یکشنبه۷جولای، ۱۷تیر۱۴۰۳، جمعی از جمهوریخواهان خارج از ایران با گردهمایی در شهر بروکسل کشور بلژیک، نشستی با عنوان «هماندیشی جمهوریخواهان» برگزار کردند. دومین پنل این نشست با حضور «مهرداد درویشپور»، «هادی زمانی»، «بهروز خلیق»، «فرزانه بذرکار» و ویدیویی از «رضا قریشی»، با عنوان «جمهوری خواهان و راهبرد گذار» برگزار شد.
***
مهرداد درویشپور: جمهوریخواهان سیاست حذف و مرگ بر این و آن ندارند
مهرداد درویشپور جامعهشناس و فعال سیاسی در نشست هماندیشی جمهوریخواهان که در شهر بروکسل برگزار شد، با برشمردن سه نکته کلیدی در مورد ماهیت جمهوریخواهی گفت: «موضوعیت جمهوریخواهی، فعلیت جمهوریخواهی و راهبرد گذار و رابطه آن با جمهوری خواهی است.»
مساله دیگر مورد تاکید درویشپور، جریان تحریمی انتخابات غیرمنتظره بود که نمود پررنگی در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری داشت. از نظر درویشپور، جریان جمهوریخواهان تحولطلب، بخشی از جریان تحریمی هستند.
به باور این جامعهشناس، جمهوریخواهی در ایران شناسنامه صدای سومی است که در تمایز با شکلهای اقتدار سنتی، موروثی و اقتدار کاریزماتیک دینی ایران قرار میگیرد.
درویشپور با تاکید بر اینکه جمهوریخواهی بهعنوان یک بستر اصلی دموکراسی خواهی پارلمانی در جامعه موضوعیت پیدا کرده و شکلی از اقتدار مدرن وعقلانی است توضیح داد: «بدین معنی، جمهوریخواهی اصلیترین و مطلوبترین شکل گذار از استبداد دینی کنونی به نظامی دموکراتیک است.»
به گفته این عضو سابق سازمان «پیکار»، جمهوریخواهی فقط این نیست که بهعنوان اقتدار عقلانی بستر دموکراسی را در ایران توسعه میدهد، بلکه جمهوریخواهی کم هزینهترین شکل گذار به یک دموکراسی است.
درویشپور با تاکید بر اینکه «اگر بپذیریم که اصلاحطلبان ممکن است بتوانند اصلاحاتی در نظام ایجاد کنند، ولی هزینه زیادی را بهعنوان تداوم حکومت فعلی به جامعه تحمیل میکنند»، افزود: «اصلاحطلبی قادر به تغییر ساختار سیاسی نظام نیست، پس راهی است پرهزینه ولو با اندکی بهبود.»
این جامعهشناس با برشمردن وضعیت دیگری در سیاستورزی در ایران گفت: «راه دیگر تغییر در ایران کسانی هستند موسوم به براندازان که هزینه فعالیت آنها هم بسیار زیاد است و میتواند به بازتولید استبداد تبدیل شود و کمترین بخت را برای دموکراسی دارد، اما جمهوریخواهان اگرچه در محتوا بر رادیکالیزم ساختارشکنانه تاکید دارند، اما بر تغییر مسالمت آمیز تاکید میکنند. سیاست جمهوریخواهان جذب و تعامل و رقابت سیاسی سالم است و سیاست حذفی و مرگ بر این و آن را ندارند.»
درویشپور همچنین تاکید دارد که بایستی از خشونتورزی و سیاست حذف فاصله گرفت و سیاستی دربرگیرنده را در پیش گرفت.
این جامعهشناس و فعال سیاسی با تاکید بر اینکه «منظورم از این بحث شاید آشتی ملی نیست، اما تعامل ملی است»، توضیح داد: «ضمن رقابت سیاسی با دیگر جریانها، از این فرصت برخورداریم که با جامعه وارد تعامل و شاید رقابت غیر حذفی شویم. جمهوریخواهی را هم اصلاحات، هم مشروطهخواه، هم جریان اتینیک و هم باقی جریانات تحمل میکنند.»
به گفته درویشپور برخلاف براندازی، گذار مفهومی سلبی نیست: «وقتی براندازی میگویید چه کودتا، چه حمله نظامی و چه انقلاب باشد، حکومت بر میفتد بدون روشن شدن حقیقتی؛ ولی گذار مفهومی ایجابی است. گذار از جمهوری اسلامی به چه؟ بلکه این جریان دموکراسی و جمهوریت را مطرح میکند.»
این فعال سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود با تکیه بر اینکه اشکال گذار متنوع است توضیح داد: «اگرچه نمیدانیم گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی الزاما بهشکل مسالمتآمیز خواهد بود یا جامعه به خشونت روی میآورد، ولی اساس گفتمان این جریان و الگوی آن انقلابهای قهری نیست، بلکه الگوی آن مدل آفریقای جنوبی و شیلی است. البته ایران هیچکدام از اینها نیست و ممکن است مسیر متفاوتی را طی کند. این واقعیتی غیرقابل انکار با توجه به استبداد جمهوری اسلامی است.»
به همیندلیل به باور این جامعهشناس، تاکید بر تحول مسالمتآمیز یا گذار مسالمتآمیز جریان تحولطلبی را از جریان براندازی تمیز میدهد و در عینحال آن را از اصلاحطلبی نیز متمایز میکند در ایدهآلترین حالت، اصلاحات به فکر عبور از نظام حاکم نیست. در عینحال به باور این جامعهشناس، اصلاحطلبان ممکن است بتوانند به تغییرات جزیی در زندگی مردم بیاندیشند، اما در شیوه سیاستورزی گذار تحولطلبانه، نوعی پساساختارگرایی وجود دارد که اهمیت کلیدی دارد.
درویشپور با اشاره به اینکه ساختارگرایان تاکید بر این دارند که فتح قدرت سیاسی مقدمه هر تغییری است و برای همین به جنبش مطالبهگری یا برخورد ابزاری دارند یا نگاه تحقیرآمیز: «تحولخواهی مبارزه برای تغییر ساختار از طریق جنبش مطالبهمحوری است. برای همین پساساختارگرایی است. بهجای دوگانه اصلاح یا انقلاب انتظاری از هر دو را در بر دارد. برای همین این جریان از فکر تغییرات یکشبه و انقلابی معجزهگر یا تغییر ساختاری به دور است.»
این جامعهشناس در شرح دیدگاههای خود درباره مزیتهای جمهوریخواهی در سیاستورزی میگوید: «تاکید این جریان [جمهوریخواهی معتقد به گذار تحولطلبانه] بر جامعهمحور بودن بهجای دولتمحوری است. جامعهمحوری به این معنا است که تکیه بر تقویت جامعه مدنی و جنبشهای اجتماعی در برابر اقتدار حاکم آن را هم از رویکرد اصلاحطلبی و هم از آن دسته براندازانی که بهدنبال آلترناتیوسازی در خارج از کشور یا کودتا یا حمله نظامی هستند، متمایز میکند. این جریان بخت این را دارد که تضمین بیشتری برای تامین دموکراسی داشته باشد.»
درویشپور بخش پایانی سخنان خود را به چگونگی سیاستورزی دمکراتیک پرداخت و گفت: «فعالیت سیاسی صرفا تکیه بر تحول مسالمتآمیز متکی بر جنبشهای اجتماعی و بسیج هرچه بیشتر و همگرایی بیشتر اپوزیسیون دموکراتیک و جنبشهای اجتماعی نیست، بلکه هر سیاستورزی دموکراتیک به معنای سازماندهی گفتوگوهای ملی است. جمهوریخواهی ساختارشکن و اعتدالگرا به نظرم از این مزیت برخوردار هستند که مناسبترین بستر برای مدیریت اختلاف هم هست. سازماندهی گفتوگو برای مدیریت اختلاف استراتژی گذار به دموکراسی است.»
درویشپوربا اشاره به نتایج انتخابات اخیر ریاستجمهوری در ایران افزود: «این واقعیت که در نخست انتخابات تحریم ۶۰ درصدی داشتیم و در دور دوم هم بیش از نیمی از جامعه مشارکت در انتخابات را تحریم کردند، نشان میدهد که صدای تحریمیهای ساختارشکن به صدای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است. امروز در جنبش مهسا دیدیم که یک جریان اجتماعی نیرومند است، این جریان ساختارشکن که با اصولگراها و اصلاحطلبان ارتباطی ندارد.»
به گفته این جامعهشناس، آنچه در انتخابات شاهد شدیم، از طرفی پررنگی جنبش تحریم که به جریان ساختارشکن دموکراتیک و تحولخواه مجال رویش بیشتر داد و در عین حال پیشروی خاکستری اصلاحطلبان را شاهد بودیم: «این وضعیت هم محصول استیصال جامعه است که در خیزشهای اجتماعی نتوانست حکومت را سرنگون کند و هم پایانی بر خالصسازی بود. یعنی استیصال حکومت و تن دادن به انتخابات رقابتی محدود.»
درویشپور میگوید برآمد این انتخابات و استیصال دو طرف، به حاشیه رانده شدن راستافراطی درون حکومت و راستافراطی اپوزیسیون است.
هادی زمانی: نبود اپوزیسیون متشکل مانع اصلی گذار از جمهوری اسلامی است
هادی زمانی اقتصاددان و فعال سیاسی یکی دیگر از سخنران دومین پنل نشست هماندیشی جمهوریخواهان گفت: «گذار سامانمند از جمهوری اسلامی باوجود تشتت فکری و عدم ریسکپذیری سیاستورزان امکانپذیر نیست.»
این اقتصاددادن که از سخنرانان پنل دوم این نشست با عنوان «جمهوریخواهان و راهبرد گذار» است، به بررسی چگونگی استفاده از تجربه گذار آفریقای جنوبی پرداخت و گفت: «درحالحاضر با شرایط بحرانیای در ایران مواجهیم، البته این بنبست پایدار نخواهد بود؛ ولی پیشبینی اینکه جامعه چطور از این بحران خارج میشود، بسیار دشوار است.»
زمانی با تکیه بر اینکه «هر گروه سیاسی ناچار است براساس ارزشهای خود یک سناریو و رویکرد مطلوب برای جامعه ایران مطرح کند تا از بنبست سیاسی خارج شود»، توضیح داد: «مطلوبترین رویکرد به نظر من برای خارج شدن از این بنبست سیاسی، گذار سامانمند از جمهوری اسلامی است. یعنی به شیوهای عمل نکنیم که زمینی سوخته و کشوری ویران را تحویل بگیریم و نهایتا بتوانیم به دموکراسی گذر کنیم و این روند به استبدادی دیگر نینجامد. از این منظر، تجربه کشورهای دیگر ازجمله آفریقای جنوبی مهم است. شرایط ایران شبیه آفریقای جنوبی نیست و ما نمیتوانیم کپیبرداری کنیم برای ایران باید راهکار خاص ایران را پیدا کنیم.»
این اقتصاددان برای بهرهبرداری از تجربه آفریقای جنوبی ۴ عامل را از گذار این کشور به دموکراسی برشمرد و گفت: «عامل اول وجود تشکل سیاسی نیرومند و سازمان یافته است که در یک جنبش اجتماعی اصیل ریشه دارد. بدون این تشکل تصور اینکه در آفریقای جنوبی میشد گذار سامانمند داشت شاید غیرممکن بود.»
به گفته زمانی، وجود یک سازمان نیرومند بهتنهایی برای ایجاد بستر گذار و خروج از بنبست کافی نیست. او در توضیح این ویژگی برآمده از سیاستورزی آفریقای جنوبی گفت: «در آفریقای جنوبی، رهبری این سازمان ویژگیهایی داشت که به گذار سامانمند کمک کرد. یکی از آنها این بود که بعد از سالها مبارزه مسلحانه پذیرفت که مصلحت کشور آفریقای جنوبی در گذار سامانمند است. آنچه تحویل میگیرد، کشوری ویران نباشد بلکه گذاری باشد که به دموکراسی میانجامد.»
او به ریسکپذیری در رهبری اشاره کرد و با نقبی به تجربه رهبر جنبش منجر به پیروزی دموکراسی در آفریقای جنوبی افزود: «وقتی ماندلا وارد مذاکره با حکومت شد، یک سال پنهانی مذاکره کرد. بر این مبنا که وارد شدن او به این مذاکرات شخصی است تا درصورتیکه موفق نشود از رهبری اخراج شود. بهعنوان اقدامی سرخود. به عبارت دیگر برای به دست آوردن موفقیت تا این درجه ریسک کرد.»
زمانی در تشریح عامل دومی که به پیروزی گذار در آفریقای جنوبی بسیار کمک کرد گفت: «در سوی دیگر این مبارزه در حکومت نیز نیروی واقعبین وجود داشت که توانست ببیند مصلحت کشور در تحویل دادن حکومت به اپوزیسیون است. فهمید که چارهای جز این ندارد و حکومت هم مثل اپوزیسیون، رهبر آن بخش هم ظرفیت ریسکپذیری داشت. یعنی بدون گفتن به هیات دولت در رادیو اعلام رفراندوم کرد، چون میترسید نیروهای تندرو جلوی او را بگیرند. هر دو جناح توانایی این را داشتند که علاوهبر ریسکپذیری، جلوی نیروهای تندروی خود را بگیرند.»
این اقتصاددان در توصیف عامل سومی که نقش بسیار مهمی در موفقیت جنبش گذار در آفریقای جنوبی منجر شد توضیح داد: «کمتر به نقش بخش خصوصی در آفریقای جنوبی توجه شدهاست. بیش از ۵۰ درصد تولید ناخالص ملی در دست موسسات اقتصادی نسبتا محدود بود. تقریبا ۱۰ نفر بخش بزرگی از اقتصاد آفریقای جنوبی را در دست داشتند. آنها به این نتیجه رسیدند که برای ادامه فعالیت باید با اعتصابکنندگان وارد مذاکره شوند، ولی این اقدامات مخفی بودند برای همین به دولت فشار بسیاری وارد کردند که اتحادیهها را به رسمیت بشناسد تا بتوانند وارد مذاکره شوند.»
زمانی، نقشآفرینی جنبش مشورتی کارفرمایان را در پیروزی گذرا به دموکراسی بسیار پررنگ توصیف کرد و گفت: «الان اسناد بسیار زیادی هست که نشان میدهد بدون نقشآفرینی بخش خصوصی و بدون این ابتکارعمل که آنها در نقش دبیرخانه مذاکرات بین دو جناح قدرت ظاهر شدند احتمال قوی وجود داشت که گذار نتواند موفق شود.»
این سخنران هماندیشی جمهوریخواهان در توصیف عامل چهارمی که به گذار در آفریقای جنوبی کمک کرد گفت: «نقش کشورهای خارجی که تقریبا همه آنها خواستار گذار بودند نیز، قابل تامل است. کشور مطرحی نبود که مخالف این گذار باشد. کنگره ملی آفریقای جنوبی از اتحادیه جماهیر شوروی کمک مالی بسیاری گرفت. تا وقتی شوروی برپا بود این مذاکرات بین دولت و اپوزیسیون با سرعت پیش نمیرفت. دولت آفریقای جنوبی و بخش خصوصی نگران بودند که این مذاکرات باعث قدرتگیری نیروهای چپ شود، ولی با فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی این مانع هم برطرف شود و مذاکرات شدت بسیار زیادی گرفت.»
زمانی با طرح این پرسش که آیا «شرایط مشابهی نظیر آنچه در آفریقای جنوبی در ایران وجود دارد؟» توضیح داد: «برخی از این شرایط وجود دارد و بخشی دیگر نه، ولی میشود در چشماندازی ایجاد آن را متصور بود. برخی هم بسیار دشوار است. عامل اول یعنی اپوزیسیون موثر وجود ندارد. متاسفانه مهمترین مشکل در ایران، نبود یک اپوزیسیون متشکل و سازمانیافته است. جنبش قوی "زن، زندگی، آزادی" را داریم که نمایندگی سیاسی ندارد. سازمانیافتگی لازم را ندارد و من شخصا بعید میدانم که بدون شکلگیری سازماندهی گذار از جمهوری اسلامی بهآسانی صورت بگیرد. تشکیل این سازماندهی و تلاش برای آن اگر خواهان گذار سامانمند، اولویت اصلی ما همین است. این مانع اصلی گذار سامانمند از جمهوری اسلامی است.»
این سخنران هماندیشی جمهوریخواهی، مانع دیگر گذار از جمهوری اسلامی در ایران را تشتت فکری و سازمانی دانست: «اپوزیسیون همه خواهان گذار سامانمند هستند، اما منافع فردی و گروهی مهمتر است و نمیتوانند از آن بگذرند.»
به گفته زمانی، اصلاحطلبان در ایران سرمایه اجتماعی خود را به هدر میدهند، زیرا در حکومت نمیتوانند نقش مهمی ایفا کنند. آنقدر به حکومت نزدیک نیستند، ولی اگر به اپوزیسیون بپیوندند، به شکلگیری اپوزیسیونی نیرومند کمک میکنند.
بهروز خلیق، فعال سیاسی: برای راهبرد گذار هم صندوق رای مهم است هم خیابان
بهروز خلیق، فعال سیاسی، یکی دیگر از سخنرانان پنل دوم همایش نشست هماندیشی جمهوریخواهان بود. او در این سخنرانی با موضوع «تمایزات و اشتراکاتی که بین راهبرد گذار و اصلاحطلبی و سرنگونی وجود دارد»، گفت: «در سالهای اخیر درباره "گذار" و مفهوم این کلمه نوشتههای بسیاری منتشر شده است. ما چگونه به تحولطلبی یا گذار رسیدیم؟ این برمیگردد به تحولاتی که در جامعه ما پیش رفت و همینطور ادبیاتی که در سطح جهانی شکل گرفت و تجاربی که فعالان سیاسی و تجارب سیاسی این چند دهه ایجاد شد و به آن دست یافتند.»
او با اشاره به انقلاب ۱۳۵۷ گفت: «جامعه ما انقلابی را تجربه کرد و حاصل آن انقلاب استبداد و حکومتی بیرون آمد که استبدادیتر از رژیم قبلی بود. از ابتدای انقلاب هم بازتولید استبداد بود. از سال ۱۳۷۶ شاهد شکلگیری راهبرد اصلاحطلبی هستیم که دورهای گذراند و دستاوردهایی هم داشت، ولی قدرت سخت حکومت موجب این شد که سدهایی ایجاد شود و اجازه ندهد اصلاحات در جمهوری اسلامی پیش برود.»
او با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی بهدلیل عملکردهایش موانع جدی ایجاد کرد، اضافه کرد: «دو تجربه گرانقدر داریم. انقلاب ۱۳۵۷ و اصلاحات. اما هیچکدام راهگشا نبودند. واقعیت این است که جامعه ما دنبال آن راهبری است که بتواند از آن وضعیت بگذرد و به حکومتی دست پیدا کند که دموکراسی در آن مستقر شود و به آزادی دست یابد.»
این فعال سیاسی معتقد است که جامعه راهبرد میخواهد و راهبردها تاکنون پاسخگو نبوده است: «باید دنبال راهبردی بود که تغییر به وجود بیاورد و پاسخگو نیاز موجود باشد.»
او با اشاره به تجارب جهانی و گذار به دموکراسی گفت: «در دهههای قرن ۲۰ از پرتغال و اسپانیا و یونان گذار به دموکراسی شکل میگیرد. اروپای شرقی هم همینطور و کشورهای آسیایی از اقتدار به دموکراسی گذار میکنند.»
بهروز خلیق توضیح داد که درحالحاضر موضوع مهم این است که راهبرد گذار به جامعه کمک کند: «در این رابطه با اینکه کشور ما با بحرانهای متعدد و شکافهای متعدد مواجه است، ولی از آن میان شکافی که در حرکت گرهگاه شکافها است که اگر آن حل شود، میتواند راه را برای حل شکافهای دیگر باز کند، شکاف اقتدارگرایی و دموکراسی است.»
به باور بهروز خلیق، اگر دموکراسی در ایران حاکم شود خواهناخواه کمک میکند که بحرانها حل شود: «الان هم بیشتر نیروهای سیاسی به این مساله رسیدند که دموکراسی مساله اصلی ما است. اگر این را بپذیریم، باید آن راهبردی را پیش ببریم که بتواند به استقرار دموکراسی منجر شود.»
بهروز خلیق با اشاره به انقلابهای کلاسیک قرن بیستم گفت: «بهوضوح دیدیم که انقلابهای کلاسیک از درون خصلت قهرآمیز دارند، از این انقلابها دموکراسی بیرون نیامدند. انقلابهایی که با شعار آزادی وارد میدان شدند ولی بیش از همه آزادی را محدود کردند و فضای امنیتی ایجاد کردند.» او با تاکید بر اینکه این موضع تجربهای ارزنده است، افزود: «برهمین پایه معتقدم آن راهبردی را باید پیش ببریم که بیشترین ظرفیت دموکراسی را برای ایران در پی دارد. راهبرد گذار تحولطلبی را بایستی پیش برد.»
او تاکید کرد که جمهوریخواهان برخلاف دوستانی که اصلاحٰطلب هستند و به اشکال دیگر گذار توجه ندارند و در عین حال که معتقد به عبور از جمهوری اسلامی هستند، برخلاف کسانی که معتقد به گذار از طریق سرنگونی هستند، نظر متفاوتی دارند و معتقدند برای راهبرد گذار بایستی همه با هم وارد گفتوگو شوند.
بهروز خلیق در رابطه با تفاوت راهبرد گذار با سایر راهبردها گفت: «اولا به جهت هدف، راهبرد گذار مشترک است با راهبرد سرنگونی طلبان. هر دو معقتدند که باید از جمهوری اسلامی عبور کرد و به حکومتی دموکراتیک رسید، ولی اصلاحطلبان این اعتقاد را ندارند و به چارچوب نظام وفادارند. برخورد به خیابان و صندوق مساله دیگر است. گذار طلبان به خیابان و صندوق معتقدند، ولی سرنگونیطلبان صندوق را ترک کردهاند. اصلاحطلابان هم از خیابان ترس و وحشت دارند. از ابتدا هم در جهت سازماندهی خیابان شرکت نکردند و با جنبش مهسا همراه نشدند.»
او تاکید کرد که راهبرد گذار، هم نگاهش به صندوق است و هم خیابان و گفت: «هم شرکت در انتخابات میتواند در زمان خود مهم است وقتی که تاثیرگذار باشد و وقتی که تحریم موثر است، باید تحریم کرد.»
رضا قریشی: تبعیض و بیعدالتی به اعتراض و سرنگونی رژيم منجر میشود
رضا قریشی، استاد اقتصاد سیاسی کالج «استاکتون نیوجرسی آمریکا»، در همایش هماندیشی جمهوریخواهی به «نقش اقتصاد و نارضایتیهای اقتصادی در بروز اعتراض علیه جمهوری اسلامی» پرداخت.
قریشی در دومین پنل این همایش با عنوان جمهوریخواهی و راهبرد گذار، به طرح دیدگاههای خود درباره تاثیر اقتصاد بر بروز اعتراض مردم گفت: «اینکه وضعیت معیشتی مردم خراب یا خیلی خراب است را همه میدانند. حتی خود رژیم هم این وضعیت را قبول دارد. بیش از ۷۰ درصد مردم نان خالی هم ندارند. در اینجا در توصیف رابطه سیاست و اقتصاد این موضوع را باید بررسی کنیم.»
این استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه در آمریکا با تاکید بر اینکه در جهان سیاست در خدمت اقتصاد است توضیح داد: «فرض بر این است که ما منابع محدود و خواستهای محدود داریم. در چنین وضعیتی وظیفه ساختار اقتصادی این است که از این منابع محدود، استفاده بهینه کند. در مورد ایران، هیچکدام از این شرایط صدق نمیکند، چون اقتصاد رانتی داریم.»
به گفته قریشی، اقتصاد ایران که اقتصادی رانتی است، بر فروش نفت خام بنا شده است و تمامی ساختار جمهوری اسلامی بر همان است و کلید آن در دست حکومت است.
این فعال سیاسی و اقتصاددان با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی همه ساختارها را تحت کنترل خود نگه داشته است، توضیح میدهد که وقتی هیچ مورد دیگری برای ارزشافزایی بهجز نفت در اقتصاد وجود نداشته باشد، دولتها با ایجاد زیربناهایی نظیر جادهسازی و تامین امنیت وارد کار میشوند و بعد عرصه را به کارآفرینان میسپارند و به داوری و نظارت مشغول میشوند.
در خصوص جذب سرمایه خارجی نیز زمانی چنین اتفاقی رقم میخورد که امنیت حاکم باشد و امکان دخالت و برهم خوردن وجود نداشته باشد. زیرا سرمایهگذاری روندی طولانی برای به نتیجه رسیدن دارد.
قریشی با تاکید به اینکه درحالحاضر ایران بهشدت به سرمایه خارجی نیاز دارد، یادآور شد که این نیاز صرفا مالی نیست، بلکه به ورود تکنولوژی هم نیازمند است: «دستکم از منظر تکنولوژی ۵۰ سال عقبتر هستیم و الان نیاز به ورود تکنولوژی هستیم. بخش خصوصی ما کوچک و تحت فشار است. از آن طرف اکثریت مردم واقعا نان خالی در سفرههایشان دارند. مردم در جنبشهای اجتماعی در حال جنگ با جمهوری اسلامی هستند، اما آنچه به اعتراضات منجر میشود، دیدن این ظلم و تبعیض و بیعدالتی است.»
به توصیف این استاد اقتصاد سیاسی، برسرکارآمدن دولت جدید در ایران و ارتباط دادن همه مشکلات اقتصادی به تحریمها منجر به حل مشکلات اقتصادی مردم نمیشود. قریشی تاکید کرد اعتراض مردمی برای تغییر رژیم در حالت استمرار و توجه به این بیعدالتی و تبعیض رقم میخورد.
فرزانه بذرپور؛ گذار با نگاهی به تجربه اندونزی
یکی دیگر از سخنرانهای پنل دوم از نشست هماندیشی جمهوریخواهان، فرزانه بذرپور، روزنامهنگار است. او در این نشست، به «مدلهای گذار با نگاهی به تجربه اندونزی» پرداخت.
فرزانه بذرپور نمونه اندونزی را مورد بررسی قرار داد، از این جهت که اکثریت جامعه آن مسلمان هستند و حکومت توانسته است بیسوادی را تقریبا ریشهکن کند، بیکاری را خصوصا برای زنان کاهش دهد و طی دو دهه اخیر، سیاستهای اقتصادی خود را چنان تنظیم کند که کمتر از ۱۰درصد مردم زیر خط فقط باشند. حتی این پیشبینی وجود دارد که طی دهه آینده تعداد شهروندان زیر خط فقر کاهش نیز بیابد.
یکی دیگر از دلایل مهم برای انتخاب اندونزی از نظر فرزانه بذرپور، دور بودن از منازعات بینالمللی اندونزی است و با تشکیل گروه اقتصادی آسهآن، از کشورهایی بودند که بین خودشان، یعنی کشورهایی مثل تایلند، تایوان، سنگاپور، بحث گمرک را حذف کنند و تجارب را بین خودشان آزاد کردند.
توسعه در اندونزی سریع و تکاملی پیش رفت. بذرپور توضیح میدهد که اجماع هیات حاکمه به سمت توسعه بود و فاصله خود را از قدرتهای خارجی حفظ کرد. نگاه آنها به کشورهای خارجی مبتنیبر پیوند اقتصادی و وابستگی متقابل اقتصادی بود و بنای آنها تولید ثروت و ارتباط اقتصادی بود؛ برای همین توانستند سرمایهگذاری خارجی را هم جذب کنند.
بذرپور میگوید: «کارشناسان در تحلیل اندونزی به رشد اقتصادی و برنامهریزی در حوزه نفتی بسنده میکنند، اما برای من اصول پانچاسیلا اهمیت دارد. خصوصا که اندونزی مجموعه جزایری با بیش از ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت است و تنوع قومی بسیاری دارد، اما حالا بزرگترین اقتصاد جنوب آسیا و پانزدهمین اقتصاد قدرتمند دنیا است و توانسته است برای یک دهه رضا اقتصادی خود را در ۵ درصد نگه دارد. فقر مطلق کمتر از دو درصد است. فقط نسبی کمی بیش از ۹ درصد است.»
یکی از دلایل این مساله از نظر این روزنامهنگار، تکیه بر روند رشد مستمر بدون هیاهو و خودبزرگبینی است. او به تجربه رشد و توسعه در دوران محمدرضا پهلوی اشاره کرد، اما آن را پر از تبلیغات و سروصدا توصیف کرد.
این روزنامهنگار در ادامه، پنج اصل پانچاسیلا را برشمرد که فلسفه سیاسی اندونزی برآورد میشود، که هم حکومت و هم مردم آن را پذیرفتهاند. اصول باور به خدای متعال، مدنیت، وحدت زیر یک پرچم، دموکراسی و در نهایت، عدالت اجتماعی پنج اصل این فلسفه سیاسی هستند.
بذرپور میگوید: «در اندونزی هیچ دینی بر دیگری برتری ندارد. حتی برای بودا هم احترام قائل هستند و تمامی اعیاد مذهبی برگزار میشوند. اگرچه آتئیستها بهخاطر خداناباوری برای صدور کارت شناسایی مشکل دارند، اما بهدلیل بیخدایی مجازات نمیشوند. نخستین درسی که اپوزیسیون ایران میتواند از اندونزی بگیرد، کنار گذاشتن مذهبگرایی است. درحالیکه در ایران دینستیزی بین جمعیت مسلمان قائل به تغییر و جمعیت معترض فاصله میاندازد.»
این روزنامهنگار به انتخابات اخیر و روی کار آمدن «مسعود پزشکیان» اشاره میکند که تکیه بر مذهب در جامعه ایران، یکی از برگهای برنده رییسجمهوری ایران بود که در مناظرهها و تبلیغات هم خود را نمایان کرد.
او همچنین به اصل مدنیت یا انسان متمدن پرداخت که دولت اندونزی توانسته است با شعار «حرکت به سوی تمدن»، تقریبا بیسوادی را ریشهکن کند. درحالحاضر بیش از ۹۳ درصد مردم اندونزی سواد خواندن و نوشتن دارند و در همین اصل، اصل برابری جنسیتی وجود دارد. بهطوری که به گفته این روزنامهنگار، نابرابری جنسیتی در اندونزی رو به کاهش است. ۵۴ درصد زنان در بازار کار مشارکت دارند، درحالیکه این رقم در ایران ۱۴ درصد است. از دوران ریاست «حسن روحانی» بر دولت، تاکنون ۲ درصد کاهش را نیز شاهد بودهایم.
فرزانه بذرپور با اشاره به هر پنج اصل در اندونزی، یادآور شد که بر همین اساس، فرهنگ اندونزیایی تساهل و تسامح را محترم شمرده است. او در پایان با اشاره به ضربالمثلی اندونزیایی سخنان خود را چنین به پایان برد: «آنها مثالی دارند که همانقدر که کاشت میکنید انتظار برداشت داشته باشید؛ ولی ما کاشت نکرده میخواهیم بهترین محصور را برداشت کنیم.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر