مرگ مغزی یکی دیگر از مصدومان ناشی از انفجار تونل C معدن معدنجو طبس، تعداد قربانیان این حادثه را به ۵۱ تن افزایش داد. این درحالیست که یک کارشناس (HSE) در گفتوگو با «ایرانوایر» تاکید میکند اثر مسمومیت ناشی از استنشاق گاز متان در صورت زندهماندن فرد، به از دست دادن حافظه، مشکلات پایدار قلب، عروق، تنفس و سیستم عصبی منجر میشود.
HSE مخفف سه کلمه بهداشت Health، ایمنی Safety و محیطزیست Environment است و بهطور کلی شامل قوانین، مقررات و فرآیندهایی که جهت ایمنی کارکنان، کارگران و پیمانکاران در محیط کار، آتشنشانی، حفاظت از محیطزیست و همچنین حفاظت از محیط پیرامون در برابر خطرات است.
***
شامگاه ۳۱شهریور سال جاری، ۶۹ کارگر در تونلهای B و C معدن معدنجو طبس مشغولبهکار بودند که انفجار در تونل C حادثه آفرید. ۱۷ تن از این کارگران در این حادثه مصدوم شدند که تاکنون دو تن از آنها مرگ مغزی شدهاند. همه ۲۰ کارگری که در تونل C کار میکردند جان باختند و تاکنون آمار تلفات این حادثه ۵۱ کشته اعلام شده است.
براساس مقررات ایمنی و اصول HSE گازسنجی، چهار گاز شامل مونوکسیدن کربن (Co)، سولفید هیدروژن H2S، اکسیژن O2 و گاز قابل احتراق (Combustible gas) را داشته باشد. این گازها توسط گازسنجهای ثابت و متحرک سنجیده میشود. بررسیهای ایرانوایر نشان میدهد گازسنجهای قابل حمل در بازار ایران قیمتی حدود ۱۲ تا ۱۴ میلیون تومان قابل تهیه است؛ چیزی حدود دستمزد یک ماه یک کارگر.
خانوادههای قربانیان حادثه معدن معدنجو طبس ضمن گلهمندی از رفتار مسوولان دولتی تاکید میکنند: «این همه از معدن پول درمیآورید. اول ایمنی معدن را ایجاد کنید. اگر نمیتوانید در آن را تخته کنید، نه اینکه وقتی کارگر میگوید معدن گاز دارد، او را تهدید به اخراج کنید.»
«ابوالفضل هدایتی»، کارشناس HSE که سابقه فعالیت در معادن زغالسنگ را نیز داشته، به ایرانوایر میگوید: «مشکل اساسی از آنجا ناشی میشود که عملیات بخش ایمنی و HSE توسط شرکتها و پیمانکاران انجام میشود. اگر بخش HSE توسط نهاد یا شرکتهای مستقلی انجام گیرد، پیمانکار نمیتواند با تهدید کارگران به هشدارها بیتوجهی کند.»
بهجز حوادثی چون معدن طبس یا «زمستانیورت گلستان»، یا ماجرای پلاسکو و متروپل آبادان، حوادث دیگری هم در ایران رقم خورده که هیچگاه ارزیابی دقیقی از چرایی وقوع آن انجام نشده است. برای نمونه در ۲۹بهمن۱۳۸۲، یک قطار باری حامل کود شیمیایی در نزدیکی نیشابور منفجر شد که دستکم در آن ۴۰۰ تن کشته شدند، اما با گذشت ۲۱ سال از آن حادثه، هیچ اطلاعات، دیتا یا ارزیابی خاصی بر پایه اصول مهندسی ایمنی و HSE تهیه و منتشر نشده است.
متان با کارگران چه میکند؟
متان (CH4) گازی طبیعی، بیرنگ و بیبو است که معمولا ترکیباتی از آن را بهعنوان گازخانگی مصرف میکنیم و در لایههای زمین در معادن زغالسنگ نیز وجود دارد. عموما این گاز بهدلیل مصرف اکسیژن در فضاهای محدود موجب خفگی انسان میشود و در شرایطی نیز، قابلیت اشتعال و انفجار دارد.
ابوالفضل هدایتی که اینک در یکی از شرکتهای نفت و گاز در ماهشهر مسوولیت مهندسی ایمنی و HSE دارد، پیشتر در یکی از معادن زغالسنگ کار کرده و درباره اثر این گاز بر کارگران به ایرانوایر میگوید: «نخستین اثر متان بر کارگران، محرومیت آنها از تنفس اکسیژن و در نتیجه، آسیب جدی به مغز، قلب است و در نهایت موجب مرگ میشود.»
به گفته او، افزایش غلظت گاز متان و طولانیشدن دوره قرارگرفتن در معرض آن، میتواند به نسبت خفیف یا شدید بودن، علائم فیزیکی مختلفی بر جسم و روان کارگران، ازجمله از دست دادن حافظه داشته باشد.
هدایتی تاکید میکند: «اثرات طولانی مدت مسمومیت با گاز متان شامل مشکلات پایدار قلب و عروق، تنفس، صرع، افسردگی و کلاستروفوبیا (تنگناهراسی) است.
او همچنین درباره شکل دیگری از آثار گاز متان بر بدن انسان میافزاید: «این گاز تحریککننده نیست، ولی اگر بهصورت مایع باشد، تماس با آن موجب سرمازدگی و مرگ بافت پوست انسان میشود.»
نه ماسک میدهند نه کفش ایمنی
یکی از تصاویری که در پی انفجار معدن معدنجو طبس مورد توجه قرار گرفت، چکمه پاره پلاستیکی یکی از کارگرانی بود که جانش را در این حادثه از دست داده بود. ایرانوایر در گفتوگو با سه کارگر از معادن مختلف، به توصیف شرایط کاری آنها پرداخت که در آن تاکید کرده بودند عموما هر۷-۶ ماه یکبار یک جفت چکمه پلاستیکی به کارگران داده میشود.
خواهر مرحوم «محمدجواد بهشتیپور»، از قربانیان معدن معدنجو طبس درباره وضعیت ایمنی و تجهیزات فردی کارگران این معدن توضیح دادهاست: «نه پوتین به آنها میدهند، نه دستکش، نه ماسک. اینها هیچکدام ریهای برایشان نمیماند. شوهر من هم در همین معدن کار میکند. از وقتی به خانه میآید دارد سرفه میکند. همه ریهاش پر از زغال است.»
او که در مراسم سوگواری و فاتحهخوانی برادرش این سخنان را گفته افزودهاست: «بهجای آن که یک کفش ایمنی بدهند، یک کفشی که اگر سنگی یا آهنی افتاد روی پای کارگر از او محافظت کند، از این پوتینهای پلاستیکی میدهند. چرا کارگر نباید ایمنی درستوحسابی داشته باشد. اول برای کارگران ایمنی فراهم کنید، بعد از آنها کار بکشید.»
هدایتی درباره آنچه در معدن معدنجو طبس روی داده و قربانیشدن کارگران در شرایط ناایمن به ایرانوایر میگوید: «در این حادثه، شانس، عدم رعایت اصول ایمنی، فرهنگ پایین ایمنی نزد کارگران و پیمانکار در شدت یافتن و افزایش تلفات آن نقش داشته، وگرنه با رعایت اصول PPE یا همان "تجهیزات فردی"، میتوان آسیبهای این محیط خطرناک را به حداقل رساند.»
او درباره تجهیزات فردی توضیح میدهد: «لوازمی برای محافظت از سروصورت، حفاظت از سیستم تنفسی، محافظ برای دستها و بازوها، محافظ برای پا و ساق پا، محافظ برای گوش، محافظت از بدن، بهویژه با پوشش مقاوم در برابر شعله تعریف شده که کارگران باید به آنها مجهز شده باشند.»
خواهر مرحوم «ولیالله اسماعیلی»، یکی دیگر از کارگران قربانی معدنجو در طبس نیز گفته است: «اگر نمیتوانید ایمنی در معدن را برقرار کنید، در آنجا را تخته کنید. کجا هستند رییسجمهور و معاونانش؟ چرا نمیآیند سری به معدن بزنند و ببینید چه خبر است؟ کی میخواهد جواب این سه تا بچه برادر من را بدهد؟»
هدایتی درباره نادیده گرفته شدن موارد ایمنی، بهویژه هشدارهای کارگران در مورد حس نشت یا تصاعد گاز به ایرانوایر تاکید میکند: «براساس اصول تعارض منافع، نظارت بر ایمنی، بهویژه در معادن، نباید توسط خود پیمانکاران انجام گیرد و باید شرکتها یا نهادهای مستقل این کار را انجام دهند. بنابراین باید این مطالبه در دستور کار باشد که مهندسی ایمنی و HSE مستقل از پیمانکاران و شرکتهای مجری انجام شود.»
پیشتر «داوود رشتچیان» استاد مهندسی ایمنی و HSE دانشگاه شریف و مبدع «مرکز طراحی فرایند، ایمنی و کاهش ضایعات» در این دانشگاه گفته بود: «مدیریت سلامت، ایمنی و محیطزیست یک موضوع حاکمیتی است و یک سازمان ملی باید مدیریت HSE را برعهده داشته باشد.»
ماجرای گازسنجی چیست؟ آیا کارگران میتوانند خودشان گازسنجی کنند؟
براساس آنچه ابوالفضل هدایتی میگوید، ایمنی مربوط به معادن به استانداردهای شورای بینالمللی معادن و فلزات (ICMM) مشهور است و این شورا مجموعهای از اصول و استانداردها را برای ارتقاء ایمنی در معادن تدوین کرده و ایران نیز همین استانداردها را ملاک اجرا قرار دادهاست.
یکی از این استانداردها، گازسنجی است که بر پایه «حد پایین گاز انفجاری» و «حد بالای گاز انفجاری» سنجیده میشود.
هدایتی میگوید:«برای گاز متان، حداقل غلظت لازم برای ایجاد انفجار برابر با ۵درصد است. به عبارت دیگر، اگر غلظت متان در هوا کمتر از ۵درصد باشد، احتمال ایجاد انفجار کمتر است و اگر غلظت آن بیشتر از ۵درصد شود، احتمال ایجاد انفجار بالاست. مقادیر LEL که مخفف (Lower Explosive Limit) است، برای گازهای انفجاری مختلف متفاوت است و بسته به وضعیت و محیط کاری، میتواند تغییر کند.
به گفته او، حد بالای اشتعال یا انفجار نیز با UEL که به معنای (Upper Explosive Limit) سنجیده میشود.
این کار با گازسنجهای ثابت و متحرک انجام میشود، ولی نکته قابل تامل این است که این دستگاه در بازار ایران عرضه میشود و بهطور متوسط یک دستگاه گازسنج قابل حمل بین ۱۲ تا ۱۴ میلیون تومان قیمت دارد. به عبارت دیگر، هر گروه از کارگران سینهکار، استخراج یا آتشبار و یا حمل، میتواند یک گازسنج همراه خود داشته باشد و گازسنجی بهطور مداوم انجام شود.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر