ایران با داشتن پانزده همسایه آبی و خاکی بین دریای خزر، بزرگترین دریاچه کره زمین در شمال و پرترددترین مسیر آبی انرژی در جهان یعنی خلیج فارس، در موقعیتی استراتژیک بین دو قاره اروپا و آسیا قرار دارد، اما همزمان ۴۵ سال است که در یک تنش دائمی با همسایگان است و از این فرصت، قادر به بهره برداری نیست. در سلسله مطالب «سایه سنگین همسایگی» درباره روابط ایران و همسایگانش مینویسیم. در این مطلب، به رابطه ایران و جمهوری آذربایجان پرداختهایم.
***
دو کشور همسایه با اکثریت جمعیت شیعه، با پیوندهای عمیق فرهنگی اما مالامال از اختلافات جدی سیاسی که بر روابط شهروندان دو کشور هم اثر سوء گذاشته است؛ ایران و جمهوری آذربایجان. کشور مستقلی که اینک با استانهای گیلان، اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی با ایران مرز مشترک زمینی دارد در جریان جنگهای ایران و روس، از سرزمین ایران جداشد.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان، گرایشهای پانترکیستی در آن کشور باعث نگرانیهای امنیتی در جمهوری اسلامی شده بود. برخی در آن کشور عنوان میکردند که استانهای آذربایجان شرقی و غربی (آن زمان هنوز اردبیل استان مستقل نبود)، باید به جمهوری آذربایجان ملحق شود.
«ابوالفضل ایلچی»، اولین رهبر این کشور پس از استقلال که از سیاستهای مذهبی جمهوری اسلامی وحشت داشت، به این تلقی دامن میزد. ایران هم در آن مقطع با تبلیغات مفصل شیعی در جمهوری آذربایجان (ازجمله چاپ کتابهای مذهبی به ترکی و ارسال رایگان آن به داخل آن کشور) دست میزد.
ایلچی عملا سیاست آن کشور را به سوی بستن درها به روی جمهوری اسلامی ایران پیش برد، اما دوره او نسبتا کوتاه بود. با انتخاب «حیدر علیاف»، پدر رییسجمهور کنونی بهعنوان دومین رهبر جمهوری آذربایجان، وضعیت کمی بهبود یافت، اما به گفته «محمدجواد ظریف» که آن زمان از سفرای ایران در سازمان ملل متحد بود، «نگرش منفی که در دوران ایلچی در ایران شکل گرفته بود، با حضور برخی از افراد و گروههای جداییطلب در جمهوری آذربایجان سنگینتر شد.»
تلقی دولت «اکبر هاشمی رفسنجانی»، رییسجمهور وقت این بود که ایران باید از فرصت تازه همسایگان استفاده کند، اما غلبه دیدگاه امنیتی با چاشنی مذهبی، در هر دو کشور مانع ایجاد میکرد.
«علی اکبر صالحی»، وزیر خارجه ایران (۱۳۸۹-۱۳۹۲) گفته است که «دشمنان» اجازه ندادند ایران و جمهوری آذربایجان «از یک حدی به هم نزدیکتر شوند. ناگفته نماند که ما هم از فرصتهای پیش آمده نتوانستیم بهدرستی استفاده کنیم. نظرات افراطی و تفریطی مانع آن شد.»
در جریان جنگ اول «قرهباغ» میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان، جمهوری اسلامی به آوارگان ترک پناه میداد و بهطور رسمی خواهان پایان جنگ بود و در عمل، از ارمنستان حمایت میکرد. جمهوری آذربایجان، درخواست میانجیگری جمهوری اسلامی را رد کرد و برای تقویت موضع سیاسی خود، ابتدا به سوی «سازمان همکاری اروپا» که یک سازمان منطقهای در امور خلع سلاح، حقوقبشر و دمکراسی با محوریت فرانسه است و نهایت بهسوی اسراییل رفت. ظریف از این اقدام بهعنوان «اضافه شدن یک زخم بر پیوندهای ایران و آذربایجان» یاد کرده است.
اگر جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۶۰ شروع به تاسیس و آموزش نظامی حزبالله در لبنان -مهمترین گروه نیابتی خود در برابر اسراییل- کرد، اسراییل در یک دهه اخیر، با تفاوتهایی، در جمهوری آذربایجان موقعیتی مشابه مقابل جمهوری اسلامی ساخته است.
همکاری آن دو کشور بهحدی رسیده که در حمله مستقیم اسراییل به خاک ایران که برای اولین بار در ۵آبان۱۴۰۳ رخ داد، ابتدا تردیدهایی وجود داشت که حمله به پایگاه موشکی سپاه در شاهرود، با استفاده از حریم هوایی جمهوری آذربایجان انجام شده باشد.
با اینکه هیچ سند و مدرک عمومی درباره هدف قرار گرفتن احتمالی هلیکوپتر حامل «ابراهیم رئیسی»، رییسجمهور فقید ایران در اردیبهشت۱۴۰۳ پس از دیدارش با «الهام علیاف»، رییسجمهور آذربایجان در مرز دو کشور وجود ندارد، اما ناظران ایران باتوجه به سابقه اسراییل این فرضیه را مطرح میکنند که آیا این سقوط مشکوک پس از اولین حمله مستقیم ایران به اسراییل، اقدامی از جنس مقابلهبهمثل آن کشور نبوده است؟
چند هفته پیشاز این سقوط مرگبار، برای اولین بار مشخص شده بود که اسناد سرقت شده بایگانی اتمی ایران توسط اسراییل که ظرف چند ساعت از جنوب تهران به تل آویو رسید، با همکاری جمهوری آذربایجان از ایران خارج شده است. کامیونهای حامل بایگانی اتمی ایران از راه زمینی به جمهوری آذربایجان و از آنجا با هواپیما به اسراییل منتقل شده بود. اقدامی که جز با همکاری اطلاعاتی دو کشور، ممکن نبود. اسراییل اینک نه یک شریک مهم سیاسی، که چهارمین کشوری است که مراوده عمده اقتصادی با جمهوری آذربایجان دارد.
سرلشکر بسیجی «حسن فیروزآبادی»، رییس وقت ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، زمانی تهدید کرده بود که اگر جمهوری آذربایجان با اسراییل روابط سیاسی برقرار کند، ایران روابط خود را با همسایهاش قطع میکند. آذربایجان اکنون سالهاست که رابطه سیاسی با اسراییل دارد و باکو میزبان سفارت این کشور در جوار آبهای دریای خزر است. این روابط تاکنون از سوی ایران قطع نشده، اما بهشدت شکننده و متشنج است. جمهوری آذربایجان یک بار در واکنش به تیراندازی یک تبعه ایرانی در داخل سفارت آن کشور در تهران سفارت خود را تعطیل کرد و سپس، مکان بهتر و مفصلتری از دولت ایران برای سفارتش در تهران گرفت.
اختلافات جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان و عوامل منطقهای، به پیچیدگی خاصی رسیده است. مواردی نظیر تعیین خط مبدا در دریای خزر، حمایت ایران از گروههای اسلامی افراطی در جمهوری آذربایجان و در برابر همکاری این کشور با اسراییل.
رابطه سیاسی میان دو کشور در دهه ۱۳۹۰ به تنش لفظی میان دو کشور انجامید که یک سر آن در ایران، نظامیان بودند. رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بابت این همکاری، علیه مقامهای رسمی جمهوری آذربایجان خط و نشان می کشید و شبکه «سحر» تلویزیون برونمرزی ایران به زبان ترکی، برنامههای تحریکآمیز برای شهروندان آن کشور پخش میکرد.
علی اکبر صالحی در خاطرات خود «گذری بر تاریخ» شرح داده است که در طول دوره وزارت خارجهاش «هر زمان که قصد سفر به آذربایجان داشتم، برخی از دوستان مسوول حرفهایی را علیه رییسجمهور آن کشور و خانواده او می زدند که هم زیبنده کشور نبود و هم برای آنها آزاردهنده بود… . شما فکر کنید اگر رییس ستاد مشترک آذربایجان علیه یکی از مسوولان ما حرفی میزد، واکنش چه بود؟»
در مقابل، الهام علیاف، رهبر جمهوری آذربایجان، بهتندی از سیاستهای ایران انتقاد میکرد و آشکارا لحنی تهدیدآمیز آن جدیتر میشد. جمهوری آذربایجان به ایران پیشنهاد کرده بود تا تبلیغات خود را متوقف کند تا باکو هم رویه مشابهی پیش بگیرد.
علی اکبر صالحی، دومین وزیر خارجه ایران در دولت «محمود احمدینژاد»، در خاطرات خود گفته است که هربار دولت برای بهبود روابط با باکو تلاش میکرد «حسن فیروزآبادی»، سرلشکر بسیجی که آن زمان رییس ستاد کل نیروهای مسلح بود، با رفتار و گفتارش مانع می شد.
اگر گرمترین روابط ایران و جمهوری آذربایجان از زمان استقلال این کشور از شوروی سابق مربوط به دهه ۱۳۷۰ و دوره ریاستجمهوری حیدر علیاف، پدر رییسجمهور کنونی و «اکبر هاشمی رفسنجانی» باشد، سختترین آن همزمان با دوره کوتاه ریاستجمهوری رئیسی بود. علیاف از این دوره با تعبیر سنگینی یاد کرده است.
در یک سخنرانی در آذر۱۴۰۱ در باکو و پس از دو مانور نظامی سنگین ایران در مرز با جمهوری آذربایجان، علیاف گفت: «ایران هرگز مانند دوره اخیر این همه اظهارات نفرتانگیز و تهدیدآمیز علیه جمهوری آذربایجان صادر نکرده بود» و این کشور «در عرض چند ماه دو رزمایش نظامی در نزدیکی مرزهای ما برگزار کرده است…، ما با سه رییسجمهوری ایران محمد خاتمی، محمود احمدینژاد و حسن روحانی کار کردیم و در تمامی این سالها، هیچگاه وضعیتی شبیه وضعیت فعلی وجود نداشت.»
آخرین دیدار رئیسی و وزیر خارجه او «حسین امیرعبداللهیان»، دقایقی پیش از سقوط هلیکوپترشان، با علیاف بود، اما او نه برای مراسم یادبود رئیسی به تهران رفت و نه در تحلیف جانشین او شرکت کرد.
وقتی اعلام شد که ممکن است «مسعود پزشکیان»، رییسجمهور جدید ایران برای شرکت در «کاپ ۲۹» نشست زیستمحیطی سازمان ملل متحد به میزبانی باکو به جمهوری آذربایجان سفر کند، اطرافیان رییسجمهور پس از مدت کوتاهی خبر دادند که بهدلیل حضور رییسجمهور اسراییل در این اجلاس و «اقدامات خصمانه جمهوری آذربایجان علیه ایران»، پزشکیان به باکو نخواهد رفت.
تنشهای اخیر میان دو کشور پس از حمله جمهوری آذربایجان به ارمنستان برای بازپس گرفتن مناطق اشغالی این کشور در قره باغ بالا گرفت.
«علی خامنهای»، در یک سخنرانی در تهران، از بازگشت مناطق اشغال شده به جمهوری آذربایجان حمایت کرد، اما واقعیت این بود که در سه دهه قبل، زمانی که ارمنستان دست به اشغال کردن آن مناطق زد و ایران در کمال تعجب و در عمل از ارمنستان حمایت میکرد، زخمی متقابلی به زخمهای جمهوری آذربایجان بوده که التیام نیافته و عوارض آن ادامه دارد.
بازپسگیری مناطق اشغالی از ارمنستان که با حمایت صریح ترکیه و پشتیبانی غیرعلنی اسراییل با سرعت به موفقیت رسید، باعث تحولاتی جدی در منطقه شد. سرزمین جمهوری آذربایجان یک بخش جدا از خاکش به اسم «جمهوری خودمختار نخجوان» دارد. خاک ارمنستان حائل بین این دو بخش است و باکو میخواهد از طریق احداث جادهای که از روی نوار مرزی ایران و ارمنستان میگذرد، دو بخش خاک خود را به هم متصل کند و نظارت بر آن را هم به نیروهای روسی بسپارد.
اگر این طرح عملی شود، در واقع مرز زمینی مشترک بین ایران و ارمنستان نهتنها قطع میشود، که جمهوری آذربایجان و روسیه در مرز با ایران مستقر میشوند که تبعات منفی سیاسی و حقوقی عمیقی بر ایران و ارمنستان خواهد گذاشت. نام این طرح، «گذرگاه زنگزور» است.
ترکیه که همسویی سیاسی و استراتژیک با جمهوری آذربایجان دارد، از احداث گذرگاه زنگزور حمایت میکند و در مناقشات ایران و آذربایجان هم جانب باکو را میگیرد. موضعگیریها و اظهارات ترکیه که بعضا به تندتر شدن اختلافات بین ایران و آذربایجان میانجامد، باعث تشدید تنشها و پیچیدگی بیشتر این بحران شده است.
اما این تنها مساله ارضی و سرزمینی دو کشور نیست. مساله مزمن دیگری که وجود دارد، به آبهای دریای خزر میرسد. ایران و جمهوری آذربایجان مرز مشترک در خزر با هم دارند، اما خط مبدا این دریا هنوز مشخص نیست. لازمه مشخص شدن مرز دریایی دو کشور، معلوم شدن خط مبدا در خزر است.
تعیین این خط فرضی، در واقع مرزهای دولتی و سیاسی دو کشور را تغییر خواهد داد. براساس کنوانسیون حقوقی دریای خزر، ایران که یکی از دو کشور ساحلی دریای خزر است، بهدلیل شکل جغرافیایی ساحلش که برخلاف چهار کشور دیگر، تو رفتگی دارد، مجاز است که یک خط مبدا منصفانه و با معیار متفاوتی از دیگر کشورهای ساحلی خزر ترسیم کند، اما این کار جز با همراهی و موافقت جمهوری آذربایجان ممکن نیست.
تردیدی نیست که باوجود وضعیت متشنج بین دو کشور، ترسیم این خط کار آسانی نخواهد بود، چنانکه وزیر خارجه وقت ایران در آذر۱۴۰۲ گفته بود که مذاکرات مربوط به آن «در وضعیت رضایت بخشی نیست.» البته تا زمانی که این خط با رضایت ایران ترسیم نشود، کنوانسیون دریای خزر هم قابلیت اجرایی پیدا نخواهد کرد و این برگ برندهای است که در دست ایران است.
ایران و جمهوری آذربایجان میادین مشترک انرژی در دریای خزر دارند. یک بار در زمان ریاستجمهوری «محمد خاتمی»، اقدام یکجانبه باکو در دعوت از شرکت نفتی «شل» برای تحقیق در این میدان و خودداری از درخواست توقف آن، باعث شد که ایران به تهدید نظامی دست بزند و با به پرواز درآوردن جنگندههای نیروهای هوایی، باعث توقف عملیات شل شود.
در زمان «حسن روحانی» دو کشور توافق کردند که بهطور مشترک کار در این میدان را شروع کنند، اما تا در عالم سیاست امور روی آرامش نبیند، در بخشهای اقتصادی کار پیش نمیرود.
پیشینه فرهنگی و زبانی ایران با جمهوری آذربایجان اگر از ترکیه و روسیه بیشتر و عمیق تر نباشد، کمتر هم نیست. کشور کنونی جمهوری آذربایجان در حدود دویست سال پیش بخشی از ایران بوده. مظاهر تمدنی مشترک مثل مقبره «نظامی گنجوی»، یک مثال از فرهنگ مشترک میان دو کشور است، اما ایران با حکومت جمهوری اسلامی و اهداف تحریکآمیزش ازجمله تلاش برای نفوذ دادن افکار ولایت فقیه در آذربایجان، تا به اینجا، بازی را به طرفها باخته است.
علیاف در برابر رویکرد جمهوری اسلامی ایران گفته است که «تمام تلاش خود را برای حفظ سبک زندگی و توسعه با شیوه سکولار انجام خواهد داد» و در اظهارات تحریکآمیز متقابلی در آذر۱۴۰۱ گفته بود «برای منافع آذربایجانیهای مقیم ایران که بخشی از مردم ما هستند، همه کوشش» خود را به کار خواهد گرفت.
تنشهای بیپایان لفظی بین دو کشور، علامتی از تشنج در روابط سیاسی است که فعلا هیچ چشماندازی برای بهبود پایدار ندارد.
بیشتر بخوانید:
بایگانی سرقت شده اتمی ایران چطور از راه جمهوری آذربایجان به اسراییل رسید؟
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر