close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

تلاش حکومت ایران برای دست‌کاری افکار عمومی در مرگ محمد میرموسوی

۱۰ شهریور ۱۴۰۳
سولماز ایکدر
خواندن در ۶ دقیقه
تلاش حکومت ایران برای دست‌کاری افکار عمومی در مرگ محمد میرموسوی
پس از بازداشت و جان‌باختن «محمد میرموسوی» در بازداشت‌گاه فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، این نهاد نظامی می‌گوید «حادثه به‌دلیل هیجان ناشی از اصطکاک» میان مرحوم میرموسوی و عوامل انتظامی و «عدمِ کنترلِ خشم و احساسات» از طرف برخی کارکنان رخ داده است.
تلاش حکومت ایران برای دست‌کاری افکار عمومی در مرگ محمد میرموسوی
محمد میرموسوی، شهروند ۳۶ ساله و از اهالی روستای «سید محله» شامگاه شنبه ۳شهریور۱۴۰۳، توسط نیروی انتظامی بازداشت شد و چهار روز بعد پیکر او در حالی که آثار ضرب‌وشتم روی آن مشخص بود، به خانواده‌اش تحویل داده شد.

یک هفته پس از بازداشت و جان‌باختن «محمد میرموسوی» در بازداشت‌گاه فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا)، این نهاد نظامی می‌گوید «حادثه به‌دلیل هیجان ناشی از اصطکاک» میان مرحوم میرموسوی و عوامل انتظامی و «عدمِ کنترلِ خشم و احساسات» از طرف برخی کارکنان و «بی‌اعتنایی به وضعیت متهم» رخ داده است. 

***

بر اساس گزارش‌های رسانه‌های مستقل و منابع حقوق‌بشری محمد میرموسوی، شهروند ۳۶ ساله و از اهالی روستای «سید محله» شامگاه شنبه ۳شهریور۱۴۰۳، توسط نیروی انتظامی بازداشت شد و چهار روز بعد پیکر او در حالی که آثار ضرب‌وشتم روی آن مشخص بود، به خانواده‌اش تحویل داده شد.

 انتشار تصاویری  از پیکر خونین او در حال شسته‌ شدن در غسال‌خانه اعتراض گسترده افکار عمومی را در پی داشت تا جایی که «مسعود پزشکیان»، رییس‌جمهوری، «اسکندر مومنی» وزیر کشور و سرتیپ «احمدرضا رادان»، فرمانده پلیس ایران دستور تشکیل کمیته و هیات ویژه برای پی‌گیری و گزارش این موضوع را داده‌اند.

حال و همزمان با هفتمین روز مرگ این شهروند، اولین بیانیه فراجا، فرماندهی کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در این رابطه منتشر شد.

فراجا محمد میرموسوی را مسئول جان‌باختنش دانست

فراجا در بیانیه‌ای که ۹ شهریور ۱۴۰۳ منتشر شده، در رابطه با محمد میرموسوی، آمده است: «چندین مورد سابقه شرارت و درگیری داشته و در سال ۱۳۹۹ نیز در اجرای حکمِ جلب، با پلیس درگیر و به ۹ ماه حبس محکوم می‌شود.» در این بیانیه اما توضیح داده نشده است که سابقه محمد میرموسوی چه ارتباطی به شکنجه او تا حد مرگ در بازداشت نیروی انتظامی دارد.

در بخش دیگری از این بیانیه فراجا ادعا شده است: «یک شهریور در روستایِ ناصرکیاده از توابع لاهیجان خبر درگیری توسط اهالی محلی گزارش می‌شود. بنابر اظهاراتِ امدادخواهان، منشادرگیری مرحوم موسوی بوده و خودروی متوفی همان‌طور که در تصاویر به‌صورت مستند مشخص است کاملا تخریب و در آتش می‌سوزد.»

این در حالی‌ست که پیش‌تر منابع حقوق بشری از جمله «هیرکانی»، رسانه حقوق‌بشر و محیط‌زیست استان‌های شمالی ایران، نوشته بودند که خودروی محمد میرموسوی توسط ماموران انتظامی و در جریان تهدید خانواده او به سکوت در قبال جان‌باختن فرزندشان به آتش کشیده شده است. 

فراجا همچنین ادعا کرده است: «متوفی در پاسگاه انتظامی شروع به فحاشی و استنکاف از دستورات عوامل انتظامی و درگیری با ماموران نموده که این روند تا حضور در بازداشتگاه ادامه می‌یابد.»

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است:‌ «به‌دلیل هیجان ناشی از اصطکاک صورت‌گرفته میان مرحوم میرموسوی و عوامل انتظامی و عدمِ کنترلِ خشم و احساسات از طرف برخی کارکنان و بی‌اعتنایی به وضعیت متهم این اتفاق رخ می‌دهد. علت فوت باتوجه به اتفاقات قبل از حضور پلیس و شرایط جسمی و روحی متوفی، توسط پزشکی قانونی در حال بررسی است.»

هیرکانی اما روایت متفاوتی از لحظه بازداشت تا جان‌باختن محمد میرموسوی نقل می‌کند. به گزارش این رسانه «در جریان یک تنش محلی در بالارودپشت با افراد بسیجی که قصد بازداشت او را داشتند، درگیر می‌شود. پس از این‌که بسیجی‌ها موفق به بازداشت او نمی‌شوند، ماموران نیروی انتظامی پاسگاه ناصرکیاده رودبنه به محل اعزام می‌شوند و او را با ضرب‌و‌جرح بازداشت کرده و به پاسگاه انتظامی ناصرکیاده منتقل می‌کنند.»

در ادامه گزارش هیرکانی آمده است: «پس از انتقال او به ناصرکیاده ماموران نیروی انتظامی در پاسگاه او را با دست‌و‌پای بسته به‌شدت شکنجه می‌کنند که بر اثر این شکنجه حال او دچار وخامت می‌شود و در نهایت پیکر بی‌جان او را به آگاهی لاهیجان انتقال می‌دهند و با وجود نیاز به رسیدگی پزشکی بدون توجه به وضعیت او در همان‌جا کشته می‌شود.»

پیش‌تر نیز «پویان خوشحال»، روزنامه‌نگار لاهیجانی در رابطه با آن‌چه بر محمد میرموسوی در بازداشت نیروی انتظامی رفته، نوشته بود که مقتول پس از بازداشت، به‌علت درگیری و واکنش به رفتار ماموران، به محوطه بدون دوربین پشت پاسگاه «ناصرکیاده» برده شده و در غیبت دوربین‌های امنیتی و مداربسته، توسط ماموران نیروی انتظامی و چند سرباز مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفته است.

در بیانیه فراجا اما هیچ اشاره‌ای به معنای «اصطکاک» صورت‌گرفته میان محمد میرموسوی و چرایی و چگونگی «عدم کنترلِ خشم و احساسات» ماموران نیروی انتظامی نشده است و تلویحا خود او را مسوول خشونت اعمال شده تا سر حد مرگ دانسته است. 

در این بیانیه اما ادعا شده است که بنا بر اطلاعیه فرماندهی انتظامی کشور، دلیل خشم ماموران «فحاشی و استنکاف از دستورات عوامل انتظامی» اعلام شده است. این در حالیست که طبق قانون «نهایت مجازات فحاشی به ماموران ۶ ماه زندان است» و ضرب‌و‌شتم بازداشت‌شدگان مصداق شکنجه و ممنوع است.

احمدرضا رادان دستور داده است که فرمانده پاسگاه عزل و سایر عوامل دخیل معلق از خدمت شوند. پیش‌تر اما دادستان لاهیجان گفته بود پنج نفر از کارکنان نیروی انتظامی در این ارتباط بازداشت شده‌اند.

خشونت در بازداشتگاه‌های گیلان

در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، شهروندان استان گیلان حضور بسیار فعالانه‌ای داشتند. در مقابل میزان خشونت نهادهای انتظامی و امنیتی نیز در این استان بسیار شدید بود.

بنابر گزارش‌های رسانه‌های مستقل و منابع حقوق‌بشری، «رضا دهبوید»، «مهدی آقایی»، «شیده علی‌پرست»، «محمدرضا قربانی» و «سروش پوراحمدی»، در جریان اعتراضات پاییز و تابستان ۱۴۰۱ بازداشت و در بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات یا نیروی انتظامی کشته شدند.

همچنین «جواد روحی» در زندان نوشهر در استان مازندران، «سهیل حق‌بین» و «سهراب آزادبر» در زندان لاکان رشت به‌طرز مشکوکی جان خود را از دست دادند.

پیش‌تر ایران‌وایر در گزارشی به ادامه سرکوب شهروندان این استان، دو سال بعد از اعتراضات «زن،زندگی،آزادی» پرداخته بود.

در ادامه همین خشونت عریان، «هه‌نگاو» خبر داد برگزاری مراسم هفتمین روز درگذشت محمد میرموسوی که قرار بود ۹ شهریور ۴۰۳ برگزار شود، با فشارهای نهادهای امنیتی و حضور پرشمار ماموران امنیتی برگزار شده است. 

همزمان در شامگاه ۹ شهریور، برخی منابع حقوق‌بشری خبر از جان‌باختن «کمیل ابوالحسنی»، در بازداشتگاهی در تنکابن دادند. بر اساس گزارش‌ها، کمیل ابوالحسنی ٣٢ ساله و دارای یک دختر ۹ ساله است. او در روزهای گذشته به‌دلایل نامشخص بازداشت شد و روز جمعه ۹ شهریور به‌طرز مشکوکی در بازداشتگاه کشته شد.

ایران‌وایر نمی‌تواند مستقلا این خبر را تایید کند، اما الگوی رفتار خشونت‌آمیز از جمله در بازداشتگاه‌های استان گیلان نشان می‌دهد که ماموران انتظامی و امنیتی در اعمال خشونت هیچ حد و مرزی ندارند.

دفاع نظام از وفادارانش

فراجا در حالی در بیانیه‌اش سعی کرده است موضوع «شکنجه تا مرگ» یک شهروند را به «هیجان ناشی از اصطکاک»، «عدمِ کنترلِ خشم و احساسات» و «بی‌اعتنایی به وضعیت متهم» کاهش دهد که در سال ۱۴۰۱، «محسن شکاری» با اتهام «بستن خیابان ستارخان» به اعدام محکوم شد.

دادستان نیز در جریان بررسی پرونده کشته شدن «روح‌الله عجمیان» در حاشیه مراسم چهلمین روز جان‌باختن «حدیث نجفی»، عدم دخالت پزشکی «حمید قره‌حسنلو» را یکی از اتهامات او برشمرده بود.

دستگاه‌ها و نهادهای مختلف جمهوری اسلامی البته در این راستا به رهبر نظام اقتدا می‌کنند. او در یکی از موضع‌گیری‌هایش در رابطه با اعتراضات دولت وقت به حمله به سفارت عربستان، در حمایت از «جوانان مومن انقلابی» گفته بود برخی دائما کلمه «تندروها» را تکرار می کنند که منظور آن‌ها جریان مومن و حزب‌اللهی است و خواسته بود که این گروه را به تندروی محکوم نکنند. 

«علی خامنه‌ای» در یک اظهار نظر دیگر تاکید کرده بود که نباید جوانان «انقلابی و حزب‌اللهی» را متهم به تندروی کرد، زیرا این جوانان با اخلاصِ تمام و با همه وجود در میدان حاضرند و هرگاه که دفاع از مرزها و دفاع از هویت ملی لازم باشد، وسط میدان هستند.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

گزارش

چرا وقتی ایران برای خرید کمک‌داور ویدیویی تحریم نبود، سراغ چین رفت؟

۱۰ شهریور ۱۴۰۳
پیام یونسی‌پور
خواندن در ۶ دقیقه
چرا وقتی ایران برای خرید کمک‌داور ویدیویی تحریم نبود، سراغ چین رفت؟