ادعای جهش صادرات نفت ایران و رکوردشکنی درآمدهای نفتی، با وجود شرایط جنگی و محاصره دریایی توسط ایالات متحده، در هفتههای اخیر به یکی از محورهای اصلی گزارشهای رسانههای حکومتی مانند خبرگزاری مهر و خبرگزاری فارس تبدیل شده است.
به عنوان مثال، خبرگزاری مهر از دو برابر شدن درآمد نفتی ایران در ماه مارس خبر داده و خبرگزاری فارس نیز به نقل از یک منبع آگاه در وزارت نفت، از «افزایش قابلتوجه درآمد نفتی ایران طی دو ماه گذشته» سخن گفته است. این خبرگزاری همچنین مدعی شده که فروش نفت ایران «بیش از دو برابر مدت مشابه» شده و بازگشت ارز حاصل از آن «بدون مشکل» انجام میگیرد.
ادعاهای مربوط به افزایش صادرات و درآمد نفتی ایران در این گزارشها، بدون ارجاع به دادههای آماری مشخص یا گزارشهای مستقل مطرح شده و از واژههای مبهمی مانند «قابلتوجه» و «بدون مشکل» استفاده شده است. در حالی که با توجه به اهمیت درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران، بررسی صحت این ادعاها، مستلزم رجوع به دادههای مستقل، تحلیل روندهای بازار جهانی نفت و ارزیابی شواهد اقتصادی داخلی است.
در این گزارش تلاش کردهایم با توجه به داده ها و مشاهدات موجود، ادعای مطرح شده در خصوص جهش درآمد نفتی جمهوری اسلامی را راستیآزمایی کنیم
فروش دو برابری نفت ایران در دوران جنگ و محاصره: اغلب خبرگزاریهای حکومتی مانند خبرگزاری مهر،فارس و خبرآنلاین یکصدا با مقامات دولتی و نمایندگان مجلس، بارها ادعا کردهاند که اقدامات تحریمی دولت ترامپ و اتحادیه اروپا و محاصره دریایی ایران برای جلوگیری از صادرات نفت، ناکام بوده و فروش نفت ایران نه تنها متوقف نشده که دو برابر هم شده است.
این ادعاها در همه موارد بدون استناد به داده یا آمارهای مشخص مطرح میشوند و حتی در استفاده از واژههایی مانند دو برابر یا سه برابر به پایه محاسبه چند برابر شدن فروش نفت اشاره نمیشود اما به هر حال برای راستیآزمایی این ادعاها در این گزارش به سه منبع بینالمللی استناد میکنیم.
«همایون فلکشاهی»، تحلیلگر ارشد و مدیر بخش تجزیه و تحلیل نفت خام موسسه «کپلر» ادعای جهش صادرات و فروش نفت ایران بعد از شروع جنگ را تایید میکند. او به «ایرانوایر» میگوید که به نظر میرسد، جمهوری اسلامی از همان ابتدا خود را برای این جنگ و اختلال در تنگه هرمز آماده کرده بود چرا که به وضوح در ماههای مارس و فوریه، فروش نفت ایران جهش چشمگیری داشته است. او به نقل از دادههای کپلر میگوید که پیش از آغاز جنگ، مقامات جمهوری اسلامی ذخایر نفتی عظیمی را در نفتکشهای روی آب به مناطق دوردست ارسال کرده بودند تا در مواقع ضروری برای فروش به این محمولههای عظیم دسترسی داشته باشند هرچند که همین نفت خارج از محاصره هم از ۱۲۲ میلیون به ۸۹ میلیون بشکه کاهش یافته است.
دادههای اوپک مبنی بر افزایش فروش نفت ایران و گزارش کپلر هم گفتههای فلکشاهی را به وضوح تایید میکنند.
اما همه این گزارشها در خصوص افزایش فروش نفت ایران، مربوط به پیش از ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ معادل ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ و آغاز محاصره دریایی ایران توسط ایالات متحده آمریکا بوده است.
از تاریخ آغاز محاصره تا کنون فروش و صادرات نفت ایران و همچنین کسب درآمد حاصل از فروش به زیر یک چهارم پیش از آن کاهش یافته و به باور تحلیلگر ارشد و مدیر بخش تجزیه و تحلیل نفت خام موسسه کپلر، درآمد در حال نزدیک شدن به صفر است. هر چند که تولید ممکن است در حد بسیار پایین برای مصرف داخلی همچنان ادامه داشته باشد اما فروش و صادرات نفت با شکستن محاصره دریایی برای جمهوری اسلامی، بسیار چالش برانگیز شده است.
به گفته همایون فلکشاهی از آغاز محاصره دریایی ایران، نفتکشهای جمهوری اسلامی بارها تلاش کردهاند که از محاصره عبور کرده و خود را به خارج از حلقه محاصره برسانند اما ارتش ایالات متحده آنها را به سواحل ایران بازگردانده و از خروج آنها جلوگیری کرده است. حتی بارگیری روزانه نفت ایران هم، حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز سقوط کرده و به ۶۴۰ هزار بشکه در روز رسیده و همین مقدار ناچیز هم در نفتکشهای پارک شده در آبهای جنوب، ذخیره و متوقف شده است.
دادههای موسسه کپلر هم گفتههای فلکشاهی را تایید میکنند. بر اساس برآوردهای Kpler، تولیدات نفت خام ایران از اوایل آوریل به شدت کاهش یافته و از سطح پیش از جنگ یعنی ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه در روز به حدود ۵۶۷ هزار بشکه در روز رسیده است.
موسسه کپلر در ماههای گذشته از اختلالات جدی در جریان صادرات نفت ایران خبر داده و گزارش داده که میزان بارگیری نفت خام ایران از زمان اعمال محدودیتها حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است. اما این موسسه بر خلاف رسانههای مهر و خبرگزاری فارس از برآورد رقم دقیق درآمد نفتی ایران خودداری کرده است چرا که معمولاً حدود دو ماه طول میکشد تا محمولههای نفتی از جزیره خارک به شمالشرق چین برسند و پس از آن نیز حدود دو ماه دیگر زمان نیاز است تا پرداختها به نهادهای ایرانی مانند شرکت ملی نفت ایران (NIOC) یا واسطهها انجام شود.
در عین حال این شرکت برآورد کرده است که اثر مالی محاصره احتمالاً طی سه تا چهار ماه آینده نمایان خواهد شد. در آن مرحله، درآمد نفتی ایران ممکن است روزانه حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون دلار کاهش یابد و این موضوع میتواند بر واردات، بهویژه کالاهای کشاورزی، اثر بگذارد. ایران یکی از واردکنندگان عمده غلات است و ارزش واردات روزانه آن حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون دلار برآورد میشود.
موسسه «تانکر ترکرز» هم که یک نهاد مستقل بیناالمللی است و حرکت نفتکشها را در کل آبهای دنیا بررسی و رصد می کند در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ گزارش داده که ایران در ۲۸ روز گذشته نتوانسته هیچ نفت خامی را با موفقیت از طریق دریا صادر کند. این موسسه توضیح میدهد که «صادرات از ایران» زمانی شمارش میشود که یک نفتکش، خط محاصره دریایی نیروی دریایی ایالات متحده را با محموله نفتی پشت سر بگذارد و بدون بازگشت نفت، اقدام به خروج کند.
گروه تحلیل دادههای انرژی «ورتکسا» هم در تاریخ ۱۰اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کرد که جمهوری اسلامی بین ۲۴ فروردین تا پنجم اردیبهشت، تنها حدود چهار میلیون بشکه نفت خام از دریای عمان صادر کرده و این یعنی روزانه به صورت متوسط حدودا ۲۰۰ هزار بشکه نفت. رقمی که ۹ برابر با ادعای صادرات روزانه ۱میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه رسانههای داخلی فاصله دارد.
خبرگزاری فارس و مهر به نظریه تحلیلگرانی اشاره میکنند که نامی هم از آنها وجود ندارد اما «جیم بورکهارد»، رییس تحقیقات جهانی نفت در «اس اند پی گلوبال انرژی» (S&P Global Energy)، به «نیویورکتایمز» گفته که پس از آنکه آمریکا محاصره دریایی علیه کشتیهای مرتبط با جمهوری اسلامی را اعمال کرد، صادرات نفت ایران بهشدت کاهش یافت و فشار بیشتری بر اقتصاد آن وارد شد.
افزایش قابل توجه درآمد نفتی در دو ماه گذشته: در این جمله، واژه قابل توجه بسیار مبهم و نامشخص است. سوالی جدی این است که قابل توجه دقیقا یعنی چند درصد؟ برای موضوعی مانند درآمد نفتی که مستقیما در نرخ ارز و تورم و معیشت مردم اثر گذار است استفاده از واژه قابل توجه بسیار مبهم و غیر حرفهای و غیر قابل راستیآزمایی است.
در این خبر منبع آگاه خبرگزاری فارس از وزارت نفت مدعی شده که نفت ایران هماکنون با نرخ بیش از ۲ برابر مدت مشابه در بهمنماه به فروش میرسد.
بررسیها نشان میدهد که قیمت سبد نفتی اوپک در نیمه اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۱۲۱ دلار رسیده است. با توجه به اینکه میانگین قیمت نفت سنگین ایران در بهمن ۱۴۰۴ حدود ۶۰ دلار بود، ادعای «فروش با نرخ ۲ برابر نسبت به بهمن» از نظر محاسباتی صحیح به نظر میرسد. اما نکاتی وجود دارد که منبع آگاه خبرگزاری فارس به آنها اشاره نکرده است. هزینه ریسک و تخفیف از آن جمله است.
در شرایطی که تنگه هرمز با بحران مواجه است، جمهوری اسلامی به عنوان یک فروشنده پرریسک شناخته میشود و همین موضوع، هزینه بینالمللی، لجستیک و بیمه نفتکشها (War Risk Insurance) را برای ناوگان ایران به شدت افزایش داده است. بنابراین، سوال اینجاست که از این ۱۲۰ دلار، چه مقدار پس از کسر هزینههای دور زدن تحریم، بیمه و تخفیفهای اجباری برای جذب مشتری در شرایط جنگی، به خزانه باز میگردد؟
هزینههایی که در نتیجه تحریمهای گسترده نفتی و بانکی ایجاد شدهاند، از دو جهت بر درآمد حاصل از فروش نفت فشار وارد میکنند. از یکسو، حمل نفت از آبهای ایران به مقصد خریداران بهدلیل تحریم گسترده نفتکشها، نیاز به تغییر مکرر کشتیها در طول مسیر و انتقال محموله میان نفتکشهای مختلف برای دور زدن تحریمها، با هزینههای سنگینی همراه است. از سوی دیگر، استفاده از واسطهها و شبکههای مالی غیررسمی برای انتقال درآمد حاصل از فروش نفت به داخل کشور نیز هزینه قابل توجهی بر فروشندگان نفت ایران تحمیل میکند.
در نتیجه، حتی اگر قیمت نفت ایران در بازارهای بینالمللی افزایش یافته باشد، این موضوع بههیچوجه به معنای افزایش متناسب یا دو برابری درآمد جمهوری اسلامی از محل فروش نفت نیست.
به علاوه، بر اساس گزارش موسسه Kpler، معمولاً حدود دو ماه زمان لازم است تا محمولههای نفتی ایران به مقصد نهایی، عمدتاً در چین، برسند و پس از آن نیز حدود دو ماه دیگر طول میکشد تا پرداختها به نهادهای ایرانی مانند شرکت ملی نفت ایران (NIOC) یا واسطهها انجام شود.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که ادعاهای مربوط به جهش چند برابری درآمدهای نفتی جمهوری اسلامی در شرایط جنگ و محاصره، در کوتاهمدت فاقد پشتوانه قابل اتکا بوده و بر پایه دادهها یا آمار مشخصی استوار نیست.
پارادوکس نفت ۱۲۰ دلاری و دلار ۱۹۰هزار تومانی و مرغ ۴۰۰هزار تومانی
بخش کلیدی گزارش فارس، «بازگشت بدون مشکل ارز» و «تزریق آن به بانک مرکزی» است. ادعایی که حتی پیش از آغاز جنگ و بروز تنگناهای لجستیکی و مالی هم رد شده بود.
سال گذشته پیش از آغاز جنگ، وزیر نفت جمهوری اسلامی در پاسخ به عدم بازگشت پول نفت به کشور از سوی تراستیها، علنا اعلام کرده بود که وزارت نفت تنها وظیفه فروش نفت را بر عهده دارد و مسئولیتی بابت اخذ پول نفت، متوجه وزیر نفت نیست. در شرایطی که حسینعلی حاجیدلیگانی، نایبرئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، خبر داد که ۶.۷ میلیارد دلار پول فروش نفت به کشور نیامده و از وزیر نفت خواست که در این موضوع پاسخگو باشد. حال چگونه است که پول نفت در زمان صلح و مراودات طبیعی با دور زدن تحریمها هم قابل وصول نبوده اما حالا در دوران جنگ و تنگتر شدن حلقه تحریم و محاصره لجستیکی و مالی جمهوری اسلامی، بدون مشکل به بانک مرکزی تزریق شده است.
البته ادعای مبهم و خالی از مدارک و ارقام دقیق درباره «بازگشت بدون مشکل ارز» و »تزریق آن به بانک مرکزی»، بدون دستیابی به دادههای بانک مرکزی و گزارشهای صرافیهای واسطه و تراستیها قابل راستیازمایی نیست و از آنجایی که همه این ارقام در جمهوری اسلامی، اطلاعات محرمانه تلقی میشوند، تنها راه باقی مانده، بررسی شاخصهای غیر مستقیم مانند روند بهای دلار و قیمت کالاهای وارداتی در ۲ ماه گذشته است چرا که در صورت روان بودن بازگشت ارز باید بتوان، آثار آن را در بازار ارز و بازار کالاهای وارداتی که نیاز به تخصیص ارز دارند مشاهده کرد.
اما «بازگشت بدون مشکل ارز» و «تزریق آن به بانک مرکزی» با آنچه در بازارهای مالی و شاخصهای کلان اقتصادی قابل دریافت و مشاهده است در تضادی آشکار قرار میگیرد.
اگر درآمد ارزی ایران واقعا دوبرابر شده و بنا بر ادعای منبع مطلع خبرگزاری فارس ۱میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه در روز به بهای بشکهای ۱۲۰ دلار فروخته میشود، به این معنی است که روزانه ۲۱۶ میلیون دلار درآمد ارزی برای ایران به همراه دارد. اما بازار ارز به محض اینکه به صورت نیمبند و نیمهتعطیل در شرایط کاملا امنیتی، فعالیت خود را آغاز کرد، شاهد جهش ۲۳ درصدی نرخ دلار تنها در عرض چهار روز بودیم و معنای این جهش، چیزی نیست جز سقوط عرضه ارز در بازار ایران.
غیر از بازار آزاد، در مرکز مبادله بانک مرکزی هم شاهد رشد پیوسته نرخ دلار حواله هستیم و علت این جهش قیمت هم چیزی نیست جز کاهش عرضه بانک مرکزی و صادرکننده و افزایش تقاضای واردکننده. جهش ۶ برابری قیمت کالایی مانند نهاده دامی که مستقیما به ارز وابسته است هم باید در نظر گرفت که خود عامل مرغ کیلویی ۴۰۰ هزار تومان و تخممرغ ۲۳ هزار تومانی است.
عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی در ۲۱اردیبهشت ۱۴۰۵ با اشاره به محدودیتهای تجاری و مبادلات ارزی ناشی از جنگ تایید کرد که این محدودیتها فشار مضاعفی بر بازار وارد کرده است
میزان ارزهای بلوکه شده ایران در کشورهای مختلف از کره جنوبی تا قطر و حتی چین و عراق رقمی معادل ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. منابعی که آزادسازی آنها در مذاکرات میان ایران و آمریکا از مهمترین مطالبات مقامات جمهوری اسلامی بوده و هست. شاهدی روشن بر این حقیقت که دسترسی به کل منابع ارزی حاصل از فروش نفت، حتی در دورانی که خبری از جنگ و درگیری هم نبوده است با وجود تراستیها و دور زدن تحریمها میسر نبوده است.. بنابراین «بازگشت بدون مشکل ارز و تزریق آن به بانک مرکزی» ادعایی است که با واقعیتهای بانکی تحت تحریم همخوانی ندارد.
خصوصا آنکه «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری ایالات متحده آمریکا در دو ماه گذشته بارها از توقیف منابع رمز ارزی سپاه پاسداران و رهگیری آنها خبر داده است. به علاوه امارات متحده عربی هم اعلام کرد که منابع مربوط به فروش نفت ایران در بانکهای این کشور مسدود شدهاند.
راستیآزمایی میزان صادرات نفت از نگاه موسسات داده پردازی رصد نفتکشها
منبع آگاه خبرگزاری فارس ، مدعی شده که میزان صادرات نفت ایران از ۱.۵ میلیون بشکه قبل جنگ به ۱.۸ میلیون بشکه افزایش یافته است. این منبع آگاه به نام یا مشخصات پایگاههای رصد نفتکشها اشارهای نکرده است.
بررسی مراکز دادهپردازی و رصد نفتکش دو پایگاه دادهای Vortexa و TankerTrackers از کاهش ۴۵ درصدی صادرات نفت ایران در ماه مارس و ادامه این سقوط تا بیش از ۸۰ درصد در ماه آپریل نسبت به مارس را نشان میدهد.
این موسسات همچنین تایید کردهاند که تولید نفت ایران همچنان ادامه دارد اما خروج نفتکشها بسیار ناچیز، به صورت محدود و موردی و در برخی بازهها تقریبا صفر گزارش شده است.
مثلاً Vortexa گزارش داده که از زمان اجرای محاصره، تردد کشتیهای مرتبط با ایران به نصف کاهش یافته و آن هم با ترفندهایی مانند تغییر پرچم کشتیها و خاموش کردن ردیاب، موفق به عبور از محاصره شدهاند.
TankerTrackers هم از بارگیری چند میلیون بشکه در مقاطع کوتاه خبر داده است اما این گزارشها با ادعای جمهوری اسلامی در خصوص روند روزانه و پایدار صادرات روزانه ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه فاصله بسیار بالایی دارند. هرچند در مقاطعی از زمان آغاز جنگ صادرات نفت ایران به ۱.۸ میلیون بشکه در روز هم رسیده باشد اما ارائه این ارقام به عنوان وضعیت فعلی یا روند پایدار و افزایشی، گمراهکننده است.
آیا زمان به نفع آمریکاست؟
در پاسخ به این پرسش، اول باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا محاصره دریایی ایران موثر است؟ بر اساس گزارشهای منتشر شده رسمی و دادههای مستند موسسات کپلر و تنکر ترکرز، میزان صادرات و درآمد نفتی ایران از ابتدای آغاز محاصره به سمت صفر میل میکند.
نمودار تنظیم شده بر اساس دادههای موسسه کپلر به وضوح این حقیقت را نشان میدهد. چرا که بنا بر ادعای دولت آمریکا و گزارش کپلر از ۱۳ آوریل تاکنون، هیچ نفتکشی که حامل نفت خام ایران باشد از خط محاصره میان دریای عمان و دریای عرب عبور نکرده است.
از طرفی، حجم نفت در دسترس، برای خریداران چینی در حال کاهش است. نفت ذخیرهشده ایران در خارج از محدوده محاصره طی یک ماه گذشته از ۱۲۲ میلیون بشکه به ۸۹ میلیون بشکه کاهش یافته و در صورت تداوم محاصره، درآمد مؤثر نفتی ایران میتواند ظرف ۶۰ تا ۷۰ روز به نزدیک صفر برسد.
همایون فلکشاهی، وضعیت فعلی را نوعی جنگ اقتصادی کمشدت توصیف می کند اما در عین حال معتقد است که حتی با صفر شدن درآمدهای ارزی، جمهوری اسلامی این پتانسیل و توانایی و سابقه را دارد که بدون توجه به وضعیت وخیم معیشتی در داخل ایران، به قیمت افزایش چاپ پول و تحمیل مضاعف هزینههای دولت و جنگ به مردم از طریق تورم، به ماجراجویی خود ادامه دهد.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر