فرماندهی مرکزی ایالات متحده، «سنتکام»، عصر روز دوشنبه ۲۴فروردین اطلاعیهای منتشر کرد و در آن از آغاز رسمی «محاصره دریایی بنادر ایران در دریای عمان و خلیج فارس» خبر داد؛ محاصرهای که تمام ترافیک دریایی ورودی و خروجی به بنادر ایران را صرفنظر از پرچمی که این کشتیها با آن تردد میکنند، تحت تاثیر قرار میدهد. همزمان گزارشهایی از کمبود آذوقه و آب شیرین روی کشتیهایی که در لنگرگاههای ایران گیر افتادهاند، منتشر شده است.
از زمان شروع جنگ اسراییل و آمریکا با جمهوری اسلامی، تنگه هرمز، لنگرگاههای ایران و کشورهای ساحلی خلیج فارس و دریای عمان، یکی از محلهای اصلی مناقشه نظامی بوده است. «شاهین»، یک دریانورد ایرانی است که با شروع جنگ و تهدید ایران به آتش گشودن روی کشتیهایی که تلاش کنند از تنگه هرمز بگذرند، مدتی را در آبهای ساحلی ایران گرفتار مانده و حالا با اینکه از مهلکه دور است، با محاصره آبهای ایران توسط نیروی دریایی ایالات متحده، نگران دوستان و همکارانش است که حتی غذا و آب کافی برای خوردن و نوشیدن ندارند و البته با تبعیض و نگرانی برای خانوادههایشان دست و پنجه نرم میکنند و «جانشان برای حکومت ارزشی ندارد.»
***
«جان ما برایشان ارزشی ندارد»
«قبل از جنگ وقتی میخواستیم از منطقه دزدان دریایی عبور کنیم، اعضای سکیوریتی گارد را سوار میکردیم، سکیوریتی گارد معمولا از اعضای سپاه پاسداران هستند. هیچ صحبتی با ما نمیکردند، من یک روز خسته شده بودم و از آنها پرسیدم چرا با ما صحبت نمی کنید. یکیشان، رک و راست برگشت به من گفت به ما گفتند شما کافرید. شما آدمهایی هستید که توی دنیا میگردید و فساد را میبینید و با خودتان به ایران بر میگردانید. این نگاه آنهاست در مورد دریانوردهای ایرانی.»
این جملات آغازین شاهین، دریانورد ایرانی است که در چند فایل صوتی حال و روز این روزهای خودش و همکارانش را به تصویر کشیده است. جوانیکه از آغاز جنگ در نهم اسفندماه هم از روی کشتی که در لنگرگاههای ایران گیر افتاده بود، حملات آمریکا به بندرگاههای ایران و مواضع سپاه و ارتش را دیده و هم کمبود آذوغه، آب قابل نوشیدن و دلتنگی و دلنگرانی ملوانانی را که روی کشتیها گیر افتادهاند.
فایلهای صوتی را با وجود محدودیت شدید اینترنت برای ما فرستاده و میگوید که میخواهد از درد دریانوردان هم حرف زده شود: «از نظرشان (حکومت و سپاهیهای حاکم بر ایران) ما یک مشت آدم کافر و فاسد هستیم و چون به ما نیاز دارند، از ما استفاده میکنند. هیچ ارزشی برایشان نداریم. الانکه جنگ شده در لنگرگاههای ایران کشتی ها بلاتکلیف ماندند. ما برایشان یک ابزاریم و هیچ ارزشی برایشان نداریم.»
شاهین با تاکید بر اینکه «عذاب کشیدن» ملوانان دیگر را روی کشتی دیده است، میگوید: «دور از خانوادهها، جاهایی که اینترنت نداریم، تلفن نداریم. به ما روزی ۲۰۰ مگابایت اینترنت میدهند و میگویند با آن با خانوادههایتان تماس بگیرید. واقعا سخت است. نشنیدن صدای خانوادهها و بچههایمان، دوری از خانواده و نبود امکانات رفاهی یک طرف، ندیدن خانواده یک طرف. الان که آمریکا تهدید کرده که تنگه هرمز را باید باز کنند، اسکلهها را بستهاند. واقعا فکر میکنید جان ملوانها برای حکومت مهم است؟!»
این ملوان ایرانی با تاکید بر اینکه از زمان جنگ بسیاری از دریانوردانی که برای سازمان کشتیرانی ایران و شرکت ملی نفتکش ایران کار میکنند، سعی کردهاند ترک کشتی کنند، بسیاری هم کار را رها کرده و رفتهاند، میگوید: « توی لنگرگاه بندرعباس، تعداد زیادی کشتی هست که یا بار دارند، یا خالی هستند، یا منتظر بارگیری و تخلیه هستند. از زمانیکه جنگ شروع شده، بچهها مرتب دارند ترک کشتی میکنند برای اینکه بروند از منطقه جنگی دور شوند. یا نگران خانوادههایشان هستند. سعی میکنند پیاده شوند. کشتیرانی سعی میکند با دادن پول و افزایش حقوق بچهها را نگه دارد ولی نمیتواند. واقعا وضع بدی شده، بچه ها از نظر تامین غذا، تامین آب شیرین و امکانات رفاهی واقعا در فشار هستند. حالا بماند که هر از گاهی میشنویم که فلان کشتی یکی از دوستانمان کشته شد یا فلان جا یک موشک خورد.»
او ادامه میدهد: «در همین ایام عید، من شاهد بودم یک پهپاد روی هوا در حال پرواز بود و یک جنگنده آن را زد و سقوط کرد روی یک کشتی. یکی از دوستانمان کشته شد. با این فشارهایی که بچهها دارند تحمل میکنند معلوم نیست آخرش چیست؟! دولتی که پشتمان هم نیست. واقعا سردرگمیم.»
به کاپیتان ایرانی ۴ هزار دلار حقوق میدهند به یک افسر خارجی ۱۲ هزار دلار
به گفته شاهین البته دشواریهای کار ملوانهای ایرانی بیشتر از بقیه دریانوردان است؛ سختیهایی که فقط محدود بمب و موشکها و محاصره روی آب با شکمهای خالی و لبهای تشنه نیست، بلکه تیغ سرد و برّنده تبعیض را هم بر آنها تحمیل میکند: «موضوعی که شنیدم خیلی ناراحت شدم، وضعیت حقوقی است. یک کاپیتان ایرانی روی کشتی میانگین ۴ یا ۵هزار دلار حقوق میگیرد. در همین حال، یک افسر رده پایینتر خارجی روی همان کشتی تا ۱۲هزار دلار حقوق میگیرد. واقعا انصاف دولتمردان ماست. ریزش نیرو شدیدا زیاد شده و خیلیها از سیستم کشتیرانی بیرون رفتند. تعداد کمی که ماندند یا بورسیه هستند یا راهی ندارند که بیرون بروند. اگر آمریکا محاصره نمیکرد، این ریزش نیرو به همین شکل ادامه پیدا میکرد باعث زمین خوردن صنعت کشتیرانی ایران میشد.»
او با گفتن اینکه «خیلی از بچهها از کشتیرانی ایران و شرکت ملی نفتکش دارند خارج میشوند و دنبال کار در شرکتهای خارجی هستند»، میگوید: «اگر راهی باز میشد که بچهها با اطمینان بروند، مطمئنا شرکت کشتیرانی و شرکت ملی نفتکش با مشکل تامین نیرو مواجه میشد.»
محاصره روی آب؛
از ساعت ۱۰صبح روز دوشنبه، ۲۴فروردین ۱۴۰۵ به وقت شرق قاره آمریکا، محاصره آبهای خلیج فارس و دریای عمان به روی کشتیهایی که مبدا با مقصد آنها ایران است، آغاز شده است. سنتکام در اطلاعیهای که روز سهشنبه منتشر کرده اعلام کرده که در ۲۴ ساعت نخست هیچ کشتی که از ایران راهی شده یا به ایران راهی بوده، اجازه تردد در آبهای منطقه را نداشته است. این پاسخی است که اقدامات و تهدیدهای سپاه پاسداران به بستن تنگه هرمز، مینگذاری کف دریا و ممانعت از عبور و مرور کشتیها و نفتکشها.
نیروهای آمریکایی اعلام کردهاند که از تردد آزاد کشتیها از تنگه هرمز به مقصد بنادری غیر از ایران حمایت میکنند. پیشتر اما، گزارش شده بود که چهار شناور مرتبط با ایران از زمان شروع این محاصره از این گذرگاه عبور کردهاند، اما «بیبیسی جهانی» گزارش داد، بررسیهای جدید نشان میدهد همه کشتیهای عبوری به ایران مرتبط نیستند و حداقل سه مورد از آنها هیچ پیوند مشخصی با ایران ندارند.
مشخص نیست این محاصره چه مدت بهطول انجامد و چه تاثیراتی بر تامین مواد غذایی برای ساکنان ایران داشته باشد.
شاهین، دریانورد ایرانی که حالا از مهلکه آبهای ساحلی جنوب ایران دور است ولی نگران همکاران و دوستانش که روی آبها و خانواده اش که روی خشکی در ایران گیر افتادهاند، میگوید: «لنگرگاه بندرعباس منطقه خیلی بزرگی است که یک طرفش به جزیره هرمز و یک طرفش به جزیره قشم و بندرعباس منتهی میشود. در این منطقه کشتیهای زیادی توقف م کنند که اکثرا ایرانی هستند، لنگرگاه ایرانی و خارجی وجود دارد. آنهایی که خوششانس هستند و نزدیک به ساحل لنگر انداختهاند، میتوانند با مبلغ بالایی، تقریبا ۵ میلیون تومان یک قایق بگیرند و بروند روی خشکی و برگردند. اما آنهایی که دور هستند و در مناطق مرکزی لنگرگاه هستند، عملا با مشکل رفت و آمد مواجهند. نمیتوانند به شهر بروند.»
او با تاکید بر اینکه این مربوط به شرایط غیرجنگی است و از زمان شروع جنگ، شرایط دشوارتر شده، میگوید: «در کشتی از صبح کار است تا بعدازظهر و بچهها باید وقتشان را پر کنند. مواد غذایی محدود است، ارتباط سخت است، اینترنت نداریم، دلنگرانی، اخبار، شایعاتی که میپیچد همه باعث میشد جو خیلی عصبی و بدی را درست کند. برنامههای تلویزیون ایران هم که واقعا گفتن ندارد. روزگار سختی را بچهها میگذرانند. خیلیها افسرده میشوند.»
او با تاکید بر اینکه عدم دسترسی به اینترنت و تماس با خانوادهها، روحیه دریانوردان را «داغون» کرده، میگوید:« با این وضعیت جنگی، نه میتوانند پیاده شوند، نه میتوانند امکانات رفاهی داشته باشند، هیچی. واقعا هیچی. مواد غذایی بماند. با این گرانیهای سرسامآور، بودجهای که به کشتیها میدهند برای تامین مواد غذایی واقعا جوابگو نیست. کشتیرانی به بچهها به شکل یک ابزار نگه میکند و با کمترین امکانات سعی میکند که آنها را کنترل کند.»
به گفته این دریانورد ایرانی، «ما ناسلامتی ایرانی هستیم و در یک شرکت ایرانی کار میکنیم. هدف آن شرکت باید رفاه پرسنل باشد، ولی هدفشان پر کردن جیب و استفاده ابزاری از بچههاست. من واقعا نگران بچههایی هستم که الان در لنگرگاه و در محاصره هستند. آمریکا که گفته به بندرها نباید رفتوآمد شود، دولت ایران هم که برایشان مهم نیست چه اتفاقی برای بچهها پیش میآید.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر