دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا برای دومین بار به خانواده یکی از کشتهشدگان اعتراضات دیماه در ایران نامه نوشت. دایی (محمد) عرفان فرجی، نوجوان ۱۸ سالهای که ۱۸دی هدف گلوله ماموران سرکوب قرار گرفت، نامه رییس جمهوری آمریکا را در اختیار ایرانوایر قرار داد.
در دومین نامهای که از طرف آقای ترامپ و با امضای او به دایی عرفان رسیده، آمده است: «من همچنان متعهد به پیشبرد یک سیاست خارجی مبتنی بر صلح از طریق قدرت هستم و اطمینان حاصل میکنم که نیروهای نظامی ما برای بازدارندگی در برابر تهدیدها و دفاع از آزادی آمریکا آماده باشند. دولت من همواره از حاکمیت ایالات متحده محافظت خواهد کرد؛ از طریق تقویت توان دفاعی کشور و تجهیز قدرتمندترین نیروی رزمی جهان. بهعنوان فرمانده کل قوا، من همیشه شهروندان ما، ارزشهایمان و کشورمان را در اولویت قرار خواهم داد. خداوند شما را حفظ کند و همچنان ایالات متحده آمریکا را مورد رحمت و برکت خود قرار دهد».
استفاده از عبارت «صلح از طریق قدرت» یکی از شعارهای شناختهشده سیاست خارجی دونالد ترامپ است و معنای آن برای رییسجمهوری آمریکا یعنی حفظ صلح از طریق داشتن قدرت نظامی بازدارنده ممکن است.
این نامه که در اختیار ایرانوایر قرار گرفته است در تاریخ دهم ژوئن (ماه جون) ۲۰۲۶ مصادف با ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ از طریق ایمیل به دایی عرفان رسیده است.
اما پیشتر در بهمن ماه ۱۴۰۴ ترامپ در نامه به این خانواده نوشت «نه فراموش میکنم نه میبخشم».
رییس جمهور آمریکا در این نامه با لحنی صریح تأکید کرده است: «قول میدهم هرگز رویدادهای وحشتناکی را که او (عرفان) را از ما گرفت، فراموش نکنم و نبخشم» و اعلام کرده که دولتش «همواره در کنار مردم ایران در مسیر آزادی و دموکراسی خواهد ایستاد» و برای «به پای عدالت کشاندن آیتالله و رژیم قاتل او» تلاش خواهد کرد. این نامه که در اختیار ایران وایر قرار گرفته بود، روز ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ (۲۳دی ۱۴۰۴) نوشته شده بود و روز دوم فوریه به دست خانواده عرفان در آمریکا رسید.
«مجید مقدسی»، دایی عرفان در تاریخ ۱۰ ژانویه (۲۰دی ۱۴۰۴) پس از شنیدن خبر کشته شدن خواهرزادهاش و کشتار گسترده مردم ایران، نامهای به دونالد ترامپ نوشت. در این نامه، او ضمن شرح کشتار معترضان در ایران از خواهرزادهاش، از ترامپ خواست تا برای حمایت و کمک به مردم ایران اقدام کند. رییس جمهوری آمریکا به فاصله سه روز به این نامه پاسخ داده است.
آقای مقدسی با اعلام اینکه از زمان کشتار دیماه چهار نامه به رییس جمهور آمریکا نوشته است، به ایرانوایر میگوید:«من بارها نامهنگاری کردهام. فکر میکنم این چهارمین نامهای بود که ارسال کردم و تاکنون دو بار نیز پاسخ دریافت کردهام. در این نامه هم ایشان تأکید کرده بودند که با قدرت به مسیر خود ادامه خواهند داد و عبارتی با مضمون «قدرت، صلح میآورد» را مطرح کرده بودند. به نظر میرسد این پیام بار دیگر در همین چارچوب تکرار شده و نوعی تأکید مجدد بر ادامه همان رویکرد و پایبندی به وعدههاست».
مجید مقدسی از شروع دادخواهی برای خواهرزاده خود عرفان فرجی دادخواهی را از مسیر نامه نوشتن به افراد تاثیرگذار پی گرفته است. او اینطور توضیح میدهد که: «من پیگیر این موضوع هستم و تلاش میکنم با هر سازمان حقوق بشری و هر نهاد مرتبطی که امکان همکاری وجود دارد، ارتباط برقرار کنم. همچنین با شماری از وکلای شناختهشده تماس گرفته و درباره نحوه اقدام در شرایط فعلی با آنها مشورت کردهام».
دایی دادخواه عرفان فرجی میگوید: «در کنار این موضوع، هدف ما ثبت و پیگیری یک شکایت حقوقی در مجامع بینالمللی است؛ در ارتباط با کشتارهایی که در آن شبها رخ داده، چه پیش از آن و چه پس از آن، و همچنین در خصوص اعدامها. به نظر میرسد برای پیشبرد مؤثر این روند، لازم است با وکلایی که در اتحادیه اروپا فعالیت میکنند نیز مشورتهای بیشتری انجام شود تا بتوان این مسیر را به نتیجه رساند».
مجید مقدسی در ادامه با اشاره به اهمیت جایگاه مخاطب نامه در معادلات سیاسی جهانی گفت:
«با توجه به اینکه ایشان فردی اثرگذار در سیاست و مناسبات بینالمللی هستند، طبیعتاً نگاهها به سمت ایشان معطوف میشود. من پیشتر نیز تجربه مکاتبه با ایشان را داشتهام و از اینکه به عنوان یک شهروند عادی، نامهام به عنوان رئیسجمهور ایالات متحده پاسخ داده میشود، احساس خوشحالی میکنم.»
او افزود:«در تمام این مدت، پیگیر وضعیت و حقوق خانوادههای داغدار بودهام. در هر نامهای که نوشتهام تأکید کردهام که تصمیمات سیاسی و بینالمللی، بهطور مستقیم بر زندگی این خانوادهها تأثیر میگذارد. حتی زمانی که از صلح سخن گفته میشود، این خانوادهها همچنان در معرض پیامدهای آن تصمیمها قرار دارند وتصور میکنند صلح، به معنای تداوم بقای جمهوری اسلامی است.»
آقای مقدسی با تأکید بر ضرورت شفافسازی و توجه به مطالبات خانوادههای آسیبدیده تصریح میکند:
«در نامههای قبلی به رییس جمهور آمریکا نوشتهام که امروز امید بسیاری از خانوادههای داغدار به شماست و انتظار میرود به وعدههایی که به مردم ایران داده شده، بهطور عملی جامه عمل پوشانده شود و کار جمهوری اسلامی را تمام کنید.»
او در ادامه با اشاره به ابعاد گستردهتر مسیر دادخواهی خود تاکید میکند: «مشت نمونه خروار است. عرفان یکی از هزاران فردی است که در جریان آن دو شب (۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴)، جان خود را برای کشور گذاشت.»
دایی دادخواه عرفان فرجی با اشاره به گستردگی خانوادههای درگیر در این موضوع افزود:« اینها انسانهایی بسیار مظلوم هستند و من نمیدانم چگونه میتوان صدای مظلومیت آنها را به گوش جهان رساند.»
او در ادامه با توضیح درباره انگیزههای خود برای مکاتبه با مقامات بینالمللی تصریح کرد:«لازم است تأکید کنم که من فقط به پرزیدنت ترامپ نامه نمینویسم و هدفم صرفاً تأثیرگذاری بر یک فرد خاص نیست. بله، چه اشکالی دارد؟ هدف من این است که او را از آنچه در کشور میگذرد آگاه کنم؛ از وضعیت خانوادههای داغدار و خانوادههایی که از هم پاشیدهاند.»
خانواده عرفان هر روز آرزوی مرگ میکنند
مجید مقدسی شرایط روحی خانواده بازمانده عرفان را بسیار بحرانی توصیف میکند و میگوید: « خانواده عرفان، خواهر من، عاطفه خواهر عرفان و همسر خواهرم اصلا شرایط خوبی ندارند. خانهنشین شدهاند و واقعاً اوضاع مناسبی ندارند. متأسفانه هر روز احساس میکنند که زندگی دیگر برایشان فایدهای ندارد و آرزوی مرگ میکنند. فکر میکنم این سادهترین جملهای است که میتوانم برای توصیف وضعیت آنها بگویم. هنوز هم باورشان نمیشود که چنین اتفاقی افتاده است. این غم و درد آنقدر عمیق و جانسوز است که تصور نمیکنم هرگز از بین برود».
آقای مقدسی میگوید:«خواهر من هنوز به زندگی برنگشته است و از اینکه زنده مانده، احساس گناه میکند. یکی از جملات او این است که ای کاش من هم کنارعرفان بودم.»
او در مورد تهدیدهای ادامه دار نهادهای امنیتی نیز اضافه میکند: «به گوشم رساندهاند که به خواهرم و خانوادهاش گفتهاند نباید با من ارتباط داشته باشند. به همین دلیل من با واسطه از سلامتی و روزگار آنها خبر میگیرم.»
دایی بچههای کشتهشدگان دی ماه باش
مجید مقدسی، دایی عرفان فرجی، میگوید خانوادههای دادخواه بار سنگینی بر دوش او گذاشتهاند و او را «دایی» خطاب میکنند و به او میگویند «دایی بچههای ما هم باش»
او در این خصوص میگوید: «این موضوع مسوولیت بسیار بزرگی برای من ایجاد کرده است. خودم هم احساس سنگینی میکنم و گاهی ناراحت میشوم که چرا دستم به اندازه کافی نمیرسد تا کار بیشتری انجام بدهم.»
به گفته مجید مقدسی خانواده خواهر او شرایط بسیار بحرانی را پشت سر میگذارند و هنوز به زندگی بازنگشتهاند. دایی دادخواه عرفان میگوید: «بیشتر اوقات در خانه هستند. حوصله بیرون آمدن از خانه را ندارند و معمولاً در خانه میمانند. حتی سر کار هم نمیروند».
مجید مقدسی در عین حال از شکل گرفتن گروههای حمایتی از خانوادههای دادخواه دی ماه در خراج از کشور سخن میگوید که حمایتهای مالی خود را از تعدادی خانوادههای دادخواه که سرپرست خانواده را از دست دادهاند آغاز کردهاند و توضیح میدهد: « گروههایی با انگیزههای انسانی و حمایتی در این مسیر همراه شدهاند و برای خانوادههایی که با مشکلات مالی مواجه هستند، کمکهایی را تأمین میکنند. من نیز با افراد مختلفی گفتوگو کردهام تا در صورت وجود نیاز مالی، امکان ارایه حمایت و تامین کمک برای برخی خانوادهها از این طریق فراهم شود.در یکی دو مورد نیز اقداماتی انجام شده و این روند همچنان در حال پیگیری است. همچنین دوستان ما در این زمینه فعال هستند و برای خانوادههایی که نانآور خود را از دست دادهاند یا به دلیل شرایط موجود امکان کار کردن ندارند، حمایتهایی در نظر گرفته شده و در حال اجراست».
عرفان فرجی، ۱۸ ساله، چطور به دست نیروهای سرکوبگر به قتل رسید؟
«محمدعرفان فرجی»، با اصابت گلوله در محله میدان بهشتِ نازیآباد تهران کشته شد. پیشتر «مجید مقدسی»، دایی عرفان به «ایرانوایر»، گفته بود گلوله از پشت به بدن عرفان اصابت کرده و پس از عبور از قلب، از سینه او خارج شده بود. این حادثه حوالی ساعت ۸ شبِ ۱۸دیماه رخ داد. عرفان ساکن «شهر ری» بود.
پس از انتشار گزارشهایی درباره کشته شدن عرفان، صدا و سیمای جمهوری اسلامی بهطور سازمانیافته به سراغ خانواده او رفت و تلاش کرد آنها را به اعتراف اجباری وادار کند. در ویدیویی که از تلویزیون حکومتی پخش شد، بازجو خبرنگار صداوسیما میکوشد خانواده را وادار کند بگویند عرفان در تظاهرات حضور نداشته و صرفاً برای خرید از خانه خارج شده بوده است. مادر عرفان نیز تحت فشار مجبور به تکرار این سناریو شده است.
دایی عرفان اما این روایت را رد کرده و به ایرانوایر گفته بود: «خواهرم در آن ویدیو گفت عرفان برای خرید بیرون رفته بود، اما چنین چیزی صحت نداشت. داستان خرید کفش کاملاً ساختگی بود.» به گفته او، عرفان بارها در صفحه اینستاگرام خود از شرکت در تظاهرات نوشته و استوری منتشر کرده بود. او میافزاید: «من همیشه به او میگفتم دایی جون هر کاری میکنی بکن، فقط مراقب خودت باش. گفته میشود شبی هم که کشته شد، مشغول فیلمبرداری با تلفن همراهش بوده که هدف گلوله قرار گرفت.»
شب ۱۸دی ماه و با شروع جمع شدن مردم عرفان در حال تصویربرداری از اعتراضات بود که از فاصله نزدیک به او شلیک شد. مردم کمک کردند تا عرفان را به منزل یکی از دوستاناش منتقل کنند، دوست عرفان با خانوادهاش تماس میگیرد و میگوید عرفان تیر خورده و بیهوش شده است.
آن شب قرار بود عرفان را با جشن تولد ۱۸ سالگیاش که دو روز با تاخیر برای او برگزار میکردند، غافلگیر کنند. پدر و مادر تا خود را به خانه کسی که عرفان را پناه داده بود، برسانند، دوستاش با کمک مردم عرفان را به خانه یکی از همسایه ها منتقل کردند تا دست ماموران امنیتی به او نرسد. شرایط وخیم بود و عرفان بیهوش، تن مجروح او را به بیمارستان «امیرالمومنین» منتقل کردند ولی کادر درمان به خانوادهاش میگویند عرفان در دم جان باخته است.
عرفان متولد ۱۶دی ۱۳۸۶ بود و شب ۱۸ام خانواده برای او تولد گرفته بودند و میخواستند غافلگیرش کنند. خانواده تا زمانی که به آنها خبر میرسد عرفان تیر خورده است منتظر بازگشتاش بودند.
زمانی که خانواده عرفان به بیمارستان مراجعه کردند از آنها مبلغ یک میلیارد تومان برای تحویل پیکر درخواست شد. در نهایت، جسد عرفان به کهریزک انتقال داده شد. خانواده روز بعد با مراجعه به کهریزک، در میان هزاران پیکر، فرزند خود را با شماره ۱۱۹۰۱ شناسایی کردند.
به گفته دایی عرفان، خانواده پس از پیگیریهای فراوان و با استفاده از روابط شخصی موفق به تحویل گرفتن پیکر عرفان شدند. مراسم خاکسپاری او تحت تدابیر شدید امنیتی و همراه با تهدید خانواده، در بهشتزهرای تهران برگزار شد.
در ادامه فشارها، خانواده تنها موفق شدند مراسمی محدود در حسینیه «اراکیها» برگزار کنند و اجازه برگزاری مراسم هفتم در مسجد به آنها داده نشد. نیروهای امنیتی با تهدید به خانواده او گفته بودند اگر خبر کشته شدن عرفان رسانهای شود اجازه برگزاری هیچ مراسمی را ندارید.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر