اسراییل حوالی ساعت ۳ بامداد ۲۳خرداد به ایران حمله کرد. این جنگ که ۱۲روز ادامه داشت بدون هیچ آژیری آغاز شد و در تمام این مدت صدای هیچ آژیر خطری به گوش نرسید و هیچ پناهگاهی برای مردم تدارک دیده نشده بود. این در حالی بود که سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چندی بعد از این جنگ تاکید کرده بود «از بهمن سال گذشته قرارگاه خاتمالانبیا کاملا جنگ را مسلم میداند.» با این حال در همان حملات اولیه اسراییل، مهمترین فرماندهان جمهوری اسلامی از جمله خود فرمانده قرارگاه خاتم، فرمانده سپاه، هوافضا و رییس ستادکل نیروهای مسلح کشته شدند. به وضوح جنگ با غافلگیری تهران آغاز شد.
در یک سال گذشته، ایرانیان شاهد دو جنگ بودهاند و این روزها در خیابانها هنوز هستند کسانی که فکر میکنند این ۵۲ روز جنگ کافی نبوده و باید نبرد را ادامه دهند تا به پیروزی نهایی برسانند. در یکسال گذشته که فرایند مذاکرات چندبار به شکست انجامیده، طرفداران جنگ صدای بلندتری پیدا کردهاند. جنگهایی که دستاوردشان به لحاظ سیاسی نه برای داخل ایران حداقل چندان ملموس نیست اما از نظر اقتصادی ویرانی زندگیهای بسیاری را باعث شده است. جنگ ۱۲روزه اگرچه مبدا تنشهای جمهوری اسلامی با کشورهای منطقه و غرب نیست، اما آغازی بوده است که در آن عرصههای مختلف زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایرانیان بهطوری شگرف دگرگون شده است.
سیاست و اجتماع در خدمت نظامیگری
جنگی که ۲۳خرداد توسط اسراییل آغاز شد، ساختار قدرت در ایران را دچار لرزش جدی کرد. ترور هسته اصلی فرماندهی سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح در عملیات «طلوع شیران» در خرداد سال گذشته، نه تنها یک خلا فرماندهی بیسابقه ایجاد کرد بلکه امکانهای روایتسازی و سیاستورزی حکومت را دچار بحران کرد.
جمهوری اسلامی برای چند ساعت، عملکرد نظامی خود را از دست داد و نتوانست برای اقدامات گوناگون تصمیم بگیرد. از حوزه روایت رسانهای تا پاسخ موشکی مواردی بودند که بعدها مقامات از جمله عضو شورای اطلاعرسانی دولت به عدم کارکرد مناسب در این حوزهها اشاره کردند و بعدا تاکید کردند که از این جنگ درس گرفتهاند.
این جنگ ۱۲ روزه باعث شد که شورای عالی امنیت بهخاطر عدم کارکردها در حوزههای مختلف، نهاد منحل شده «شورای دفاع» را به مرکز ثقل تصمیمگیری کشور بازگرداند. با تشکیل این نهاد و عملکرد نیروهای سپاه و ارتش در ساختار سیاسی و اقتصادی آنها عملا قدرت را در این جنگ و پس از آن در دست گرفتند. «علی خامنهای»، رهبر سابق جمهوری اسلامی، در سخنانش درباره این وضعیت گفت: «جمهوری اسلامی استحکام بینظیر پایههای نظام و کشور خود را به دنیا نشان داد.» با بالاتر رفتن دست نیروهای نظامی و امنیتی، دولت بیشتر به یک نقش کمکی برای حاکمیت و نیروهای نظامی تبدیل شد.
«مسعود پزشکیان« که با وعده «کاهش تنش» و «زدودن سایه جنگ» بر کرسی ریاستجمهوری تکیه زده بود، طی یک سال گذشته نه تنها در برابر ماشین جنگی حاکمیت تاب نیاورد، بلکه عملا به بلندگوی وضعیت موجود و حامی تمامقدِ جنگ بدل شد. با حضور وی، نه تنها جنگ شد بلکه او که طرفدارانش به او افتخار میکردند چون به اعتراضات مردمی نگفته بود «اغتشاش» و همرنگ حکومت نشده بود، مردم معترض را «تروریست» خواند و گفت: «اعتراض حق مردم است ولی اغتشاش و حمله به اماکن عمومی، آتش زدن مساجد و کتاب خدا، حتما نقشه اسراییل است.»
نمود عیان دست بالای نظامیان و امنیتیها در اجتماع و سیاست ایران را در کشتار دیماه ۱۴۰۴ بود. اعتراضات دیماه، اگرچه در بازار تهران و در واکنش به قیمت دلار پیدا شد اما در عمل حاصل همپوشانی و انباشت بحرانهای اقتصادی، حکمرانی و مشروعیت سیاسی بود. این اعتراضات به سرعت گسترش یافت و در ۲۰۳ شهر، مردم را به خیابانها آورد.
از آغاز اعتراضات شعارها رادیکال بودند و مستقیما نفی کلیت ساختار سیاسی و حاکمیت را هدف قرار داد. حاکمیت در واکنش به این اعتراضات و فراخوان «رضا پهلوی»، فرزند شاه سابق ایران در ۱۸ و ۱۹دی دست به کشتار گسترده زد. جمهوری اسلامی برای سرکوب، از طیف گستردهای از تسلیحات مرگبار از جمله کلاشنیکف، ژ۳ و تکتیرانداز استفاده کرد. این وحشتآفرینی تنها به خیابان محدود نماند؛ نیروهای امنیتی با یورش به مراکز درمانی، بازداشت مجروحان از روی تختهای بیمارستان و ایجاد اخلال در فرآیند درمان نیز پرداختند. نقطه اوج این خشونت سازمانیافته، «شلیک تیر خلاص» به مجروحان بود.
در حالی که مردم برای اعتراض گسترده به تعداد کمتر از انگشتان یک دست در یکسال گذشته به خیابان آمدهاند، جمهوری اسلامی بارها در این مدت طرفداران خود را به خیابانها دعوت کرده است. میتوان گفت خیابان در این یک سال به میدان اصلی تقابل بدل شده است. در طول جنگ ۱۲روزه و بیش از صد روز در جنگ ۴۰روزه و همچنین در ۲۲دی و بهمن حاکمیت از طرفداران خود خواسته تا به خیابانها بیایند.
روزنامهها و جامعهشناسان نزدیک به حکومت در حالی خیابان را عرصهای برای «همراهی مردم با نظام» خواندند که مخالفان با کشتار مواجه شدند. با این حال اعتراضات همچنان ادامه دارد. در پس جنگ ۴۰روزه، دانشآموزان شهرهای مختلف در اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص تاثیر معدل در کنکور در شرایطی که آموزشهای غیرحضوری آنها در این یکسال با کیفیت پایین انجام شده است، معترض بودند.
علاوه بر سرکوب در خیابان، حکومت برای مهار این امواج، به ابزار قطع ارتباطات به عنوان یک راهبرد ثابت در مواجهه با بحران بعد از جنگ ۱۲روزه روی آورده است. سه نوبت قطع سراسری اینترنت: جنگ ۱۲روزه، اعتراضات دیماه و طولانیترین آن از ۹ اسفند ۱۴۰۴ به مدت ۸۹ روز در جنگ دوم با اسراییل و آمریکا انجام شد. این قطعیهای طولانی نشان داد که نهادهای امنیتی پس از جنگ، اینترنت را بهعنوان یک تهدید امنیتی میبینند و داشتن آن صرفا حق نیست، بلکه یک «امتیاز حکومتی» است.
اما بحرانیترین لحظه جمهوری اسلامی و مهمترین تغییر پس از جنگ ۱۲ روزه، کشتهشدن خامنهای، در ۹ اسفند ۱۴۰۴ است. مرگ همزمان با آغاز جنگ و پس از آن کشته شدن «علی لاریجانی» و «علی شمخانی» دو دبیر سابق شورای عالی امنیت، رقابت جدی میان جناحهای مختلف جمهوری اسلامی بهوجود آورده است، از جمله میان روحانیت و سپاه. اختلافات میان این گروهها با انتخاب «مجتبی خامنهای» در ۱۷ اسفند، به پایان نرسید بلکه حتی به گفته فردی عالیرتبه در بیت یکی از مراجع «سپاه بیت همه مراجع هم در قم و هم در نجف را تحت نظر دارد تا کلامی در مخالفت با "به اصطلاح رهبری" مجتبی خامنهای بیان نکنند.»
این در حالی است که مقامات مختلف از جمله رهبر جدید مدام بر وحدت تاکید دارند: «طرح و نقشه کور دشمن پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصره تبلیغاتی و سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیه اجتماعی برای جبران شکستهای میدان نظامی و به زانو درآوردن ملت است.» موقعیتی که یاد آورد سخنان پزشکیان در ۲۰آبان است که گفته بود: «ستون این خیمه مقام معظم رهبری است. بنده در زمانی که جنگ بود هیچ ترسی از این که چه اتفاقی بیفتد نداشتم ولی از این واهمه داشتم خدایی نکرده یک اتفاقی برای رهبری رخ بدهد؛ آن وقت ما با همدیگر دعوا میکنیم اصلا لازم نیست اسراییل بیاید..»
معیشتی که دیگر نیست
یک سال پس از جنگ ۱۲روزه، اقتصاد ایران دچار تشدید بحران ساختاری شده است. شتاب قیمتها که پیشتر در کانالهای قابل پیشبینی حرکت میکرد، اکنون به مرحلهای از جهشهای پیاپی رسیده که حتی شاخصهای رسمی نیز آن را بهعنوان یک هشدار جدی ثبت کردهاند. اگر در خرداد ۱۴۰۴ تورم سالانه ۳۴.۵ درصد و تورم نقطهبهنقطه ۳۹.۴ درصد بود، در اردیبهشت ۱۴۰۵ بانک مرکزی تورم سالانه را ۵۳.۹ درصد و تورم نقطهبهنقطه را ۷۷.۲ درصد اعلام کرد؛ مرکز آمار نیز همین ارقام را بهترتیب ۵۷.۷ و ۸۳.۹ درصد برآورد کرد. رشد ۱۱۳.۸ درصدی شاخص کالاها در یک سال، نشاندهنده آن است که اقتصاد کشور در این فاصله نه فقط با افزایش نرخها، بلکه با فروپاشی قدرت خرید در لایههای میانی جامعه روبهرو شده است.
در مواجهه با این آشفتگی، دولت برای مدیریت خزانهای که با کسری بودجه و فشارهای تحریمی دستبهگریبان بود، به چند اقدام مهم روی آورد. حذف ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی بهعنوان یک «جراحی اقتصادی» با هدف قطع رانتهای ارزی معرفی شد.
پزشکیان این ارز را فسادزا نیز میدانست. همزمان با اجرای این سیاست و سقوط ارزش ریال در شرایط فشار تورمی بود که «محمدرضا فرزین» از ریاست بانک مرکزی کنار رفت و «عبدالناصر همتی» جایگزین او شد. وی در اولین سخنرانی خود در دهم دی بعد از تصدی این پست گفت: «به مردم قول میدهم ثبات اقتصادی را فراهم کنیم، کنترل تورم وظیفه ماست و دلیل تورم نیز کسری بودجه است که باید کنترل شود. با بانکهای ناتراز برخورد میکنم.»
پس از جنگ ۱۲روزه یکی از اقدامات دیگر دولت در آغاز تلاش برای حذف یارانهها بود. وزیر تعاون در شهریور ماه گفته بود: «شهریور ماه یارانه ۳ دهک (حدود ۲۵ میلیون نفر) را حذف خواهیم کرد.» اما دولت عملا از این سیاست پا پس کشید و مسیر برعکسی را انتخاب کرد. دولت تصمیم گرفت تا با گسترش کالابرگ الکترونیکی بهعنوان ابزار جبرانی، کمکی به مردم کمتر برخوردار که تعدادشان در حال افزایش بود انجام دهد.
همزمان با این تغییر در نظم سیاسی، گزارشهای خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهند که خرید اعتباری توسط کالابرگها برای تامین پروتئین روزانه خانوار به کار میرود و کارمندی که برای خرید گوشت ماه گذشته قسط پرداخت میکند، درآمد ماه آینده خود را پیش از دریافت خرج کرده است. یکی از دلایل این موضوع، گسترش فقر است. «حجت میرزایی»، اقتصاددان، در این باره برآورد میکند که جمعیت زیر خط فقر از مرز ۴۰درصد عبور کرده است؛ همچنین بین ۱۳۰ تا ۱۴۰هزار نفر شاغل در بخش صیادی مستقیما در اثر جنگ شغل خود را از دست دادهاند و پیشبینیهای پیش از بحران که از افزایش دو میلیون نفری جمعیت فقیر در ۱۴۰۴ خبر میدادند، به گفته وی با حوادث اخیر «به شکل محسوسی افزایش یافتهاند.»
در ۱۶خرداد۱۴۰۵، «حزب اعتماد ملی» در یک بیانیه نوشته بود «تجربه دو جنگ متجاوزانه و گسترش ناامنیهای پیرامونی، تداوم تحریمها و اخیرا محاصره اقتصادی، تورم سنگین و فرساینده، کاهش قدرت خرید مردم، کمتر شدن فرصتهای اشتغال، از نگرانی روزافزون جامعه» است. یکی از ابعاد این مساله، بحران جدی دارو در این روزها است.
در توضیح وضعیت، «حسینعلی شهریاری»، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، در این رابطه میگوید: «مردم اعلام میکنند توان خرید دارو و تجهیزات مورد نیاز خود را ندارند.» او با تاکید بر اینکه پرداختی از جیب مردم در حوزه سلامت به ۵۵ تا ۷۰ درصد رسیده است، تصریح میکند که سیاستهای ارزی دولت، از جمله حذف ارز ترجیحی و جایگزینی آن با نرخهای بالاتر، قیمت تمامشده اقلام دارویی را بهشدت افزایش داده و با وجود ادعای تامین ذخایر استراتژیک، کمبودهای دارویی همچنان پابرجاست. او تاکید میکند این وضعیت نیاز به تامین فوری ۱۵۰ همت اعتبار مالی ضروری دارد، رقمی که تحقق آن در شرایط فعلی و با وجود محدودیتهای بودجهای، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
این وضعیت طبقه متوسط را به ورطه فروپاشی معیشتی کشانده؛ بهطوری که «بقای روزمره» جایگزین هرگونه برنامهریزی برای آینده شده است. در حالی که خرید کالاهای بادوام یا نو به رویایی دوردست تبدیل شده و بسیاری از خانوارها برای به تعویق انداختن بحران، به تعمیرات پرهزینه و پرخطرِ وسایل فرسوده روی آوردهاند، در سطح کلانتر، حتی تامین اقلام بنیادین نیز به چالش کشیده شده است. بازگشت گسترده «حسابهای دفتری و نسیه» به سوپرمارکتها و نانواییها، آن هم برای خرید اقلام حداقلی مثل نان، تخممرغ و رب و تبدیل شدن خریدهای کیلویی به «خرید دانهای میوه» توسط قشر تحصیلکرده و کارمند، عریانترین نشانه از سقوط وضعیت قدرت خرید جمعی است.
آنچه در نهایت پس از دوازدهماه و وقوع دو جنگ در ایران باقیمانده، نه نزدیکی به قلهها و رسیدن به قدرت چهارم جهان، بلکه اقتصادی است که در آن بسیاری فقیرتر شده و مدیریت فشار در اقتصاد اولویت یافته است و زندگی روزمره شهروندان بهطور فزایندهای تحتالشعاع تصمیمات تدافعی حاکمیت قرار گرفته و بسیاری نیز از بین رفته است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر