«ایرانوایر»، به سه فایل صوتی و اطلاعاتی تکاندهنده از وضعیت چهار نفر از پناهجویان ایرانی در ترکیه دریافت کرده که نشان میدهد هر ۴نفر در خطر اخراج از ایران و پروندهسازیهای سنگین از سوی حکومت ایران قرار دارند. دستکم دو نفر از آن ها در ترکیه پرونده باز امنیتی دارند و متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» این کشور شدهاند.
منابع مطلع اما به ایرانوایر گفتهاند که مصادیق اتهامات آنها اطلاعرسانی درباره وضعیت دشوار و بعضا غیرقابل زیست پناهجویان ایرانی و افغانستانی در ترکیه و فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران است و آن ها هیچ اقدامی علیه دولت ترکیه انجام ندادهاند.
«شیلان میرزایی»، فعال حقوقبشر و پناهجوی زندانی سابق در ترکیه که حالا در کاناداست به ایرانوایر میگوید که چند سالی است فشار بر فعالان ایرانی که در ترکیه سکوت نکرده و علیه حکومت ایران میگویند افزایش یافته و احکام سنگین زندان، اخراج و بازداشتهای طولانی مدت به مجازاتهای معمول برای فعالیت علیه جمهوری اسلامی در ترکیه تبدیل شده است. خانم میرزایی میگوید که این مجازاتها صرفنظر از اینکه فعال تحت فشار از کدام گروه سیاسی در ایران است، درباره اغلب افرادی که به فعالیت خود ادامه میدهند، اعمال میشود و اینها همه خارج از مقوله پناهندگی آنهاست.
این گزارش روایت «محمد فیضی»، از بازداشتیهای اعتراضات «زن زندگی آزادی»، «سارا ساساننیا»، روزنامهنگار، «دامون پورنعمتی»، عکاس مطبوعاتی و «فرزاد میثاقی»، فعال حقوقبشر و از شهروندان بهایی ایران است که از سال ۲۰۱۶ در ترکیه پناهجوست. آنها از سازمانها و نهادهای حقوقبشری خواستهاند که فکری بهحال پناهجویان کنند و نگذارند به ایران اخراج شوند.
***
دامون پورنعمتی؛ عکاس خبری در معرض اخراج از ترکیه
دامون پورنعمتی عکاس خبری است. در بخش معرفی صفحه اینستاگرامش خود را عضو فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران و انجمن بینالمللی روزنامهنگاران ورزشی معرفی کرده است. عکاسهای او در پلتفرمهای معروفی چون «گتی»، «میدلایست ایمجز» و «خبرگزاری فرانسه» منتشر شده است. او اکنون اما در ترکیه در بازداشت است. اتهام او بنا به گفته یکی از نزدیکانش «اقدام علیه امنیت ملی» کشور ترکیه است.
تلاش ایرانوایر برای گفتوگو با دامون یا شنیدن صدایش با توجه به اینکه در بازداشت است تا این لحظه مقدور نبوده است. با اینحال، یک منبع مطلع به ایرانوایر گفته که اداره مهاجرت ترکیه حکم دیپورتاش را صادر کرده و در خطر جدی اخراج به ایران است، جایی که بابت فعالیت حرفهایش، بهویژه پوشش اعتراضات ایرانیان در جریان جنبش «مهسا» ممکن است با سالها زندان روبهرو شود.
فرد مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده میگوید که پرونده پناهندگی دامون در سال ۲۰۱۸ از اداره مهاجرت ترکیه قبولی گرفته بود، شهر محل اقامت کایسری بوده و قرار بوده کشور سومی به او پناه بدهد. اما اداره مهاجرت ترکیه همان قبولی را هم بدون هیچ دلیلی برداشته و به او اتهام اقدام علیه امنیت ملی جمهوری زدهاند با این تفسیر که علیه جمهوری اسلامی عمل کرده است.
شیلان میرزایی، فعال حقوق بشر و از پناهجویان ایرانی سابق در ترکیه میگوید که دامون «در جنبش ژینا خیلی فعال بود و اعتراضات را پوشش میداد.» او تاکید دارد که این عکاس خبری، «واقعا به پناهندگان کمک کرده و در انتشار کمپینهای توقف دیپورت نقش بزرگی داشته است.»
سارا ساساننیا؛ روزنامهنگار و فعال پادشاهیخواه در خطر اخراج به ایران
در فایل صوتی که از سارا ساساننیا بهدست ایرانوایر رسیده، این شهروند ایرانی که در ترکیه پناهجوست می گوید که یازده سال است در ترکیه زندگی میکند، اما امروز در وضعیت «بسیار خطرناک و غیرقانونی» به سر میبرد.
او در فایل صوتی که برای ایرانوایر ارسال شده، میگوید که فرزند «افشین ساساننیا»، زندانی سیاسی سابق پادشاهیخواه است که سالها بازداشت طولانی، شکنجه و بازجوییهای خشونتآمیز در سلولهای انفرادی زندان دستگرد اصفهان را تحمل کرده است: «او (پدرم) به خاطر همین عقیده سالها در زندان ماند و وقتی آزاد شد، آزاد نبود؛ فشار ادامه داشت نه فقط روی او، بلکه روی تمام خانواده. در سال ۲۰۱۴، به اجبار و با فشار وزارت اطلاعات، همراه با پدرم ایران را ترک کردیم، به ترکیه مهاجرت کردیم و در سازمان ملل ثبتنام شدیم. از آن موقع تا به امروز، علیرغم داشتن قبولی سازمان ملل، در بلاتکلیفی به سر میبریم.»
خانم ساساننیا در فایل صوتی که در اختیار ایرانوایر قرار گرفته میگوید که در سال ۱۴۰۱ و همزمان با خیزش «مهسا امینی»، او و پدرش فعالیتهایشان را آغاز کردهاند و پس از تجمعات آن روزها، اداره مهاجرت ترکیه آنها را تحت فشار قرار داده است: «مقامات ترکیه به همین دلیل من و پدرم را احضار و بازجویی کردند: آیا باز هم فعالیتی بر علیه جمهوری اسلامی انجام خواهید داد؟ یا خیر. در نهایت، در سال ۲۰۲۴، پس از یک مصاحبه مغرضانه و تشریفاتی، پاسخ رد از اداره مهاجرت دریافت کردم و بلافاصله حکم دیپورت صادر شد، علیرغم تمام مستندات و شواهدی که خطر جدی ما در ایران را ثابت میکند.»
سارا به پروندههای مشابه خود و پدرش نیز اشاره میکند و میگوید در خطر «دیپورت عامدانه» قرار دارند: «اداره مهاجرت، به جای حمایت از افراد سیاسی، همسو با جمهوری اسلامی آنان را در معرض خطر قرار میدهد و سازمان ملل نیز هیچ نقشی در این تصمیمگیریها ندارد.»
در بخش دیگری از این فایل صوتی، سارا ساساننیا جزییات بیشتری از پرونده خود ارایه داده و میگوید: «حکم دیپورت من، پس از رد نهایی پرونده و رد هر سه مرحله اعتراض رسمی، صادر شد. در حالی که سازمان ملل در سال ۲۰۱۶ پناهندگی ما را به رسمیت شناخته بود. این دیپورت مستقیما در واکنش به فعالیتهای رسانهای من به عنوان روزنامهنگار و فعال سیاسی صادر شد. رسالتم اجازه سکوت به من نمیدهد.»
خانم ساساننیا به تماسهای مکرر نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بعد از صدور این حکم دیپورت نیز اشاره کرده و میگوید: «به من گفتند میدانیم حکم دیپورت داری. اگر دیپورتت نکنند، خودمان میآییم در خانهات در دنیزلی، در گونی میبریمت. این کار برای ما مثل آب خوردن است. میدانستند کجا زندگی میکنم و وضعیت پروندهام چیست. اعضای خانوادهام در داخل ایران بارها تهدید و احضار شدهاند.»
فشارها بر او در اعتراضات دیماه و همزمان با اطلاعرسانی او درباره کشتهشدگان دیماه۱۴۰۴ نیز ادامه داشته: «فعالیتهایم بهقدری آشکار است که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی آدرس محل سکونتم در دنیزلی، شماره تماس و جزییات دقیق زندگی را در اختیار دارند. تهدیدات همراه با فحاشی و فشار روانی سیستماتیک بوده و هدف آن، ساکت کردن فعالیتهای رسانهای و حقوق بشری من است.»
به گفته این روزنامهنگار مخالف جمهوری اسلامی، بازگشت به ایران برای او به معنای «مرگ تدریجی یا فوریس است و بازداشت فوری از لحظه ورود در انتظارش خواهد بود.
فرزاد میثاقی؛ بهاییزادهای که در خطر دیپورت به ایران
فرزاد میثاقی فعال حقوقبشر و بهاییزاده است. همسر او فرزند شهید است و در ایران با بنیاد شهید «مشکل» داشته است و همین مقدمات خروج آنها از ایران را فراهم کرده است. نام فرزاد میثاقی اخیرا توسط یک وبسایت امنیتی در ایران بهنام «فرقهنیوز» که برای اقلیتهای مذهبی در ایران پروندهسازی میکند، آورده شده است. در پی خبررسانی درباره خطر دیپورت خانواده میثاقی، از او و خانوادهاش بهعنوان یکی از مصادیق برخورد دولت ترکیه با بهاییان و قانونگریز بودن آنها نام برده شده است.
بر اساس گفتههای آقای میثاقی در فایل صوتی که از او به ایرانوایر رسیده، او و خانوادهاش در سال ۲۰۱۶ به ترکیه پناه بردهاند و قرار بوده در سال ۲۰۱۸ مصاحبه شوند، اما این مصاحبه هیچگاه صورت نگرفته. برعکس، تنها باری که اداره مهاجرت او را فراخوانده، زمانی بوده که بازداشتش کردهاند و مقابل چشمان همسرش «دستبند بهدست و با چشمان بسته» به بازداشتگاه روانهاش کردهاند.
دادگاه در ترکیه دو بار به نفع او رای صادر کرده و در آرای دادگاه مهاجرت گفته شده که او ادله و مدارک کافی برای پناهندگی را داشته. حتی در دادگاهی که بابت شکایت او از اداره مهاجرت مبنی بر بستن پرونده پناهندگیاش برگزار شده نیز به گفته خودش، قاضی به نفع او رای داده، اما در دادگاه سومی، دادگاه این ادله را نادیده گرفته و نهایتا اداره مهاجرت ترکیه درخواست پناهندگی او را رد کرده است: «بازداشت من بیشتر به دلیل فعالیتهایم در ترکیه برای پناهجویان و نشر خبر و اتفاقاتی بود که در ایران در زمان جنبش مهسا اتفاق میافتاد. بعد از اینها اواخر ۲۰۲۴ مصاحبه شدم و این مصاحبه با وجود رای دادگاه سوم در آنکارا، کاملا فرمالیته بود. با وجود اینکه همسرم سرکیس پرونده بود، همه سوالات از من شد و هیچ ربطی به اتفاقاتی که در ایران برای ما رخ داده بود، نداشت. سرانجام اداره مهاجرت پروندهام را رد کرد.»
او یکبار در آستانه اقدام برای ویزای کانادا بوده ولی همسر و دخترش و بعدا خود و دیگر فرزندانش نیز پس از مراجعه به اداره پلیس برای دریافت اذن خروج از شهر محل اقامت بازداشت شدهاند و همین مقدمه پروندهسازی بیشتر فرقهنیوز علیه این پناهجوی ایرانی شده است.
او در پایان فایل صوتی که برای ایرانوایر ارسال شده، از فعالان حقوق بشر و رسانههایی که صدای او را میشنوند، «درخواست کمک و حمایت» کرده است.
محمد فیضی؛ زندانی سیاسی سابق در خطر بازداشت و اخراج به ایران
روایت چهارم این گزارش مربوط به محمد فیضی است، از بازداشتی های اعتراضات «زن زندگی آزادی» که در زندانهای قزلحصار و رجاییشهر محبوس بوده و به گفته خودش همبند «محمد مهدی کرمی»، «محمد حسینی» و «دکتر حمید قرهحسنلو»، از متهمان پرونده «روحالله عجمیان»، بسیجی که حکومت میگوید مردم او را کشتهاند، بوده است. از میان این سه نام، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی در آذرماه۱۴۰۱ اعدام شدند و دکتر حمید قرهحسنلو با زندان طولانیمدت هماکنون در زندان مرکزی یزد در حال تحمل حبس است. ایرانوایر پیش تر اسناد و اطلاعاتی را بررسی کرده بود که نشان میداد دکتر قرهحسنلو و همسر «فرزانه قرهحسنلو» در کشتن عجمیان نقشی نداشته و برعکس تلاش داشتند جمعیت خشمگین از سرکوبهای مرگبار را آرام کنند.
آقای فیضی در این فایل صوتی به بازداشتش در مهرماه۱۴۰۱، شکنجههایی چون «جوجهای کردن»، لگد زدن به شکم و آزارهای روانی خود در بازداشت اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات اشاره میکند و میگوید که یکی از اتهاماتش «افساد فیالارض» بوده است.
او توضیح میدهد که با وجود همه اینها توانسته خود را به ترکیه برساند و با وجود ارایه تمامی مدارک از پروندهاش در سامانه «ثنا» متعلق به قوه قضاییه گرفته تا اعلام این موضوع که در صورت اخراج به ایران جانش در خطر خواهد بود، اداره مهاجرت ترکیه پروندهاش را رد و هماکنون او در «خطر بازداشت و دیپورت» است: «شرایط زندگیام واقعا سخت شده، آ قدر که گذران زندگیام را نمیتوانم توضیح بدهم. در شرایطی هستم که حتی همسرم را به یک دکتر نمیتوانم ببرم.»
به گفته او، چون بعد از خروج فعالیتش را در اینستاگرام ادامه داده، بارها دستگاههای امنیتی در ایران با خانوادهاش تماس گرفته و تهدید کردهاند که او را در ترکیه، میکشند: «در این سالهای اخیر با خانواده خود و همسرم تماس گرفته شده و تهدید به کشتن من در ترکیه شده و بارها تهدید کردند که پروندهام خیلی سنگین است. بارها به من پیشنهاد همکاری دادهاند ولی همیشه رد کردهام. بارها من را تهدید به مرگ کردند و در آخرین تماس با خانوادهام گفته بودند این خائن به وطن است و با اسراییل کار میکند.»
آقای فیضی در پایان از تمام رسانه ها و سازمانهای بینالمللی درخواست کمک کرده و میگوید: «شرایطم خیلی حاد است و جانم در خطر است. الان که زنده هستم خواهش میکنم صدایمان باشید.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر