بر اساس گزارش خبرگزاری «دانشجو»، بامداد چهارشنبه ۲۱خرداد۱۴۰۴، حکم اعدام «مجاهد (عباس) کورکور» اجرا شده است. در این گزارش، از این شهروند اهل ایذه بهعنوان یکی از «از عوامل اصلی ناآرامیهای سالهای گذشته در شهرستان ایذه» یاد شده است.
ساعاتی پیش از اعلام این خبر، گزارشهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که در آن به فراخوانده شدن خانواده مجاهد کورکور برای ملاقات آخر اشاره شده بود.
اجرای حکم مجاهد کورکور در حالی صورت گرفته که ۲۱خرداد، روز تولد «کیان پیرفلک» کودک ۱۰سالهای است که در جریان اعتراضات ۲۵آبان۱۴۰۱ با شلیک نیروهای امنیتی کشته شد، اما دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مجاهد کورکور را بهعنوان عامل قتل او اعلام کرد.
***
مجاهد کورکور یکی از شهروندان اهل ایذه بود که در جریان یورش نیروهای امنیتی در بامداد ۲۹آذر۱۴۰۱، در روستای «پِرسوراخ» در اطراف ایذه بازداشت شد. همان شب دو جوان دیگر به نامهای «محمود احمدی» و «حسین سعیدی» کشته شدند و پیکرهایشان تا امروز به خانوادههای آنها تحویل داده نشده است.
این شهروند اهل ایذه فروردین۱۴۰۲ با رای شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز، به اتهام «محاربه و افساد فیالارض» به اعدام محکوم شد، حکمی که در دی همان سال، توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تایید و برای اجرا به دادگاه ایذه ارجاع شد.
قوهقضاییه جمهوری اسلامی، مجاهد کورکور را بهعنوان «متهم اصلی» پرونده کشته شدن کیان پیرفلک معرفی کرد؛ کودک ۱۰سالهای که در جریان اعتراضات ایذه جان باخت. خانواده کیان پیرفلک اما بارها و بهصراحت این اتهام را رد کرده و اعلام کردهاند که خودرو حامل فرزندشان با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی هدف قرار گرفته است، با این همه، حاکمیت امروز و همزمان با تولد کیان پیرفلک، حکم اعدام مجاهد کورکور را اجرا کرد.
بر اساس گزارش مرکز رسانهای قوهقضاییه جمهوری اسلامی، مجاهد کورکور به «محاربه از طریق کشیدن سلاح به قصد جان مردم و ارعاب و افساد فیالارض از طریق ارتکاب جنایت بهوسیله تیراندازی با سلاح جنگی، اخلال در نظم عمومی و ایراد خسارت عمدی به تمامیت جسمانی منتج به جانباختن هفت تن، از جمله کیان پیرفلک، ایراد خسارت عمدی به اموال عمومی و خصوصی، تشکیل گروه باغی و عضویت در آن از طریق قیام مسلحانه علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران»، متهم شده است.
«میثم پیرفلک»، پدر کیان، پس از اینکه تا حدی از جراحات ناشی از شلیک به خودرو شخصیاش بهبود پیدا کرد، با انتشار ویدیویی، هرگونه اتهام به این شهروند ایذهای را در ارتباط با کشته شدن کیان، رد کرد و گفت: «دادخواه خون پسرم هستم، من هیچ شکایتی از مجاهد کورکور و بچههای ایذه نکرده و نخواهم کرد، چون من و همسرم بهچشم خود دیدیم که نیروهای امنیتی به فرماندهی سردار "عیدی علیپور"، ماشین ما را به رگبار بستند، مرا زخمی کردند و پسرم را به قتل رساندند.»
«ماهمنیر مولاییراد»، مادر دادخواه کیان پیرفلک در همان روزهای آغازین صدور حکم اعدام برای مجاهد کورکور، تصویری در حساب کاربری خود منتشر کرد که در آن در حال دست دادن با مادر مجاهد بود. او همراه با همسرش، میثم پیرفلک، بارها تاکید کرد که حکومت در پی پنهانکردن نقش نیروهای امنیتی در مرگ کیان است و اتهامات وارده به مجاهد کاملا بیاساس است.
«فواد چوبین»، دایی «آرتین رحمانی»، از دیگر جانباختگان ۲۵آبان۱۴۰۱ در ایذه نیز، تاکید کرده بود که در آن شب مجاهد با او بود و ماموران به سمت آنها تیراندازی کردند.
خانواده «میلاد سعیدیانجو» هم با ثبت شکایتی اعلام کردند بهدنبال پیدا کردن مدارک و چک کردن دوربینهای محل حادثه کشته شدن فرزندشان هستند، تا بتوانند از اعدام بیگناهی که جمهوری اسلامی او را بهعنوان قاتل معرفی کرده، جلوگیری کنند.
آزار و شکنجه خانواده کورکور
از همان روزهای اول پس از بازداشت مجاهد کورکور، برخی از نزدیکان و بستگان او خبر از شکنجه و آزار او در زندان خبر میدادند.
اسفند۱۴۰۱ سایت «بیبیسی فارسی» به نقل از یکی از بستگان مجاهد کورکور نوشت: «مجاهد را خیلی کتک زدند، یک بار با ضربوشتم و بهزور قرصی به او خوراندند که بعد شکماش بهطرز عجیبی باد کرد و بیهوش شد. تا یک هفته شکماش باد کرده بود و درد داشت. ولی بههیچ عنوان به قتل کیان اعتراف نکرده. حتی فیلم اعترافاتش را هم نگاه کنید نمیگوید او کیان را زده است و نهایتا فیلم قطع میشود و اسلحهای را نشان میدهند که میگویند این همان اسلحهای است که با آن شلیک شده.»
مجاهد کورکور بارها در ملاقات با خانواده خود اعلام کرده بود که تحت شکنجههای شدید روحی است و مدام به او میگویند «فردا اعدام خواهی شد.»
فرد دیگری از نزدیکان این بازداشتی هم گفته بود که مجاهد کورکور در جریان بازداشت بهشدت از ناحیه پا زخمی شده بود و به گفته این فرد نزدیک به خانواده «از دریافت خدمات درمانی در زندان محروم ماند» و در تماسهایش با خانواده، درخواست دارو برای کاهش درد و پانسمان پایش کرده بود.
خانواده مجاهد کورکور تا سه ماه بعد از بازداشت او از محل نگهداری و وضعیت او بیخبر بودند و بعدها معلوم شد او تمام این مدت را در سلول انفرادی گذرانده است. یکی از نزدیکان او گفته بود که حتی «خودش هم نمیدانست در کجا زندانی است و وقتی هر دو هفته یکبار زنگ میزد صدایش گرفته بود و از درد مینالید.»
مجاهد کورکور در دوران بازداشت تا پیش از اجرای حکم بارها مورد ضربوشتم قرار گرفت و حتی از داشتن وکیل انتخابی محروم ماند. خواهر او، «نگار کورکور» بعد از مدتها آزار و اذیت نیروهای امنیتی مجبور به ترک ایران شد.
نگار دو ماه بعد از رسیدن به خاک آلمان متوجه شد به سرطان مبتلاست و درست یک سال بعد از رسیدن به آلمان، براثر سرطان جان خود را از دست داد؛ در حالی که در تمام روزهای درمان تلاش میکرد صدای برادر دربندش باشد.
از ابتدای جنبش «زن، زندگی، آزادی» تاکنون دستکم ۱۱ معترض بازداشتشده اعدام شدهاند. پیش از مجاهد کورکور، «محمدمهدی کرمی»، «محمد حسینی»، «محسن شکاری»، «مجیدرضا رهنورد»، «مجید کاظمی»، «سعید یعقوبی»، «صالح میرهاشمی»، «میلاد زهرهوند»، «محمد قبادلو» و «رضا رسایی» با اتهامات مشابه و در روندهای ناعادلانه قضایی محاکمه و به اعدام محکوم شدند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر