close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

سه نسل متولد ایران که شناسنامه ایرانی به آن‌ها داده نشد

۳۰ تیر ۱۴۰۳
رقیه رضایی
خواندن در ۱۰ دقیقه
سه نسل متولد ایران که شناسنامه ایرانی به آن‌ها داده نشد
عکس تزیینی است و متعلق به میدل ایست ایمیجز
سه نسل متولد ایران که شناسنامه ایرانی به آن‌ها داده نشد
عکس از مهاجرت دسته‌جمعی شهروندان افغانستان بعد از سقوط کابل در مرداد ۱۴۰۰، متعلق به گتی

گزارش‌های رسیده از ایران، کامنت‌ها و واکنش‌های شهروندان ایرانی پای محتوای نشرشده در شبکه‌های اجتماعی، حاکی از اظهارنظرهای خشونت‌آمیز ایرانیان علیه مهاجران افغانستانی در ایران است؛ شهروندانی که بسیاری از آن‌ها در درد و رنج اقتصادی و اجتماعی و تحت یک حکومت غیردموکراتیک مذهبی زندگی می‌کنند، اما فعالان حقوق مهاجران می‌گویند چشم خود را بر رنج همسایگان افغانستانی‌تبار که در رنج‌های بسیاری با ایرانیان اشتراک دارند، بسته‌اند. 

در حالی‌که در ایران، مهاجران اهل افغانستان تاکنون از بنیادی‌ترین حقوق انسانی خود نیز محروم بوده‌اند، زندگی در ترس و دهشت همیشگی ردمرز شدن را تجربه کرده‌اند، این روزها کمپین‌ها و کارزارهایی توسط بخشی از جریان اصلاحات در حال راه‌اندازی است تا شرایط را برای مهاجران افغانستانی از این هم دشوارتر کند.

***

ایران وطن من است، باورم نمی‌شود

نامش «فرشته» است، ۳۸ سال دارد و پسرش هم حدودا ۱۸ ساله است. اصالتا از شیعه‌های هرات و «سادات‌» است، آن‌هایی که گفته می‌شود «اولاد پیغمبر» هستند. فرشته، مادرش و پسرش هر سه در ایران متولد شده‌اند، سه نسل متولد ایران، اما هیچ‌کدام ایرانی نیستند. 

او مدرک کارشناسی و کارشناسی‌ارشد خود را از دانشگاه تهران گرفته و چند سال قبل در پی سخت شدن شرایط اقتصادی و اجتماعی، شهرستان قرچک در جنوب تهران را به مقصد آلمان ترک کرده و حالا خانواده کوچکش، مادر، پدر، دو برادر و پسر نوجوانش همگی ساکن یک شهر کوچک در شرق آلمان هستند. 

او درباره شرایط زندگی‌اش در ایران به ما می‌گوید: «زمانی‌که ما ایران بودیم، شرایط خیلی سخت نبود. مردم با ما مهربان بودند. با همسایه‌هایمان خوب بودیم و آن‌ها هم خوب بودند. در مدرسه و دانشگاه اساتید و همکلاسی‌ها خوب و فهیم بودند. همیشه یک سایه‌ کم‌رنگی از نژادپرستی بود، ولی واقعا شرایط سخت نبود. مخصوصا برای ما که شیعه بودیم خیلی شرایط سخت نبود.»

او می‌گوید که پدرش از کارگری‌کردن در ایران معمار شده بود. برای خودش چند کارگر داشت و خرج تحصیل او و برادرهایش را که شاگرد زرنگ مدرسه بودند در بهترین دانشگاه‌های ایران می‌داد. مدرسه هم بعد از ابتدایی برایشان پولی بود، اما همان مدارسی می‌رفتند که همسایه‌هایشان می‌رفتند و مردم عادی کمتر به چشم خارجی نگاه‌شان می‌کردند.

اما شنیده‌های فرشته از این روزهای ایران، کشوری که او می‌گوید «وطن» اصلی او است، بی این‌که او را به شهروندی پذیرفته باشد، متفاوت از تجربه‌های اوست؛ بسیار متفاوت و تکان‌دهنده.

فرشته به خیل اخبار اقدام‌های ناشی از نفرت در گوشه‌وکنار ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «باورم نمی‌شود، قدیم فقط از طرف حکومت ایران بود که ما را تحقیر می‌کردند. از سازمان‌ملل و جامعه‌جهانی امتیاز می‌گرفتند، ولی ما را جزو انسان محسوب نمی‌کردند و حق و حقوقی نداشتیم. سردر پارک‌ها بنر می‌زدند، ورود سگ و افغانی ممنوع. اما حالا همان مردمی که سال‌هاست از آن حکومت به‌ستوه آمدند، همان مردمی که جان‌شان به لب آمده افغان‌ها را مقصر می‌دانند و می‌خواهند آن‌ها اخراج شوند.»

به گفته این زن که تا سی سالگی در ایران زندگی کرده، با سقوط کابل به دست طالبان و این‌که ایران گذرگاهی به سمت ترکیه و اروپاست، بخشی از این ترس «قابل فهم» است، مخصوصا که خود مردم ایران هم تحت فشار زیادی هستند: «با این‌حال آتش زدن خانه‌های کسانی‌که با شما دردشان یکی است، وحشتناک است.»

اشاره این زن افغانستانی‌تبار به گزارش و ویدیوهایی است که وب‌سایت «بی‌بی‌سی فارسی»، روز چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۳ منتشر کرده است.

 بر اساس این گزارش، چند مهاجر افغان که ساکن شهرستان «خور» در استان فارس هستند به این شبکه خبری گفته‌اند که در چند شب گذشته خانه‌هایشان مورد حمله قرار گرفته و حمله‌کنندگان سعی کرده‌اند خانه‌های آن‌ها را آتش بزنند. 

بی‌بی‌سی نوشته است که این حملات بعد از قتل یک مرد ۶۲ ساله توسط کارگر رستورانش در خنج صورت گرفته و گفته می‌شود که قاتل یک نوجوان ۱۷ ساله افغانستانی است که کارگر آن رستوران بوده است. البته، تاکنون هیچ رسانه رسمی در ایران تابعیت قاتل را عنوان نکرده است. 

مهاجرستیزی جان می‌گیرد

از این دست اقدامات خشونت‌آمیز در ماه‌های اخیر کم نبوده است. احتمالا دردناک‌ترین‌شان، قتل نوجوان پاکبان بود؛ «الیاس محمدی»، ۱۹ ساله‌ای که داشت پل‌ روگذری را تمیز می‌کرد که یک نفر به ظن «اهانت به پرچم جمهوری اسلامی» خودرویش را متوقف کرد و او را هل داد و از بالای پل به پایین پرت کرد.

پیش‌تر هم در شبکه‌های اجتماعی ویدیویی منتشر شده بود که در آن جوانی که ضاربان او را تحقیر و مورد فحاشی‌های جنسی قرار داده بودند، با بازوی زخمی و چهره‌ای هراسان، بر روی زمین افتاده بود. 

در این ویدیو، یک مرد جوان با لباسی که در ایران به لباس «ارتشی» شناخته می‌شود ولی یونیفرم نظامیان و ماموران حکومتی نیست، قمه به دست بر سر مرد مهاجر فریاد می‌زد و او را مجبور می‌کرد که بگوید افغانستانی است و دیگر به سنندج نمی‌آید. 

مهرماه سال ۱۴۰۲، شبکه خبری «افغانستان اینترنشنال» درباره این ویدیو نوشته بود: «از لهجه مرد مهاجم و نام شهر سنندج که در ویدیو تکرار می‌شود، پیداست که ویدیو در استان کردستان در غرب ایران گرفته شده است.»

بخش افغانستان «رادیو آزادی» نیز در گزارش دیگری که در مهرماه ۱۴۰۲ منتشر شده، با اشاره به ویدیویی که در آن شماری از شهروندان ایران با چوب به خانه‌های مهاجران افغانستانی در قزوین حمله کرده‌ بودند، درباره ابراز نگرانی پناهجویان افغانستانی درباره برخورد ایرانیان نوشته بود.

مطالبه‌گری یا سازماندهی برای افغانستانی‌ستیزی؟

یکی از کاربران شبکه اجتماعی «ایکس»، با نام کاربری «مامه ریواری» تصاویر و بخش‌هایی از مصاحبه‌های مختلف یک وکیل دادگستری در ایران به نام «ندا شمس» را منتشر کرده و او را «مهاجرستیز» و یکی از سازندگان «کمپین نژادپرستانه علیه افغان‌ها» خوانده است. 

خانم شمس، وکیل دادگستری است که بنا به گفته‌های پیشین خود و «هادی کسایی‌زاده»، روزنامه‌نگار، بابت یک گزارش که قبلا از سوی شبکه خبری «افغانستان اینترنشنال» منتشر شده، بارها از سوی افغانستانی‌ها، «تهدید به مرگ» شده است.

این گزارش مربوط به مصاحبه‌ای است که او با خبرگزاری «تسنیم»، وابسته به سپاه پاسداران انجام داده و در آن مهاجران غیرقانونی افغانستانی را به «بمب ساعتی» تشبیه کرده بود.

بعد از آن بود که کسایی‌زاده، مدیر مسوول ماهنامه «میدان آزادی» که پیش‌تر بابت مواضع آشکارا مخالف مهاجران افغانستانی خود به یکی از چهره‌های جنجالی شبکه اجتماعی ایکس تبدیل شده، در گزارشی در ماه‌نامه خود نوشت که خانم شمس از سوی «افغان‌های تروریست»، «تهدید به مرگ» شده است.

خانم شمس تاکنون وکیل پرونده‌های امنیتی بسیاری، از جمله پروند «فائزه هاشمی» بوده، اما از سوی برخی منتقدانش متهم شده که «وکیل محبوب» قاضی بدنام دادگاه‌های انقلاب، «ابوالقاسم صلواتی» است.

او اخیرا طوماری را در وب‌سایت «کارزار» منتشر کرده که خطاب به «مسعود پزشکیان»، رییس‌جمهوری منتخب در ایران از او خواسته افرادی که به زعم او «مهاجرین غیرقانونی افغان» هستند را اخراج کند.

در این نامه که از سوی شماری از روزنامه نگاران و فعالان رسانه‌ای اصولگرا نیز همرسان شده، ضمن نقد اقدامات وزارت کشور رئیسی، آمده که «جمهوری اسلامی ایران یکی از بزرگترین کشورهای پناهنده‌پذیر در جهان بوده که در سال‌های اخیر به‌دلیل فقدان سیاست‌های مبتنی بر حفظ منافع ملی، امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور در معرض هجوم کنترل نشده و لجام‌گسیخته میلیون‌ها تبعه افغان قرار گرفته است.»

خانم شمس در پاسخ به درخواست ایران‌وایر برای مصاحبه گفت که چون در ایران مشغول به فعالیت است، باید در چهارچوب قوانین ایران حرکت کند.

اما، بر اساس آمارها، ایران اگرچه پناهگاه موقت افغانستانی‌های بسیاری به‌ویژه بعد از سقوط کابل در مردادماه ۱۴۰۰ است، یکی از بزرگ‌ترین دیپورت‌کنندگان پناهجویان در دنیا نیز هست.

پیش‌تر خبرگزاری «العربیه» گزارش کرده بود که اخراج پناهجویان افغانستانی از سوی ایران، ۵۰ درصد افزایش یافته است. «شورای پناهندگان دانمارک» نیز در گزارشی در خردادماه امسال، نوشت که از زمان سقوط کابل به دست طالبان، دست‌کم نیم میلیون افغانستانی پناهجو از ایران دیپورت شده‌اند.

در این میان بسیاری می‌گویند که با توجه به حمایت‌های پیدا‌و‌پنهان مقامات رده بالای نظام جمهوری اسلامی، از جمله «علی خامنه‌ای» از طالبان، قابل پیش‌بینی بوده و هست که اثر این بحران انسانی متوجه ایران نیز شود و شهروندان افغانستانی بسیاری برای نجات جان خود و گذر از ایران و رسیدن به کشورهای امن، وارد خاک ایران شوند. 

مهاجر‌ستیزی در ایران؛ موج جهانی یا سیاست حکومت

«مهرداد درویش‌پور»، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه مالاردالن سوئد می‌گوید که «هنگامی که فشارهای اقتصادی، شکاف‌های طبقاتی، بیکاری و فقر و بزه‌کاری، و تمام ناملایمات ناشی از آن در یک جامعه گسترش می‌یابد، یکی از ساده‌انگارانه‌ترین اشکال واکنش عمومی نسبت به این مشکلات، پیدا کردن بلاگردانی است که برای همه‌چیز او را مقصر جلوه دهند.»

او توضیح می‌دهد: « تاریخ جامعه‌شناسی مهاجرت نشان می‌دهد که چگونه مهاجران یکی از نخستین گروه‌های قربانی این دست از واکنش‌ها می‌شوند. در اروپا و جهان غرب هم شاهد این بودیم و هستیم که چگونه وقتی مشکلات داخلی رشد پیدا می‌کند، گفتمان‌هایی همچون این عنوان که مهاجرین بازار کار ما را پر کرده‌اند، مسوول گسترش بزه‌کاری و سربار جامعه هستند و یا تهدیدی علیه امنیت کشور به شمار می‌روند، بالا می‌گیرد.»

این جامعه‌شناس با تاکید بر این‌که این پدیده ابدا مختص ایران نیست و یک پدیده جهانی است، می‌گوید: «در همه‌جا، از ترامپ در آمریکا گرفته که دنبال دیوارکشیدن برای جلوگیری از ورود مکزیکی‌ها رفت تا لوپن در فرانسه و گرو‌ه‌های راست افراطی در آلمان و سوئد که می‌کوشند با تشدید سیاست مهاجرستیزی و بیگانه‌ستیزی با مشکلات روبرو شوند، مهاجران بلاگردان، آماج حملات افکار عمومی قرار دارند.»

به گفته این استاد جامعه‌شناسی و نویسنده کتاب «مهاجرت و قومیت، نگاهی به جامعه چندگانه سوئد»، «معمولا گروه‌های مهاجر، قربانیان بردگی نوین به‌شمار می‌روند. آن‌ها برای این‌که بتوانند شکم خود و خانواده‌شان را سیر کنند، به طاقت‌فرساترین شرایط، از جمله به کار سیاه که به دور از هرگونه استانداردهای اولیه شرایط کار و زندگی است، روی می آورند.»

او ادامه می‌دهد که ایران هم متاثر از همین موج جهانی تشدید مهاجرستیزی است: «یعنی اگر قبلا می‌گفتند باید جلوی ورود افغانستانی‌ها به پارک را گرفت یا در روزنامه‌ها آن‌ها را به‌عنوان مسوولین جنایت و بزه‌کاری، انگشت‌نما می‌کردند، امروز کار به آتش زدن خانه‌ها رسیده است.»

اما به اعتقاد این جامعه‌شناس اوضاع در ایران به‌مراتب بدتر از چیزی است که مهاجران در غرب با آن روبرو هستند: «نخست به این دلیل که در ایران بسیاری از افغانستانی‌تبارها حتی از حداقل استانداردهای پناهندگی و مهاجرت نظیر داشتن شناسنامه و مدارک اقامت محروم مانده‌اند. این به این معنی است که آن‌ها نسبت به خیلی از گروه‌های مهاجر در کشورهای دیگر به شدت آسیب‌پذیرتر هستند. امری که امکان حمله و تعرض به آن‌ها را با توجه به موقعیت آسیب‌پذیرتر و شکننده‌تربودن‌شان افزایش می‌دهد.»

آقای درویش‌پور ادامه می‌دهد: «دوم این‌که در ایران که نه از دموکراسی خبری هست و نه از حقوق شهروندی، شاهد آن هستیم که با سخت‌تر شدن شرایط زندگی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تا حد زیادی ارزش‌های انسانی و اخلاقی فروپاشیده و به عقب رانده شده است. در چنین شرایطی به سختی می‌توان به مردم یادآور شد و متقاعدشان کرد که ارزشی به‌نام هم‌بستگی انسانی وجود دارد و از آن زاویه با بیگانه‌ستیزی مذموم است و به آن‌ها حق همه انسان‌ها برای برخوردار بودن از شرایط برابر را گوشزد کرد.» 

انتخابات یا میدان مسابقه در مهاجرستیزی؟

آقای درویش‌پور در ادامه به محتوای مطرح‌شده از سوی کاندیداهای انتخابات غیرمنتظره ۱۴۰۳ که تیرماه در دو مرحله برگزار شد و منتخب آن، «مسعود  پزشکیان»، عضو هیات ریيسه مجلس و نماینده تبریز بود، اشاره کرده و می‌گوید: «در انتخابات شاهد این بودیم که نزد تمام کاندیداهای ریاست جمهوری، افغانستانی‌ستیزی یک موضوع تبلیغات انتخاباتی بود. آن‌ها برای این‌که رای مردم را جلب کنند، سعی می‌کردند از هم سبقت بگیرند. با توجه به موجی که از گذشته وجود داشته و در متن  تشدید فشارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و روانی در جامعه ایران و در متن فروپاشی اخلاق و گسترش ناهنجاری‌ها، نه‌تنها هیچ شخصیت سیاسی جرات نمی‌کند از حق افغانستانی‌تبارها به عنوان یک انسان در جامعه نام ببرد، بلکه شاهد شدت‌یافتن هجوم و حملات به جامعه افغانستانی‌تبار هستیم. تا جایی‌که کار به آتش زدن منازل افغانستانی‌ها می‌رسد که به‌راستی شرم‌آور است و با هیچ معیار بین‌المللی و استانداردهای عمومی برخورد با جامعه مهاجر هم‌خوانی ندارد و بخشی از نفرت پراکنی‌های قومی نژادی و بیگانه‌ستیزی است که در ایران از زمینه گسترده‌ای برخوردار است  و طی دهه‌ها رشد کرده است.»

این استاد دانشگاه به تلاش دوره‌ای برخی از احزاب کشورهای غربی برای توقف این موج‌های بیگانه‌ستیزی اشاره کرده و می‌گوید: « در جامعه ایران اما جمهوری اسلامی خود یکی از مبلغان بیگانه‌ستیزی است و از این نظر همه این‌ عوامل دست‌به‌دست هم داده تا شاهد موج جدیدی از این حملات علیه جامعه مهاجران افغانستانی‌تبار شده‌ایم.»

آقای درویش پور در پایان نیز تاکید می‌کند: «مردم ممکن است از سرِ عدم حساسیت ضد‌ نژادپرستانه، ضد تبعیض و دشواری شرایط زندگی به‌راحتی جذب بیگانه‌ستیزی شوند. اما، این حکومت است که با اتخاذ این گونه سیاست‌ها آن را دامن می‌زند. دامن‌زدن به سیاست بیگانه‌ستیزی، هیچ سنخیتی با ادعای وفاداری به هنجارهای دموکراتیک و حقوق برابر انسان‌ها ندارد و این نگرانی هست که باتوجه به شرایط حاضر، با روی کار آمدن اصلاح‌طلبان، در این زمینه حتی اوضاع بهتر که نشود سهل است، بدتر هم بشود.»

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

نامه کیوان رحیمیان، زندانی بهایی و مرور خاطرات یک سال در زندان

۳۰ تیر ۱۴۰۳
خواندن در ۴ دقیقه
نامه کیوان رحیمیان، زندانی بهایی و مرور خاطرات یک سال در زندان