«عباس عراقچی»، وزیر خارجه جدید جمهوری اسلامی ایران، در کتابی که چند هفته پیش از آغاز وزارت غیرمنتظرهاش منتشر کرده، خبر داده که در جریان مذاکرات احیای توافق اتمی برجام که از فروردین۱۴۰۰ تا خرداد آن سال در وین انجام شد، دو شرط «علی خامنهای» بهاجبار کنار گذاشته شد.
***
پس از پیروزی «جو بایدن» در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۹ آمریکا، دولت او وعده داده بود که آماده بازگشت به توافق اتمی برجام است که «دونالد ترامپ» از آن خارج شده بود. خامنهای که ابتدا در پاسخ به پیشنهاد ترامپ برای مذاکره شرط گذاشته بود که آمریکا ابتدا دوباره به برجام برگردد تا جمهوری اسلامی حاضر به مذاکره شود، از این شرط خود عقبنشینی کرد و گفت مقامهای دولت «حسن روحانی» باید غیرمستقیم با آمریکا مذاکره کنند.
«جواد ظریف»، وزیر خارجه وقت که یک فایل صوتی جنجالی در انتقاد از «قاسم سلیمانی» و تاثیر عملکرد نیروی قدس سپاه پاسداران بر سیاست خارجی دولت روحانی از او منتشر و خامنهای گفته بود «صدای دشمن» از دهان او خارج شده، از مذاکرات کنار گذاشته شد و ماموریت آن به عباس عراقچی داده شد که آن زمان، معاون ظریف بود.
عراقچی در کتاب «قدرت مذاکره» که از سوی انتشارات «روزنامه اطلاعات» منتشر شده، گفته است که با پیروزی بایدن در انتخابات، «ایران با حفظ موضع خود مبنیبر عدم مذاکره با آمریکا تا قبل از الحاق مجدد به برجام، اعلام کرد که در مورد شرایط بازگشت آمریکا حاضر است با بقیه اعضای برجام مذاکره کند.»
مذاکرات در فضایی سرد در وین و در همان هتلی که توافق برجام به دست آمده بود، در ۱۷فروردین۱۴۰۰ آغاز شد. عراقچی نوشته «هیات آمریکایی به ریاست آقای "رابرت مالی"، نماینده وقت آمریکا در امور ایران نیز همزمان به وین مسافرت کرده، در هتل جداگانهای استقرار یافت. همزمان با مذاکرات هیات ایرانی به ریاست اینجانب با اعضای کمیسیون مشترک برجام، آنها جداگانه با هیات آمریکایی دیدار و مذاکره میکردند. بهتدریج آقای "انریکه مورا"، مدیر سیاسی سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا که نقش هماهنگکننده کمیسیون مشترک را داشت، به رابط بین هیات ایرانی و آمریکا تبدیل شد و پیامهای اینجانب و آقای مالی را به یکدیگر منتقل میکرد.»
اما مذاکرات به روشی که خامنهای خواسته بود، غیرقابل انجام بود. عراقچی پیامش را به مورا، بدهد مورا پیام را بگیرد و به هتل دیگری که مالی در آن اقامت داشت ببرد. بعد از اینکه پاسخ مالی آماده شده آن را دریافت کند و به هتل محل اقامت عراقچی بیاورد.
رابرت مالی هم چند بار از این شیوه مذاکره انتقاد کرده و آن را زمانبر و اتلاف وقت خوانده بود. عراقچی هم نظر مشابهی دارد، ضمن اینکه مورا را هم میانجی دقیقی نمیداند: «عدم انتقال دقیق پیامها که ناشی از روح مصنوعی حاکم بر مذاکرات غیرمستقیم بود و گاهی تردید در صداقت طرف اروپایی یا [عدم] توانایی درست پیامها، اینجانب رابرت مالی ر وادار کرد که در موارد مهم و حساس، رو به تبادل یادداشت مکتوب بیاوریم.»
زبان مذاکرات مستقیم و مکتوب ایران و آمریکا در وین، انگلیسی بود. عراقچی نوشته است: «طرف آمریکایی مترجم فارسی نداشت و اگر هم داشت، مطمئن نبودیم تا چه حد قادر بود ادبیات سخت و پیچیده مذاکراتی را که هر کلمهاش حساب شده انتخاب میشد دقیق ترجمه کند. در مورد خودمان اطمینان داشتم که با برخورداری از کارشناسان و حقوقدانان کارکشته در هیات خود که مسلط به زبان انگلیسی بودند، قادریم منظور خود را به انگلیسی دقیق و درست بیان کنیم.»
با اینکه دستور خامنهای در منع مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در عمل غیرممکن بود، عراقچی مکتوب بودن آن را هم «واقعا سخت و زمانبر» توصیف کرده است: «در مذاکرات شفاهی اگر جملهای یا کلمهای دقیق بیان نشود، با توضیحات بعدی میتوان آن را تصحیح کرد، یا اگر احساس کنید که طرف مقابل صحبت شما را دقیق متوجه نشده است، امکان توضیح بیشتر وجود دارد؛ ولی در مذاکره مکتوب چنین امکانی نیست و لذا همهچیز باید از همان ابتدا باید با دقت کامل در شکل و محتوا باشد و این نیازمند انرژی و زمان قابل توجهی است. به همین دلیل در مذاکرات وین در بهترین حالت، بیش از یک مکاتبه در روز نمیشد تبادل کرد.»
مذاکرات احیای برجام در روز انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۰ که «ابراهیم رئیسی» از پیش برنده آن تصور میشد، پایان گرفت. عراقچی در وین در انتخابات شرکت کرد و به تهران آمد. چند روز بعد در آخرین دیدار خامنهای با هیات دولت روحانی، رهبر جمهوری اسلامی با تندترین تعابیر که تاکنون درباره هیچکدام از دولت هایی جمهوری اسلامی به کار نبرده، از کابینه روحانی انتقاد کرد و پیشنویس توافق به دست آمده را «غیرقابل پذیرش» خواند.
عراقچی پس از تشکیل دولت رئیسی از سمت خود برکنار شد و تا بهار ۱۴۰۳ که کتاب «قدرت مذاکره» را نوشت، دبیر فاقد نفوذ شورای راهبردی روابط خارجی بود که رییس آن با حکم خامنهای تعیین میشود.
تندروها «کمال خرازی» را بابت این انتصاب بهتندی مورد انتقاد قرار دادند، اما کمتر از ۳ سال بعد، عراقچی با مرگ ابراهیم رئیسی و وزیر خارجه او در سقوط هلیکوپتر و برگزاری انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری، به وزارت خارجه رسید.
او در این کتاب، مذاکره برای «خرید زمان» را یکی از روشهای جمهوری اسلامی ایران ازجمله در پرونده اتمی ذکر کرده و نوشته است که گاهی قربانی کردن فرصتهایی برای حلوفصل اختلافات با هدف افزایش توانایی برنامه اتمی بود تا به قول او، «دست مذاکره کنندگان» را پر کند.
او در کتابش، مذاکره دیپلماتیک را «میدان نبرد» توصیف کرده که «عبور از آن مثل عبور از میدان مین پرالتهاب و پرخطر» است و به تعبیر او در جمهوری اسلامی ایران، «کوچکترین غفلت میتواند منجر به نابودی شود.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر