یکشنبه۷جولای، ۱۷تیر۱۴۰۳، جمعی از جمهوریخواهان خارج از ایران با گردهمایی در شهر بروکسل کشور بلژیک، نشستی با عنوان «هماندیشی جمهوریخواهان» برگزار کردند. نخستین پنل با حضور «سعید پیوندی»، «مریم سطوت»، «علی صمدپوری» و سخنرانیهای ویدیویی «کاظم کردوانی»، «کوروش پارسا» و «احمد علوی» برگزار شد.
عنوان نخستین نشست، «تبیین جمهوریخواهی و سنخشناسی جمهوریخواهان» تعیین شده است. در ادامه، گزارش نخستین پنل این نشست را میخوانید.
***
سعید پیوندی: اصلاحطلبان بهدنبال اصلاح ساختاری نیستند
نخستین سخنران در پنل نخست این نشست، سعید پیوندی، جامعهشناس و استاد دانشگاه در پاریس است. عنوان سخنرانی این جامعهشناس، «انتخابات و تحولات جامعه ایران پس از انتخابات غیرمنتظره» است.
به گفته این جامعهشناس، تمامی شواهد از روزهای نخست که بحث انتخابات زودهنگام به راه افتاد، بیانگر آن بود که نهادهای اصلی قدرت به دو دلیل دست از سیاست خالصسازی برداشتهاند. دلیل نخست، عدم توانایی در پایبندی به وعدههای سه سال پیش مثل رفع تحریمها و ایجاد رونق اقتصادی بود که زمان نشان داد وضعیت اقتصادی مردم ایران بدتر هم شد. دلیل دوم، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و عدم مشارکت مردم در انتخابات است که بهنوعی مشروعیتزدایی از حکومت برآورد میشود.
به باور سعید پیوندی، «جنبش ژینا» اگرچه نتوانست در زمینههای سیاسی به اهداف خود برسد، اما در زمینه اخلاقی و نمادین شکست بزرگی را به حکومت تحمیل کرد. همچنین مقاومت زنان در خیابانها نشان داد که جامعه حاضر به عقبنشینی مقابل سرکوب گسترده و بسیج نیروهای انتظامی در عرصه عمومی نیست. تمامی این موارد، شکستی نمادین، اخلاقی و فرهنگی برای حکومت بود. البته این جامعهشناس مطرح کرد که مساله جانشینی رهبر جمهوری اسلامی نیز در این وجود داشت که جزییات آن برای افکار عمومی نامعلوم است.
به گفته این جامعهشناس، بهنظر میرسد که پیش از انتخابات برای «ترمیم رابطه»، مذاکراتی میان حکومت و نیروهای اصلاحطلب شکل گرفت و نمایندهای تایید شد که میتوان او را اصولگرا-اصلاحطلب خواند و به حکومت نزدیکتر از بقیه است.
سعید پیوندی میگوید در انتخابات غیرمنتظره، اتفاقات مهمی رخ داد. نخست آنکه کارزار انتخابات بسیار کمرونق بود و از شور و هیجان دهههای پیشین خبری نبود، از سوی دیگر جوانان و زنان با صندوق رای قهر کردند و مشارکت نداشتند. اما این قهر و تحریم و عدم مشارکت در بحثهای مناظراتی و میان سیاسیون رسمیت پیدا کرد. یعنی این گروه به یک طرف انتخابات تبدیل شدند.
مشارکت ۴۰ درصدی مردم در انتخابات، حکومت را به «لکنتزبان» انداخت و به گفته پیوندی، رهبری ناپایدار و سیالی شکل گرفت از طرف افرادی مثل «نرگس محمدی»، «بهاره هدایت» و «زهرا رهنورد» که اگرچه هنوز عرصه فعالیت پیدا نکردند، به این نوع رهبری تبدیل شدهاند؛ ولی مشخص نیست که چقدر واقعی است و نفوذ دارد.
به باور سعید پیوندی، به میدان نیامدن نسل «زد» در انتخابات مساله مهی است که باید مورد توجه قرار بگیرد و بایستی با آنها وارد گفتوشنود شد.
پیوندی میگوید: «البته هم اصلاحطلبان، هم اصولگرایان و هم تحولخواهان در این انتخابات دچار تغییرات مهمی شدند؛ مثل اینکه زلزلهای در آنها شکل گرفت. ما الان با جناحی از اصلاحطلبها مواجه هستیم که اصلاحات مد نظرش نیست. اصلاحطلبان دهه هفتاد بهدنبال تغییر ساختارهای انتصابی بود، اما این گروه از اصلاحطلبان به جنبشهای اجتماعی و مردم در خیابان روی خوش نشان نمیدهند، بلکه از آن هم میترسند که مبادا بینظمی سیاسی بهوجود بیاید و غیرقابل کنترل باشد. برای همین، کار آنها از دوران “حسن روحانی” به بعد، راه انداختن ماشین دولتی شد. دولتی که بتواند امکانات را برای حکومت مطلوبتر کند. اصلاح ساختارها به کلی از دستور کار خارج شده است.»
این جامعهشناس تصریح کرد: «اصلاحطلبان وارد دوران بحرانی خواهند شد که با اینکه قدرت را در دست دارند، شاهد عقبنشینی در سیاست داخلی و خارجی نخواهیم بود و حکومت هیچوقت در درون خودش به این آگاهی نخواهد رسید که جامعه را بازتر کند. درحالیکه جامعه مثل سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۹۲ فقط رای نمیدهد، بلکه رای مشروط داده است. این روح جدید در جامعه امروز برای اصلاحطلبان میتواند بعد از روی کار آمدن “مسعود پزشکیان” و سرخوردگی، بسیار گران تمام شود.»
کاظم کردوانی: باید بهدنبال تاسیس حکومتی با کمترین بازآفرینی استبداد بود
کاظم کردوانی، جامعهشناس و پژوهشگر، دومین سخنران پنل نخست از نشست «هماندیشی جمهوری خواهان» است که با ارسال ویدیو به برگزارکنندگان، در این نشست شرکت کرده است. این جامعهشناس درباره «مفهوم جمهوریخواهی» صحبت کرد.
این جامعهشناس با یادآوری آنکه قرار بود انقلاب ۱۳۵۷ به «جمهوری مردم» تبدیل شود سخنان خود را آغاز کرد و تاکید کرد که «از روز نخست جمهوری و جمهوریت در قربانگاه حکومت اسلامی، ولایتفقیه قربانی شد، اما نیروهای چندگانه سیاسی اجتماعی که طرفدار جمهوری بودند، از سر اجبار این نام را پذیرفتند، اما آن را در سیاهچال یکی از تاریکترین گوشههای ایران به بند کشیدند که نه نشانی از جمهوریت و نه کورسویی امید باقی گذاشتند. در نهایت به حاکم شدن ولایت امر و امامت امت تا ظهور امام دوازدهم شیعیان تبدیل شد؛ اینگونه مردم ایران از ملت به امت اسلامی تبدیل شدند.»
این پژوهشگر به انقلاب مشروطیت اشاره کرد که خارج شدن مردم از مفهوم «رعیت» به «ملت» بود و به معنای مدرن شدن برای نخستینبار، اما جمهوری اسلامی آنها را به «امت اسلامی» تبدیل کرد: «امروز مبرمترین موضوعی که برابر روشنفکران و نیروهای سیاسی است، تاسیس یک نظام جدید است. در این نظام جدید باید در پی بنیان گذاشتن حکومتی باشیم که افزون بر محتوا، شکل آن هم کمترین بازآفرینی استبداد را داشته باشد. باید توجه کنیم که ریشهکن شدن استبداد در ذهن مردم و حتی روشنفکران به این سادگی نیست، بهخصوص استبدادی که از یک پیشینه و دوره کهن بهره برده است. شعار خدا، شاه، میهن خیلی دور نیست.»
به باور این جامعهشناس، آنچه از جمهوری این گروه در نظر دارد، «یک افق فرهنگی فلسفی و نظری بسیار وسیعی است که در ایدههای بزرگ علوم سیاسی وجود دارد.»
کردوانی در ادامه صحبتهای خود به رکنهای اساسی و مفاهیم بنیادی جمهوری پرداخت؛ مثل آنکه قدرت موروثی نخواهد بود، غیرشخصی بودن قدرت، تفکیک قوه، حاکمیت قانون و خودمختاری بهمعنای شهروند فعال و خودمختار، از دیگر مشخصههای این نوع «جمهوری» مد نظر است.
مریم سطوت: جمهوری پایان مبارزه نیست، مثل مبارزه زنان ادامهدار است
عنوان سخنرانی مریم سطوت، کنشگر سیاسی، «گرایش فمینیستی و جمهوریخواهان» است. این کنشگر سیاسی درباره نقش فمینیسم در گفتمان جمهوریخواهی سخن گفت و صحبتهای خود را با جملهای از «شیخ فضلالله نوری» آغاز کرد که در مخالفت با مشروطهخواهی گفته بود: «عاقبت این مشروطهخواهی این خواهد شد که زنان شلوار بپوشند و با مرد غیرمسلمان ازدواج کنند.»
به باور مریم سطوت، این جملهها نشان میداد که او و امثال او به برابری زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و سنی باور نداشتند و همزمان رهبران مشروطه و روشنفکران برای اقناع این نوع تفکر قول میدادند که چنین نخواهد شد: «یعنی برای آنها هم روشن نبود که از مشروطه چه بیرون خواهد آمد. باید سالها طول میکشید تا به امروز برسیم و مساله جمهوریت.»
مریم سطوت میگوید: «جمهوریت از این زاویه مهم است که انسانها بر سرنوشت خود حاکم هستند و در حیات سیاسی مشارکت دارند و بهوسیله انتخابات آزاد، نهادها و سکولاریسم هم به معنای جدایی دین از دولت است. این مجموعه در ذات خود پیوندی با مبارزه علیه تبعیض دارد. تبعیض جنسیتی، تبعیضهای اتنیکی و تبعیض مذهبی. مساله تبعیض با مبارزات زنان پیوند تنگاتنگی دارد. زنان از ابتدا بهدنبال حقوق برابر با مردان بودند. مثل مبارزه اقوام و گروههای اتنیکی که بهدنبال حقوق برابر بودهاند؛ اما جمهوریخواهی یک هدف نیست که با رسیدن به آن تمام شود، بلکه جمهوریخواهی و دمکراسی در یک پروسه مرتب و تکمیل میشود.»
این کنشگر ادامه داد: «در همین جوامع اروپایی و آمریکایی بهمرور مشخص میشود مبارزه زنان بر چه اجزایی متمرکز میشود. بهطور مثال الان بر سقط جنین و مدیریت زنان متمرکز است. پیشتر برای حق تحصیل بود که در دوران پهلوی تحصیل برای همه و دانشگاه رفتن محقق شد. حالا بحث مدیریت زنان مطرح است که هنوز در جامعه جا نیفتاده است که مسوول یک مرد، زن باشد. برای همین، این پدیده در یک پروسه رشد میکند. در جامعه ما زن، یکی از خطوط قرمزی است که خامنهای تعیین کرده است.»
او همچنین یادآور شد که امروز در جامعه وقتی خواستهای از سوی کارگران، زنان یا معلمان مطرح میشود برخی معتقدند تا این خواستهها سیاسی نشوند، به انجام نمیرسد، اما «این مطالبات در جایگاه خود تاثیرگذار هستند چون نیروی بیشتری را جمع میکنند. به محض سیاسی شدن، از سوی حاکمیت سرکوب و نابود میشوند و برای همین جمعیت کمتری حاضر به پرداخت هزینه خواهند بود. جمهوری و دمکراسی هدف نیست، بلکه پروسه هستند که با آمدن یک نظام جمهوری تمام نمیشود.»
به باور مریم سطوت، چه کسانی که در انتخابات شرکت کردند و چه آنهایی که به مسعود پزشکیان رای دادند، معترض و خواهان تغییر هستند: «اما عموم زنان شرکت نکردند. چون هنوز از جنبش ژینا مدت زیادی نگذشته است. مطالباتی که در این جنبش و از سوی زنان مطرح شد، مورد نظر هیچکدام از کاندیداها قرار نگرفت تا بتواند اعتماد جوانان و دختران را جلب کند. اگر پزشکیان بخواهد با این نیروها رابطه بگیرد، باید به مطالبات آنها بازگردد.»
احمد علوی: اعتماد یا سرمایه اجتماعی یکی از سلولهای اصلی ایجاد جامعه مدنی است
احمد علوی، اقتصاددان، دیگر سخنران نخستین پنل از نشست هماندیشی جمهوریخواهان است که با ارسال ویدیو در این نشست حضور پیدا کرد. این اقتصاددان درباره «نقش سازمانهای مردمنهاد جامعه مدنی» صحبت کرد.
به گفته او، سازمانهای مردمنهاد جامعه مدنی در ابتدا از مسیر ایجاد شبکههای غیررسمی به وجود میآیند. در زمان اختناق حکومت استبدادی بسیاری از نهادهای امکان ثبت و فعالیت رسمی ندارند و این شبکههای غیررسمی هستند که وجود بالقوه سازمانهای مردمنهاد را پرورش میدهند. اگر شرایط مناسبی بهوجود بیاید، از بالقوه خارج میشود، استعدادهای خود را بهشکل روابط رسمی و بعد به شکل سازمانهای مردمنهاد جامعه مدنی تثبیت میکنند.
او چنین رویکردی را در دوره گذار چنین توصیف کرد: «در دوره گذار شرط اینکه این مرحله پیموده شده و به استبدادزدگی نینجامد، وجود گسترده جامعه مدنی و شبکه روابطی است که بتواند ایجاد سرمایه اجتماعی کند. اعتماد یا سرمایه اجتماعی یکی از سلولهای اصلی ایجاد جامعه مدنی است. بدون این اعتماد، اساسا رابطهای منعقد نمیشود که در دل آن شبکهای شکل بگیرد.»
کارکرد سازمانهای مردمنهاد از نظر این اقتصاددان، تنها به ایجاد شبکه ارتباطی یا سرمایه اجتماعی منحصر نمیشود، بلکه آموزش ترویج و تبلیغ توسعه پایدار در آن ممکن خواهد شد: «منظور از توسعه پایدار آن توسعهای است که در آن برابری فرصتهای شغلی و زیستی فراهم بیاید، فقر از کاهش یابد، دسترسی به غذا و انرژی پاک در دسترس باشد که ۱۷ هدف اصلی و ۱۶۹ هدف فرعی برای آن تعریف شده است. با ترویج و تبلیغ این اهداف است که افراد با جهان دیگری آشنا میشوند.»
این اهداف البته با چهارچوب حاکمیت ولایی در تقابل است و به گفته این احمد علوی، در عمل هم امکانپذیر نیست، چون «اساسا انتقاد به تبعیضی تلقی میشود که زیر سایه حکومت ولایی یا استبدادی ایجاد شده است. پس از گذار نیز سازمانهای مدنی در شفاف کردن و پاسخگو کردن نهادهای قدرت نقش مهمی دارند و همینطور در پررنگ کردن حضور و مشارکت مردم در قدرت نیز، این سازمانها و نهادهای مردمی هستند که نقش ویژهای را ایفا میکنند.»
علیصمد پوری: جریان جمهوریخواهی نتوانسته در رسانه حضور چشمگیر داشته باشد
علیصمد پوری، دیگر فعال سیاسی جمهوریخواه در این نشست است که بهشکل حضوری سخنرانی کرد. تمرکز صحبتهای این فعال سیاسی، بر «تحولات میان جریانات جمهوریخواه» اختصاص داشت.
به گفته این فعال سیاسی، این تحولات در خارج از ایران همگی بهدنبال گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به حکومتی پایبند به دموکراسی و حقوقبشر هستند، اما نیازمند به گفتوگو و ایجاد تبادل نظر بیش از گذشته برجسته شده است: «این به معنای ائتلاف میان گروههای جمهوریخواه نیست، بلکه به معنای آن است که با ابزار گفتوگو باید نیروهای سیاسی را شناسایی کنیم و رابطهای محترمانه شکل دهیم. مبنای این اقدام، رسیدن به توافق است.»
علیصمد پوری معتقد است که برای تقریبا ۷ میلیون معترض خارج از ایران، راهی جز گفتوگو و رسیدن به این توافق وجود ندارد: «در نتیجه در هدف اول باید خودمان متحد شویم. فارغ از چگونگی اتحاد در شکل فیزیکی آن از طریق دفاتر و مراکز گردهامایی این سیاست بایستی محور فعالیت قرار بگیرد. ما بهعنوان جریانهایی که میخواهیم با هم کارکنیم، لازم نیست مواضع مشترک حداکثری داشتهباشیم، ولی میتوانیم بسیج حداکثری داشتهباشیم.»
این فعال سیاسی میگوید: «تنها در چنین صورتی ما میتوانیم نیروهای خارج از ایران را برای حمایت از جنبشهای اعتراضی داخل ایران بسیج کنیم. این کار چه در قالب انتقال تجربه به گروههای داخل ایران، چه بهصورت انعکاس فشارهایی که حکومت سرکوبگر بر احزاب یا جنبش اعتراضی داخل اعمال میکند میتواند بروز و ظهور یابد.»
او همچنین به صدور حکم اعدام برای معترضان پرداخت: «اگر حکم اعدام برای معترضان صادر شد یا اگر هر فشاری اعم از دستگیری یا مشکلات دیگر ایجاد شد، بتوانیم به در زمان مناسب این موضوع را به دنیا انعکاس دهیم. در شرایط دموکراتیک این احزاب و تشکلها هستند که چنین کاری را انجام میدهند، اما در شرایطی که حکومت سرکوبگر اجازه هیچ فعالیتی به احزاب یا تشکلهای داخل نمیدهد، این وظیفه ماست که چنین پوششی ایجاد کنیم.»
علیصمد پوری تمرکز بر فعالیت در شبکههای اجتماعی، توجه به فعالیت گروههای اتنیکی مثل کُردها در کردستان، توجه به شخصیتهای مطرح و شناختهشده جریان جمهوریخواهی که با وسائل ارتباط جمعی آشنا هستند را، بهعنوان عمده تمرکز فعالیت در آینده تعریف کرد.
به گفته او: «یکی دیگر از اقدامات، ایجاد یک اتحادیه یا انجمنهای جمهوریخواهی است که فعالیتهای میدانی انجام میدهند؛ با این کار همافزایی انجام دهیم. برای مثال برای برگزاری همین جلسه هماندیشی، دو گروه جمهوریخواه فعال در بروکسل باهم بهطور مشترک همکاری کردند تا کار انجام گیرد.»
به باور این فعال سیاسی، اگرچه برخی از چهرههای جمهوریخواه در رسانهها حضور فعال دارند، اما خود جریان جمهوریخواهی نتوانسته است در رسانهها حضور چشمگیری داشته باشد: «برای آنکه صدای جریان جمهوریخواه هرچه بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، باید اهمیت بیشتری به رسانه و ایجاد ارتباط بیشتر با آن در دستور کار قرار گیرد.»
کوروش پارسا: یکسالونیم بر جذب مخاطب در شبکههای اجتماعی فعالیت کردیم
کوروش پارسا، فعال سیاسی، سخنران دیگر نخستین پنل در نشست هماندیشی جمهوریخواهان است. این فعال سیاسی با ارسال ویدیو در این نشست سخنان خود را بیان کرد.
این فعال سیاسی به سابقه فعالیتهای جمهوریخواهان در یک سال و نیم گذشته پرداخت که خصوصا پس از بیانیه ۶۸۰ جمهوریخواه سکولار، بر چگونگی فعالیتهای جمهوریخواهان در شبکههای اجتماعی متمرکز شدند. این کنشگر، سخنان خود به ارزیابی یکسال و نیم فعالیت در این عرصه اختصاص داد.
کوروش پارسا به آمارهای موسسه گمان پرداخت که اعلام شده بود ۷۰ درصد مردم برای آگاهی از اخبار روز ایران و جهان از شبکههای اجتماعی اینستاگرام و ۴۳ درصد از تلگرام و ۴۵ درصد از واتساپ استفاده میکنند: «در تشکیل خوشه یا شبکه یا رسانه برای جمهوریخواهان بعد از بیانیه ۶۸۰، ما فعالیتمان را طی ۳–۴ ماه تشدید کردیم. برای همگرایی بین کانالهای جمهوريخواه فعال در تلگرام سه اقدام متاخر انجام دادیم که در همگی ظرفیتموجسازی در نظر گرفته شده بود. در یکی از این اقدامات قرار شد که همه کانالهای جمهوریخواه در تلگرام شامل ۵۰ گروه و ۱۱۳ نفر فعال طی یک دستورالعمل خواهان تولید محتوا شدیم. دیگر اقدام در قالب همین کانالها، با موضوع تحریم انتخابات تولید محتوا صورت گرفت.»
او ادامه داد: «هدفگذاری اولیه جذب مشترک بود تا با تجمیع و همراستایی این گروهها و شریکشدن در تولید محتوا از ۳۵ هزار مشترک موجود بتوانیم تعداد مخاطبان و مشترکان را به ۱۰ برابر وضعیت کنونی برسد، که بیشتر قابل حس شود.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر