گفت بیا ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تقاطع قدس و بلوار کشاورز. دو ساعت بازجویی شدم و در نهایت گفت من نمیگذارم به دانشگاه برگردی. دلخوش به عوض شدن دولت نباش. از جلسه بازجویی که بیرون آمدم متوجه شدم ابلاغیه اجرای احکام آمده و باید خودم را ظرف ۵ روزبه زندان معرفی کنم.»
از روز بعد که به دانشگاه میرود با یکرویه غیرمعمول روبهرو میشود: ««شهرآشوب»، رییس وقت حفاظت فیزیکی دانشگاه هنوز تغییر نکرده بود، جلوی من را گرفت و گفت باید همراه او به اتاق آکوستیک حراست که طبقه دوم دانشکده بود، بروم. من بهواسطه انجمن اسلامی با معاونت دانشجویی وزارت بهداشت دکتر مسعود حبیبی در ارتباط بودم با او تماس گرفتم و گفتم چنین شده، گفت شما همکاری کن، ما میخواهیم مشکل شما حل شود.»
او ۵۰ دقیقه در دانشگاه بازجویی میشود: «یک جوانی هم با ماسک نشسته بود و از من سوالهای عجیب میپرسید. اینکه دیروز کجا بودی؟ با چه کسانی رفتوآمد میکنی و … بعد هم یک برگه جلوی من گذاشتند که تعهد بده هیچ فعالیت سیاسی انجام نمیدهی و فقط درس میخوانی. من اشتباه کردم و با توجه به جمله «همکاری کن» دکتر حبیبی تعهد را امضا کردم و پیش خودم فکر کردم همین یکبار بوده اما این احضار در دانشکده تبدیل به رویه شد و هر روز که به دانشگاه میرفتم، بازجویی میشدم.» او زمانی که نسبت به این رویه به مسوولان دانشگاه اعتراض میکند اما جوابهای عجیبتری میشنود: «رضا رییس کرمی، رییس دانشکده پزشکی گفت میخواستی آدم باشی و درست را بخوانی.»
در این میان مطهره به موشکپرانی جمهوری اسلامی به اسراییل در یک توییت واکنش نشان داد. او نوشته بود: «در جملاتتان نگویید ایران حمله کرد. این طایفه خون و جنون جمهوری اسلامی است که برای ارضای قدرت پوشالی خود حتی مردم کشورش را فدای جنگی خانمانسوز میکند.»
۱۵ مهر ۱۴۰۳ دادستانی به خاطر همین توییت علیه مطهره گونهای اعلامجرم کرد و روز ۱۶ مهر بازداشت و برای اجرای حکم قبلی به زندان منتقل شد. خبرگزاریهای حکومتی نوشتند که مطهره گونهای که با نوشتن نامه عذرخواهی به دانشگاه بازگشته دست به توهین و هتاکی زده است.
او دو هفته بعد در زندان اوین ابلاغیه اخراج از دانشگاه را دریافت میکند: «حتی نگذاشتند کپی ابلاغیه را داشته باشم. فقط آن را نشانم دادند که از دانشگاه اخراج شدهام و مدت ۵ سال هم از شرکت در همه آزمونها محروم هستم. امضای وزیر بهداشت دکتر ظفرقندی و دبیر شورای انضباطی دانشگاه دکتر حبیبی پای ابلاغیه بود.»
مطهره گونهای ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ پس از پنج ماه و نیم از زندان آزاد شد. مصطفی نیلی، وکیل او از پذیرش اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور، شعبه هم عرض حبس مطهره گونهای خبر داد که مجازات فعالیت تبلیغی علیه نظام را از یک سال به پنج ماه و نیم کاهش داد و با توجه به پایان حبس، امروز آزاد شد.
او از همان روز دنبال بازگشت به دانشگاه بوده است. در اولین تماس با مسعود حبیبی اما به او گفته میشود که پرونده او فوق امنیتی است و فعلاً امکان بازگشت به دانشگاه را ندارد. همین میشود که مطهره برای صحبت با وزیر روز یکشنبه ۱۷ فروردین راهی دانشگاه میشود. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت در صحن دانشگاه با دانشجوها دیدار میکند و عکس یادگاری میگیرد اما وقتی مطهره میخواهد صحبت کند، میگوید او را نمیشناسد و او اجازه صحبت کردن ندارد.
مطهره روز یکشنبه بار دیگر توسط نیروهای حراست در دانشگاه بازجویی میشود این بار یکی دیگر از معاونان وزارت بهداشت حضور داشته است؛ دکتر محمدحسین پور غریب: «توصیه کردند مهاجرت کنم. حدود سه چهار ساعت آنجا بازجویی شدم. گفتند: مهاجرت کن. شرایطش را فراهم میکنیم. همه کار میکنیم در آسایش باشی ولی از این خاک برو. گفتم: من دو تا پرونده باز در دادسرای امنیت دارم که هنوز به جریان نیفتاده و اصلاً ممکن است ممنوعالخروج باشم. گفتند: مسالهای نیست و با یک تماس حل میشود.»
این اولین بار نبود که در بازجوییها چنین حرفهایی را میشنود. بااینحال محمدحسین پورغریب معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکده علوم پزشکی به او قول میدهد تا پایان فروردین مشکل او را حل کند: «گفتم من باید بدون قید و شرط به دانشگاه برگردم. این خواسته را بارها مطرح کردهام هم برای خودم و هم برای دانشجویان دیگر اما همیشه وقتی آن را مطرح میکنم با تعجب میگویند منظورت چیست؟ حالا باید کمیته انضباطی تشکیل شود، بعد تصمیمگیری شود.» این بار هم همین را میشنوند: «گفتم من هر جرمی هم مرتکب شده باشم، مجازات شدهام حالا چرا باید از تحصیل که حق من است، محروم شوم و چرا کمیته انضباطی باید درباره جرمی که قبلاً قوه قضاییه برای آن تصمیم گرفته، تصمیم بگیرد. جواب خاصی ندادند گفتند حالا شما بیا صحبت کن.»
مطهره گونهای تنها ۱۶ واحد با گرفتن مدرک دکترای حرفهای دندانپزشکی فاصله دارد اما به او اجازه تحصیل نمیدهند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر