یکشنبه۷جولای، ۱۷تیر۱۴۰۳، جمعی از جمهوریخواهان خارج از ایران با گردهمایی در شهر بروکسل کشور بلژیک، نشستی با عنوان «هماندیشی جمهوریخواهان» برگزار کردند. آخرین پنل این نشست درباره ارائه متدهای مختلف در برخورد باشکافهای سیاسی و فرهنگی با حضور «بهروز بیات» و «احمد پورمندی» بهشکل حضوری و «منصور فرهنگ»، «کاظم علمداری» و «نیره توحیدی»، بهشکل ویدیویی برگزار شد.
در ادامه، گزارشی از صحبتهای ایراد شده در این نشست را میخوانید.
***
احمد پورمندی؛ چالش مدیریت میان اصلاحطلبان و سرنگونیطلبان
یکی دیگر از سخنرانهای نشست هماندیشی جمهوریخواهان، احمد پورمندی، تحلیلگر سیاسی است. سومین پنل این نشست، پیرامون «جمهوریخواهان و متد برخورد با شکافهای سیاسی و فرهنگی» برگزار شد. موضوعی که برای پورمندی تعیین شده، «متد برخورد با شکاف بینگذارطلبان، اصلاحطلبان و سرنگونطلبان» بود. اما این تحلیلگر ترجیح داد فرمول این عنوان و محتوای صحبتهای خود را به «نقش گذارطلبان در مدیریت چالش بین براندازان و سرنگونیطلبان» تغییر دهد.
از نظر او، در یک پروسه تاریخی پیشرفته تئوری انقلاب مورد نقد قرار گرفته تئوری اصلاح در درون نظامهای نیمه توتالیتر و استبدادی هم در کشورهای مختلف با دشواری و شکست مواجه شده است.
بر این اساس، او نتیجه گرفت که گذار سنتز این پدیده است، پدیدهای جدید که کمبودها را برطرف میکند. او گفت : «گذار، پاسخ مسالهای لاینحلی است که انقلاب و اصلاح قادر به حلش نبودند.»
پورمندی در بخشی از این سخنرانی، به مقایسه اصلاحطلبی و سرنگونطلبی پرداخت: «یکی هدفش سرنگون کردن حکومت است و دیگری اصلاح حکومت. یکی طرفدار اعمال خشونت است و دیگری حتی نافرمانی مدنی را هم برنمیتابد. یکی مردم را از خیابان برحذر میکند و اگر کسی به خیابان بیاید پشتیبانی نمیکند و دیگری خیابون را برای جنگ میخواهد. یکی بهشدت درونگراست و هر تماس با بیرون را تابو میداند و دیگری دستش برای استفاده از نیروهای خارجی تا حدی که میتواند باز میگذارد. یعنی در اندیشه براندازی مرزی برای خودش قائل نیست.»
این تحلیلگر سیاسی، گذار را راهحل دانست و گفت: «گذار خشونت را از هدف جدا میکند. میگوید نظام جدید هدف است، اما مشروط به کنار گذاشتن اعمال خشونت و در مقابل اصلاحطلب هم میگوید بدون نافرمانی مدنی نمیتوانیم با نظامی سراپا مسلح به جایی برسیم.»
او با اشاره به نافرمانی مدنی ۴۰ ساله مردم ایران در خصوص مسائل اجتماعی چون استفاده از نوار کاست و ویدیو و ماهواره تا حجاب اجباری گفت: «چهل سال است که مردم ایران در زمینه دستیابی به اطلاعات نافرمانی میکنند. از انقلاب تا الان زنان دست از نافرمانی مدنی برنداشتند. اگر اصلاحطلب این را انکار کند، مبارزه را انکار میکند. گذارطلب میتواند دست اینها را در دست هم بگذارند.»
به باور او، مسائل از طریق جامعه حل میشود، نه از طریق گروههای سیاسی . او با اشاره به جنبش «زن، زندگی، آزادی» و ائتلاف جورج تاون گفت: «جوانان این جنبش شعار ائتلاف دادند و این شش نفر را به هم چسباندند. ائتلاف جورج تاون شکل گرفت. افراطیترین نیروی مدافع تمامیت ارضی سلطنتطلبها هستند. قویترین مدافع تعیین سرنوشت هم کُردها هستند. مهتدی و پهلوی نشستند منشور تدوین کردند. جنبش ایران آنها را مجبور کرد فرمولی بنویسند که مورد توافق باشد. آن جنبش توانست. اگر ما از طریق جنبشها پیش برویم، نیروهای سیاسی که غرق در گروهگرایی هستند را میتوانیم محاصره کنیم.»
به باور این فعال سیاسی، در ایران مسائل مهمی وجود دارد که که ربطی به گروههای سیاسی ندارد و مسائل عموم ملت است و میتوان روی آن کار کرد. او اعتقاد دارد که این موضوعات میتوانند مثل «جنبش ژینا» مرزهای سیاسی را بشکنند: « کسی بین نیروها هست که مدافع اعدام باشد؟ چرا نمیشود یک جنبش حق زندگی و علیه اعدام راه انداخت؟ کشور ما از قاچاق رنج میبرد، چرا نمیشود جنبش ضد قاچاق راه انداخت؟»
او در ادامه گفت: «جامعه ما ظرفیت عبور از زخمها را دارد. تئوری گذار ناظر بر این است که این جامعه بتواند به یک دستگاه فکری متحد کننده مجهز شود.»
او به انتخابات غیرمنتظره ریاستجمهوری در ایران هم اشاره کرد: «در همین انتخابات هم ما شاهد حضور نیرومند گذار طلبان بودیم. این ۶۰ درصد که پشت به حکومت کردند، میگویند نمیخواهیم، ولی دست به خشونت و اسلحه نمیبرند.»
پورمندی در بخش دیگری از این سخنرانی به پرسشی که از بسیاری از گذارطلبان پرسیده میشود، پاسخ داد: «از ما میپرسند شما گذارطلبان چه میگویید؟ ما طرفدار تشکیل جبهه نجات ملی هستیم. ما میگوییم این مملکت فرو خواهد پاشید. همه اقتصاددانهای داخل کشور هم میگویند در آستانه فروپاشی هستیم. باید بر این اساس زمین بازی را بین خودمان عوض کنیم.»
او در پایان گفت: «یعنی شرایط را برای برگزاری انتخابات آزاد یا رفراندوم مهیا کنیم. فرمول مهندس میرحسین موسوی کارآیی دارد.»
«میرحسین موسوی»، از رهبران «جنبش سبز» که در حصر به سر میبرد، در بهمن ۱۴۰۱ خواستار برگزاری همهپرسی «آزاد و سالم» در ایران و تدوین قانون اساسی جدید شد. او با اشاره به اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی» گفته بود حوادث «خونبار» ماهها و سالهای اخیر ایران نشان میدهد که «اجرای بدون تنازل قانون اساسی، بهعنوان شعاری که ۱۳ سال پیش بدان امید میرفت دیگر کارساز نیست و باید گامی فراتر از آن گذاشت.»
منصور فرهنگ: ضعف فرهنگ کار جمعی محصول استبداد سیاسی است
منصور فرهنگ، استاد علوم سیاسی و نماینده سابق ایران در سازمان ملل، یکی دیگر از سخنرانان نشست هماندیشی جمهوری خواهان است. او در پنل سوم این نشست با عنوان «مساله شکافهای سیاسی و معضل همگرایی» صحبت میکند.
فرهنگ در این سخنرانی، موضوع چالشهای فرهنگ سیاسی ایران در پیگیری مبارزه را مطرح میکند. او در ابتدای صحبتش به نتیجه پیمایش دکتر «مقصود فراستخواه»، جامعهشناس در ایران پرداخت: «دکتر مقصود فراستخواه یک پیمایش آزمایشی در سطح ملی انجام داده که پرسشهای درباره خلقیات اجتماعی ایرانیها مطرح کرده است. او براساس پاسخهایی که مردم به سوالاتش دادهاند، کتاب جالبی نوشته که برای آزادیخواهان و مبارزان و مبارزه ضد استبداد حاکم با ارزش است.»
به گفته او، پاسخ به پرسشهای پیمایش دکتر فراستخواه ضعف فرهنگ کار جمعی، بیاعتمادی، آزرده شدن از انتقاد، مطرح شده که باید مورد توجه مبارزان آزادیخواه قرار گیرد.
او تاکید کرد که این نوع ویژگیها ذاتی نیستند، بلکه محصول استبداد سیاسی و اجتماعی دیرینه جامعه ایران است و لذا میتوانیم بر تاکید روی فاعلیت انسانها و صبر و شکیبایی مبارزان به تغییر رفتار ناسازگار ناامیدی، بیاعتمادی و حرکت در جهت واقعبینی و پذیرش معیارهای دموکراتیک امیدوار باشیم.
به گفته این استاد علوم سیاسی، استفاده از واژه رفتار در این بحث از اهمیت خاصی برخوردار است و نباید با واژه کردار اشتباه شود: «مشکلات و موانع رفتاری برای فعالیتهای تشکیلاتی را باید در فرهنگ سیاسی جامعه ریشهیابی و مورد چالش قرار دارد، خصوصا ایران که تاریخی پرآشوب و استبدادی دارد.» او در ادامه افزود: «سه هزار سال تاریخ استبداد تعجبآور نیست که فرهنگ سیاسی گرفتار ذهنیت عواملی باشد که با مدارا و حق شرکت مردم در امور همگانی ناسازگار باشد.»
کتاب «تمرین مدارا»، نوشته «محمد مختاری»، کتاب دیگری است که منصور فرهنگ در سخنرانی خود به آن اشاره کرد و گفت: «تاریخ چاپ دوم این کتاب در سال ۱۳۷۷ است، یعنی یک سال پیش از قتل فجیع محمد مختاری بهوسیله ماموران فاشیست است. مختاری نتیجه میگیرد که غالب متفکران ما رابطه بین مردم و حاکمیت را رابطه بین شبان و رهان میدانند.»
او به کتاب «فرهنگ سیاسی ایران»، نوشته «محمود سریعالقلم» هم نقبی میزند: «محمود سریعالقلم در کتاب فرهنگ سیاسی ایران تحقیقی ارائه میدهد و فرهنگ عشیرهای کهن و فرهنگ سیاسی حاکم را نقد میکند و میگوید در تاریخ قبل و بعد از اسلام ایلات کشور ایران را قبضه میکردند و به قدرت رسیدن یک ایل به معنی حذف ایل دیگری بود که تواناییاش به انحطاط رسیده بود. چه بسا قتلعام یک قوم بهای حاکمیت بود.»
او در توضیح گفت: «واضح است که تمامی کتاب که متاثر از فساد و ظلم و انحطاط اخلاقی در نظام فاشیسم حاکم بر میهن ما است. هر صفحه کتاب فرهنگ شاهنشاهی و ولایی را فریاد میزند که فرهنگ عشیرهای کهن ایران است.»
منصور فرهنگ در بخش دیگری از این سخنرانی، به تعریف «حسین مرعشی» از ولایت فقیه اشاره کرد: «حسین مرعشی که در دولت رفسنجانی و خاتمی صاحب مقام دولتی بود و یک سال هم در جمهوری اسلامی زندانی بود، ولایت فقیه را توصیف میکند “این نظام سه اصل دارد. اول حفظش اوجب واحبات است. دومین میزان حال حال فعلی افراد است که طرف مقابل تشخیص میدهد. سوم اینکه نظام با هیچکس عهد اخوت ندارد.» او سپس در توضیح گفت که او در این سه جمله صریح، خصلت حاکمیت در فرهنگ سیاسی ایران را توصیف کرده است و ادامه داد: «ختم کلام در دوران پهلوی حرف محمدرضا پهلوی بود. کسی هم جرات سوال پرسیدن نداشت.»
به باور این استاد علوم سیاسی، تاکید بر موانع فرهنگی یا ذهنی مدارا نفی یا کم اهمیت جلوه دادن مسائل طبقاتی و اعتقادی نیست، بلکه توجه به دادههایی است که با کل جامعه حکمفرما است و نمیتوان ضایعات حاصله از آنها را با عملکرد صاحبان قدرت محدود کرد.
او گفت: «رهایی از چنگال تعصبات و تابوهایی که ریشه در فرهنگ سیاسی کهن دارند، به نقد مستمر درون نیاز دارد. خلقیات نظری ارزش و اهمیت خود را دارد. روشنفکران ایران کمبودی در این مساله ندارند، ولی کار فعلی جایگزینی برای تشکیلات سیاسی و رفتار و کردار مداراجویانه نیست.»
او با اشاره به سن خود و اینکه احتمال قریب به یقین نمیتواند شاهد فروپاشی «فاشیسم ولایی» باشد گفت: «من ۸۹ سال دارم و به احتمال قریب به یقین شاهد فروپاشی فاشیسم ولایی نخواهم بود، ولی معتقدم که مبارزههای دوران ما نقش مهمی در ماهیت جانشینهای ولایت خواهد داشت. دقیقا همانطور که قبل از انقلاب اسلامی نیروهای ضد رژیم در داخل و خارج از کشور هیچوقت بحث و گفتوگویی در رابطه با اینکه چه میخواهیم نداشتند، ولی همه میدانستند چه نمیخواهند. وقتی آنچه نمیخواستند محو شد، دیدیم که چه بلایی گرفتار نیروهای چپ و ملیها شد. »
او با بیان اینکه این مساله مختص ایران نیست، گفت: «امیدوارم که گروه هماندیشی نهاد دموکراتی باشد که بهخاطر تشویق مدارا روی این تاکید کند که برای امید بخشیدن به حرکت در مسیر دموکراسی بعد از فاشیسم ولایی ضروری است که جمهوریخواهان متعهد به حقوقبشر در فعالیتهای درونگروهی در برخورد با رقبای سیاسی به یکدیگر احترام بگذارند و در رفتار و کردار خود دموکراسی را نشان دهند.»
بهروز بیات: اپوزیسیون باید علیه رژیم تمدن ستیز وحشی متحد شوند
در آخرین پنل نشست هماندیشی جمهوریخواهان، بهروز بیات، فعال سیاسی و فیزیکدان درباره «متد برخورد با شکافهای سیاسی با توجه به خطرات راستافراطی» سخن گفت. سومین و آخرین پنل این نشست درباره ارائه متدهای مختلف در برخورد با شکافهای سیاسی و فرهنگی نام داشت.
بهروز بیات صحبتهای خود را متمرکز بر لزوم همکاری گروههای مختلف اپوزیسیون در خارج از ایران، حول مخرج مشترک ایراد کرد. به گفته این فعال سیاسی، تحولطلبان طرفدار سقوط ناگهانی رژیم حاکم بر ایران نیستند، چراکه میتواند باز هم ایران را با خلا سیاسی مواجه کند، بلکه به باور او این سرنگونی بایستی سامانمند صورت بگیرد.
چنین رویکردی از نظر این فیزیکدان تنها در شرایطی امکانپذیر است که جنبش اجتماعی وسیعی وجود داشته باشد: «ما جنبش زن، زندگی، آزادی را داشتیم و بازتاب آن را در انتخابات اخیر دیدیم. ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت نکردند و عالی خامنهای را واداشتند که اینبار از خلق حماسه سخن نگوید، بلکه بگوید که انتظارش برآورده نشده است. وجود این جنبش اجتماعی که ادامه پیدا خواهد کرد میتواند شرایط سازمانیابی را نیز فراهم کند.»
به اعتقاد بهروز بیات، در شرایط کنونی که نیروهای خارج از کشور امکان فعالیت دارند باید بکوشند تا با یافتن مخرجی مشترک بین خود، همکاری کنند. این تحلیلگر سیاسی میگوید که کمداشت نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور، نداشتن رابطه ارگانیک با پایههای اجتماعی است: «ارتباط ما با پایههای اجتماعی داخل ایران بیشتر ذهنی است. بایستی انواع مختلف جمهوریخواهان، هویتطلبان، گروههای اتنیکی و ملی، پهلویخواهان و لیبرال دمکراتها به همکاری با هم برسند. از این منظر، من جمهوریخواهی را مجدانهترین طریق به واقعیت پیوند دادن دموکراسی میدانم.»
او ادامه میدهد: «اما در جامعه متکثر ایران، اگر فقط بگوییم جمهوریخواهی مطلق، نمیتوانیم مخرج مشترک پیدا کنیم. در واقع مقابل رژیم جمهوری اسلامی که رژیمی ضد تمدن و وحشی است، به شرط اینکه از مطلقاندیشی و خوداکثریتپنداری صرفنظر کنیم، میتوانیم بهعنوان جمهوریخواه اثرگذار باشیم.»
بهروز بیات در خصوص همکاری با گروههای پهلویخواه تاکید کرد که اگرچه راستافراطی سلطنتطلبها در دسترس نیستند، اما آنها هم طیف واحد به شمار نمیآیند: «مثلا میشود در بخشهای دیگری با آنها بهشکل محدود همکاری کرد. من شخصا طرفدار سیاست هویتطلبی نیستم، ولی آنها بخشی از واقعیت در کشور ما هستند که باید با آنها وارد دیالوگ شویم تا راهحل بیابیم.»
این کنشگر سیاسی تاکید کرد که تکیه اپوزیسیون بایستی بر جنبش اجتماعی داخل ایران باشد: «و باید کوشش کنیم که این جنبش اجتماعی را تقویت کنیم و هرکاری از دستمان برمیآید انجام دهیم. در خارج از کشور میتوانیم سعی کنیم دستکم به در سطح نمادین نشان دهیم که اپوزیسیون گسترده ایران قابلیت این را دارد که علیه یک رژیم تمدنستیز وحشی، همکاری داشته باشد.»
نیره توحیدی، کنشگر حقوق زنان: به صرف سکولاریته نمیتوانیم به دموکراسی برسیم
نیره توحیدی، استاد مطالعات جنسیت و زنان در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در پنل سوم نشست «هماندیشی جمهوریخواهان» که ۱۷ تیر در بروکسل در حال برگزاری است، سخنرانی کرد.
موضوع پنل سوم، جمهوریخواهان و متد برخورد با شکافهای سیاسی و فرهنگی است که نیره توحیدی درباره «متد برخورد با شکافها با نگاهی به شکاف بین مردم مذهبی و غیرمذهبی بهویژه در میان فمینیستها و زنان» سخن گفت.
این استاد دانشگاه، با اشاره به همبستگیهای زنان در شکلگیری حرکتهای اعتراضی در ایران، به چگونگی تعریف و رفع سوء تفاهم از مفهوم سکولاریسم برای همراه کردن دینداران معترض در ایران پرداخت.
توحیدی با اشاره به اینکه سابقه ۴۵ ساله حکومت دینی در ایران بخشی از حرکت به سوی سکولاریسم را رقم زده است، گفت: «یکی از مهمترین پرسشهایی که از مردم سنتیتر بهویژه مردم مذهبی معترض به جمهوری اسلامی میشنویم این است که آیا با بر سرکار آمدن یک جمهوری سکولار، آنها همان کاری را که جمهوری اسلامی با اقلیتهای دینی و مذهبی به ویژه جامعه بهایی کرد، با افراد مذهبی میکنند؟ بنابراین یکی از مهمترین اقدامات جمهوریخواهان این است که این شکاف ناشی از سوتفاهم را برطرف کنند. شاید همه ما تعریف این واژه را بدانیم، اما باید آن را برای مردم بهخوبی باز کنیم.»
توحیدی یادآور شد که سکولاریسم به معنای بیدینی نیست و راهکارهای خود برای پر کردن شکاف میان مردم دیندار معترض و معترضان بیدین را چنین برشمرد: «خود اپوزیسیون در ایجاد این نگرانی و شکاف نقش داشته است؛ بهطوری که برخورد هیستریک با دین، با مردم مسلمان و یک حکومت اسلامگرا را یکی کرده است. باید نشان دهیم که بین رفتار ایدئولوژيک یک حکومت مستبد دینی با مذهبی که مردم به آن معتقدند تفاوت قائل هستیم.»
توحیدی، نویسنده کتاب «فمینیسم، دموکراسی و اسلامگرایی»، با تاکید بر آموزش تعاریف و نشان دادن آنچه در سکولاریسم موجب استقرار دموکراسی و نقشآفرینیهای جدید دین در زندگی اجتماعی مردم شده توضیح داد: «در ایران و از سال ۱۳۵۷ خوشبختانه بهرغم این خودی و غیرخودی کردن براساس دین، روند فزاینده سکولاریسم را شاهدیم که بهطور طبیعی شروع شده است. بخشی از این روند جنبش دوم خرداد و اصلاحات شکل گرفت که جامعهشناسان آن پسااسلامگرایی نام گذاشتند و در آن مردم بیش از پیش به جامعه مدنی اهمیت دادند و به فردیت، استقلال فردی و حق انتخاب اهمیت داده شد. حتی تفرد در مذهب هم با سکولاریسم مهم شد.»
این جامعهشناس در ادامه با اشاره به نتایج پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان که در زمستان گذشته انتشار آن محرمانه شد توضیح داد: «آمارگیریهای اخیر نشان میدهد بیش از ۷۰ درصد مردم، چه بیدینها و دینداران معتقد به حکومت سکولار و جدایی دین از سیاست شدهاند. بیش از ۷۰ درصد رفع حجاب اجباری هستند. بنابراین نکته دیگری که باید ترویج شود این است که ما صرفا با سکولاریته نمیتوانیم به دموکراسی برسیم، زیرا بدون آزادی، دموکراسی و سکولاریسم نمیتوانیم به عدالت برسیم.»
این استاد مطالعات جنسیت با تاکید بر اینکه «باید روی دیالوگ تکیه کنیم و به تفاوتها ارج بگذاریم»، دیدگاه خود برای رفع شکاف میان مردم مذهبی و غیرمذهبی را توضیح داد: «دموکراسی بدون پلورالیزم ممکن نیست. ما در ایران، هم تکثر قومی، هم تکثر مذهبی، هم تکثر در زبان و هم تکثر در جنسیت داریم. بنابراین باید به همه این تفاوتها ارج بگذاریم تا به نتیجه مطلوب برسیم.»
توحیدی معتقد است استقرار حکومت دینی و دخالت آن حتی درعرصهای چون پزشکی موجب شد ضعفها و ناکارآمدیهای آن نمایان شود: «نکته دیگر اینکه این سکولاریسم وارونهای که در ایران شکل گرفته نشان داد که چگونه
هم اقتصاد را تخریب کردند و هم سیاست را فاسد کردند و هم انتخابات را به بازی و ریسک تنزل دادند. رواج تقلب، اخلاق را تحت تاثیر قرار داد. دوران طلایی انقلاب اسلامی، مردم را از دین گریزان کرده و اینک ما باید نشان دهیم که چگونه سکولاریسم فاکتوری در پیشرفت جامعه و در همبستگی اجتماعی شده است.»
این جامعهشناس در بخش دیگری از توضیحات خود به نقش زنان متدین و زنان سکولار در حرکتهای اعتراضی در ایران اشاره کرد: «افرادی چون نسرین ستوده، صدیقه وسمقی، بهاره هدایت و بسیاری دیگر نشان دادند که فارغ از دیدگاه مذهبی همه هدف سیاسی مشترک داریم. زنان در مقاطع مختلف نشان دادند کمپینهایی که شکل دادهاند نظیر کمپین یک میلیون امضا، هم بیدین و هم دیندار در آن شرکت کردهاند، یا در کمپین علیه قانون خانواده یا در همه انتخاباتها به همین شیوه نقش خود را ایفا کردهاند.»
توحیدی به ترانه «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما»، بهعنوان نمودی از یک اعتراض به دین حکومتی و سیاسی اشاره کرد: «این ترانه اعتراضی در عین اعتراض به رفتار سیاسی، هیچ توهینی به دینداران نمیکند. ما نیز باید به همین شیوه بتوانیم به دینداران اطمینان دهیم که سکولاریسم حرکتی در جهت تخریب دین نیست. اینجا نقش نواندیشان دینی اهمیت دو چندان مییابد که باید احساس مسوولیت بیشتری کنند و برای رفتن به جامعه دموکراتیک، پا پیش بگذارند.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر